مقاله درمورد تعامل والد – فرزند، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

مداومت در کار اطلاق ميشود. فرد خويشتن‌دار توانايي بالايي در تحريک خود براي انجام کار دارد و به‌آساني در ادامه کار مسامحه نميورزد، انجام کار براي آنان اغلب آسودگي خيال و آسوده به همراه مي‌آورد. محتاط در تصميم‌گيري نيز به گرايش فرد پيش از اقدام به عمل گفته ميشود. فرد برخوردار از اين ويژگي تأمل کننده و محتاط در انجام امور است (کاستا و مککري، 1992).

4-2) بخش سوم: سبک‌هاي فرزندپروري
1-4-2) سبکهاي تربيتي
خانواده نخستين پايگاه تربيتي و قطعاً اولين و مهم‌ترين كانون پرورش صحيح، احياء و شكوفايي استعدادهاي كودكان است. بخش عمده‌اي از پرورش صحيح عقل و عاطفه كه پايه اساسي سعادت انسان را تشكيل مي‌دهد بر عهده والدين مي‌باشد كه بايد از كودكي شروع شود (ميرزايي، چهرزاد و يعقوبي، 1388). در سال‌هاي اوليه تنها روابط موجود براي کودک، روابط او با والدينش است. نوجوانان از طريق اين روابط مي‏آموزند که هنجارهاي اجتماعي را محترم بشمارند و يا از آن‌ها سرباز زنند. اعتقادات، ارزش‌ها و نگرش‌هاي فرهنگي توسط والدين پالايش مي‌شوند و به صورتي بسيار منسجم و منتخب به کودک ارائه مي‌شوند (بروك، بروك و ريشتر110، 2001). خانواده و شيوه‌هاي فرزند پروري از مهم‌ترين عوامل در رشد رواني- اجتماعي فرزندان هستند (گالارين و آلونسو111، 2012(. ارتباط والدين و فرزندان ازجمله موارد مهمي است كه نظر صاحبنظران و متخصصان تعليم و تربيت را به خود جلب كرده است. در خانواده، نگرش‌ها، اخلاق و روحيات كودك شکل‌گرفته و اجتماعي مي‌شود (خوئينژاد، رجايي و محبراد، 1386).
به‌طورکلي دو رويكرد درزمينه اثر تعامل والد- فرزند و سازگاري فرزندان مطرح است. يك رويكرد تيپنگر كه سبک‌ها يا انواع روش‌هاي تربيتي فرزندان را موردبررسي قرار مي‌دهد. رويكرد ديگر رويكرد تعامل اجتماعي است كه تمركز خود را روي ماهيت تبادلات والد- فرزند متمركز ساخته است (فراهاني، 1385). سلامت روانشناختي نوجوانان حوزهي گستردهاي است كه يك دامنه‌ي آن به نگرش تربيتي والدين مي‌رسد. نگرش‌هاي تربيتي خانواده ازاين‌جهت داراي اهميت است كه جامعه امروزي خانواده دست‌خوش تغييرات ناهماهنگي شده و به‌تدريج شكل خود را از دست مي‌دهد. درنتيجه روابط درون خانواده، يعني روابط پدران و مادران و فرزندان از يک‌سو و روابط فرزندان با افراد جامعه از سوي ديگر دچار دگرگوني شده است. بنابراين خانواده كه هسته اصلي جامعه را تشكيل مي‌دهد و در شکل‌گيري شخصيت فرزندان نقش به سزايي دارد، بايد كانون توجه قرار گيرد. از طرف ديگر حفظ و بهبود سلامت جسماني- رواني و اجتماعي فرزندان از وظايف اصلي والدين به شمار مي‌آيد كه تحت تأثير نگرش‌هاي تربيتي والدين قرار دارد (رضايي، 1387).
