مقاله درمورد تحلیل محیط، تحلیل SWOT، ساختار سازمانی، منابع مالی

دانلود پایان نامه ارشد

بدون اعمال نظر شخصی ارزیابی میشود.
6. تعیین اهداف سالانه و سیاستها: اهداف سالانه به عنوان رهنمودهایی برای عملیاتی مورد استفاده قرار میگیرند که فعالیتها و تلاشهای اعضای سازمان را در مسیری مشخص هدایت میکند. سیاستها عبارت از رهنمودها، روشها، رویهها، و شیوههایی مدیریتی برای تقویت کارها هستند به طوریکه سازمان بتواند به اهداف تعیین شه دست یابد.
7. تخصیص منابع: فعالیتی است که اجرای استراتژی را امکانپذیر میسازد و در آن منابع بر اساس اولویتهایی که به وسیلة اهداف سالانه تعیین شدهاند، تخصیص مییابند.
8. محاسبه و ارزیابی عملکرد: در این مرحله به بررسی مبانی اصلی استراتژیهای سازمان، مقایسة نتیجههای مورد انتظار با نتیجههای واقعی و انجام دادن اقدامات اصلاحی برای اطمینان یافتن از مطابقت عملکردها با برنامههای پیشبینی شده مبادرت میشود (43).

2-1-21-4-مدل DISM
این مدل ترکیبی از چند مدل است که شامل مراحل زیر میباشد:
1. تشکیل کمیتة راهبردی
2. شناخت سازمان از لحاظ ساختار سازمانی و مدیریتی، منابع مالی، سیستم مالی و حسابداری، و سیستم تولید و عملیات
3. تعیین وضعیت سازمان در منحنی دورة عمر سازمان؛ در این مرحله با توجه به مفاهیم هر مرحله از منحنی دورة عمر سازمان (10 دوره)، جایگاه سازمان تعیین شده و جهت مقابله با مشکلات مربوطه، استراتژیها تدوین میگردد.
4. بررسی مأموریت و اهداف سازمان
5. بررسی و تحلیل محیط درونی سازمان از لحاظ معیارهایی مانند عوامل خدماتی، تحقیق و توسعه، بازار، منابع انسانی، منابع مالی و مدیریت
6. بررسی و تحلیل محیط بیرونی سازمان از لحاظ عوامل اقتصادی، تکنولوژیک، سیاسی و قانونی، فرهنگی و اجتماعی، و رقابتی
7. تعیین استراتژیهای کلان سازمان
8. تحلیل SWOT
9. تحلیل نیروهای بازدارنده و ترغیب کننده
10. بررسی موقعیت استراتژیک داخلی و خارجی سازمان
11. تعیین استراتژیهای ماتریس ADL (تدافعی، محافظهکار، تهاجمی، رقابتی)
12. جمعبندی، اولویتبندی و عملیاتی نمودن استراتژیها (29).

2-1-21-5-مدل Goal-Based
این مدل یکی از متداولترین مدلهای مورد استفاده در برنامهریزی استراتژیک است که بر مواردی همچون رسالت سازمان (و چشمانداز و یا ارزشها)، اهداف در راستای فعالیت رسالت سازمان، استراتژیها برای دستیابی به اهداف و برنامهریزی عملیاتی (چه کسی کار را انجام خواهد داد و چه موقع) تأکید دارد. مراحل آن عبارتند از:
1. شناسایی قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدهای سازمان
2. تحلیل استراتژیک برای شناسایی و اولویتبندی مسائل اصلی
3. طراحی استراتژیهای اصلی (یا برنامهها) برای مقابله با مسائل اصلی
4. تدوین یا بهروز کردن چشمانداز، رسالت و ارزشها (میتوانند در ابتدای کار نیز تدوین شوند)
5. تدوین برنامههای اجرا (اهداف، منابع مورد نیاز، نقشها و مسئولیتها برای اجرا)
6. ثبت مسائل، اهداف، استراتژیها یا برنامهها، چشمانداز و رسالت (بهروز شده)، برنامههای اجرایی در سند برنامة استراتژیک به انضمام تحلیل SWOT و غیره
7. تدوین سند برنامة عملیاتی (تقسیم برنامه استراتژیک به برنامههای سالیانة مجزا)
8. تنظیم و تخصیص بودجة سالیانه
9. اجرای فعالیتهای سالیانه
10. دریافت بازخورد، بررسی ارزیابی و بهروز کردن سند برنامة استراتژیک (29).

