مقاله درمورد دانلود روان شناسی، کتابهای درسی، کودک خردسال

دانلود پایان نامه ارشد

برای رشد استعدادهای کودکان در زمینه های خاص است و همچنین سبب می شود تا دانش آموزان مهارتهای موسیقی عمده را به عنوان سهمی برای یادگیری مستمر رشد دهند.
زیرا هم در مدارس خصوصی و هم عمومی در رشد هوش – اجتماعی،فیزیکی و هیجانی بچه ها اثر دارد. کارل ارف104(1982-1895)عقاید فن تعلیم اُرف را برای آموزش کودکان پیش دبستانی در دانمارک به کار برد،با الهام از ارف بدیهه گویی،یک عنصر نوین در تعلیم موسیقی در مدارس عمومی دانمارک شده است. ارف تصور نمی کرد که همه موسیقی ها بایستی در خلال حرکت بیان شوند ولیکن از ارتباط بین ریتم و حرکت در کودکان آگاه بود،وی معتقد بود که از آنجائیکه بچه ها نمی توانند با ترانه هایی هماهنگ شوند که به صورت خالص شامل واژه ها و اصطلاحات کلامی هستند،پس بایستی آهنگ های 2 تا 5 نتی را قبل از آهنگ های ردیف بزرگتر یاد بگیرند،ارف به هماهنگی و وحدت حسی – حرکتی در آموزش موسیقی معتقد بود(هلگرسن105،1997).
2-23-6 .آموزش موسیقی در ژاپن
مدارس ابتدایی ژاپن در سال 1873 در زمان حکومت امپراتور می جی آغاز به کار کردند. امپراتور می جي تصمیم گرفت با تکیه بر آموزش و پرورش ژاپن را مدرنیزه کند و با جهان و مسائل بین المللی آشنا سازد در ابتدای امر دوره آموزشی اجباری برای کودکان ژاپنی چهار سال و آموزش آواز خواندن جزو دروس اصلی و اساسی آن بود. سرانجام حکومت ژاپن در سال 1879 موسسه موسیقی را در توکیو تاسیس کرد؛ اهداف این موسسه عبارت بودند از: 1- مطالعه موسیقی سنتی ژاپن و سایر کشورها 2- انتخاب مناسب ترین ترانه ها برای کودکان و آوردن آنها در کتاب های درسی 3- آموزش معلم های موسیقی به طوری که آنها بتوانند موسیقی ملی ژاپن را ایجاد کنند. اولین کتاب درسی موسیقی به نام ترانه های دبستانی جلد 1 در سال 1881 چاپ شد. چاپ کتابهای درسی موسیقی گام بسیار ارزنده ای بود که موسسه موسیقی در این زمینه برداشت و تأثیر بسیار عمیقی بر آموزش موسیقی در دبستانها و موسیقی بزرگسالان گذاشت(اینانلو،1388).
در سال 1910 وزارت آموزش و پرورش ترانه های کودکانه را جمع آوری کرد و در سال 1918 بسیاری از آنها به رهبری شی نی چی سوزوکی106 در مجله ای به نام پرنده سرخ جمع شدند. پس از سالهای 1950 که دوران بازسازی ژاپن آغاز شد بسیاری از والدین برای آموزش فرزندان خود اقدام به خرید پیانو،و ویولن و سایر آلات موسیقی کردند. از سالهای 1960 به بعد موسیقی دان های ژاپنی توانستند در بسیاری از مسابقات بین المللی موسیقی،مدال های مختلفی را به دست آوردند و این روند سال به سال از سرعت بیشتری برخوردار شد. در ظرف 15 سال گذشته ژاپن یکی از مهمترین کشورهای پرورش دهنده موسیقی دان های برجسته موسیقی کلاسیک است. و این فرایند پر بار شدن موسیقی در طی سالهای اخیر همچنان ادامه دنسته است(رضایی،1388).

