مقاله درمورد دانلود امام صادق، امام سجاد (ع)، رسول خدا (ص)، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

معتقد است که برابري بيشتر و توزيع عادلانه‌تر درآمد منجر به رشد اقتصادي مي‌شود و برعکس، عدم توزيع عادلانه درآمد به خاطر پيامدهاي روان شناختي و جامعه شناسي فقر باعث کاهش رشد اقتصادي مي‌گردد (زاهدي، 1382).
4-2- راه‌کارهاي مبارزه با فقر در کلام و سيره عملي اميرالمؤمنين (ع)
بعد از بررسي نظرات مکاتب مختلف اقتصادي پيرامون راه‌کارهاي مبارزه با فقر به بيان راه‌کارهاي اميرالمؤمنين (ع) در مواجهه با فقر مي‌پردازيم. ايشان در مورد فقر و بيچارگي دوران پيش از خود مي‌فرمايد:
اضْرِبْ بِطَرْفِک حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُکَابِدُ فَقْراً أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ کُفْراً أَوْ بَخِيلا (صبحي صالح، 1414 ق، ص 187)
“به هر سو که مي‌خواهي نگاه کن! آيا جز فقيري که با فقر دست به گريبان است، يا ثروتمندي که نعمت خدا را کفران کرده… شخص ديگري را مي‌بيني؟”
با توجه به آسيب‌هاي گوناگوني که فقر بر پيکره جامعه و خصوصاً بر نظام اقتصادي وارد مي‌کند، حضرت (ع) مبارزه با فقر را جزو سياست‌هاي اصلي خود قرار داده و راه‌کارهاي مختلفي را جهت اجرايي شدن آن به کار مي‌بندد که به آن‌ها مي‌پردازيم.
4-2-1- راه‌کارهاي ساختاري و زيربنايي
چنان‌که قبلاً هم اشاره شد، فقر پديده‌اي است که آسيب‌هاي گوناگوني بر پيکره اقتصاد وارد مي‌کند و مانند يک غده سرطاني که به کل سيستم دفاعي بدن آسيب مي‌رساند، کل نظام اقتصادي جامعه را دچار چالش‌هاي جدي مي‌کند؛ لذا براي مبارزه با آن بايد ابتدا آثار مخرب آن را در همه حوزه‌ها شناخت و آن‌ها را برطرف کرد. که البته برطرف شدن کامل آن‌ها نياز به زمان و هزينه زيادي دارد. در اين قسمت سه بخش توليد، توزيع و مصرف که بخش‌هاي اصلي تشکيل دهنده نظام اقتصادي هستند به تفکيک بررسي شده و اصلاحاتي که حضرت (ع) در آن‌ها در جهت فقرزدايي انجام داده‌اند بيان مي‌شود.
4-2-1-1- اصلاحات در نظام توليد
بخش توليد از ارکان اصلي نظام اقتصادي است و مکاتب مختلف اقتصادي نسبت به اين بخش ديدگاه‌هاي خاصي مطرح کرده‌اند. سياست‌هاي مالي و پولي به طور عمده در بخش تقاضا متمرکز شده‌اند ولي مکاتب طرفدار عرضه نيز در اقتصاد مطرح است. امير مؤمنان (ع) در سيره و گفتار به بخش توليد توجه وافر داشته و خود به عنوان يکي از بزرگ‌ترين مديران اقتصادي توانستند با کارآفريني و بهره گيري از فرصت‌ها و مهارت‌ها، ثروت بسياري را فراهم نموده و قدمي بزرگ در مسير فقرزدايي بردارند. در اين قسمت سعي داريم راه‌کارهايي که حضرت (ع) در زمينه توليد به کار بستند را مطرح کرده و نکات مهم آن را روشن سازيم.
الف) دعوت به تلاش براي امرار معاش و مذمت بيکاري و سستي در کارها
همان‌طور که در روايات فصل قبل آورده شد، حضرت (ع) بيکاري و سستي در کار را يکي از علت‌هاي به وجود آمدن فقر معرفي مي‌کند؛ لذا يکي از راه‌کارهاي مبارزه با فقر توصيه مردم به کار و تلاش و مذمت بيکاري و کاهلي است.
