مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، استقلال کوزوو، اتحادیه اروپا، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

بالاخره برخورد سازنده با تظاهرات شهري مخالفانش از جمله موارد پايبندي عملي پوتين به اصول توسعه سياسي به حساب مي آيد. پوتين علاوه بر آن با انتشار مقاله بسيار مهم «دموكراسي و كيفيت دولت» كه در فوريه 2012 در روزنامه كامرسانت منتشر كرد ضمن اعلام پايبندي كامل به توسعه سياسي و تقويت جامعه مدني به عنوان نيازمندي فعلي روسيه برخي برنامه هاي خويش در اين زمينه را تشريح كرد. مهم ترين موانع فراروي پوتين در تحقق توسعه سياسي عبارتند از :1- نگراني پوتين از دخالت عوامل خارجي در امور داخلي روسيه؛ خاصه آنكه سفير آمريكا در مسكو علناً به بهانه تقويت جامعه مدني در روسيه قصد انجام دخالت در امور داخلي روسيه را دارد، 2- وابستگي پوتين و اطرافيان وي به اقتصاد نفت و گاز 3- امكان رويگردان شدن بخش هايي از پايگاه اجتماعي پوتين از وي طي دوران زمامداري آتي اش، 4- بحران اقتصادي فراروي روسيه و غرب و نگراني طبقه متوسط از اثرات نامطلوب بحران مزبور بر توسعه اقتصادي و سياسي در روسيه، 5- بحران هاي فزاينده و حل نشده روسيه در مناطق توسعه نيافته قفقاز شمالي و شرق دور، 6- رشد فزاينده ملي گرايي افراطي در ميان روس ها.(روزنامه شرق، 1391: 7)
در هر حال به نظر مي رسد تمامي تحليل گران سياسي مسايل روسيه نسبت به مؤلفه هاي ذير توافق نظر و اجماع دارند:
1. نيازمندي روسيه به توسعه سياسي بيشتر از آنكه ناشي از دخالت خارجي در اين كشور باشد بيشتر متاثر از واقعيات و نيازمندي ها در داخل جامعه روسيه است.
2. بازگشت پوتين به رفتارهاي سياسي اقتدارگرايانه در حوزه سياست مشكل تر از گذشته خواهد بود.
3. نيروي اصلي رقيب پوتين در عرصه سياست و ثروت، ليبرال – دموكراسي است و ساير جريانات فكري و سياسي نظير ملي گرايي يا كمونيسم فعلااهميت چنداني ندارند و حتي در مواردي خطرناك هم هستند.
4. پوتين ناچار خواهد بود ميان اصلاحات ليبراليستي و رويارويي خطرناك با غرب نوعي موازنه و تعادل برقرار كند.
5. دخالت هاي خارجي خاصه از ناحيه ايالات متحده آمريكا (به دليل حساسيت هاي پوتين) از مهم ترين چالش هاي واقعي بر سر راهتوسعه سياسي در روسيه است چنان كه انتقادات پوتين عليه آمريكا و غرب در ليبي و سوريه كه به صورت محكوميت دموكراسي صادراتي غرب از جانب وي بروز كرد در راستاي نگراني پوتين از برنامه هاي آمريكا براي دخالت در امور داخلي ديگر كشورها تفسير مي شود.(روزنامه شرق، 1391: 7)
قیمت جهانی نفت در سال های دهه 1980 رو به کاهش گذاشته بود. در سال های 1990 تا 1998 زمانی که بهای نفت به کمتر از 10 دلار در هر بشکه رسیده بود و بهای گاز هم پایین ترین سطح خود کنترل کرده بود، وابستگی روسیه به انرژی، این کشور را در آستانه سقوط قرار گرفته بود. رکود بحران اقتصادی در خاور دور، اقتصادی پر تحول را به وجود آورده بود. کاهش اندکی در تقاضای نفت باعث بحران بزرگی در بازار های جهانی می شد. در نتیجه سرمایه گذاری ها به شدت کاهش می یافت و شهر نشین روسیه خسارت شدیدی را تحمل می کردند، بنابراین در این برهه از زمان اگر شرایط مدیریت و کنترل نمی شد روسیه می بایست شاهد عواقب ناگواری می شد.