2-23-7. معرفی روش آموزش سوزوکی
شی نی چی سوزوکی،معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی زندگی خود را وقف آموزش موسیقی به کودکان کرد،توانایی کودکان در جذب و شبیه سازی زبان مادری او را ترغیب کرد تا زندگی کودکان را از طریق موسیقی غنی تر سازد او معتقد بود که توانایی موسیقیایی استعدادی ذاتی نیست بلکه قابلیتی است که می توان آن را پرورش داد. سوزوکی اصول اساسی و اولیه اکتساب زبان را برای فراگیری موسیقی به کار گرفت و متد خود را به روش آموختن زبان مادری و یا پرورش استعداد تنظیم می کرد. وی معتقد بود که کودکان کم سن قابلیتی ذاتی و طبیعی برای انطباق با محیط دارند. بنابراین اگر ما این دوره زندگی را از دست بدهیم بسیار دشوار خواهد بود که به نتایج آموزش های آن دوره دست یابیم،چرا که این سالها در رشد و تکامل فرایندهای ذهنی و هماهنگی عضلانی کودک خردسال بسیار مهم است. به طور کلی هدف از تعلیم به روش سوزوکی کمک به کودک است تا به شادی و خوشبختی،جرات و اعتماد به نفس،انضباط،قدرت تمرکز،نیروی عزم و اراده برای امتحان دشواری ها و احترام به خود و دیگران را فرا گیرند. هدف اولیه دکتر سوزوکی هرگز این نبود که به کودکان تنها چگونگی نواختن سازها را بیاموزد بلکه او از تأثیر بی نظیری که موسیقی می تواند در همه مراحل یادگیری داشته باشد دفاع کرده است . او معتقد بود که با محیط مناسب و طی مراحل آموزشی صحیح از طریق موسیقی می توان قدرت درک تفاهم و حساسیت را در کودکان بالا برد و برای کودک زندگی بهتر و برای همه ما دنیای بهتر را به وجود آورد. طرز فکر و عقیدة سوزوکی در آموزش صلح و آرامش و درک و تفاهم از طریق موسیقی به تدریج قبول شده است،حال هزاران کودک از دور دنیا می توانند گردهم آیند و با هم بنوازند و به وسیله زبان موسیقی بر موانعی چون فرهنگ ها و زبانهای گوناگون غلبه کنند با ورود به سال 2001 که سال گفتگوی تمدن ها نامیده شده و به موسیقی به عنوان زبان جهانی برای گفتگوی تمدن ها توجه شده است جنبش،پرورش استعداد شعار خود را کمک به دوستی های بین المللی از طریق موسیقی قرار داده است(خرسند،1380).
روش سوزوکی تداعی کننده کاربردهای آموزشی مکتب روانشناسی گشتالت است که در نظام های آموزشی بعضی از کشورهای رایج است. مختصراً این که در شیوه گشتالتی همراه با آموزش جزء،کل را نیز به کودک عرضه می کنند. مثلاً وقتی حرف «م» را به کودک می آموزند کلمة «مادر» را همراه با جزء در یادیگری موسیقی کودکان غالباً به خاطر توجه و تمرکز فراری که دارند موثر است وقتی کودک کل ملودی ساده ای را می شوند و جای هرنت آن را بر روی ساز خود پیدا می نماید آمادگی و حوصله بیشتری برای پیدا کردن و فهمیدن اجزاء درون کل پیدا می کند(زاده محمدی،1384).
2-23-8 .مبانی اساسی موسیقی
سه مبنای اساسی موسیقی یعنی ریتم،ملودی و هارمونی مواد جدائی ناپذیر آن می باشند که با زندگانی ذهنی – روانی و حسی انسان پیوند ناگسستنی دارند. هر کدام از این سه عامل خود به عامل دیگری تقسیم می شوند به عنوان مثال – ریتم،توسط سرعت،کنش های مختلف اصوات. ملودی توسط فواصل بین صداها،صداهای مطبوع و نامطبوع و هارمونی توسط فواصل هارمونیک،آکوردها و جمله بندی های موسیقی هر کدام از این سه عامل در آموزش موسیقی نه به عنوان عوامل ساده موسیقیایی بلکه بایستی به عنوان عوامل تشکیل دهنده زندگی یک انسان به حساب آيند (پورمندان،1381).