حضرت علي (ع) خطاب به فرزند بزرگوار خود- امام حسن مجتبي (ع) – فرمود:
لَا تَلُمْ إِنْسَاناً يَطْلُبُ قُوتَه… (مجلسي، 1403 ق، ج 69، ص 47)
“ملامت نکن انساني را که قوت خود را طلب مي‌کند [يعني براي به دست آوردن نيازهاي ضروري‌اش، کار و تلاش مي‌نمايد.]”
و در ديگر احاديثشان فرمودند:
اَلْمُؤْمِنُ … مَشْغُولٌ وَقْتُه (صبحي صالح، 1414 ق، ص 533)
“وقت مؤمن پر است (و هيچ گاه بيکار نيست).”
اَلْحِرْفَةُ مَعَ الْعِفَّةِ خَيْرٌ مِنَ الْغِنَي مَعَ الْفُجُور (صبحي صالح، 1414 ق، ص 402)
“پيشه داشتن (و کار کردن) توأم با عفّت، نيکوتر از ثروتمندي توأم با فجور است.”
إِنْ يَکُنِ الشُّغُلُ مَجْهَدَةً فَاتِّصَالُ الْفَرَاغِ مَفْسَدَة (مفيد، 1413 ق، ص 158)
“اگر شغل خستگي و رنج دارد، بيکاري مدام نيز مايه فساد و تباهي است.”
إِيَّاکُمْ وَ الْکَسَلَ فَإِنَّهُ مَنْ کَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقَ اللَّه (حراني، 1363، ص 78)
“از تنبلي بپرهيزيد، زيرا که آدم تنبل حقّ خدا را ادا نمي‌کند.”
يُرْوَي عَنْ سَيِّدِنَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهُ لَمَّا کَانَ يَفْرُغُ مِنَ الْجِهَادِ يَتَفَرَّغُ لِتَعْلِيمِ النَّاسِ وَ الْقَضَاءِ بَيْنَهُمْ فَإِذَا فَرَغَ مِنْ ذَلِک اشْتَغَلَ فِي حَائِطٍ لَهُ يَعْمَلُ فِيهِ بِيَدِهِ وَ هُوَ مَعَ ذَلِک ذَاکِرُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ (مجلسي، 1403 ق، ج 100، ص 16)
“روايت مي‌کنند که اميرالمؤمنين (ع) هنگامي که از جهاد فراغت پيدا مي‌کرد، به آموزش مردم و داوري کردن ميان ايشان مي‌پرداخت؛ و چون از اين تکليف مي‌آسود، در باغچه‌اي که داشت با دست خود کار مي‌کرد و در هنگام کار ذکر مي‌گفت.”
با نگاهي به روايات ديگر معصومين (ع) مشاهده مي‌شود که ايشان نيز به اين مسأله توجه کرده و احاديث متعددي در اين باره فرموده‌اند. تعدادي از اين روايات در زير آورده شده:
پيامبر (ص) فرمودند:
کُلُوا مِن کَدِّ أيدِيَکُم (مجلسي، 1403 ق، ج 66، ص 314)
“از دسترنج خود بخوريد.”
درباره پيامبر (ص) نقل شده که:
کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا نَظَرَ إِلَي الرَّجُلِ فَأَعْجَبَهُ فَقَالَ هَلْ لَهُ حِرْفَةٌ فَإِنْ قَالُوا لَا قَالَ سَقَطَ مِنْ عَيْنِي قِيلَ وَ کَيْفَ ذَاک يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَمْ يَکُنْ لَهُ حِرْفَةٌ يَعِيشُ بِدِينِه (نوري، 1408 ق، ص 2، ص 415)
“هر گاه پيامبر اکرم (ص) به مردي نگاه مي‌کرد و از او خوشش مي‌آمد مي‌پرسيد: کاري دارد؟ اگر مي‌گفتند: نه، مي‌فرمود: از چشمم افتاد. پرسيدند: اي پيامبر خدا چرا چنين است؟ فرمود: براي اين‌که مؤمن اگر حرفه‌اي نداشته باشد با دينش زندگي مي‌کند (و به نام دين، بار دوش اين و آن مي‌شود).‌”
پيامبر (ص) – به روايت امام صادق (ع) – فرمودند:
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَي کَلَّهُ عَلَي النَّاس (حر عاملي، 1409 ق، ج 12، ص 18)
هر کس بار زندگي خويش را بر دوش ديگران نهد ملعون است.