2-1-21-6-مدل برنامهریزی استراتژیک گوداشتاین و همکاران
این مدل دارای 9 مرحله است که شامل موارد زیر میباشد:
1. برنامهریزی برای برنامهریزی استراتژیک
2. شناسایی ارزشها
3. تدوین رسالت
4. مدلسازی برای کارهای استراتژیک
5. ممیزی عملکرد
6. تحلیل شکاف
7. تدوین برنامة عملیاتی
8. برنامهریزی و رویدادها
9. اجرا (36).

2-1-21-7-مدل برنامهریزی استراتژیک دانکن و همکاران
از 5 مرحله تشکیل شده است که شامل:
1. تحلیل محیط داخلی
2. تحلیل محیط خارجی
3. تعیین رسالت و دورنمای آینده و ارزشها و اهداف سازمان
4. تنظیم استراتژی
5. کنترل میباشد (36).

2-1-21-8-مدل برنامهریزی استراتژیک وایتمن
یکی از مدلهای سادهای که برای برنامهریزی استراتژیک ارائه شده است مدل وایتمن است. بر اساس این مدل، برنامهریزی استراتژیک از دو فاز مستقل برنامهریزی و اجرا تشکیل میشود. در مرحلة برنامهریزی، عوامل داخلی و خارجی سازمان برای شناسایی وضعیت فعلی و طراحی وضعیت مطلوب مورد ممیزی قرار میگیرد و این فاز با تدوین برنامة اجرایی عملیاتی خاتمه مییابد. سپس در فاز دوم اجرا و پیگیری برنامه و اقدام اصلاحی ادامه مییابد (6).

2-1-21-9-مدل تیلور
به اعتقاد آقازاده (1382) این مدل برای سازمانهای بزرگ طراحی شده و شامل مراحل زیر است:
1. تعیین و تدوین اهداف آتی سازمان
2. شناخت اهداف و استراتژیهای موجود در سازمان
3. تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان
4. تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان
5. شناخت وضع موجود
6. تعیین تغییرات مورد نیاز در استراتژیهای گذشته
7. تصمیمگیری در خصوص استراتژیهای مطلوب (6).

