مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، امنیت ملی، شورای امنیت، بازدارندگی

دانلود پایان نامه ارشد

بود، طرح جدید نشان دهنده ی تمرکز روسیه بر تروریسم و سایر تهدیدات «امنیتی نرم» بود و آرزوی این کشور بر کنترل عصر پس از شوروی را از نو احیاء می کرد. این طرح همچنین بر التزام روسیه به تبدیل ارتش خود به یک نیروی حرفه ای که بتواند در جنگ های نامتقارن بجنگد، تاکید می نمود. در طرح توسعه نیروهای نظامی روسیه، تاکید جدیدی بر کاربرد نیروی نظامی به منظور دفاع از منافع اقتصادی روسیه در خارج و نیز حمایت از اقلیت های روسی زبان در کشورهای عضو جامعه کشورهای مستقل همسود، صورت گرفته بود.(صباغیان، 1382)
سومین دکترین نظامی روسیه
در ۱۳مه سال ۲۰۰۹، دمیتری مدودف رئیس جمهور فدراسیون روسیه، حکم مربوط به «استراتژی امنیت ملی روسیه تا سال ۲۰۲۰» را با هدف هماهنگ نمودن تلاش های ارگان های فدرال قوه مجریه، ارگان های حکومتی زیر مجموعه های فدراسیون روسیه، سازمان ها و شهروندان فدراسیون روسیه در تأمین امنیت ملی تأیید نمود(خبرگزاری ریانوستی، ۲۰۰۹) و به دنبال آن، استراتژی امنیت ملی موضوع دکترین جدید نظامی روسیه مطرح گردید. بر این اساس در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۱۰، دمیتری مدودف رئیس جمهوری روسیه، دکترین جدید نظامی این کشور و قوانین مربوط به تلاش های دولت روسیه در زمینه حفظ بازدارندگی هسته ای تا سال ۲۰۲۰ را مورد تایید قرار داد.
دکترین جدید نظامی روسیه با توجه به تهدیدات نظامی جدید در جهان، احتمال بروز مناقشات نظامی با تکیه بر قدرت هسته ای روسیه و امکان استفاده از آن برای مقابله با متجاوزان تکمیل شده است. «نیکلا پاتروشیف»دبیر شورای امنیت روسیه با اشاره به اینکه دکترین جدید نظامی روسیه تهدیدی برای سایر کشورها محسوب نمی شود، در عین حال یادآور شده که روسیه خواستار جهان بدون سلاح هسته ای است، ولی برای این منظور لازم است نه تنها روسیه و آمریکا از سلاح های هسته ای چشم پوشی کنند، بلکه سایر کشورهای عضو «باشگاه هسته ای» هم از این الگو پیروی کنند. وی در توضیح علت تغییر مداوم در دکترین نظامی روسیه چنین اظهار داشته که «در جهان تهدیدات نظامی تازه ای پیدا شده که روسیه در برابر آنها به طور کامل بیمه نشده است، بنابراین نیاز به تجدید نظر در این سند، امری ضروری بود.» (روزنامه اعتماد، 1388)
در دکترین جدید نظامی روسیه، امکان استفاده از سلاح هسته ای برای دفاع از تجاوز نظامی به روسیه و یا یکی از متحدانش و نیز در صورت تلاش برای ضربه زدن به تمامیت ارضی این کشور پیش بینی شده است. بر این اساس در دکترین نظامی جدید روسیه، ضمن تاکید بر حق روسیه در استفاده از تسلیحات هسته ای در زمانی که مورد تهدید قرار گرفته است، گسترش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز تهدیدی برای امنیت ملی روسیه تلقی شده است. در این دکترین، گسترش سازمان نظامی ناتو به اروپای شرقی و همچنین طرح های آمریکا برای ایجاد سپر موشکی در اروپا به مثابه خطری برای امنیت ملی روسیه تلقی شده اند.(خبرگزاری فارس، 1388)
علاوه بر این در سند جدید دکترین نظامی روسیه، تهدیدات نظامی جدید جهانی همچون مبارزه بر سر سوخت، انرژی و سایر منابع طبیعی با استفاده از نیروهای مسلح، گسترش ناتو، گسترش سلاح کشتار جمعی، از جمله سلاح های هسته ای و تروریسم بین المللی مورد توجه قرار گرفته اند. در دکترین جدید نظامی بر این مساله تاکید شده است که مهم ترین وظیفه روسیه جلوگیری و قدرت بازدارندگی در مقابل بروز هر نوع مناقشه نظامی است. همچنین در این سند آمده است که روسیه استفاده از نیروهای نظامی به منظور پاسخگویی به اقدامات تجاوزکارانه در قبال خود یا متحدان خویش و همچنین با هدف حفظ یا احیای صلح بر اساس تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد و سایر ساختارهای امنیت بین المللی را قانونی می داند.(روزنامه اعتماد، 1388)
بر اساس دکترین جدید نظامی، روسیه به عنوان یک قدرت هسته ای در جهان این امکان را دارد که برای مقابله با دشمنان بالقوه خویش و ممانعت از اقدامات متجاوزانه آنها، از قدرت بازدارندگی هسته ای خویش استفاده کند. در واقع در این سند، امکان استفاده از سلاح های هسته ای با توجه به اوضاع و مقاصد دشمنان احتمالی مورد توجه قرار گرفته ودر شرایطی که امنیت ملی روسیه در معرض خطر قرار داشته باشد، وارد کردن حملات هسته ای به طرف متجاوز، از جمله حملات پیشگیرانه غیرممکن دانسته نشده است.