در مدينه مرد ولگردي بود که مردمان را به خنده مي‌انداخت؛ امام سجاد (ع) فرمود:
قُولُوا لَهُ: إنَّ للَّهَ يَوماً يُخسَرُ فيهِ المُبطِلُونَ (سفينه البحار، بي‌تا، ج 1، ص 88)
“به او بگوييد: خدا را روزي است (روز رستاخيز)، که باطل‌گرايان و ولگردان در آن زيان خواهند ديد.”
امام باقر (ع) از قول پيامبر خدا (ص) فرمود:
لَا تَحِلُ الصَّدَقَةُ لِغَنِي وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِي وَ لَا لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِقَوِي قُلْنَا وَ مَا مَعْنَي هَذَا قَالَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهَا وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَي أَنْ يَکُفَّ نَفْسَهُ عَنْهَا (حر عاملي، 1409 ق، ج 6، ص 160)
“صدقه دادن به ثروتمند روا نيست، و همچنين به نيرومند تندرست، و به صاحب حرفه، و به انسان قادر بر کار. (اصحاب گفتند:) پرسيديم: مقصود از اين سخن چيست؟ فرمود: بر کسي که مي‌تواند از گرفتن صدقه خودداري کند، گرفتن آن حلال نيست.”
همچنين در روايتي ديگر فرمودند:
الْکَسَلُ يَضُرُّ بِالدِّينِ وَ الدُّنْيا (حراني، 1363، ص 219)
“تنبلي به دين و دنيا آسيب مي‌رساند.”
امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده‌اند که فرموده است:
… إِنَ أَصْنَافاً مِنْ أُمَّتِي لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاؤُهُمْ … وَ رَجُلٌ يَدْعُو عَلَي غَرِيمٍ ذَهَبَ لَهُ بِمَالٍ فَلَمْ يَکْتُبْ عَلَيْهِ وَ لَمْ يُشْهِدْ عَلَيْهِ وَ رَجُلٌ يَدْعُو عَلَي امْرَأَتِهِ وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تَخْلِيَةَ سبيل‌ها بِيَدِهِ وَ رَجُلٌ يَقْعُدُ فِي بَيْتِهِ وَ يَقُولُ رَبِّ ارْزُقْنِي وَ لَا يَخْرُجُ وَ لَا يَطْلُبُ الرِّزْقَ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عَبْدِي أَلَمْ أَجْعَلْ لَک السَّبِيلَ إِلَي الطَّلَبِ وَ الضَّرْبِ فِي الْأَرْضِ بِجوارحَ صَحِيحَة… (کليني، 1369، ج 5، ص 67)
گروه‌هايي از امّت من دعايشان مستجاب نمي‌شود:… و (يکي) مردي که در خانه مي‌نشيند و مي‌گويد: پروردگارا! روزي مرا برسان! و به طلب روزي بيرون نمي‌رود. خداي بزرگ به او مي‌گويد: “اي بنده من! مگر بدن سالم به تو ندادم، تا دنبال کار روي و روزي خود را به دست آوري؟…”.
همچنين فرمودند:
لَا تَکْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِکُمْ فَإِنَّ آبَاءَنَا کَانُوا يَرْکُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا (حر عاملي، 1409 ق، ج 17، ص 6)
“در طلب روزي و معاش خودتان تنبلي نکنيد؛ و بدانيد که پدران ما براي طلب معاش مي‌دويدند و مي‌کوشيدند (و کلّ بر ديگران نمي‌شدند) …”
اعْلُم يَا مُفَضَّلُ … جُعِلَ الْخُبْزُ مُتَعَذِّراً لَا يُنَالُ إِلَّا بِالْحِيلَةِ وَ الْحَرَکَةِ لِيَکُونَ لِلْإِنْسَانِ فِي ذَلِک شُغُلٌ يَکُفُّهُ عَمَّا يُخْرِجُهُ إِلَيْهِ الْفَرَاغُ مِنَ الْأَشَرِ وَ الْعَبَث…‌ (مجلسي، 1403 ق، ج 3، ص 87)
“بدان اي مفضّل! خدا (به دست آوردن) نان را دشوار قرار داده است که جز با تدبير و حرکت به آن دسترس پيدا نمي‌شود، تا در اين کار براي انسان شغلي فراهم شود، که او را از پيامدهاي بيکاري، يعني سبک‌سري و بيهودگي بازدارد.”
