مقاله درمورد دانلود حق الزحمه، کیفیت حسابرسی، حسابرسان مستقل، اقلام تعهدی

دانلود پایان نامه ارشد

نمایند.

2-3-2) تضادهاي نمايندگي
تقاضابراي حسابرسي باكيفيت بالا، همچنين درپي نيازبه مديريت ومهارتضادنمايندگي بوجودآمده است. در تنظيم روابط نمايندگي، ناقرينگي اطلاعاتي ميان مالكان و مديران مسأله خطر اخلاقي را بوجود مي آورد. اين مشكل با حركت مديران درجهت منافع خودوبه هزينه مالكان بوجود مي آيد. نظريه نمايندگي پيش بيني مي‎كند كه مديران ومالكان، اين نظريه را براي كاهش خطر اخلاقي مفيد تشخيص داده و اين نظريه، مقدماتي را براي متعادل ساختن منافع شان ايجادمي نمايد. يكي ازراهكارهای ممکن، استفاده ازخدمات حسابرس مستقل است كه موجب بهبود اطلاعات مربوط به عملكرد حسابرسي شونده (مدير) وكاهش عدم تقارن اطلاعات ميگردد. تضادنمایندگی بيشتر بين مديران وسهامداران به هزينه‎هاي نمايندگي بيشتر، وبه تبع آن تقاضاي بيشتربراي حسابرسي باكيفيت تر مي انجامد.
دي آنجلو(b1981) استدلال مي كند كه حسابرسان براي ايجادسطح معيني از كيفيت حسابرسي متخصص مي گردند. بنابراين، اگرصاحبكارخواهان تغييركيفيت حسابرسي است بايدحسابرسانش راتعويض نمايد. با تكيه بر استدلال‎هاي تحليلي و نظري متعدد، بيشتر پژوهشگران در پژوهشهاي كيفيت حسابرسي فرض مي‎كنند كه مؤسسات حسابرسي بزرگتر (داراي نام تجاري) توانايي آگاهي دهندگي بيشتري دارند و در نتيجه اطلاعات باكيفيت تر و معتبرتري را ارائه مي نمايند. مطالعاتي كه دراين زمينه انجام مي‎شود عموماً رابطه بين برخي سطوح تضاد منافع باحسن شهرت حسابرس (که توسط اندازه ویانام تجاري مؤسسه حسابرسی اندازه گیری می‎شود) را آزمون مي‎كنند.
براي مثال، فرانسيس وويلسون14(1988) سطوح تضاد نمايندگي وتغييرات آنرادرطول زمان، قبل ازتعويض حسابرسان موردبررسي قرارداده اند. آنا ن استدلال مي كنند كه اگرمالك مديروجودنداشته باشدومالكيت ومديريت تفكيك شده باشند، آنگاه، مسأله خطراخلاقي سبب مي شود تا مالكان ارزش سرماي گذاري اوليه خودوپاداش مديريت راكمتربدانند. آنان پيش بيني مي كنندصاحبكاراني كه داراي تضادنمايندگي بيشتري هستندبه احتمال زيادحسابرسان خودراباحسابرسان داراي نام تجاري تعويض مي كنندتاازاين طريق عدم قطعيت حاكم برارزش شركت راكاهش وبنابراين پاداش مديريت راافزايش دهند.
دفاند(1992) دريافت كه تغييردرنوع مالكيت سازمانها و تغيير در اهرم مالي به طورمستقيم باتغييردركيفيت حسابرسي ارتباط دارد. مالكان عمده واعتباردهندگان خواهان اعمال نظارت شديدتربرسرمايه گذاري‎هاي خود هستند. يكي ازروشهاي دستيابي به چنين هدفي، تقاضا براي حسابرسي باكيفيت بالااست. مديران با كاهش هزينه نمايندگي و در نتيجه عدم تعديل حقوق ومزايا از جانب مالكان، از انگيزه كافي براي استفاده ازخدمات حسابرسان مستقل برخوردارهستند.
دردفاع ازعامل هزينه نمايندگي دربرانگيختن مديران براي استفاده ازحسابرسا ن شايسته ومستقل، واتز وزيمرمن به شواهدي استنادكرده اندكه براساس آن 82 درصد شركتهاي پذيرفته شده دربورس نيويورك درسال1926، يعني سالها قبل از تدوين مقررات بورس اوراق بهادار مبني براجباري كردن حسابرسي، از خدمات حسابرسان مستقل استفاده می‎کردند.
والاس(1980)استدلال مي كندكه فرضيه‎هاي نظارت، اطلاعات وبيمه فراهم كننده شواهدكافي براي استفاده مديران از خدمات حسابرسي باكيفيت بالا است. طبق فرضيه بيمه، مديران براي كاهش هزينه نمايندگي و پيشگيري از تعديل حقوق ومزاياي خودتوسط مالكان، ازانگيزه كافي براي انجام حسابرسي مستقل برخوردار هستند. درفرضيه اطلاعات، انگيزه مديران ازحسابرسي مستقل، تأكيدبراطلاعات مالي به عنوان ابزاري براي بهبودتصميم گيري‎هاي درون سازماني است که ازطريق بهبوددركيفيت اطلاعات حاصل مي‎شود. طبق فرضيه بيمه، تقاضابراي حسابرسي باميزان دعاوي حقوقي تهديدكننده مديران ارتباط مستقيم دارد. چنانچه بتوان مسئوليت مالي داده‎هاي گزارش شده رابه حسابرسان منتقل كرد، دراينصورت، طرح دعاوي حقوقي عليه مديران واعتباردهندگان وسايراشخاص حرف‎هاي دربازارهاي اوراق بهاداربه میزان چشمگيري كاهش مي‎يابد. بنابراين، باافزايش طرح دعاوي حقوقي عليه مديران وسايرافرادوگروههاي حرف‎هاي فعال درعرصه واحدهاي اقتصادي، انتظارمي رودتقاضاي بيمه اي براي حسابرسي افزايش يابد.

