مقاله درمورد دانلود امنیت ملی، امنیت بین المللی، افزایش بحران، منافع ملی

دانلود پایان نامه ارشد

قانوني، اقتصادي و امنيتي بهره مي برد. مانند آنچه كه در مورد روسيه سفيد، تركمنستان و تاجيكستان اتفاق افتاده است. بنابراين غرب ممكن است كه سياست مهار جديدي را عليه روسيه بكار گيرد. آنان منتقد گسترش ناتو به شرق اند و اين كار را جرقه اي براي رويارويي روسيه و غرب مي دانند.
روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی
با فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی حاکمیت ایدئولوژیک روسیه پایان گرفت و واقعیت های جهان آن گونه که نمود می یافتند مورد پذیرش روسیه قرار گرفتند و نوعی پراگماتیستی و رفتار عمل گرایانه جانشین رفتار ایدئولوژیک گردید. بنابراین برای تحلیل رفتارهای عمل گرایانه روسیه باید مبانی نظری این رفتارها که در هر کشوری در قالب امنیت ملی ومنافع ملی نمایان می شود را بررسی و درک کرد.
روسیه جدید پس از فروپاشی شوروی در تعریفی ابتدایی که از امنیت ملی خود به عمل آورد جهان را خالی از دشمن برای روسیه دید و غرب را شریکی صادق برای رشد و توسعه و جبران عقب ماندگی های روسیه یافت و احساس کرد که با استفاده از حمایت های سیاسی، اقتصادی و فنی غرب به راحتی خواهد توانست لیبرال دموکراسی را در صحنه سیاست و اقتصاد بازار را در صحنه اقتصاد این کشور حاکم گرداند. بوریس یلتسین که از استحکام قدرت سیاسی خود را پس از بمباران پارلمان این کشور و کشتار مخالفان خود مدیون حمایت غرب به خصوص آمریکا می دید غرب را دوست استراتژیک و متحد بالقوه مسکو دانسته، خواستار آن می شود که با تشویق و گسترش کنفرانس امنیت و همکاری اروپا به حوزه کشورهای مشترک المنافع نوعی سازوکار امنیتی خاصی را در مدیریت بحران های قومی کشورهای بازمانده از شوروی شکل بدهند.(موسوی، 1382‌: 667) متعاقباً در این برهه از زمان مسائل و مشکلات قومی و محلی، مشکلات و عقب ماندگی های اقتصادی و مقاومت بازمانده های کمونیست ها روسیه را به دردسر می انداخت در چنین موقعیتی روسیه موجودیت و بازگشایی گره های خود را تنها به دست آمریکا و اروپا می دانست. و از سویی دیگر تصور روسیه بر آن بود که کشورش در حل مسائل بین المللی نقش مهم و کلیدی دارد و در واقع تضمین کننده ی امنیت بین المللی است و از طریق می تواند با همکاری غرب مشکلات و بحران های داخلی و منطقه کشورهای مشترک المنافع را حل کند و از سویی دیگر چهره ی بین المللی خود را نیز به آمریکا بشناساند که نبود روسیه می تواند مشکلات فراوانی را در منطقه قفقاز و کشورهای بازمانده از شوروی ایجاد کند بنابراین روسیه در حل بحرانی هایی که می تواند بین المللی شود دارای اهمیت است.
گسترش واگرایی در بین جمهوری های بازمانده از شوروی، افزایش بحران های داخلی و منازعات قومی و محلی در فدراسیون روسیه و دیگر جمهوری ها و گرایش کشورهای اروپای شرقی به سمت ناتو برای دستیابی به امنیت و تضمین بقای خود و از سوی دیگر افزایش بحران ناشی از رکود اقتصادی سبب روی گردانی تصمیم گیران از وابستگی مطلق به غرب به منظور حل بحران های منطقه شد و در نتیجه این تغییر نگرش زمینه ی لازم را برای تهیه ی دکترین نظامی 1993 را بر آورد.
