مقاله درمورد دانلود رسول خدا (ص)، امام سجاد (ع)، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

و نزد خداوند در قيامت، زيور است و مايه آراستگي.”
5. سُئِلَ عَنِ النَّبِي ص مَا الْفَقْرُ فَقَالَ خِزَانَةٌ مِنْ خَزَائِنِ اللَّهِ قِيلَ ثَانِياً يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْفَقْرُ فَقَالَ کَرَامَةٌ مِنَ اللَّهِ قِيلَ ثَالِثاً مَا الْفَقْرُ فَقَالَ ص شَيْ‌ءٌ لَا يُعْطِيهِ اللَّهُ إِلَّا نَبِيّاً مُرْسَلًا أَوْ مُؤْمِناً کَرِيماً عَلَي اللَّهِ تَعَالَي (مجلسي، 1404 ق، ج 69، ص 47)
از رسول خدا (ص) سؤال شد: فقر چيست؟ فرمود: گنجي از گنج‌هاي خدا. دوباره سؤال شد: يا رسول الله، فقر چيست؟ فرمود: کرامت و بزرگداشتي از جانب خدا. سه باره سؤال شد: فقر چيست؟ فرمود: چيزي است که خداوند آن را جز به پيغمبري مرسل يا مؤمني که نزد خداي تعالي گرامي است، نمي‌دهد.
6. رسول خدا (ص) در دعايش مي‌فرمودند:
اللَّهُمَ تَوَفَّنِي فَقِيراً وَ لَا تَتَوَفَّنِي غَنِيّاً وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَةِ الْمَسَاکِين (ديلمي، 1412 ق، ج 1، ص 19)
“خدايا: مرا فقير بميران و توانگر نمي‌رانم و روز قيامت، در گروه مسکينان محشورم فرما.”
2-3-3- حل تعارض بين روايات مدح و ذم فقر
اگرچه در شماري از احاديث، ستايش فقر و فقيران و دستور تکريم آنان آمده است، ليکن اين‌ها براي تأييد “حضور فقر” در جوامع نيست. و بايد در احاديث وارده در اين زمينه دقت نمود، (حکيمي، 1368) چرا که:
1. اين‌گونه احاديث اندک است، و به پاي احاديث نکوهش فقر، و دعاهايي که براي پناه بردن از فقر به خدا وارد شده است، هم از جهت زيادي شماره و هم از جهت تعبيرهايي که در آن‌ها آمده است، نمي‌رسد.
2. از فقر در اين دسته از احاديث، فقري است که از علت‌ها، آفات و بعضي از احوال طبيعي يا تقديرهاي حتمي نتيجه مي‌شود، نه فقري که سبب آن، ستم معيشتي و ظلم اقتصادي‌اي است که بر بسياري از قشرهاي زير فشار و مستضعف اجتماع وارد مي‌گردد.
3. برخي از اين احاديث اشاره به “فقر اختياري” است که بعضي افراد، از باب زهد و قناعت، آن گونه زندگي را مي‌گزينند، يا براي مقاصد تهذيبي در مقابل آن شکيبايي اختيار مي‌کنند. مثلاً در مورد حديث “الْفَقْرُ فَخْرِي” نيز مي‌توان گفت که اين حديث از زندگي پيامبر اکرم (ص) سخن مي‌گويد که آن حضرت فقر را براي خود برگزيده بود، و بدين گونه از مترفان کناره گرفت، و با آنان به نبردي هماره پرداخت؛ پس با نگرشي ژرف در معني و منظور حديث، آشکار مي‌شود که اين کلام با هدف براندازي آن مفاخرات بي‌پايه جاهليت و ارزش‌هاي ناچيز، از مقام اقدس نبوي صادر شده است نه براي تثبيت و ترويج فقر و پسنديدن آن براي مردم.