پوتین این واقعیت را به خوبی می دانست که سرنوشت روسیه به ثبات در قیمت ها بستگی دارد اگر قیمت نفت در سطحی بالاتر از 50 دلار به دو بشکه بایستد طبعاً روسیه نیز روی خوشبختی را خواهد دید. امّا افزایش بیش از حد را هم نمی پسندید و آن را زیان آورمی دانست اگر قیمت نفت، بیش از حد بالا می رفت آنگاه کشورهای مصرف کننده به فکر استفاده از انرژی هسته ای و اتانول می افتادند و یا انرژی خورشیدی را برمی گزیدند. سال های 1998 و 1999 شاهد پایین ترین سطح شاخص ها در اقتصاد روسیه بود. پوتین می دانست اقتصاد روسیه تا کجا به اقتصاد جهانی وابسته است و ثروت به دست آمده جدید تا چه اندازه ناپایدار است. پوتین می دانست که نفت فقط پلی است به سوی داشتن یک اقتصاد جامع تر. پوتین در زمینه ی روابط مبتنی انرژی به اروپای غربی به طور کلی و آلمان به طور اخص اعلام کرد. «ما از این روابط خوشحالیم و حتی در سخت ترین شرایط روسیه، اجازه نخواهیم داد جریان انرژی به سمت غرب متوقف شود.» (اشتورمر، 1390: 83)
سیاست خارجی روسیه در دوره پوتین
روسيه در دوران پوتين با هدف بازيابي جايگاه گذشته خود در نظام بين الملل، رويكرد تهاجمي در سياست خار جي در پيش گرفته است. در اين راستا، پوتين ابتدا 2000 زمينه هاي نظري اين رويكرد جديد را در قالب اسناد – در سال هاي ۱۹۹۹ چهارگانه اي كه در مجموع دكترين پوتين ناميده مي شود طراحي كرد. اما در سال هاي آغازين هزاره سوم محركه هايي از قبيل وقوع انقلاب هاي رنگي، سياست تهاجمي آمريكا در قبال روسيه، با زمينه هايي از قبيل موفقيت هاي داخلي پوتين، شكست هاي آمريكا در عراق و افغانستان و افزايش توانمندي هاي اقتصادي روسيه، سياست مورد نظر پوتين را به مرحله اجرايي در آوردند و باعث تشديد نظامی گري و گسترش طلبي ديپلماتيك روسيه شدند. (طالبی آرانی، 1386: 1)
روسیه در دوره ی پوتین، بیش از هر چیز متأثر از تحول های بین المللی از جمله جهانی شدن در تمام ابعاد، فرآیند همگرایی در اروپا، توسعه طلبی های آمریکا، گسترش اسلام، تروریسم بین الملل، امنیت انرژی، قدرت یابی فزاینده چین و هند و تحول های اقتصاد بین الملل بوده است. رویکرد عمل گرایانه او در سیاست خارجی ، بر اصولی همچون تأکید بر اقدام، بازی مثبت و نبود تقابل زدایی از سیاست خارجی متمرکز است. پوتین از ابتدای به قدرت رسیدن، سه اصل نوسازی اقتصادی، دستیابی به جایگاهی بایسته در فرآیند های رقابت جهانی و بازسازی جایگاه روسیه به عنوان « قدرت بزرگ جدید» را مبنای سیاست خارجی خود قرار داد و برای تحقق این هدف ها « نظریه قدرت بزرگ مدرن هنجارمند» که مفهوم « میهن دوستی روشن بینانه دموکراتیک » در آن نقش محوری داشت را به عنوان راهبرد جدید سیاست خارجی مطرح کرد. (مصلی نژاد، 1392: 122)