دکترین نظامی روسیه
با توجه به تهدیدات نظامی موجود علیه امنیت ملی روسیه، این کشور تا کنون، سه دکترین نظامی در سال های ۱۹۹۳، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰، طرح و تبین نموده است. اهمیت این سه دکترین در جهت دهی سیاست خارجی روسیه و درنتیجه تحلیل کلی نظام بین الملل بررسی و پرداختن به آن را اجتناب ناپذیر می کند. لذا در این بخش نویسنده نگاهی بر دکترین نظامی روسیه در سه برهه ی مختلف دارد.
نخستین دکترین نظامی روسیه
در نخستین دکترین نظامی روسیه که در ۲ نوامبر سال ۱۹۹۳ تصویب شد، با توجه به رویه ی غرب گرایی که بر سیاست خارجی روسیه حاکم بود و همچنین تهدیدهای امنیتی روسیه که عموما از بحران های داخلی، منازعات قومی و واگرایی های محلی در داخل کشور نشأت می گرفت، امکان بروز هر نوع مناقشه نظامی خارجی منتفی دانسته شده بود. این دکترین با تاکید بر این نکته که روسیه در صحنه جهانی هیچ دشمنی ندارد، هدف اصلی را حمایت از منافع ملی و جلوگیری از جنگ دانسته بود. همچنین در این دکترین موارد زیر به عنوان تهدیدات امنیت ملی روسیه به حساب آمده بودند؛
1. استقرار نیروهای نظامی در مرزهای روسیه که می تواند همبستگی حاکم بر نیروهای روسی را مختل کند؛
2. ورود نیروهای خارجی به اراضی کشورهای همسایه؛
3. آموزش نیروهای مسلح در کشورهای دیگر برای ورود به خاک روسیه و متحدان آن؛
4. حمله به تأسیسات مرزی فدراسیون روسیه و متحدین آن برای ایجاد منازعات و درگیری های مرزی؛
5. اقدام برای مداخله در عملکرد دستگاه های روسی که به پشتیبانی نیروهای هسته ای استراتژیک و فرماندهی و کنترل نظامی و نیز بخش های قضایی مشغول هستند. (جیوتسنابکشی، 1380: 28)
نکته ی مهم دیگری که در این سند آورده شده بود، موضوع استفاده ابتدایی از سلاح های هسته ای برای تأمین امنیت ملی روسیه بود.این بحث برخلاف تعهدات شوروی سابق بود که خود را به عدم استفاده ابتدایی از سلاح هسته ای مقید می کرد.ترک عدم تعهد به استفاده نکردن ابتدایی از سلاح های هسته ای در قالب بحث کاهش توان سلاح های متعارف روسیه پس از فروپاشی شوروی و ضرورت بهره مندی روسیه از توان بازدارندگی ذکر گردید. طرح این موضوع که ورود نیروهای خارجی به اراضی کشورهای همسایه (کشورهای مشترک المنافع) تهدید امنیت ملی روسیه محسوب می شود موجب تقویت این نظریه شد که روسیه حوزه کشورهای مشترک المنافع را حوزه امنیتی خود می داند و مرزهای پیشین شوروی را مرزهای امنیتی روسیه محسوب می گردد. پیشبرد دکترین نظامی 1993 روسیه با موانع داخلی و بین المللی روبرو گردید. در بعد داخلی بخش عمده ای از طبقه حاکم هزینه نمودن منابع روسیه برای دفاع از سرزمین های همسایه را خلاف منافع ملی روسیه می دانستند و با حضور نظامی روسیه در سرزمین های مجاور مخالفت می کردند.