2-3-3) خلاصه موضوعات تقاضا
چالش اساسي ورايج پژوهش‎هاييكه دراين زمينه انجام شده است، ماهيت غيرقابل مشاهده كيفيت حسابرسي است. دراين پژوهش‎ها، عموماًکاررابامعرفي شاخص قابل مشاهده اي به نمايندگي ازكيفيت حسابرسي آغازكرده وسپس آنهارابه متغيرهاي پيش بيني شده كيفيت حسابرسي مربوط ميكنند. حسن شهرت حسابرس كه بانام تجاري اندازه گيري مي شود، راي جترين شاخص كيفيت حسابرسي است. بيشتركارهايي كه دراين زمينه انجام شده است تحت اين فرضيه مطلق قراردارندكه اعتبارحسابرس، اطلاعاتي راازتوانايي نظارت حسابرس وازاينروتوانايي حسابرس براي تأثيرگذاردن بركيفيت اطلاعات بدست مي دهد. اگرچه برخي ازپژوهش‎هايي كه دراين بخش ارائه شدشواهدي رادال برسطوح متفاوت تقاضاي صاحبكاران برمبناي نام تجاري مؤسسات حسابرسی ارائه مي كنند، امااين لزوما به معنای اعمال نظارت کافی توسط مؤسسات دارای نام تجاری نمی‎باشد.
نهايتاًاين كه فرض رايج درميان مطالعات مذكوراين است كه كيفيت حسابرس معادل كيفيت حسابرسي است. کیفیت حسابرس به عنوان کیفیت کلی خدمات حسابرسی درتمام حسابرسی‎های مؤسسه حسابرسی تعریف میشود، حال آنکه کیفیت حسابرسی بایدبرای هرپروژه حسابرسی به طورجداگانه تعریف شود، زیرامؤسسه حسابرسی ممکن است تمام حسابرسی‎های خودرادریک سطح کیفی مشابه اجرا نکند. به عبارت دیگر، کیفیت حسابرس مبتنی برمفهوم کیفی بودن حسابرسی‎های مؤسسه حسابرسی است، درحالیکه کیفیت حسابرسی مبتنی برمفهوم کیفیت واقعی هریک ازپروژه‎های حسابرسی می‎باشد. از این رو، تمایز قائل شدن بین این دو مفهوم در تحقیقات مربوط به کیفیت حسابرسی ضروری است. شكست‎هاي حسابرسي در شركت‎هايي نظير انرون وورلدكام بيانگرنيازبه پژوهش‎هاي ديگري براي بررسی تفاوت كيفيت حسابرسان از حسابرسي‎ها می‎باشد.