امام کاظم (ع) فرمودند:
قَالَ أَبِي لِبَعْضِ وُلْدِهِ إِيَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة (حر عاملي، 1409 ق، ج 17، ص 61)
پدرم به يکي از پسرانش گفت: “از تنبلي و بي‌حوصلگي بپرهيز، زيرا که اين دو، تو را از رسيدن به بهره دنيا و آخرتت باز مي‌دارند.”
با توجه به روايات بالا نتيجه مي‌گيريم که فرهنگ‌سازي در زمينه کار و تلاش و مذمت بيکاري – که يکي از علل به وجود آمدن فقر است – بايد جزء برنامه‌هاي فقرزدايي حکومت باشد و علاوه بر اين اقدامات اجرايي لازم نيز در جهت اشتغال زايي و فعال شدن نيروي کار جامعه انجام شود.
ب) حسن تدبير و تقسيم کار درست در جامعه
هر مسئولي در هر جايگاهي که قرار دارد بايد کارها و ريزمسئوليت‌هايش را به افرادي بسپرد که تخصص لازم براي انجام آن کار و مسئوليت را داشته باشد، در غير اين صورت نه تنها کارها به نحو احسن اجرا نشده و پيشرفتي خاصي صورت نمي‌گيرد، بلکه موجب افول اقتصاد هم خواهد شد.
امام علي (ع) فرمودند:
التَّدْبِيرُ نِصْفُ الْمَعُونَة (تميمي، 1410 ق، ج 1، ص 151)
“تدبير و مديريت، نصف مخارج و مؤونه است.”
لَا فَقْرَ مَعَ حُسْنِ تَدْبِير (تميمي، 1410 ق، ج 6، ص 437)
“با حسن تدبير، فقري وجود ندارد و باقي نمي‌ماند.”
حُسْنُ التَّدْبِيرِ يُنْمِي قَلِيلَ الْمَالِ وَ سُوءُ التَّدْبِيرِ يُفْنِي کَثِيرَه (تميمي، 1410 ق، ج 3، ص 387)
“مديريت درست، مال کم را رشد مي‌دهد و مديريت نادرست، مال بسيار را نابود مي‌گرداند.”
از احاديث بالا برداشت مي‌شود که از نگاه اميرالمؤمنين (ع) حسن تدبير و مديريت صحيح و هوشمندانه خصوصاً در مسائل کلان اقتصادي بسيار مهم است. با نگاهي به سيره پيامبر (ص) متوجه مي‌شويم که ايشان نيز از اين مسأله غافل نبوده‌اند. جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد:
أَنَّ النَّبِي ص أَمَرَ الْاغنيا بِاتخاذِ الْغَنَمِ وَ أَمَرَ الْفُقَرَاءَ بِاتخاذِ الدَّجَاج (مجلسي، 1403 ق، ج 62، ص 10)
“رسول خدا (ص) اغنيا را به پرورش گوسفند امر مي‌کرد و فقرا را به مرغداري و پرورش طيور.”
علامه مجلسي در زير اين روايت نوشته است: در روايت حضرت (ص) چنين دارد:
عِندَ اتِّخاذِ الاغنيا الدُّجاجَ يَأذَنُ اللّهُ تَعالي بِهَلاک القُرَي-اَي- أنَّ الاغنيا إذا ضَيَّقُوا عَلي الفُقَراءِ في مَکاسِبِهِم وَ خالِطوُهُم فِي مَعَايِشِهِم تُعَطَّلُ سَعيُهُم وَ هَلَکُوا وَ فِي هَلاک الفُقَراءِ بَوارٌ وَ في ذلِک هَلاک القُري وَ بَوارُها (مجلسي، 1403 ق، ج 65، ص 10)
“هنگامي که اغنيا به کار مرغداري مشغول شوند، خداوند هلاکت قريه‌ها را اعلام مي‌کند؛ يعني وقتي اغنيا با اين کارشان، عرصه کسب و کار را بر فقرا تنگ کردند و شغلشان را از ايشان گرفتند و آنان را بيکار کردند، فقرا هلاک مي‌شوند و اين به معناي کسادي کار فقيران و نابودي آنان است؛ و با هلاکت فقرا،

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود عوامل بازدارنده، علم اقتصاد Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره امام صادق