از طرف دیگر حرکت های ملی و جنبش های قومی سرزمین های اطراف نیز با تحلیل ویژه خود در مخالفت با حضور نظامی روسیه و سرزمین های خود با محافل داخلی روسیه هم صدا می گشتند و در مجموع سیاست مخالفت با حضور نیروهای روسیه در سرزمین های همسایه مورد حمایت کشورهای غربی واقع شده، با بهره گیری از ابزارهای اقتصادی و فشارهای سیاسی باعث گردیدند تا روسیه از پیگیری دکترین نظامی خود منصرف شود و احساس نماید با پیگیری این سیاست در محاصره جدیدی از کشورهای ناتو یا داوطلب عضویت در ناتو قرار خواهد گرفت. (موسوی، 1382: 680-679) دومین و سومین بند به حضور فعال نیروهای نظامی روسیه در جمهوری های پیرامون آن مربوط می شود. نخستین اولویت با توجه به هراس رهبری سیاسی روسیه از تقویت استقلال و توانایی نیروهای نظامی و تهدیدهای احتمالی آن مورد توجه قرار نگرفت ، ولی بندهای دیگر به طور جدی مورد توجه واقع شد.
به دنبال افزایش بحران اقتصادی و شرایط نامساعد کشور در سال های 1994 و 1995 سبب شد تا روسیه بار دیگر به فکر نزدیک شدن به غرب بیفتد. این بار روسیه تلاش می کرد تا محافظه کارانه تر از قبل عمل کند و به جای مواضع نظامی که مخالفت های زیادی را به بار آورد، درصدد برآمد تا به مسائل به دیده ی امنیتی بنگرد. حاصل این تفکر و تلاش انتشار سند مفهوم امنیتی روسیه در دسامبر 1997 می باشد.
دومین دکترین نظامی روسیه
روسیه در ابتدا فکر می کرد که قادر به حفظ نقش خود در نظام بین المللی به عنوان یک قدرت بزرگ تقریبا در وضعیت برابر با آمریکا و اتحادیه اروپا است. رهبران روسیه همچنان بر این باور بوده اند که جایگاهش در جدول قدرت مطمئن است، که می تواند و باید در سیستم بین المللی یک قاعده ساز باشد، نه یک قاعده بردار. (Deriglazova & Makarychev, 2012: 3)

روسیه پیش از اینکه خود را شریک برابر آمریکا در برقراری امنیت بین المللی می دانست و تصور می کرد که آمریکا هم، چنین نگاهی به روسیه دارد اما واقعیت های داخلی روسیه دارد اما واقعیت های داخلی روسیه و شرایط بین المللی این حقیقت برای روسیه آشکار ساخت که شریکی برابر برای آمریکا نیست و باید تعریف دیگری برای نظام بین المللی جستجو کند تا در آن نظام بتواند جایگاهی مناسب برای روسیه پیدا کند. سند مفهوم امنیت ملی روسیه در سال 1997 خواستار آن بود تا یک سیستم اروپایی- آتلانتیکی و یا امنیت اروپا شکل گیرد که در این سیستم سازمان امنیت و همکاری اروپا73 نقش محوری را برای هماهنگی اعضا عهده دار شود.همچنین سند مشابه چنین سیستمی را برای امنیت آسیا و پاسیفیک پیشنهاد می نمود در این دوس سیستم امنیتی روسیه حلقه ی اتصال دو سیستم یاد شده محسوب می گردید و تصور می کرد که روسیه با توجه به عضویت دائم در شورای سازمان امنیت ملل می تواند نقش کلیدی در مدیریت بحران های بین المللی بخصوص بحران های منطقه ای در حوزه ی تحت نفوذ خود ایفا نماید. اما این تصور روسیه برای برقراری امنیت در آسیا و اروپا تصوری نبوده که مورد تأیید غرب بخصوص آمریکا واقع گردد. بخصوص آنکه آمریکا خود به دنبال ایجاد سازوکار امنیتی مخصوص خود بود و تحلیل و تصویر دیگری از امنیت بین المللی داشت. از دیدگاه آمریکا گسترش ناتو به شرق مهمترین سازوکار برای تضمین اروپا و آتلانتیک محسوب می شود. (موسوی، 1382: 681)
گسترش ناتو به شرق و لغو پیمان ضد موشک بالستیک74 توسط آمریکا دو مقوله ی مهمی بودند که روسیه را ناگزیر کرد به جای آنکه توسعه امنیت ملی روسیه را از طریق مشارکت در امنیت بین المللی دنبال کند، به صورت فردی در پی تامین منافع و امنیت ملی خود برآید. از این رو دومین دکترین نظامی جدید روسیه در ۲۱ آوریل ۲۰۰۰ منتشر شد. در این دکترین که صرفاً جنبه تدافعی داشت، روسیه پذیرفته بود که با تهدیدات جدی مواجه شده و باید در مقابل این تهدیدات ایستادگی کند. بر این اساس اتکاء به ایده همکاری با غرب دیگر نمی توانست مشکل امنیت ملی روسیه را حل نماید.