– ریتم: در آموزش موسیقی کودک،ریتم اولین جایگاه را به خود اختصاص می دهد. ریتم در واقع آمیخته ای است از عوامل مختلفی چون رکت،نظم،ساختمان،فرم،غریزه،قدرت،تکرار،تناوب،قرینه سازی،شدت و کشش و غیره. ریتم یکی از عوامل زندگی است که منبع حقیقی آن را می توان در حرکات بدن جستجو کرد. ریتم زنده است،و این زنده بودن را از سه جزء جدائی ناپذیر یعنی زمان،شدت و حركت به دست آورده است که این سه عامل خود ماهیتی و زنده و طبیعی است باید نزد تمام کسانی که می خواهند موسیقی را آغاز کنند گسترش یابد،بنابراین عوامل طبیعی – ریتمیک انسان همچون راه رفتن،نفس کشیدن و یا ضربان های بدن بکار گرفته می شوند تا حس ریتم را گسترش دهند. وجود ریتم در کلمات،به آموزش زبان به کودکان کمک شایسته ای می کند. ریتم کلمات می تواند اشتباهات گفتاری کودکان را به طرز قابل توجهی تصحیح نماید(پورمندان،1381).
در آموزش ریتم،سازهای ضربی یا به اصطلاح کوبه ای نقش مهمی بازی می کنند. این مرزها که از نقطه نظر فیزیکی و توانائی کودکان از آن جهت که آنان برای نواختن این گونه سازها از دست و نه از انگشت استفاده می کنند،دارای اهمیت فراوان می باشند. ساز پیانو به مثابه وسعت صوتی بالا و قدرت ریتمیک بسیار می تواند نه تنها به عنوان یک ساز ملودیک بلکه به صورت یک ساز ریتمیک به کار گرفته شود(پورمندان،1381).
– ملودی: دومین عامل موسیقی ملودی است که شاید بتوان آن را از نظر روان شناسی کودک حساس ترین عامل دانست. ملودی همیشه مشخص ترین خصوصیت موسیقی باقی خواهد ماند. چرا که یک ملودی که از یک احساس و شور درونی برخاسته شده است و نه از یک عامل فیزیکی،در بارور سازی زندگی و حس درونی کودک می تواند نقش اساسی ایفا کند.(پورمندان،1381).
منبع عظیم ملودی را در حقیقت می توان در احساسات و هیجانات خود جستجو کنیم. آنچه بی شک تمامی انسان ها را با کنار گذاشتن تمام گوناگونی ها می تواند پیوند دهد،همانا این حس روانی مشترک است که یک سرود تهییج کننده همه را تهییج می کند و یک ترانه غم انگیز همه را محزون. ملودی موسیقی کودک آمیخته ای است از ریتم و صدا در قالب آواز. بنابراین آنچه در موسیقی کودک بیش از هر چيز اهمیت می یابد آواز است،بنابراین آوازها را اساسی ترین بخش و آموزش آن را حساس ترین قسمت ها می دانیم(پورمندان،1381).