البته بعضي از علما براي اين حديث معاني ديگري قائل‌اند، که در آن صورت هيچ ارتباطي به فقر اصطلاحي و تهيدستي ندارد. علّامه مجلسي در اين باره مي‌گويد: در خبر است که: پيامبر (ص) از فقر به خدا پناه برده است، همچنين نقل شده که فرموده است: “الفَقرُ فَخرِي وَ بِهِ أفتَخِرُ عَلي سائِرِ الأنبِياء” (مجلسي،1403 ق، ج 96، ص 32)
اين دو سخن را اين‌گونه جمع کرده‌اند: فقري که از آن به خدا پناه برده است، فقر و نيازمندي به مردم است که نداشتن به اندازه کفاف است؛ و فقري که به آن افتخار کرده است، فقر و نيازمندي به درگاه خداوند متعال است. و همين سبب فخر کردن ايشان بر پيامبران بوده است، چون اين فقر و نيازمندي به خداوند، از پيامبران بزرگوار ديگر، کامل‌تر و تمام‌تر بوده است. (حکيمي، 1368)
4. آنچه مورد ستايش قرار گرفته است در واقع خود فقر نيست، بلکه مؤمني است که دچار فقر شده و از ايمان خود بيرون نرفته است؛ و به همين جهت در حديث از امام علي بن ابيطالب (ع) چنين آمده بود که: “فقر، مؤمنان را بيشتر مي‌آرايد تا لگام، گونه اسب را دنباله”. پس آنچه مدح شده است، مؤمن صالحي است که در هنگام مبتلا شدن به فقر، زهد را سيره خود قرار مي‌دهد و در نتيجه از حالت اعتقادي خود خارج نمي‌گردد، و در اعمال ديني خود سستي روا نمي‌دارد.
5. احاديث ياد شده براي ايجاد “اعتماد به نفس” در محرومان رسيده است (مانند حديث سوم، چهارم و پنجم) تا شخصيت ايشان خرد نشود و از تراز اجتماعي خود سقوط نکنند، و حضور فعالانه ايشان در زندگي به علّت از دست دادن اعتماد به نفس از ميان نرود، و به پرتگاه‌هاي افت اخلاقي در نيفتند، پس مقصود تأييد حضور فقر در جامعه به عنوان يک پديده پذيرفته شده اجتماعي و شيوع آن در ميان مردم نبوده است.
6. خواستار فقر شدن در دعاها نيامده است، بلکه در بيشتر آن‌ها پناه بردن به خدا از فقر آمده است و اين خود دليل بر آن است که فقر امر مطلوبي نيست. و اگر درخواست محشور شدن با مسکينان مطرح شده است (مانند حديث ششم)، علّامه مجلسي مقصود اين‌گونه احاديث نبوي را تواضع و فروتني ايشان و خروج از رده متکبران بيان داشته است.
در احاديث آمده است که داشتن، به دين و پرهيزگاري و عمل صالح مدد مي‌رساند، پس فقر که نداشتن است نمي‌تواند به صورت عام مطلوب باشد. بنابراين نکته مهمي که در بحث فقر و غنا بايد بدان توجه شود اين است که هر چيزي که وسيله براي چيز ديگري باشد و خودش مقصود بالذات نباشد، براي آن‌که فضيلت و برتري‌اش معلوم شود، بايد آن را با هدفي که از آن دنبال مي‌شود در نظر گرفت. مثلاً در بحث فقر و غنا مال و ثروت به خودي خود مذموم و بر حذر داشته شده نيست، بلکه اگر مانع انسان و خدا شود نکوهيده است. عکس آن نيز صادق است. اي بسا توانگري که مال و ثروتش او را از خدا بازنداشته و اي بسا فقيري که تهيدستي و فقرش او را از خدا غافل کرده و بازداشته است (مجلسي، 1404 ق).
اما به نظر مي‌رسد که مقتضاي جمع و سازش ميان اخبار متعارض در زمينه مدح و ذم فقر اين است که فقر و ثروت هر يک به نوبه خود نعمتي است الهي که خداوند با توجه به مصلحت کامل افراد، به آنان يکي از اين دو نعمت را ارزاني مي‌دارد. و بنده وظيفه دارد که در هنگام فقر و تهيدستي شکيبا و بلکه سپاسگزار و شاکر باشد و اگر هم خداوند مال و ثروتي به او بخشيد، سپاسگزار باشد و به مقتضاي آن عمل کند. البته اگر جنبه اکثر و غالب را در نظر بگيريم شخص فقير از خطر دورتر است؛ زيرا فتنه و خطر ثروت، بدتر از خطر فقر است (عسکري، 1388).