در این سند، تهدیدات امنیت ملی روسیه در سه شکل تهدیدات اصلی امنیت نظامی، تهدیدات خارجی اساسی و تهدیدات اساسی داخلی به تفصیل شمارش شده اند. بر این اساس علی رغم آنکه روسیه با تهدید صریحی در امنیت ملی خود مواجه نمی باشد، اما مجموعه ای از تهدیدات خارجی و داخلی وجود دارند که امنیت ملی روسیه را به مخاطره می اندازند. از جمله ی این تهدیدات می توان به ادعاهای ارضی علیه فدراسیون روسیه، ادعاهایی درباره مسائل داخلی روسیه، نادیده گرفتن (یا نقض) منافع روسیه در حل مسائل امنیتی بین المللی، مخالفت با تقویت روسیه به عنوان یکی از مراکز با نفوذ جهان چندقطبی، منازعات مسلحانه و درگیری های موجود در نزدیکی مرزهای روسیه و متحدان آن، ایجاد گروه ها و تشکیلات جدید در نیروهای نظامی برای برهم زدن توازن موجود بین نیروهای نظامی روسیه و متحدان آن در مقابل نیروهای نظامی خارجی، ایجاد بلوک ها و اتحادیه های نظامی علیه امنیت نظامی روسیه و متحدان آن، لشکرکشی نیروهای خارجی (بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل) به خاک کشورهای مجاور و دوست روسیه، تجهیزات پشتیبانی و آموزش گروه ها و واحدهای مسلح به وسیله برخی از کشورها برای استقرار آنها در خاک روسیه یا متحدان آن جهت انجام عملیات نظامی، حمله مسلحانه به تأسیسات نظامی روسیه مستقر در خاک دولت های خارجی و نیز به تأسیسات مستقر در مرزهای روسیه و متحدان آن، هدف گیری و تضعیف فعالیت سیستم های کنترل و فرماندگی نظامی روسیه، عملیات خصمانه (اطلاعاتی، فنی حرفه ای، روانی و غیره) علیه روسیه و متحدان آن، تبعیض علیه حقوق، آزادی ها و منافع قانونی شهروندان روسیه در خارج از کشور و سرکوب آنها و همچنین تروریسم اشاره نمود.(ویژه نامه روسیه، 1380)
در روز ۲ اکتبر ۲۰۰۳، وزارت دفاع روسیه طرحی را برای توسعه نیروهای نظامی آن کشور منتشر کرد. این سند ۷۳ صفحه ای که توسط سرگئی ایوانف، وزیر دفاع روسیه ارائه شده بود، به رغم آنکه تفاوت شدیدی با دکترین نظامی سال ۲۰۰۰ روسیه نداشت، اما از بسیاری جهات آن را به روز کرده بود. بر این اساس در حالی که دکترین نظامی روسیه در سال ۲۰۰۰، نتیجه توجه روسیه به گسترش ناتو

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، ایالات متحده، تصمیم سازی Next Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، امنیت ملی، شورای امنیت، بازدارندگی