آوازهای کودکان را می توان به چند دسته تقسیم کرد: 1- آوازهای درجه اول که روی هجاهای کوتاه بنا گذاشته می شود. 2- آوازهای شکلک دار که در جهت گسترش حس موسیقی و انتقال آن به بدن به کار گرفته می شوند. 3- آوازهایی که براساس پنج نت دو- ر- می – فا- سل استوار شده اند،این آوازها تأثیر فوق العاده زیاد در شناخت موسیقی و صداها دارند. 4- آوازهایی که حس غریزی ریتم را در کودک آموزش می دهند،مثل “اتل متل توتوله” که در واقع حس ضرب را با زدن دست ها به روی پا و زمان در موسیقی را با طی کردن پاهای مختلف دوباره بازگشتش به نقطة اول و میزان بندی را با داشتن هر مکث در انتهای هر جمله مشخص می سازد. 5- آوازهایی که فواصل مختلف را آموزش می دهند و باعث برانگیختن حس دقت فوق العاده در کودکان می شوند مانند آهنگ های فولکوریک که تمام فواصل مطبوع موسیقی را به کودک آموزش می دهند(پورمندان،1381).
– هارمونی: سومین عامل موسیقی کودک هارمونی می باشد. اساساً حس هماهنگی در کار گروهی با کودک که کاری است تربیتی و هدفی جز اجتماعی ساختن کودک و هماهنگي با جامعه نمی تواند داشته باشد،با علم هارمونی که اساس آن بر هماهنگی بین اصوات مختلف است پیوند می خورد. هارمونی عاملی است صد در صد ذهنی زیرا در مقایسه با ریتم که عاملی فیزیکی است و یا ملودی که عاملی کاملاً حسی است هارمونی عاملی است که به هوش و نحوة کارکرد و تربیت آن بستگی دارد. در علم هارمونی به صدا در آمدن همزمان چند نت با یکدیگر و نحوه پیوستن و حرکت این مجموعه از صداها مورد نظر است که اصطلاحاً مجموعه صداها را آکورد می گویند،بنابراین نحوه بکارگیری آکوردها مختلف برای یک ملودی و شیوه پیوستن هر آکورد به آکورد بعدی موضوع مورد بحث علم هارمونی است. در نهایت موسیقی کودک به مهمترین نکته هارمونی یعنی تمایز و تشخیص صداهای مختلف به صورت همزمان و نت های آکورد نظر دارد. از آنجا که یک آکورد توالی سه صدا با فواصل سوم می باشد با به کارگیری تکنیک های مختلف تلاش در شناسایی هر کدام از این نت ها دارد،این اصل از آنجا ناشی می شود که اصولاً برای تمامی انسان ها از نظر روان شناسی توالی 3 صدا(نت)است که معنای ذهنی دارد(پورمندان،1381).
در حقیقت از طریق ایجاد اصوات گوناگون در ذهن کودک تصورات مختلفی می توان آفرید و از او برگردان آن را به حرکات بدنی انتظار داشت،این بحث که در موسیقی به حرکات هماهنگ بدنی موسوم شده،تمامی روان و جسم و احساسات کودک را در برمی گیرد و عاملی خواهد بود برای اظهارات درونی او(پورمندان،1381).
2-23-9 .نقش آموزش موسیقی
از نظر آموزش مهمترین نقش موسیقی پرورش به مثابه ابزار شناخت،در کودکان است و همچون دریچه ای است که او را با جهان خارج پیوند می دهد و امکان شناخت را برای او فراهم
می آورد. ترکیب اطلاعاتی که کودک از راه حواس مختلف در می یابد شناخت او را عمیق تر و پر بارتر می سازد بدیهی است وقتی کودک می بیند،می شوند و لمس می کند بهتر می شناسد . نقش پرورش حواس در سنین کودکی از اهمیت بیشتری برخودار است زیرا اولاً کودکان در مرحله ای هستند که مشاهده و تجربه مستقیم تأثیر فراوانی در شناخت آنان دارد ثانیاً این دوران بهترین سالهای برای پرورش حواس آنهاست. اهمیت صدا و حس شنوایی در رشد کودک مشخص است،شنوایی به نسبت بینایی و سایر حواس،میدان وسیع تری برای شناخت محرکهای مربوط به خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قاچاق کالا، تلاش مضاعف، شناخت علم Next Entries مقاله درمورد دانلود رشد شناختی، مهارت حرکتی، مهارت خواندن