2-1-21-10-مدل کاربردی
مدل کاربردی طبیبی و ملکی (1382) شامل موارد زیر است:
گام اول) برنامهریزی: شامل توافق برای انجام برنامهریزی استراتژیک، سازماندهی و تعیین ساختار مناسب، تشکیل تیم برنامهریزی و تقسیم کار، اطلاع رسانی
گام دوم) تحلیل وضعیت موجود سازمان که شامل سه اقدام مستقل به شرح زیر است:
1. ارزیابی محیط داخلی سازمان: برای شناسایی قوتها و ضعفهای سازمان به بررسی نحوة عملکرد سازمان در گذشته و چگونگی عملکرد فعلی سازمان مبادرت میشود.
2. ارزیابی محیط خارجی سازمان: این کار به منظور شناسایی فرصتها و تهدیدهای سازمان در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، قانونی، دولتی و فنآوری، و پیشبینی چگونگی تغییرات آتی محیط خارجی سازمان انجام میگیرد.
3. شناسایی گروههای هدف سازمان و ذینفعان: از آنجا که سازمانهای خدماتی به ارائة خدمات به گروههای خاص جامعه مبادرت میکنند، شناسایی این گروهها میتواند سازمان را در انجام رسالت خود و نیل به اهدافش یاری رساند.
گام سوم) تعیین رسالت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی سازمان: تعیین این فعالیتهای کلیدی با توجه به اطلاعات حاصله از گام دوم صورت میپذیرد.
گام چهارم) شناسایی مشکلات استراتژیک سازمان: این مشکلات شامل مسائل اساسی ناظر بر خط مشی سازمان هستند که به تعهدات، رسالت و ارزشها، سطح تولیدات یا خدمات تأثیر میگذارند و نظرات ارباب رجوع، مشتریان، پرداختکنندگان مالیات، هزینهها، امور مالی، مدیریت یا طرح سازمانی را در هم میآمیزد و تلفیق میکند.
گام پنجم) تعیین اهداف و مقاصد سازمان: اهداف، تلاشهای لازم را برای نیل به موقعیت آینده، تحقق رسالت و دورنمای سازمان و تبدیل نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی بر نتایج معنیدار و مطلوب متمرکز مینماید. مقاصد، اجزای قابل سنجشتر و اختصاصیتر برای نیل به اهداف هستند.
گام ششم) تدوین استراتژیهای سازمانی: استراتژیها نشان میدهند نتایج چگونه حاصل خواهند شد و معمولاً در قالب روش، نگرش یا پاسخ هستند.
گام هفتم) انتخاب شاخصهای سنجش و پایش عملکرد سازمان: در این مرحله به تعیین شاخصهای مختلفی مانند شاخص داده یا ورودی، ستاده یا خروجی، نتیجه، کارایی و کیفیت برای اندازهگیری موفقیت در نیل به اهداف و مقاصد مبادرت میشود (36).
2-1-21-11-مدل اسلک
این مدل برای سازمانهای ورزشی ارائه شده است. از نظر اسلک تدوین و اجرای برنامة استراتژیک شامل مجموعهای از مراحل به هم وابسته است که این مراحل به شرح زیر است:
1. تدوین بیانیه رسالت
2. تحلیل محیط بیرونی و درونی (تحلیل SWOT)
3. انتخاب استراتژیهای مناسب
4. انتخاب ساختار سازمانی و سیستمهای هماهنگی و کنترل مناسب (29).