رئالیسم روسی و دکترین های نظامی
پس از روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در روسیه به عنوان رئیس جمهور، سیاست خارجی کرملین دستخوش تغیر و تحول اساسی شد. مهمترین وجه این سیاست خارجی را عملگرایی و واقع گرایی تشکیل می داد. به نحوی که طی سال های گذشته، همواره رئالیسم حاکم بر کرملین، عامل عمده ی تحولات سیاست خارجی روسیه بوده است و این امر را به خوبی می توان در دکترین جدید نظامی این کشور نیز مشاهده نمود. در خصوص محورهای مهم رئالیسم روسی باید به اهداف، اولویت ها و برنامه های موجود در سیاست خارجی روسیه رجوع شود. از جمله کلیدی ترین موضوعات در سیاست خارجی روسیه که از دوران ریاست جمهوری پوتین تا کنون با قوت و توجه زیادی دنبال شده است، می توان به مباحث زیر اشاره کرد:
• حفظ نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک در «خارج نزدیک»؛
• حفظ بقایا و نشانه های باقی مانده ی دوران ابرقدرتی؛ با اهمیت دادن به تداوم برتری هسته ای و ایفای نقش به عنوان یکی از پنج قدرت عضو شورای امنیت؛
• علاقه مندی جهت تقویت روابط با کشورهای کلیدی اروپا و بهره بردای از شکاف های موجود در روابط اروپا و آمریکا؛
• توسعه ی روابط تجاری و دیپلماتیک با چین که شدیدا یادآور سیاست های آمریکا در قبال چین در دوران جنگ سرد است؛ تغیر شکل دادن محیط فعلی بین المللی، در راستای تضعیف نفوذ ژئوپلتیکی آمریکا و تبدیل آن به سیستم جهانی با چند قطب. (Dobriansky, 2000: 2)
علاوه بر این به نظر می رسد سیاست خارجی روسیه تحت رهبری دیمیتری مدودف نیز مبتنی بر اصولی نظیر «پساایدئولوژیک گرایی»، «تجاری کردن و امنیتی کردن روابط بین المللی و منطقه ای» در چارچوب «نمایش قدرت» باشد. این سیاست معلول چند عامل مهم است. نخست آنکه مقامات کرملین به درکی درست و جدی از رقابت سیاسی و اقتصادی میان آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و روسیه رسیده اند. آنها به خوبی می دانند که مخالفت با کوشش های روسیه به منظور افزایش نفوذ در حوزه های پساکمونیستی از طریق دولت های کشورهای مجاور و بازیگران و نهادهای خارجی طی سال های اخیر گسترش یافته است. بر این اساس کاهش نقش روسیه به عنوان شریک مسلط بر سرمایه گذاری و تجارت خارجی همسایگان خود تا حد زیادی از همین تلاش قدرت های دیگر ناشی می شود. در نتیجه روس ها دریافته اند که برای همگرایی با همسایگان خود باید به ارائه ی یک طرح نوین و جامع بپردازند. در غیر این صورت روسیه توان رقابت با ایده ی همگرایی اروپایی را از دست خواهد داد.
با توجه به این نکات، رئالیسم روسی نمی تواند در قبال برخی از مسائل نظاره گر باشد و یا با آنها به نوعی کنار بیاید. یکی از این مسائل، گسترش ناتو به شرق است. طی سال های گذشته، روس ها همواره نگرانی خود را از گسترش ناتو به شرق و به خصوص عضویت اوکراین و گرجستان در این اتحادیه ی نظامی ـ امنیتی ابراز داشته اند. از این رو می توان گسترش ناتو به شرق را یکی از مهم ترین چالش های سیاست خارجی روسیه به حساب آورد. مسئله ی دیگری که به خصوص طی چند سال اخیر ذهن روس ها را به خود مشغول کرده بود، استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپای شرقی است. به خصوص که دولت آمریکا هم اینک از طرح جدیدی مبنی بر استقرار سامانه ی دفاع موشکی جدیدی در رومانی نیز خبر داده است.
یکی دیگر از مسائلی که روس ها در سیاست خارجی خود نمی توانند با آن سازش کنند، مسئله ی نفوذ اروپای غربی در اروپای شرقی است. به خصوص که روس ها همچنان اروپای شرقی را حوزه سنتی نفوذ خود به شمار می آورند. در این راستا روس ها همواره به گسترش اتحادیه اروپا به سمت شرق با نگرانی و تردید نگریسته اند. موضوع دیگری که همواره روس ها را در برابر غرب قرار داده است، مسئله ی وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در روسیه است که در اکثر مواقع مورد انتقادهای جدی واقع شده است. بر این اساس روس ها انتقاد از وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در روسیه را به مثابه دخالت در امور داخلی خود می نگرند و سابقه نشان داده که هیچ انتقادی را تحمل نمی کنند.