اين نکته که والدين مي‌توانند بر رشد شخصيت کودکانشان بسيار اثرگذار باشند، امري بديهي است و به نظر مي‏رسد که شيوه‌هاي مختلف فرزندپروري مي‌توانند تأثيرات متفاوتي را بر رشد رواني– اجتماعي کودکان داشته باشد (اميرينژاد، قريشيراد و جوانمرد، 1390). طبق تحقيقات انجام‌گرفته بيشتر روانشناسان متعقدند، تجارب اوليه کودکي که معمولاً در خانواده‏ها شکل مي‏گيرد، سازنده شخصيت و زيربناي رفتارهاي بعدي کودک است (چهرزاي، قرباني و آقايي، 1392). جريان تربيت كودك براي والدين لذت‌بخش و در عين‌حال با مشقت‌ها و ناراحتي‌هاي فراوان همراه است. اگر كانون خانواده دربرگيرنده محيط سالم و سازنده همراه با روابط گرم و صميمي تعامل بين فردي باشد، موجب رشد و پيشرفت همه‌جانبه اعضاي خانواده مي‌شود (شماعيزاده و احمدي، 1387).
راههاي مختلفي براي طبقه‌بندي و شناسايي نحوه رفتار والدين در خصوص فرزندان وجود دارد. به‌طورکلي بررسي و مطالعه ابعاد رفتاري والدين و نتايج آن بر رفتار فرزندان از ديرباز مورد مطالعه برخي محققان بوده است. اين موضوع با روشن شدن اثرات تربيتي کنش‌هاي مختلف رفتاري در سطح خانواده و ميان اعضاي خانواده از يک‌سو و مطرح‌شدن برخي گرايش‌هاي تخصصي در روانشناسي از سوي ديگر، موردتوجه دوچندان واقع‌شده است. ملاحظه نتايج مختلف رفتار والدين در برخورد با فرزندان و بررسي رفتارهاي مختلف فرزندان در دوران مختلف رشد، همگي حکايت از وجود اهميت مطالعه الگوها و سبک‌هاي رفتاري و تربيتي والدين دارد. به‌طورکلي سبک‌هاي رفتاري112 والدين مطرح کننده روش‌ها و فنون برخورد والدين با فرزندان در خانواده مي‌باشد (ساماني و فولاد چنگ، 1385).
شيوههاي فرزندپروري مجموعهاي از نگرش‌هاي تربيتي والدين نسبت به كودك است كه؛ منجر به ايجاد جو هيجاني مي‌شود كه در آن رفتارهاي والدين بروز مييابد (شريفي، 1390). شيوه‌هاي فرزندپروري والدين يكي از سازه‌هاي جهاني است كه بيانگر روابط عاطفي و نحوه ارتباط كلي والدين با فرزندان است و عاملي مهم براي رشد و يادگيري كودكان به شمار مي‏آيد. به‌منظور شناخت الگوهاي ارتباطي والدين و تأثير آن در شخصيت و رفتار كودكان، ديدگاههاي نظري مختلفي در خصوص سبک‌هاي تربيتي والدين توسط متخصصين ارائه‌شده است. ابعاد فرزندپروري در چارچوب روابط والد – كودك مورد بررسي بوده است. تأثير محيط خانواده بر رشد كودك اغلب به‌وسيله مشاهده تعامل والد – فرزند صورت ميپذيرد (ساربان، عيسي‏مراد و طبيبي، 1392).
سبکهاي فرزندپروري چگونگي تعامل والدين را با فرزند نشان مي‌دهند. سبک‌هاي فرزندپروري مجموعه‌اي از نگرشهاي والدين نسبت به فرزند و در رابطه باتربيت فرزندان تعريف کردهاند که سبب ايجاد جوي عاطفي ميان فرزندان و والدين مي‌شود (جاگو113 و همکاران، 2011). شيوه‏هاي فرزندپروري نادرست والدين، داراي پيامدهاي منفي و نامطلوب مانند عدم اعتماد و شايستگي، ناسازگاري اجتماعي و سردرگمي هويت در فرزندان ميشود (سندي، رضايي و صالحي، 1393).
دايانا بامبريند در يك رشته تحقيقات با زير نظر گرفتن والديني كه با فرزندان پيش‌دبستاني خود تعامل مي‏كردند و با گردآوري اطلاعاتي معلوم كرد كه فرزندپروري دو جنبه گسترده دارد كه جنبه اول آن پرتوقع بودن است. برخي از والدين، معيارهاي عالي براي فرزندانشان دارند و از آن‌ها توقع دارند كه اين معيارها را برآورده سازند. والدين ديگر توقع خيلي كمي دارند و به‌ندرت سعي ميكنند رفتار فرزندانشان را تحت تأثير قرار دهند. جنبه دوم پاسخدهي است، برخي والدين نسبت به فرزندان خود پذيرا هستند و به درخواستهاي آنها پاسخ ميدهند (برک، 1391).