2-1-21-12-مدل کمیسیون ورزش استرالیا
کمیسیون ورزش استرالیا برای برنامهریزی استراتژیک سازمانهای ورزشی این کشور مدلی را پیشنهاد کرده است که شامل چهار مرحله به شرح زیر است:
مرحله اول- پیش از برنامهریزی
در این مرحله مجموعهای از اطلاعات از طریق گزارش و ارزیابی عملکرد سالیانه به دست میآید که موضوعاتی همچون اطلاعات مالی و آماری مختلف و اطلاعات زمینهای در مورد عملیات درونی و اثرات بیرونی سازمان را در بر میگیرد. همچنین، از طریق گزارش سالیانه واقعیات و تصاویری دربارة وضعیت کنونی سازمان مانند نتایج ورزش قهرمانی، شرکتکنندگان، شاخصها و حوزههای کلیدی مالی، ساختار سازمانی و نیروی انسانی فراهم میشود. این اطلاعات کمک میکنند که بهطور هدفمندی وضعیت جاری سازمان توصیف شود (60).
مرحله دوم- تدوین استراتژی
در این مرحله به بررسی یا تدوین چشمانداز، رسالت، اهداف بلندمدت و کوتاهمدت و شاخصهای کلیدی عملکرد برای تدوین برنامة استراتژیک پرداخته میشود که در آن از ذینفعان یا مخاطبان اصلی سازمان کمک گرفته میشود. در این مرحله، اقدامات زیر انجام میگیرد:
1. بررسی استراتژیهای قبلی و نتایج حاصل از آنها
2. تحلیل SWOT
3. تدوین استراتژیها با استفاده از ماتریس SWOT
4. اولویتبندی استراتژیها
5. تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد
مرحله سوم- اجرای استراتژی
در این مرحله مشخص میشود که چه کاری، توسط چه کسی، چه موقع، کجا، و چگونه انجام سود و منابع مالی مورد نیاز آن چیست. تدوین برنامههای عملیاتی سالیانه در این مرحله صورت میگیرد و در آن به موضوعاتی همچون مرتبط ساختن فعالیتها با کل برنامه، اولویتهای کوتاهمدت، نقش سازمانهای مرتبط، امور مالی و بودجههای ماهیانه، پروژههای عملیاتی سالیانه و چهارچوب اجرا پرداخته میشود.
مرحله چهارم- ارزیابی استراتژی
آخرین مرحله (معمولاً موضوعی که در فرآیند برنامهریزی مورد غفلت قرار میگیرد) شامل کسب بازخورد، ارزیابی و بررسی برنامه است. در کل برنامه باید سیستمهای ارزیابی پیشبینی شود تا از این طریق بتوان میزان پیشرفت برنامهریزی سازمان را بررسی و مدیریت نمود. در این مرحله به ایجاد تغییرات مورد نیاز برای وضعیت درونی و بیرونی سازمان و میزان دستیابی راضیکننده به اهداف آن پرداخته میشود (29).
2-1-22-رویکرد فرآیند پایه برنامهریزی استراتژیک
معمولاً این فرآیند پایه، توسط سازمانهایی دنبال میشود که بسیار کوچک میباشد و یا در مورد برنامهریزی استراتژیک که پیش از این، کار زیادی نکردهاند، فرآیند فوق ممکن است در طول یک سال جهت به دست آوردن درک چگونگی هدایت برنامهریزی به اجرا درآید و در سال بعد با برنامهریزی، فعالیتهای بیشتری برای حصول اطمینان از جهتگیری صحیح تکمیل شود. برنامهریزی معمولاً توسط مدیریت ارشد صورت میگیرد. این فرآیند پایه از برنامهریزی استراتژیک، شامل موارد زیر است:
الف) شناسایی مقاصد (بیانیة مأموریتها)
این بیانیه فلسفه وجود سازمان است. یعنی منظور اساسی آن را تشریح میکند. بیانیه بهتر است آن احتیاجاتی از جامعه را که سازمان قصد برطرف کردن آنها را دارد و نیز اینکه با چه هدفی این کار را خواهد کرد، بیان مینماید. معمولاً نوع جامعه مورد نظر مورد اشاره قرار میگیرد. مدیر ارشد باید بیانیه را ایجاد و با آن موافقت نماید. شایان ذکر است این بیانیه ممکن است به نحوی در گذر سالها تغییر کند.
ب) انتخاب اهداف متناسب با مأموریت سازمان
اهداف، بیانیهای کلی در مورد احتیاجات و خواستههای سازمان جهت رسیدن به مقاصد یا مأموریت میباشد و به موضوعات عمدة پیش روی سازمان اشاره مینماید. اهداف کمی نیز باید به روشنی بهطور گسترده بیان شوند تا افراد در مورد برآورده شدن اهداف بتوانند قضاوت نمایند تا استراتژیهای خاص برای رسیدن به هر هدف شناسایی و پیاده شود.
پ) شناسایی برنامههای اجرایی برای هر استراتژی
طرحها و برنامههای اجرایی، فعالیتهای خاصی هستند که باید برای اطمینان از پیادهسازی هر استراتژی به اجرا درآید. ایدهآل آن است که مدیر ارشد، کمیتههای خاصی را پدید آورد که هر کمیته، یک طرح کاری که ارتباط مستقیم با کل، که مجموعهای از اهداف است، را داشته باشد.
ت) نظارت مستمر و به هنگام کردن طرح
طرحریزان، معمولاً در این گام میزان دستیابی به اهداف و نحوة پیادهشدن برنامههای اجرایی را منعکس مینمایند. شاید مهمترین شاخص برای موفقیت سازمان، بازخورد مثبت از مشتریان سازمان

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد عوامل داخلی، امور مالی، اجرای استراتژی، تحقیق و توسعه Next Entries مقاله درمورد عوامل درونی، تحلیل SWOT، ماتریس SWOT، شناسایی فرصت