مقاله درمورد انفورماتیک، هنرهای زیبا، ارتباط بصری، سواد بصری

دانلود پایان نامه ارشد

ایران به‌ویژه در آثار محمد احصایی ما شاهد «انجام دادن اعمالی با حروف و تغییراتی در آن با هدف خوانایی بهتر و انتقال سریعتر پیام و زیبایی بیشتر هستیم.» (ایمنی، 1389: 107) (تصویر 3-19)
«اهداف اصلی تایپوگرافی را می‌توان این چنین برشمرد:
1. عینی و محسوس‌کردن موضوع نوشتار 2. آسان و سهل‌الوصول کردن موضوع 3. برانگیزی کنجکاوی مخاطب در جهت درک ظرفیتهای بصری نوشتار 4. قوهی تخیل مخاطب را فراسوی موضوع نوشتار قرار دادن 5. کمک به جایگیری نوشته و موضوع در ذهن و خاطره مخاطب 6. غنی و مؤثر کردن نوشته بیش از حدی که آن نوشته در صورت عادی میتواند غنی و مؤثر باشد. 7. کمک کردن به درک هر چه بهتر و بیشتر مفاهیم نوشته 8. کشف و تشخیص جنبه‌های خلاق کاربرد حروف.» (نجابتی، 1381: 20)
«عقیده بر این است که طراحان وظیفه انتقال ذهنیات خود و پیام موضوع را در طرحهای‌شان بر تصویر و حروف قرار میدهند. اینک خط، در روند تحولات جدید، وظیفه خود را خوانایی و سهولت نگارش نمیداند و کم‌وبیش به فرمی زیبا تبدیل شده که در درجه اول مفهوم نوشته را قبل از خوانده‌شدن بیان میکند.» (جعفری، 1387: 75) از روش‌های تایپوگرافی معاصر می توان تایپو ایمیج107(تلفیق تصویر و نوشتار) تایپو ستینگ108 (زمانی که حروف در کنار هم در یک سطر قرار می‌گیرند) هند رایتینگ109 (زمانی که نوشتار به صورت دستنویس و با تمام خصوصیت تند‌نویسی و لرزش های دستی که ممیزهی هر فرد میباشد نوشته شوند، به این روش که ممکن است اصول زیبایی‌شناختی خط را نیز بر حسب عادت حفظ کند که همانند کالیگرافی است. با این تفاوت که در کالیگرافی قواعد و اصول زیبایی‌شناختی به‌سختی رعایت می‌شود.) را نام برد. در دوران معاصر و با رواج تایپوگرافی که سعی در تقویت ویژگی بصری نوشتار و نزدیک کردن نوشته به تصویر دارد، برخی آن را با خط-نقاشی، خط نگاری، کالیگرافی هم مسیر می‌دانند. در تعریف تایپوگرافی، اثری گرافیکی که حروف ساختار اصلی آن را تشکیل می‌دهد و از فونت‌های موجود با دخل و تصرفاتی که در آنها برای کشف ویژگی‌های بصری حروف انجام می‌شود، گویند. با این تعریف در خط-نقاشی‌ها در کل با دو نوع کاربرد تایپوگرافی، مواجه هستیم و «همیشه این دو راه موازی با هم وجود داشتهاند، یکی کاربرد حروف به صورت خوانا و دیگری کاربرد حروف به صورت غیرخوانا. و چه بسا بتوان گفت، یکی برای انتقال اندیشه و دیگری در جهت انتقال فکر، یعنی عقلانی و دیگری حسی. هر گاه ازخط-نقاشی‌ها، نگاه تزئینی را بگیریم، نگاه کاربردی بر آن حکمفرما میشود و در واقع کاربردی شدن خط-نقاشی این دو مقوله را وارد گرافیک میکند و اگر به آنها واژه تایپوگرافی اتلاق شود، درستتر خواهد بود. میلتون گلیزر گفته است که تایپوگرافی و خط نوشته آشکارترین عنصر بصری است که یک اثر گرافیکی را از نقاش جدا می کند.» (ادیبی، 1380: 