پیگیری سیاست تهاجمی در حوزه انرژی، تأکید بر تثبیت قدرت به عنوان «ابرقدرت انرژی» سیاست خاورمیانه جدید، پیگیری برنامه های پرهزینه نوسازی نظامی و فروش گسترده تسلیحات نظامی، نبود پذیرش قاطع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی ودر پی آن تعلیق پیمان سلاح های متعارف، استقرار پایگاه جدید دفاع ضد موشکی در سن پترزبورگ و اعلام غیرمنتظره سمت گیری دوباره موشک های هسته ای آن به سوی اروپا و مقاومت در برابر تلاش آمریکا و اتحادیه اروپا برای اعلام استقلال کوزوو از جمله موضوع های شاخص این دوره هستند که روسیه با تمرکز فعال بر آنها تلاش می کند تا ارتقای موقعیت خود در عرصه ی جهانی را به طرف های خارجی خود به ویژه غرب گوشزد و خود را بازیگر فرامنطقه ای مهم در ترتیبات و معادلات منطقه ای معرفی کند. (Bailes, 2005: 32)
روي كار آمدن پوتين، نقطه عطفي در سياست هاي داخلي و خارجي اين كشور پس از جنگ سرد به شمار مي آيد. پوتين كوشيده است از يك سو با حل بحران هاي داخلي، ثبات و انسجام را به روسيه بازگرداند و از سوي ديگر با بيرون آوردن روسيه از لاك خويش با رويكردي پيشروانه و تهاجمي در برابر محدوديت سازي هايي كه عمدتاً غرب با توسعه طلبي خود عليه ر وسيه پديد آورده است، بايستد . هدف پوتين از اين رويه ها بازگرداندن ملت روسیه بلندآوازگي گذشته خود و بازيابي روسيه به عنوان قدرتي جهاني است. در اين راستا مي توان گفت رويكرد تهاجمي پوتين در سياست خارجي، واكنشي در برابر وادادگي يلتسين در برابر غرب و به ويژه آمريكا بوده است. پوتين نماينده نسل جديدي از رهبران روسيه است كه در دوران بلوغ سياسي شان، هم فروپاشي كشور ابرقدرت خود (شوروی) در عصر گورباچف را تجربه كرده اند و هم نابساماني هاي اجتماعي، بي ثباتي هاي سياسي و بحران هاي اقتصادي فدراسيون روسيه در دوران يلتسين را مشاهده كرده اند. از اين رو شگفت آور نيست كه پوتين در واكنش به اين نشيب هاي مستمر به دنبال بازگرداندن جايگاه گذشته روسيه در عرصه بين المللي باشد و سياستي متفاوت با نگرش هاي اسلاف خود يعني گورباچف و يلتسين در پيش گيرد(طالبی آرانی، 1386: 2). پوتين پس از به قدرت رسیدن مهمترین هدف خود را پس از هموار ساختن چالش های داخلی، در جهت ارتقای جایگاه کشور روسیه در سطح نظام بین الملل قرار داد و در اين راستا تلاش کرد، با طرح برنامه هايي سياست خارجي روسيه را متحول سازد.
مهمترین اقدامات پوتین در راستای تحول سیاست خارجی روسیه تدوین چهار سند است که آن را چارچوبه ی سیاست خارجی خود در تمامی مراحل قرار داد.اين اسناد كه حداكثر تا اواسط سال ۲۰۰۰ به تصويب رسيدند عبارت بودند از:
۱. دكترين دفاعي، كه پيش نويس آن در اكتبر ۱۹۹۹ تنظيم شد و در آوريل ۲۰۰۰ با حكم رياست جمهوري رسميت يافت،
۲. سند امنيت ملي، كه در ژانويه ۲۰۰۰ منتشر شد،
۳. سند سياست خارجي، كه در جولاي ۲۰۰۰ به تصويب رسيد،
۴. سند امنيت اطلاع رساني، كه در آگوست ۲۰۰۰ به تصويب رسيد.