2-4-2) ابعاد فرزندپروري از ديدگاه شيفر
شيفر در مطالعات اوليه خود در مورد تحليل عوامل رفتارهاي والدين به دو بعد رسيد: بعد گرمي روابط در مقابل سردي و بعد کنترل در مقابل آزادي. تفاوت در ترکيب عناصر اصلي فرزندپروري از قبيل گرم بودن، درگيربودن، درخواست‌هاي بالغانه و نظارت و سرپرستي، تغييراتي در چگونگي پاسخهاي کودک به تأثير والدين ايجاد مي‏کند. بعد گرمي مربوط ميشود به والديني که اغلب به فرزندان خود لبخند ميزنند، به آن‌ها پاداش ميدهند و آن‌ها را تشويق ميکنند و عاطفه زيادي از خود نشان ميدهند، هرچند ممکن است از آن‌ها به دليل رفتارهاي ناشايست، انتقاد نمايند. بعد سردي مربوط مي‌شود به والديني که به ميزان زيادي از فرزندان خود انتقاد مي‌کنند. آن‌ها به تنبيه و تحقير فرزندانشان ميپردازند و يا اينکه آن‌ها را ناديده مي‏گيرند. به‌ندرت اتفاق مي‌افتد که به فرزندان خود القاء کنند که آن‌ها دوست‌داشتني و باارزش هستند (شيفر، 1991).
بعد کنترل / آزادي مربوط به ميزان کنترلي است که بر فرزندان اعمال ميشود. والدين کنترل‌کننده بسيار سختگير هستند و توقعات زيادي از فرزندان خود دارند. آن‌ها اصول و قواعد زيادي را وضع ميکنند و از نزديک بر فرزندان خود نظارت ميکنند تا مطمئن شوند که از قواعد مربوط پيروي ميکنند. بعد آزادي مربوط ميشود به والديني که توقعات کمي از بچه‌ها دارند و به آن‌ها استقلال زيادي براي کشف محيط مي‏دهند، کودکان اين والدين براي ابراز عقايد و هيجانات خود، آزادي دارند و براي فعاليت‌هايشان شخصاً تصميم ميگيرند (شيفر، 1991).
شيفر (1991) با ترکيب ابعاد گرمي روابط در مقابل سردي (پذيرش / طرد) و کنترل در مقابل آزادي (سهل‏گيري – سختگيري)، والدين را به چهار دسته کلي تقسيم کرد:
1) والدين گرم و آزاد گذارنده (سهلگير)
2) والدين گرم و کنترل‌کننده (مقتدر)
2) والدين سرد و آزادگذارنده (بياعتنا يا مسامحه‌کار)
4) والدين سرد و کنترل‌کننده (سختگير)

جدول 1-2: ترکيب پذيرش و کنترل در ايجاد سبک فرزندپروري
گرمي و سردي روابط
کنترل در مقابل آزادي (سهلگيري / سختگيري)