6) با بیان این تعریف صریح و روشن، نقطه عطف تقابل آثار تایپوگرافی با آثار خط-نقاشی را در کاربرد تصویری نوشتار از لحظ معنا و تصویر محض آن باید دانست، به طوری که در هر دو نوعی ترکیب بندی با حروف دست نویس را می توان دیدکه قابلیت استفاده از حروف طراحی شده موجود را نیز دارد. زمانی درگیری محتوایی در آثار ایجاد می‌شود که ما «درگیری درونی با زبان داشته باشیم و این حتماً فراتر از ممارست در خط‌نگاری و در کلنجارهای ما با حروف و کلمات حاصل خواهد شد.» (مختاری، 1387 :11) که در غیر این صورت، این خط‌بازی‌ها تا جایی پیش خواهد رفت که ناخوانایی را به بار می‌آورد. البته بیان این نکته نیز حائز اهمیت است که در دوره معاصر بیان حد فاصل میان آثار خط-نقاشی با تایپوگرافی به سبب نگرش‌های نوگرا و مدرن و کاربرد ابزار، کمی مشکل شده است اما شاید بتوان صرفاً با بیان تعاریف هر یک از این دو مقوله، حد فاصلی بین آنها برقرار کرد. یک اثر تایپوگرافی، «اثری گرافیکی است که برای برقراری ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطبین عام یا خاص طراحی می‌شود، در حالی که یک اثر خط-نقاشی می‌تواند حامل پیامی نبوده و حتی بسیار درون‌گرا و شخصی طراحی شده باشد.» (خصوصی نیاکی، 1385: 143)
در نتیجه مقوله خط-نقاشی بیشتر تمایل به هنرهای زیبا و تزئینی دارد، در حالی که تایپوگرافی بیشتر هنری کاربردی و جنبه اطلاع‌رسانی دارد.

3-4- شیوه‌های حساسیت بخشیدن
«هر نقاش، طراح یا کسی که به ارتباط بصری از طریق ترسیم میپردازد، در این فکر بوده است که برای بیان بهتر مفهوم خود به علامت و اثر خود حساسیت ببخشد. بد نیست اشاره کنیم که حساسیت بخشیدن به طرح یا سطح، یعنی ایجاد یک مشخصهی گرافیکی قابل رؤیت روی آن؛ و به این ترتیب است که اثر، به عنوان یک علامت، جنبه عام و معمولی خود را از دست میدهد و از ویژگی معینی برخوردار میشود.» (موناری، 1387: 36) شیوه و تکنیک‌های بسیاری در حساسیت بخشی به نوشتار در حوزه خط-نقاشی وجود دارد، که بی‌شباهت به روش‌های حساسیت‌بخشی در تایپوگرافی نیست و هنرمند بر حسب ذوق و سلیقه هنری خود و با دانش به اصول مبادی سواد بصری و زیبایی‌شناختی و با هدف بیان هر چه غنی‌تر نوشتار، چه از لحاظ معنا و چه از نظر تصویری آنها را به کار می‌برد:
1. ایجاد فضاهای مثبت و منفی 2. برش، حذف و جابه‌جایی در حروف نوشتار 3. تکرار یک کلمه یا چند کلمه یا یک حروف یا چند حرف در اثر نقاشی-خط: این تکرار برحسب اصول ترکیببندی و تشخیص هنرمند بستگی دارد که چند بار در چه جهت، چه قسمت از اثر، تکرار شود. 4. ایجاد بافت در حروف و نوشتار 5. استفاده از تکنیکهای کادر در کادر 6.استفاده از طرح و نقش در شکل حروف 7. سایهدار کردن حروف و ایجاد بعد در حروف 8. استفاده از ریتم. 9. چرخش و بازی با نوشتار 10. استفاده از اندازه قلم‌های متفاوت در اثر 11. ایجاد تعادل و تقارن و توازن در شکل خطوط نوشتاری 12. ایجاد پرسپکتیو و بعد در شکل حروف 13. استفاده از حروفهای متنوع در اثر 14. استفاده از رنگ خاص در قسـمتهای خاص اثر 15. اغراق در شکل حروف 16. و استفاده از مواد و متریال خاص و گوناگون مانند قیر، آب رنگ، شاپان و غیره که گاهی بیانگر اتفاقی بدیع در اثر می شوند. (جعفری، 1390)