2-4) عرضه كيفيت حسابرسي
پژوهش درباب كيفيت حسابرسي رانمي توان بدون درنظرگرفتن عرضه كيفيت حسابرسي توسط مؤسسات حسابداررسمي تحليل كرد. براي مثال، همانطوركه قبلاًبه آن اشاره كرديم، داتار و همکاران(1991) بيان كردند كه پيش بيني اوليه طرف تقاضااين است كه صاحبكاران پرريسك تر، حسابرسان باكيفيت ترراانتخاب مي‎كنند. امافلتام وهمکاران15(1991)بيان كردندكه پيش بيني داتاروهمكارانش رابايدباتوجه به افزايش هزينه تفاضلي حسابرسي باكيفيت ترتحليل كرد.
آشكاراست كه حسابرسان، خدمات حسابرسي رابدون دريافت حق الزحمه مناسب انجام نميدهند. فلتام وهمكارانش اين مطلب راتحت عنوان ريسك طرف عرضه موردبررسي قراردادند. دراين بخش روي عوامل اثرگذاربرعرضه كيفيت حسابرسي تمركزمي كنيم. بسياري ازمطالعات انجام شده، كيفيت حسابرسي رابه طور مستقيم آزمون نكرده وعموماًاندازه گيري‎هاي كيفيت حسابرسي رابه عنوان سطوح اطمينان حاصل ازاطلاعات مالي مورد ملاحظه قرارمي دهندوبنابراين ازاين جهت باتعريف دي آنجلومتفاوت مي باشند.

