مقاله درمورد جدول داده، جدول داده – ستانده، ارزش افزوده، استان یزد

دانلود پایان نامه ارشد

x_j را تولید کند باید به اندازه x_ij را از محصولات بخش i مصرف نماید.

3-4-4- ماتریس ضرایب فنی
ماتریس ضرایب فنی از ماتریس مبادلات بین بخشی استخراج میشود، ماتریس مبادلات بین بخشی(T) بیانگر جریان مبادلۀ محصولات واسطهای بین فعالیتهای تولیدی است که ارقام آن بر حسب واحد پولی میباشد. هر عنصر این ماتریس خرید کالاهای واسطهای توسط یک بخش از دیگری را نشان میدهد. بدین معنی که x_(ij ) برابر با خرید بخش j از بخش i برای تولید x_j میباشد. برای بیان دقیقتری از مبادلات بین بخشی بجای ماتریس T از ماتریس دیگری به نام ماتریس ضرایب فنی( A) استفاده میشود.
بدین منظور برای بیان ارتباط بین بخش i و j از نسبت x_ij/x_j استفاده کرده و آن را باa_(ij ) نشان میدهیم :
(3-12) n,…,1= iوj = ( x_ij)/x_j a_ij
a_ij نشاندهندۀ این است که بخش j برای تولید یک ريال از محصولات خود، چند ريال به محصولات بخش i نیاز دارد. همچنین میتوان گفت که a_ij بیانگر این است که بخش j چه نسبتی از نیازهای خود را از بخش i تأمین میکند. حال براساس 12-3 ماتریس ضرایب فنی (A) را تعریف میکنیم :
(3-13) (X ̂ )^(-1) A = T
(X ) ̂ ماتریس قطری است که عناصر آن تولید کل بخشها را نشان میدهد. اگر بجای T و (X ̂ )^(-1) قرار دهیم، خواهیم داشت :

A = [■(a_11&a_12…&a_1n@a_█(21@.@.@.)&a_█(22@.@.@.)…&a_█(2n@.@.@.)@a_n1&a_n2&a_nn )]= [■(x_11&x_12…&x_1n@x_█(21@.@.@.)&x_█(22@.@.@.)…&x_█(2n@.@.@.)@x_n1&x_n2&x_nn )](

[■(1/x_1 &0⋯&0@0&1/x_█(2@.@.@.) ⋯&0@0&0⋯&1/x_n )]= [■(x_11/x_1 &x_12/x_2 …&x_1n/x_n @x_21/x_█(1@.@.@.) &x_22/x_█(2@.@.@.) …&x_2n/x_█(n@.@.@.) @x_n1/x_1 &x_n2/x_2 &x_nn/x_n )]
(3-14)
ماتریس A معروف به ماتریس ضرایب فنی یا ماتریس نیازهای مستقیم است. این ماتریس از یک طرف تکنولوژی تولید و از طرف دیگر نیازهای هر بخش را برای تولید یک ريال محصول، نشان میدهد.