در سند سياست خارجي روسيه كه در سال 2000 تدوين شد و نسخه جديد آن توسط دولت مدودف نگارش يافته است، بزرگترين تهديدها و فرصت هاي اين كشور از جانب منطقه غربي است، كه از جمهوري هاي بالتيك تا مرزهاي جنوب غربي يعني از روسيه سفيد، اوكراين، مولداوي، تا درياي سياه، قفقاز و درياي خزر امتداد دارد. در سند جديد سياست خارجي كه از پنج بخش تشكيل شده است، اهداف سياست خارجي اين كشور شامل تأمين امنيت ملي، ايجاد زمين ههاي مناسب در خارج براي توسعه روسيه در داخل، نفوذ در روندهاي جهاني براي تضمين شكل گيري نظم عادلانه و دموكراتيك در جهان، تقويت نهادهاي بين المللي و حقوق بين الملل و حمايت از منافع قانوني و مشروع شهروندان روسيه در خارج عنوان شده است. در حمله به اوستيا در سال 2008، مدودف با استناد به بند اخير سند سياست خارجي، اقدام روسيه را دفاع از جان و مال شهروندان روسي عنوان كرد .
در نسخه جديد اين سند در ژانويه 2008 با اشاره به عضويت روسيه در شوراي امنيت، گروه هشت و ساير سازمان هاي بين المللي و منطقه اي بر استفاده از اين ظرفيت براي افزايش كارآمدي سياست خارجي روسيه تأكيد شده است. همچنين بر نقش آفريني بيشتر مسكو در اقتصاد و سياست جهاني، رد نظم بين المللي تك قطبي و بر نقش روسيه در بنيان گذاري نظام بين المللي جديد اشاره مي شود. دراين بخش اشاره شده است كه روسيه سياست خارجي باز، قابل پيش بيني و عمل گرايانه اي براي تأمين منافع ملي خود انتخاب كرده و سياست خارجي روسيه متوازن و چند جانبه است. در سند تأكيد شده است كه اين كشور بزرگترين قدرت اوراسيايي است و جايگاه آن به عنوان يكي از دولت هاي رهبري كننده جهان و عضو دائم شوراي امنيت تقويت شده است و منافع ملي آن ايجاب مي كند كه در دستور كارهاي بين المللي نقش بيشتري ايفا كند. (رمضان زاده و حسینی، 1389: 43)
در بحث سپر دفاع موشكي موضع روسيه اين است كه به سمت برخوردي پر هزينه مانند مسابقه تسليحاتي كه براي اقتصاد و توسعه ، ويرانگر و پر هزينه است ، پيش نخواهد رفت. بر اولويت منطقه اي توسعه همكاري هاي دو يا چند جانبه با كشورهاي مشترك المنافع و بر نقش سازمان همكاري شانگهاي، سازمان امنيت دسته جمعي، سازمان همكاري درياي سياه و همكاري با دولت هاي ساحلي درياي خزر بسيار تأكيد شده است. هدف اصلي سياست خارجي روسيه در اروپا، ايجاد يك نظام واقعي باز و همكاري امنيتي منطقه اي و تأمين اتحاد منطقه اي اروآتلانتيك است .
در اين سند روسيه به عنوان يك قدرت بازسازي شده تعريف مي شود كه حاضر به نقش آفريني در همكاري ها و بحران هاي منطقه اي و جهاني است. برجسته ترين نمود اين قدرت يابي واكنش روسيه به تحولات سياسي اوكراين و گرجستان در سالهاي 2004 و 2005 است. انقلاب هاي مخملي در اوكراين و گرجستان به طور متوالي تهديد منافع روسيه و محدود كردن حوزه نفوذ اين كشور را نشانه گرفته بود. مسدود كردن انتقال انرژي به غرب عملي بود كه روسيه از آن به عنوان ابزاري جهت مقابله با نفوذ قدرت هاي فر امنطقه اي در حوزه اوراسيا و اروپاي شرقي بهره گرفت و پس از آن انرژي را به عنوان بخش مهمي از پايه هاي اقتصاد سياسي اين كشور و بازگشت قدرت روسيه و تأثيرگذاري بر تحولات عرصه بين المللي مطرح كرد. (رمضان زاده و حسینی، 1389: 44).
بازگشت روسيه به عرصه بين المللي را مي توان در سه مؤلفه ملاحظه كرد:
1. تقويت روابط ميان اعضاي جامعه كشورهاي مستقل مشترك المنافع با ايجاد جامعه اقتصادي اوراسيا و به دست آوردن نفوذ اقتصادي – سياسي بيشتر در كشورهاي مشترك المنافع،
2. افزايش نقش آفريني روسيه در سازمان ملل، شانگهاي و ساير نهادهاي بين المللي،
3. ايجاد نظم جديد در زمينه انرژي

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود امنیت ملی، امنیت بین المللی، افزایش بحران، منافع ملی Next Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، ریاست جمهوری، سازمان ملل، وزارت امور خارجه