3-5- نقش ابـزار
با موقت نادیده گرفتن تبلیغات وحشت‌انگیز مناسبات انفورماتیک و اعلام خطرهای ناشی از موج سوم، متوجه خواهیم شد که مناسبات انفورماتیک، نسبت‌های بسیاری را برهم می‌زند و روند وضعیت سابق را مختل می‌سازد و امکان خیلی از اتفاقات را از انسان می‌گیرد اما خوب یا بد، جزء شرایط زندگی اواخر قرن بیستم قرار می‌گیرد و انسان درست یا نادرست، موظف می شود که به بسیاری از توابع آن گردن نهد و به اقتضائات آن عمل نماید. این دوران حتی برای هنرمند نیز راه گریز نمی‌گذارد و او را وامی‌دارد تا اگر هنری دارد، در لابلای همین شرایط خلق کند. اواخر قرن بیستم با اواخر قرن هجدهم، تفاوت‌های بسیاری دارد که نمی شود آنها را نادیده گرفت و با پُز هنرمندانه به تأسی از امپرسیونیست‌ها به دهات اطراف گریخت. انزوای هنری در دوره جدید بی‌معناست. شرایط و توابع عصر الکترونیک، حتی بر بدوی ترین قبایل و دورافتاده‌ترین مناطق، سایه انداخته‌اند و هنرمند، چه بخواهد یا نخواهد، تنها در بی‌هنری است که می‌تواند بگریزد. اما از طرفی، هنرمند تابع شرایط روز نیست. بلکه می‌تواند و باید فوق این شرایط و مناسبات باشد. بشر استعداد پذیرفتن ولایت تکنیک را دارد و اینطور هم نیست که تکنیک، هیچ بر بشر چیره نگشته باشد، اما این ولایت هرگز به طور کامل متحقق نخواهد شد. هنرمند کافی است تا پله غفلت و جهل خود را بشکند و بر تکنیک غلبه یابد. تکنیک بیرون از طبیعت نیست و طبیعت نیز خارج از استیلای انسان نیست. اگر می‌بینید که ما مغلوب ابزار و تکنولوژی هستیم، بدان علت است که چیزی از ماهیت و اصل و منشاء آن نمی‌دانیم. این آگاهی، نخست نیازمند ایمان و اعتقاد راسخ است اما شاید هنرمند گمان می کنند با فرو رفتن در پیله‌ای ابریشمین می‌توانند دامن خود را از آلوده‌شدن به جریان‌های روز دور نگه دارند. (میرفتاح، 1372)
بیان این نکات در این پژوهش بدان جهت است که: رایانه، یا هر ابزار دیگر به شرط مغلوب واقع شدن، تنها به ابزار و آلت ساده‌ای بدل خواهد شد که به‌سهولت به کار هنرمند می‌آید. به بیانی دیگر تفاوت هنرمند با یک اپراتور ساده، در عبور از تکنیک و خلاقیت است، ایده‌پردازی و نحوه بیانی که اصل کار هنری است، و گرنه این ابزار به خودی خود قابلیتی ندارند و محصولات آنها آثار بی ارزشی هستند که حتی به کار تبلیغات هم نمی‌آیند به گفته حمید عجمی: «وقتی هنرمند به ابزار تسلط داشته باشد و برای مثال به کامپیوتر فرمان بدهد، روح هنرمند در اثر دمیده می‌شود. این در جایی که ابزار بر هنرمند تسلط داشته باشد، صادق نیست.» و نیز نباید فراموش کنیم که «اصل و اساس