3-4-5- ماتریس لئونتیف و تعیین سطح تولید
یکی از کاربردهای اساسی جدول داده- ستانده، تعیین سطح تولید بخشها است. در این روش هدف این است که با توجه به سطح تقاضای نهایی، مقدار تولید بخشها را تعیین کنیم. بدین منظور لازم است که رابطه بین تولید کل و تقاضای نهایی را که به صورت 3-7 بیان شد در نظر بگیریم :
(3-15) m_i + f_i y_i= ; x_i x_in + + … x_i = x_i1 + x_i2+
که اگر رابطه 3-15 را به صورت ماتریسی برای همه بخشها بنویسیم، خواهیم داشت :
(3-16)[■(x_( 1)@x_█(2@.@.@.)@x_n )] = [■(x_11&x_(12⋯)&x_1n@x_█(21@⋮)&x_█(22⋯@⋮)&x_█(2n@⋮)@x_n1&x_n2&x_nn )] [█(1@1@⋮@1)] + [█(y_1@y_2@⋮@y_n )]
که بهطور خلاصه عبارت است از :
(3-17)X = TI + Y
X بردار تولید کل بخشها، T ماتریس مبادلات بین بخشی، I بردار ستونی با عناصر واحد و Y بردار تقاضای نهایی است.
حال رابطه 3-13 را به جای T در رابطه 3-17 قرار میدهیم :
X = AX ̂I + Y
با توجه به اینکه =X X ̂I است، رابطه فوق به صورت زیر نوشته میشود :
(3-18) X = AX + Y
حال رابطه 3-18 را برای X حل میکنیم :
(3-19) X = (x-A)^(-1)Y = SY ; S = (1-A)^(-1)
ماتریس (1-A)^(-1) معروف به ماتریس نیازهای کل( مستقیم و غیرمستقیم) یا ماتریس لئونتیف میباشد.
عناصر این ماتریس را با s_ij نشان داده و براساس آن 3-19 را به صورت زیر مینویسیم :

(3-20) [█(x_1@x_2@⋮@x_n )] = [■(s_11&s_(12⋯)&s_1n@s_█(21@⋮)&s_█(22⋯@⋮)&s_█(2n@⋮)@s_n1&s_(n2⋯)&s_nn )][█(y_1@y_2@⋮@y_n )]
s_ij نشان میدهد که اگر بخش j بخواهد یک ريال کالا تحویل تقاضای نهایی دهد، چه مقدار باید از بخشi خریداری نماید. برای بیان روشنتری از این بحث، با استفاده از 3-20، معادلۀ تعیین تولید را برای بخش iام مینویسیم :
(3-21) x_i = s_i1 y_1 + s_i2 y_2 + …. +s_in y_n
حال اگر تقاضای نهایی هر بخشِ دلخواه مثلاً بخش 1 افزایش یابد تولید کل بخش iام را تحت تأثیر قرار میدهد :
(3-22) i = 1,…,n s_ij = (∆x_i)/(∆y_1 )
دلیل اینکه s_ij را نیازهای کلِ ( مستقیم و غیر مستقم) بخش i ام میگوییم این است که اگر تقاضا برای محصولات بخش1 نیز افزایش یابد، تولید بخش 1 نیز افزایش خواهد یافت. زیرا وقتی که بخش 1 میخواهد تقاضای نهایی را تأمین کند باید تولید خود را افزایش دهد، اما برای افزایش تولید نیاز به این دارد که نهادههای بیشتری را خریداری کند که یکی از آنها، محصولات بخش i میباشد.