2-4-1) راهبردهاي مديريت ريسك توسط حسابرس
2-4-1-1) ملاحظات ريسك صاحبكار
همانگونه كه قبلاًبه آن اشاره شد، پيشبيني داتارودیگران ازطرف تقاضابه اينصورت است كه به موازات افزايش ريسك، صاحبكاران، حسابرسي‎هاي باكيفيت تري رامطالبه ميكنند. اماسيم ونيچواستاين (1996) استدلال مي كنند كه با افزايش ريسك صاحبكار و با افزايش ريسك دعاوي حقوقي عليه حسابرس، عرضه كيفيت حسابرسي به طورواقعي كاهش خواهديافت. استدلال آنان بيانگراين است كه ريسك دعاوي حقوقي رابطه معكوس باعرضه كيفيت حسابرسي وهمبستگي مثبتي باحق الزحمه‎هاي حسابرس دارد. پژوهشهاي تجربي كه در آنها رابطه بين عوامل ريسك صاحبكار، تلاش حسابرس(برای عرضه خدمات حسابرسی) و حق الزحمه‎هاي حسابرسي مطالعه شده است ازاين استدلال حمايت مي كنند.
براي مثال، بل وهمكاران16(2001)دريافتند كه افزايش ريسك صاحبكار به افزايش ساعتهاي حسابرسي مي‎انجامد. اين امرنشان ميدهد حسابرساني كه به ارائه خدمات به صاحبكاران پرريسك مي پردازند، ميكوشند تا شكست احتمالي حسابرسي را ازطریق افزايش نظارت حسابرس و مراقبت حرفه اي وی كاهش دهند (يعني ساعات حسابرسي وبرنامه حسابرسي راافزایش مي دهند) وحق الزحمه‎هاي مربوط به كاراضافي را نيز مطالبه مي نمايند.
استدلال سيموني چواستاينحاكيازآن است كه حسابرسان علاوه برافزايش تلاش خودبراي كاهش دعاوي حقوقي ياافزايش حق الزحمه‎هاي حسابرس براي جبران ريسك دعاوي حقوقي، مي توانندبامتنوع كردن صاحبكاران به همان نتيجه برسند.
گيگلروبوکاس17(1998)به بيان نظريهاي پيرامون استعفاي حسابرس پرداختند. براساس اين نظريه، افزايش مسئوليت حسابرس علت اكثراستعفاهاي حسابرسان است وصاحبكاراني كه حسابرسانشان استعفا میدهند به دنبال مؤسسه‎هاي حسابرسي كوچكتر مي باشند. آنان نتيجه مي گيرند كه افزايش زياد مسئوليت، سبب كاهش کشف ريسك كلي وازاينرو، كاهش عرضه كيفيت حسابرسي مي‎گردد.
به همين قياس، پالمروس(1988)بيان مي كندوقوع دعاوي حقوقي مي تواند به حسن شهرت حسابرس آسيب برساند. ازآنجاكه مؤسسات داراي نام تجاري، درمقایسه بادیگرمؤسسات، هم اعتباربیشتری رابه خطرمي اندازند وهم موفقيت شان با احتمال كمتري درگروحق الزحمه صاحبكارخاصي است، به احتمال زياد اقدامات و واكنش‎هاي خاصي را براي كاهش ريسك مسئوليت انجام مي دهند. از نظر پالمروس، مثال‎هايي از اين واكنش‎ها شامل بي ميلي حسابرسان دارای نام تجاري براي پذيرش شركتهاي داراي اولين عرضه عمومي سهام پرريسك يا نپذيرفتن صاحبكاران پرريسك می‎باشد. پژوهش‎هاي تجربي بررسي كننده ريسك دعاوي حقوقي واستفعاي حسابرس، شواهدي رادرحمايت ازاستدلال پالمروس بدست مي دهند. شواهدقوي وجودداردكه نشان می‎دهند مؤسسات حسابرسي داراي نام تجاري مي كوشندتاريسك دعاوي حقوقی را ازطریق مديريت پرتفوی صاحبكاران شان محدود نمايند.
دريك پژوهش پرسشنامه اي كه توسط مارتينزومكانرو18(1992) انجام شدازشركاي حسابرسي خواسته شدتاپيرامون تناسب وريسك دعاوي حقوقي مربوط به رويه‎هاي حسابداري توصيف شده در شش مطالعه موردی گزارشگری مالي اظهارنظر كنند. اين مطالعات موردي، تصميمات حسابداري را كه مديريت به پيروي از اصول پذيرفته شده حسابداری اتخاذ کرده بود، نمایش می‎داد. آشكاربود كه اين انگيزه وجود دارد كه نتايج تا حدامكان مطلوب نشان داده شوند. براساس اين تجزيه وتحليل، آنان بيان نمودند كه حسابرسان غفلت كرده اند و ریسک کمی‎‎را براي دعاوي حقوقي در نظر گرفته اند. اين يافته نشان مي دهد حسابرسان عرضه كيفيت حسابرسي رابه جاي گواهي منصفانه بودن ارائه صورتهاي مالي به عنوان تابعي از كاربرد تكنيكي اصول پذيرفته شده حسابداري مي دانند.
پژوهش مرتبط ديگري، ميزان دعاوي حقوقي عليه حسابرسان رابررسي كرده وكوشيده است تاعوامل وابسته به دعاوي حقوقي رابااندازه‎هايي ازوقوع دعاوي حقوقي درمقام متغيروابسته شناسايي كند. پالمروسدريافت حسابرسان فاقدنام تجاري درمقايسه باحسابرسان مؤسسات داراي نام تجاري درگيردعاوي حقوقي بيشتري می‎شوند. مفسرين اين امررابه عنوان شاهدي در نظر مي گيرند كه كيفيت حسابرسي آن حسابرسان در مقايسه با حسابرسان مؤسسات داراي نام تجاري، پايين تر است.
ليزوواتز(1994) ميزان دعاوي حقوقي عليه حسابرسان رابه عنوان شاخص كيفيت حسابرسي ازديدگاه عرضه مورد آزمون قرار داده‌اند. آنهابه اين نتيجه دست يافتند که حسابرساني كه بيشتر در معرض ادعاهاي حقوقي قرارمي‌گيرند، آنهایی هستند که كمتر از فناوري انسجام يافته حسابرسي استفاده مي‌كنند. نتايج تحقيق آنان حاكي ازآن بود كه كيفيت‌ حسابرسي بااستفاده از فناوري‌هاي جديدحسابرسي بهبود یافته وریسک دعاوی حقوقی علیه حسابرسان کاهش می‎یابد.
چمبرزوپین(2008)دربررسی خوداقلام تعهدی اختیاری رابه عنوان نماینده ای ازکیفیت حسابرسی درنظرگرفته وبااین تصورکه بزرگی این اقلام به طورمنفی باکیفیت حسابرسی درارتباط است، به این نتیجه رسیده اندکه باکاهش سطح اقلام تعهدی اختیاری، کیفیت حسابرسی

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود کیفیت حسابرسی، استقلال حسابرس، حق الزحمه، بورس اوراق بهادار Next Entries مقاله درمورد دانلود قلام تعهدی، اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری، کیفیت حسابرسی