اسناد بالا دکترین جدیدی در عرصه ی سیاست خارجی روسیه با عنوان «دکترین پوتین» در قرن بیست و یکم محسوب می شوند و در واقع واکنشی در مقابل سیاست های یکه تازانه ایالات متحده آمریکا و جهت گیری های برخی از کشورهای حوزه ی قفقاز در اعتراض به قدرت روسیه و سلطه ی آن می باشد. علاوه بر این اين اسناد ظهور جهان تك قطبي با محوريت سلطه ايالات متحده را به باد انتقاد مي گيرند. دكترين پوتين در اين راستا مدعي است از حوزه نفوذي برخوردار است كه اكثر مناطق نيم كره شرقي را دربرمي گيرد. براي مثال، سند امنيت ملي مناطق اروپا، ماورای قفقاز، آسياي ميانه، حوزه آسيا پاسيفيك و خاورميانه را حوزه هاي نفوذ روسيه مي نامد؛ علاوه بر اين، گسترش ناتو را خطري براي سرزمين روسيه مي داند و اقدامات ناتو به رهبري آمريكا در توسل به زور را هم نقض حقوق بين المللي اعلام مي كند و هم يك روند امنيتي خطرناك تلقي مي كند.
متن این سه سند بیان کننده ی یک دگرگونی اساسی در سیاست خارجی روسیه نسبت به جهان غرب بود. در سند جدید سیاست خارجی روسیه، بر تلاش برای حمایت از منافع ملی جهت رسیدن به این هدف ها تأکید شده است: تضمین امنیت کشور، حفظ و تقویت حاکمیت و تمامیت سرزمینی آن، دستیابی به جایگاه محکم و تمامیت سرزمینی آن، دستیابی به جایگاه محکم و دارای وجهه در جامعه جهانی که با منافع روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ و یکی از مراکز دارای نفوذ هم خوانی کامل داشته باشد.(شرافت، 1383: 137)
نكته مهم تر در محتواي اين سند، اين است كه براي اولين بار بعد از جنگ سرد، كرملين ايالات متحده را تهديدي بزرگ براي دولت روسيه معرفي مي كند. اين موضع گيري در دولت پوتين نشان مي دهد كه دگرگوني ريشه اي در قياس با اسناد سياست خارجي در دوران يلتسين پديد آمده است.در اسناد سياست خارجي در دوران يلتسين آمده بود كه روسيه هيچ دشمن خارجي ندارد و خطر عمده فراروي دولت روسيه به دغدغه هاي داخلي از قبيل جرم و بزهكاري، فساد و افراط گرايي سياسي مربوط مي شود. محوريت تأكيد بر تهديد خارجي به جاي تهديد داخلي حكايت از آن دارد كه پوتين حتي تهديدهاي داخلي را نيز متأثر از پويش هاي خارجي مي داند؛ در اين راستا، مي توان گفت كه روسيه اولويت را به مقابله با تهديدات خارجي حتي با رويكرد تهاجمي داده است. دكترين امنيت ملي روسيه با برداشتي موسع تر، تهديدات عليه دولت روسيه را مشخص مي سازد و در اين ميان برخلاف گذشته، استقرار پايگاه هاي نظامي خارجي در مجاورت مرزهاي روسيه را براي روسيه تهديد آفرين مي داند و هشدار می دهد در صورتي كه روسيه با تسليحات كشتار جمعي غيرهسته اي از قبيل كلاهك هاي شيميايي يا تسليحات بيولوژيكي يا با يك نيروي متعارف كوبنده مورد حمله قرار گيرد از تسليحات هسته اي براي مقابله استفاده خواهد كرد.
علاوه بر اين در مورد ادعاهاي سرزميني در مورد قلمرو روسيه نيز هشدار مي دهد و اعلام مي كند كه طرح چنين ادعاهايي، منازعات در مرز هاي روسيه و كشورهاي مستقل مشتر ك المنافع را تشديد خواهد كرد.در سند سياست خارجي نيز، روسيه براي اولين بار بر لزوم سيطره بر

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، ریاست جمهوری، سازمان ملل، وزارت امور خارجه Next Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، افغانستان، خاورمیانه، ایدئولوژی