3-5-روش برآورد جدول داده- ستانده منطقهای
جدول داده- ستانده منطقه‌اي وضعيت اقتصادي يک منطقه و ارتباط اقتصادي آن را با بقيه مناطقي که در يک کشور واقع شده‌اند‌، بررسي مي‌کند بهطوريکه تعامل فعاليت‌هاي اقتصادي در داخل يک منطقه را به خوبي به تصوير مي‌کشد. اين جدول توانايي تحليل هر گونه تغييري در توليد، اشتغال، درآمد، مهاجرت، تحرک منابع توليد در سطح يک منطقه که ناشي از تغيير در تقاضاي نهايي براي کالاهايي که در منطقه توليد مي‌شود را دارد. علاوه بر تمام کاربردهايي که جدول داده- ستانده ملي دارد اين جدول مي‌تواند تحرک نيروي کار را از يک منطقه به مناطق ديگر در يک اقتصاد نيز تحليل نمايد.
در ادبيات تدوين جدول داده – ستانده منطقه‌اي سه روش كلي وجود دارد: روش آماري، نيمه آماري و ديگري غير آماري که هريک بهطور جداگانه بررسي میشوند( در خصوص روش سهم مکانی که در این مطالعه استفاده میشود با جزئیات بیشتری بحث خواهدشد).
3-5-1- روش آماري
در يک شرايط ايده‌آل که آمار کامل خريدها و فروش‌هاي بخشي منطقه از يک طرف و هزينه‌هاي ناشي از پرداخت به نهاده‌هاي اوليه از طرف ديگر وجود داشته باشد، تهيه جدول با مشکلات کمتري مواجه است. اطلاعات فوق از طريق نمونه‌گيري يا سرشماري مستقيم در سطح منطقه جمع‌آوري می‌شود. جمع آوري آمار در اين روش به گونه‌اي بايد باشد كه هر بنگاه توليدي در منطقه به دو سؤال اساسي پاسخ دهد يکي، چه مقدار كالاي i براي توليد محصولاتش خريده است در سالي که جدول براي آن تهيه مي‌شود( يا به صورت دقيق‌تر مي‌توان سؤال را چنين مطرح كرد كه چه مقدار كالاي I از توليدات منطقه وچه مقدار از ستانده مناطق ديگر براي توليد محصولاتش خريداري كرده است)، ديگر اينکه توليدات هر بخش چگونه بين بخش‌هاي اقتصادي همان منطقه توزيع شده و يا به بخش‌هايي در مناطق ديگر صادر شده است. دسترسي به اين آمارهاي دقيق همانطور كه مشخص است نيازمند نيروهاي متخصص، صرف هزينه و وقت زياد و در دسترس بودن اطلاعات در سطوح بسيار جزئي است كه به همين دليل امکان استفاده از آن در اين تحقيق وجود ندارد(جدول داده- ستانده استان یزد،1384).
3-5-2- روش‌هاي نيمه‌آماري
در روش هاي نيمه ‌آماري ترکيبي از اطلاعاتي که از طريق سرشماري در سطح منطقه وجود دارد و همچنين فرض مشابه بودن تکنولوژي در سطوح ملي و منطقه استفاده مي‌شود. به همين علت پايه تهيه جدول منطقه‌اي يک جدول داده – ستانده ملي است که با توجه به حداکثر اطلاعاتي که در منطقه به روش مستقيم تهيه شده باشد، تعديلات لازم صورت مي‌گيرد. ميزان تعديلات و استفاده از اطلاعاتي که از روش سرشماري بهدست آمده، در اين روش به مراتب بيشتر از روش غير‌آماري است. مهمترين روش اين گروه GRIT میباشد(معرفی روش GRIT برای محاسبه حسابهای منطقهای؛ 1378).
3-5-3- روش هاي غيرآماري
با نظر به ادبيات تدوين جدول داده- ستانده منطقه‌اي، مشخص می‌شود اولين جداول داده- ستانده منطقه‌اي که ساخته شده به دليل آنکه آمارهاي مبادلات بين بخش‌هاي اقتصادي در سطح منطقه يعني مهمترين قسمت آماري جدول، در دسترس نبوده است لذا محققين با روش هاي ابتکاري و بهگونه‌اي که مشکل تئوريک هم نداشته باشد، مسئله را حل کردند. به همين منظور آنها استفاده از جداول داده- ستانده ملي که منبع قابل اعتمادي بود را توصيه کردند که روش آنها “روش از بالا به پايين” ناميده میشود. اين راه حل به عنوان فنی در ادبيات داده- ستانده مرسوم شد بهطوريکه هر وقت دسترسي به اطلاعات جزئي مورد نياز جهت ساختن يك جدول داده- ستانده منطقه‌اي در كوتاه‌مدت ميسر نباشد، از آن استفاده مي‌شود. در اين روش از ماتريس ضرايب فني جدول ملي استفاده مي‌شود به طوريکه ماتريس ضرايب فني ملي به عنوان ميانگيني از ماتريس ضرايب فني كليه مناطق بهطور مستقيم براي ساختن جدول داده- ستانده منطقه‌اي ‌استفاده مي‌شود. استفاده از ضرايب فنی ملي بهطور ضمني اين فرض را در خود دارد كه ضرايب توليد و در نتيجه سطح تکنولوژي در منطقه و ملي يكسان است. محققين بهدليل فقدان اطلاعات لازم بهخصوص در مورد مبادلات اقتصادي (خريدها و فروشهاي بين مناطق) و همچنين فعاليت‌هاي اقتصادي داخل منطقه مجبور به پذيرفتن اين فروض شده‌اند. روشهای غیرآماری متنوع هستند، از جمله روشهای غیرآماری و تلفیقی تهیه جداول منطقهای، میتوان به روش ضرایب مکانی11، موازنه کالا12، میانبر در برآورد ضرایب ستانده، راس13، گریت14و ساختار اقتصاد پایه15 اشاره نمود در این مطالعه به این دلیل که روشهای سهم مکانی با صرف کمترین هزینه در وقت، پول و آمار خام، نتایج خوبی را ارائه میدهد بهطور مفصل و دقیق باز شده است(آزادی نژاد،1391).
3-5-3-1- تبیین روشهای سهم مکانی
روش سهم مکانی16 (LQ) روش غیرآماری است که ضرایب فنی ملی را با تعدیلات خاصی به ضرایب فنی منطقه تبدیل میکند. این روش به طور گسترده در اقتصاد منطقهای از سال 1940 به کار گرفته شده است که در طول چند دهه به مرور کاملتر شده است. تلاشهای اولیه تهیه و تدوین جدول داده- ستانده منطقهای در ایران مربوط به مؤسسه بتل17 میباشد که به دهه 1350 باز میگردد. روش سهم مکانی که بر اساس مفهوم سهم منطقه ساخته میشود، بهترین روش از لحاظ هزینه و وقت در تعمیم جدول داده- ستانده ملی به منطقهای میباشد. این روش با پایه قرار دادن جدول داده- ستانده ملی و با استفاده از یک ماتریس تعدیل ساخته میشود. سهم منطقه از جهتهای مختلف ممکن است در نظر گرفته شود مثل تولید، ارزش افزوده یا اشتغال بخشها. از نظر مفهومی سهم مکانی مقیاسی است که اهمیت نسبی فعالیت معینی را در یک منطقه نسبت به ملی از جهت میزان تولید نشان میدهد(آزادی نژاد،1391).