به هر حال بايد به مقتضاي هر يک از فقر و توانگري عمل کرد. البته غالباً فقير شکيبا، ثوابش بيشتر از توانگر شاکر است. اما مراتب احوال هر يک کاملاً با هم متفاوت‌اند و نمي‌توان درباره هر يک از دو طرف، حکم کلي صادر کرد.
نهايتاً مي‌توان به اين نکته تأکيد نمود که بسنده کردن به مقدار کفاف سالم‌تر و کم خطرتر از طرفين آن، يعني فقر و توانگري است. اکثر علما نيز بر اين مطلب معتقدند که کفاف بر ثروت و فقر فضيلت دارد؛ زيرا از آفات و پيامدهاي سوء اين دو مبرّاست. بعيد هم نيست که اين نظر درست‌تر باشد (مجلسي، 1404 ق).
به همين دليل در بيشتر دعاها کفاف خواسته شده و پيامبر (ص) آن را از خداوند براي خاندان و عترتش مسألت نموده است، مانند:
اللَّهُمَ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ مَنْ أَحَبَّ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْعَفَافَ وَ الْکَفَاف (کليني، 1407 ق، ج 2، ص 140)
“خداوندا به محمد و خاندانش و هرکس او و خاندانش را دوست مي‌دارد پاک‌دامني و کفاف عنايت بفرما.”
امام سجاد (ع) به روايت امام باقر (ع) فرمودند:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُک خَيْرَ الْمَعِيشَةِ مَعِيشَةً أَقْوَي بِهَا عَلَي جَمِيعِ حَاجَاتِي … مِنْ غَيْرِ أَنْ تُتْرِفَنِي فِيهَا فَأَطْغَي أَوْ تُقَتِّرَهَا عَلَي فَأَشْقَي (مجلسي، 1404 ق، ج 87، ص 12)
“خدايا! از تو خواستار نيکوترين معيشتم: معيشتي که با آن توانايي بر طاعت تو پيدا کنم، و با آن به همه نيازمندي‌هايم برسم … بي آن‌که سبب اتراف (رفاه‌زدگي) من شود و سر به طغيان بردارم، يا آن اندازه آن را اندک بدهي که گرفتار بدبختي شوم.”
از حديث فوق روشن مي‌شود که معيشت در حد کفاف که پاسخ‌گوي نيازها به صورت متعادل باشد بهترين معيشت است، لذا داشتن به ميزان کفاف مي‌تواند بر فقر و ثروت ارجحيت داشته باشد.
جمع‌بندي
در اين فصل ماهيت پديده فقر را از ديدگاه اقتصاد اسلامي و ساير مکاتب اقتصادي شناسايي کرده و انواع آن از ديدگاه طرفين بيان کرديم.
تقسيم فقر به فقر مطلق و نسبي، فقر دائمي و موقتي، فقر موردي و فراگير و فقر مادي و معنوي تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي از انواع فقر بود که در مکاتب اقتصادي ارائه شده است. در معارف اسلامي نيز شق‌هاي گوناگوني از فقر بيان شده که عبارت‌اند از: فقر ذاتي، فقر واقعي و حقيقي، فقر ديني، فقر فرهنگي، فقر روحي و ذهني، فقر انتخابي و فقر اقتصادي.
سپس برخي از روايات متناقض در مذمت و مدح فقر را ذکر کرده و موضع نهايي اسلام نسبت به فقر را بيان کرديم.
در فصل بعد گذري بر درياي روايات گهربار اميرالمؤمنين (ع) کرده و به بررسي علل و پيامدهاي فقر از ديدگاه آن بزرگوار مي‌پردازيم. مطالعه علل و پيامدهاي فقر به ما کمک مي‌کند تا شناخت دقيق‌تري نسبت به فقر پيدا کنيم و در استخراج راه‌کارهاي حضرت (ع) در مبارزه با فقر موفق‌تر عمل کنيم.

فصل سوم: علل و پيامدهاي فقر از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع)

مقدمه
بر اساس تعاليم ديني، خداوند متعال، جهان را خلق و روزي همه موجودات را تضمين نموده است. در قرآن کريم آمده است:
?ما مِنْ دَابَّةٍ … إِلَّا عَلَي اللَّهِ رِزقُها? (هود: 6)
“هيچ موجود زنده‌اي نيست مگر اين‌که روزي او بر عهده خدا است.”