کار هنری بر کشف و شهود است و پیچیدگی ابزار شاید در وهله نخست مانع این کشف و شهود باشد اما با عبور از تکنیک، این ابزار محو می‌شوند و آنچه می‌ماند کشف و شهود است، درست مثل یک تابلوی نقاشی که با ساده‌ترین ابزار رنگ و قلم‌مو آفریده شود و غیره» (میرفتاح، 1372) «شیوه کار با حروف باید با ابزار هماهنگ باشد و هنگام استفاده از ابزار باید جلوه‌هایی که امکان تأثیرگذاری آنها بر فرم خط وجود دارد را در نظر داشت. همکاری شیوه و ابزار، نقش قابل توجهی برای نمایاندن روحیه و معنای فرم خط ایفا می‌کنند. اما استفاده از ابزار نو برای رسیدن به ضخامت‌ها و اتصالات متنوع نباید منجر به اشکالی نامربوط شود، زیرا مفردات و اتصالات حروف از انتزاعی‌ترین فرم‌های ملهم از طبیعت هستند و طی‌ گذار از سالیان دور، تراش خورده‌اند تا با جنبه‌های فرهنگی جامعه و فرهنگ عام تجانس داشته باشند. در معماری حروف مواد و مصالح، مشخصه‌های ویژه‌ای دارند. استفاده از مشخصات باید هماهنگ با خصوصیات اثر باشد. از طرفی بایست توجه داشت تا مقوله‌ی خوانایی قربانی زیبایی بصری نشود و بالعکس. گاهی نیز برای ایجاد کشش بصری لازم است کمی از نیاز خوانایی، پا را فراتر گذاشت؛ یعنی عناصر نوشتاری قبل از خوانده‌شدن، دیده شوند.» (خانجان‌زاده، 1385:18) «طراح که برای حساسیت بخشیدن به اثرش، در استفاده از مواد و ابزار مختلف از آزادی کامل برخوردار است، میتواند مجموعهای متشکل از کلیهی وسایل و امکانات را گردآوری کند و در موقعیت‌های مختلف و در لحظات مناسب از آنها بهره گیرد.» (موناری، 1387: 36) «می‌توان با استفاده از وسایل گوناگون روی کاغذ یا سطوحی دیگر، اثر هنری خلق کرد به طور مثال: نوشته‌ای که با استفاده از شابلون حروف و خیلی معمولی ترسیم شده است، سرد و ماشینی به نظر می‌آید؛ اما نگارش خط با دست و قلم‌مو، خشکی کمتری دارد و همان قلم‌مو اگر روی کاغذ خشن کشیده شود، در بعضی مواقع اثر بهتری می‌گذارد.» (نجابتی، 1381: 31) (تصویر 3-20)جواد بختیاری، خوشنویس معاصر، در مورد تغییرات حاصل از کاربرد ابزار معتقد است: «با تغییر در کاربرد ابزار سنتی مثل قلم نی، مرکب و کاغذ و تبدیل‌شدن آنها به قلم‌مو، بوم، رنگ روغن، اکرلیک و حتی لعاب‌کاری، شاهد پیدایش خط-نقاشی هستیم که البته سابقه آن بسیار دیرینه است. در این آثار باید وجه غالب، نوشتار باشد. البته در حال حاضر برخی از کارها به جای آنکه خط-نقاشی باشند، بیشتر بار گرافیکی دارند و فقط در آنها نشانی‌ها و حرکاتی از خط و یا نشانی از حرکت قلم نی یا وجود کاغذ دیده می‌شود.» (تیموری، 1391: 184) در خصوص عبور از تکنیک و ابزار در حوزه خط-نقاشی، برخی از هنرمندان خط نقاش معاصر چون حسین کا

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد ایدئولوژی، زیباشناسی، انقلاب اسلامی، هنرهای زیبا Next Entries منابع و ماخذ تحقیق جنبش سقاخانه، ارتباط بصری، دوران پهلوی، انقلاب اسلامی