3-5-3-2- خصوصیات کلی روشهای سهم مکانی متعارف
نقطه شروع و بهکارگیری همه روشهای سهم مکانی در شرایط نبود آمار و اطلاعات مورد نیاز در سطح منطقه رابطه زیر است :
(3-23) (a_ij r_ij = LQ
r_ij عنصری از ماتریس ضرایب مبادلات واسطه درون منطقهای و a_ij عنصری از ماتریس ضرایب ملی را نشان میدهد. اندیسهای i و j به ترتیب بخشهای عرضهکننده و تقاضاکننده در سطح ملی و منطقهای را بیان میکند. r_ij مقدار کالا و خدمات واسطه مورد نیاز بخش عرضهکننده برای تولید ناخالص اضافی یک واحد از بخش تقاضاکننده سطح منطقه تعریف میشود. بنابراین، اقلامی نظیر واردات از مناطق دیگر و واردات خارج از مرزهای کشور، خارج از محدوده این مبادلات قرار میگیرد. r_ij و a_ij به دو علت متفاوتاند : یکی تفاوت در تکنولوژی تولید در سطح ملی و منطقه و دیگری تفاوت ضریب واردات در آنها است. LQ نیز ضریب سهم مکانی است. در عمل، LQ میتواند هر مقداری را

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد جدول داده، ارزش افزوده، ارزش تولید، مخارج مصرفی Next Entries مقاله درمورد بخش کلیدی، جدول داده، وابستگی متقابل، پیوندهای پسین و پیشین