کنترل‌کننده
آزاد گذارنده
والدين گرم

مقتدر
سهلگير
والدين سرد

مستبد
بياعتنا

1-2-4-2) والدين گرم و آزاد گذارنده (سهلگير114)
والدين سهلگير به نيازهاي فرزندانشان پاسخ ميدهند اما حد و مرز و محدوديتهاي مشخصي را براي آن‌ها قرار نميدهند. اين نوع فرزندپروري با ارتباط والد – كودك فاقد قوانين ثابت و نظم مشترك است. والدين آسان‌گير صرفاً پذيرا هستند ولي هيچ درخواست و توقّعي از فرزند ندارند و از هر نوع اعمال کنترلي بر کودک خودداري ميکنند (کلين و بالانتين115، 2001). والدين سهل گير نسبت به فرزندان خود به محبت افراطي روي ميآورند و مدام آن‌ها را مورد امر و نهي قرار مي‏دهند که اين امر مانع يادگيري‌هاي اکتشافي و کنجکاوي آن‌ها ميگردد. کودکان والدين سهلگير تلاش ميکنند بر همسالان خود مسلط شوند و عموماً حالتي از خصومت توأم با پرخاشگري دارند. (کلين و بالانتين، 2001). والدين در اين نوع فرزندپروري ممكن است يك بافت اجتماعي براي كودكانشان ايجاد كنند كه باعث رفتار منفي آن‌ها شود، مثل پرخاشگري. كودكان داراي والدين سهلگير ممكن است رشد كاملي نداشته و توانايي كنترل هيجانات منفي مثل خشونت اجتماعي را نداشته باشند، زيرا والدينشان معمولاً بر رفتارهاي كودكان خود نظارتي نداشته و آنها را در مقابل انعكاس رفتارشان قرار ندادهاند (کاواباتا، آلينک، تسنگ، وان‏ايجزندوم و کريک116، 2011).
والدين سهل گير درحالي‌که فرزندان رشد کافي نکرده‌اند و هنوز توانايي تصميمگيري را ندارند، به آن‌ها اجازه مي‌دهند که در هر سنّي، خودشان تصميم بگيرند. به فرزندان اجازه مي‌دهند هر وقت و هر چه دوست دارند بخورند و هر ساعتي خواستند و به هر ميزاني که مي‌خواهند بخوابند و تلويزيون تماشا کنند و يا بيرون از خانه بمانند. کودکان والدين آسان‌گير، از اتّکاي به خود، خودکنترلي و استقلال رأي اندکي برخوردارند، کودکان ناپختهاي هستند و در روبه‌رو شدن با ناملايمات رفتار نامناسب و کودکانهاي دارند (هاور، آتن، دي‏وريز و انگلز117، 2010).
2-2-4-2) والدين گرم و کنترل‌کننده (مقتدر118)
والدين مقتدر در مقايسه با ساير والدين، گرم‌تر، صميمي‌تر و با محبّت تر هستند. اين والدين هم به استقلال و تصميمات فرزندان خود احترام مي‌گذارند و هم قوانين و معيارهاي مناسب تعيين ميکنند و در مواضع خود قاطع و محکم هستند و درعين‌حال در مورد راهنماييها، معيارها و مخالفت‌هاي خود دلايل منطقي و قاطعانه ارائه ميکنند (هاور، آتن، ديوريز و انگلز، 2010). فرزندپروري مقتدرانه به معني اين است كه والدين با صميميت به خواستههاي فرزندان عمل ميكنند. والدين مقتدر عموماً محدوديتهاي مشخصي را براي كودكانشان قرار ميدهند. آنها به انطباق تشويق ميشوند و استدال را براي توضيح قوانين بكار مي‏برند (کاواباتا و همکاران، 2011). الگوي تربيتي مورداستفاده اين والدين، در چارچوب مشخصي بوده و ضمن ارتباط صميمي و نزديک با فرزندان، مشارکت فعالي در زندگي کودکان خويش دارند. ارتباط باز، اعتماد و پذيرش، تشويق و ترغيب به استقلال، ايجاد آگاهي در فرزندان و توجه به اينکه بچهها کجا هستند و مشغول به چه‌کاري ميباشند، از خصوصيات اين والدين است (کلين و بالانتين، 2001). اين والدين هم براي خود به‌عنوان بزرگ‌سال مسئول پرورش کودک، حقوقي قائل‌اند و هم علايق فردي و ويژگي‌هاي خاص کودک را مي‌شناسند (هاور، آتن، ديوريز و انگلز، 2010).

3-2-4-2) والدين سرد و کنترل‌کننده (سختگير119)
اين والدين از فرزندانشان اطاعت محض ميطلبند و کنترل

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد پردازش اطلاعات، اوقات فراغت، عزت نفس Next Entries مقاله درمورد رفتار پرخاشگرانه، عشق و محبت، مواد مخدر، مصرف مواد