بر اين اساس، نعمت‌هاي مادي بالقوه در جهان آفرينش، بيش از نياز جمعيت جهان است ولي عوامل مختلفي باعث مي‌شوند که انسان نتواند ظرفيت‌هاي بالقوه را به فعليت برساند و نيز نتواند آنچه را که بالفعل است به خوبي توزيع نمايد، و در نتيجه شاهد فقر گسترده و فراگير در همه جوامع هستيم.
در فصل قبل تعاريف مختلفي از فقر را بيان کرده و با انواع فقر آشنا شديم. در اين فصل ابتدا علت‌هاي به وجود آمدن فقر و زوال نعمت را از ديدگاه حضرت علي (ع) بررسي مي‌کنيم و پس از آن آثار و پيامدهاي فقر در جامعه را از نگاه ايشان بيان مي‌کنيم. مطالعه اين دو فصل شناخت ما را نسبت به پديده فقر بالا برده و ما را در ارائه يک راه‌حل جامع براي ريشه‌کن کردن فقر کمک مي‌کند.
3-1- علل به وجود آمدن فقر از ديدگاه حضرت (ع)
در بيانات و خطبه‌هاي گوناگوني که اميرالمؤمنين (ع) در زمينه فقر داشته‌اند، ايشان عوامل متعددي را به عنوان علت ايجاد فقر ذکر کرده‌اند که ما اين علل را در يک دسته بندي ساده در چهار شاخه بررسي مي‌کنيم:
* عموم مردم جامعه
* اغنيا
* مسئولين
* فقرا
3-1-1- عموم مردم جامعه
بعضي از علت‌هايي که حضرت (ع) براي فقر ذکر کرده‌اند در واقع کوتاهي‌ها و خطاهايي است که گريبان‌گير عموم مردم جامعه است و متأسفانه در اعمال و رفتار غالب مردم جامعه ديده مي‌شود. اين علت‌ها عبارت‌اند از:
3-1-1-1- عدم شکرگزاري و عدم استفاده بهينه از منابع
شکر به معناي استفاده صحيح و بهينه از نعمت‌هاي الهي است. و ملتزم شدن به آن، حداقل نتيجه‌اش، جلوگيري از ريخت و پاش و اسراف منابع و کالا و خدمات است. بديهي است عدم التزام به شکر، باعث اتلاف ثروت‌هاي عمومي خواهد شد. که نتيجه‌اش کاهش رفاه و افزايش فقر است. اميرالمؤمنين (ع) در اين زمينه مي‌فرمايند:
سَبَبُ زَوَالِ النِّعَمِ الْکُفْرَانُ (ليثي، 1376، ص 281)
“سبب از بين رفتن نعمت‌ها ناسپاسي است.”
سَبَبُ تَحَوُّلِ النِّعَمِ الْکُفْرُ (ليثي، 1376، ص 282)
“کفر و ناسپاسي باعث برگشتن و تغيير نعمت‌ها است.”
زَوَالُ النِّعَمِ بِمنعِ حُقُوقِ اللَّهِ مِنْهَا وَ إِهْمَالِ شُکْرِهَا (تميمي، 1366، ص 110)
“حقوق خداوند (واجبات مالي) را نپرداختن و در شکر نعمت‌هاي خداوند کوتاهي نمودن، باعث از بين رفتن نعمت‌ها است.”
آفَةُ النِّعَمِ الْکُفْرَانُ (ليثي، 1376، ص 182)
“آفت نعت‌ها، کفران نعمت است.”
از روايات بالا اين طور برداشت مي‌شود همان‌طور که شکرگزاري نعمت را فزوني مي‌بخشد و مايه خير و برکت است، کفران نعمت نيز مذموم است و سبب زوال نعمت‌ها است؛ کما اين که

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود امام صادق، امام سجاد (ع)، رسول خدا (ص)، سوره بقره Next Entries مقاله درمورد دانلود انصاف و عدالت، فرهنگ مصرف، ظلم و ستم