مقاله درمورد امام صادق، امیرالمومنین، رحمت الهی، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

آن برای او ممکن نیست. اما اگر نگاه را از صورت و اندام او برگیرد و چشم خود را پایین اندازد گویی که از نگاه خود کاسته و غیر از ضرورت را نمی بیند. پيش از اين گفته‏ايم كه اين سوره در حقيقت سوره عفت و پاكدامنى و پاكسازى از انحرافات جنسى است، در اينجا احكام نگاه كردن و چشم چرانى و حجاب را بيان مى‏دارد93 ” “وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ” و بايد نزنند زنان پاهاى خود را بزمين به وقت راه رفتن، لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ: تا دانسته شود آنچه پنهان مى‏دارند از زينتهاى خود كه خلخال است، يعنى بايد كه آواز خلخال خود را به گوش اجنبى نرسانند تا موجب ميل مردان بر ايشان نشود .این نهی ازدوجهت قابل بررسی است: يكى آنكه در راه رفتن، آواز و صداى خلخال و ساير طلا و آلات و زيورهاىآنها به گوش نامحرم نرسد.ديگر آنكه در موقع راه رفتن طورى راه نروند كه عشوه و ناز به خرج مردها بدهند، زيرا بسيارى از زنها اگر هيچگونه طلا آلات همراه نداشته باشند و صورت آنها هم پوشيده باشد و آرايش خود را نشان ندهند، لكن به طرزى راه روند كه همان راه رفتن آنها مهيج شهوت و سبب فتنه و فساد است، لذا خداى تعالى نهى فرمود و اين حكم نسبت به تمام زنان ثابت است تا روز قيامت.” 94 و نکته مهمی که در آیات فوق مشاهده می‌شود این است که در لزوم عفت و پاکدامنی و ترک گناه وحرام بین زن و مرد فرقی نیست. حضرت امیرالمومنین ( علیه السلام) می‌فرماید: “العین رائد الفتن” 95]چشم هوس آلود ، فتنه به پا می کند. [ امام صادق( علیه السلام) می‌فرماید:” النظره بعد النظره تزرع فی قلوب الشهوه و کفی بما لصاحبها فِتنه” .96 ]نگاه پیاپی، بذر شهوت را در دل می‌افشاند و همین امر برای هلاکت بیننده‌اش کافی است.[ ” خداوند منّان در اين آيات شريفه براى حفظ عفّت مسلمانان به پيغمبر خود دستور فرموده كه بگو به مردان مؤمن كه فرو خوابانند و نيفكنند چشمهاى خودشان را به نامحرمان و نگهدارند عورتهاى خودشان را از انظار غير، اين رويّه نزديك تر به پاكى و پاكدامنى و شرافت و آبرومندى است براى آنها و خدا آگاه است به اعمال بندگان حتى حركات چشمشان در وقت بستن آن از نظر به نامحرم و دوختن نظر به آنها و بر طبق آن اجر ميدهد و عذاب ميكند”97
همانگونه که بیان شده است :
“هو کفَ فی خَفضِ، که همان نقصان، فرو کشیدن و نگاه را کم کردن است.”98
از مجموع آنچه در بالا اشاره شد چنین برمی‌آید که غض بصر عبارت از کم کردن نگاه و خیره نشدن است.
وامیرالمومنین ( علیه السلام) در جای دیگر می فرماید: “عمی البصر خیر من کثیر من النظر” 99 ]کور بودن چشم بهتر از نگاه حرام است.[
عن ابیعبدالله( علیه السلام) فی القرآن من حفظا لفرج فَهُوَ من الزنا الّا هذه الایه فانها من النظرً” ]100آن حضرت فرمود: تمامى آياتى كه در قرآن درباره حفظ فروج هست به معناى حفظ از زنا است، به غير اين آيه كه منظور در آن حفظ از نظر است[.
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم)فرمود: ” النظر سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوة فى قلبه”] 101نگاه بد تيرى از تيرهاى مسموم شيطان است كه هر كس از ترس خدا چشم خود را فرو بندد خداوند به او ايمانى مى‏دهد كه از درون خويش شيرينى و مزه‏ى ) .
در آیه دیگر خداوند از قول دختران شعیب امانت در نگاه را از فضایل حضرت موسی( علیه السلام) برمی‌شمارد و می‌فرماید: ” قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِين 102 “]يكى از آن دو زن گفت: اى پدر! او را استخدام كن زيرا بهترين كسى كه استخدام مى‏كنى آن كسى است كه نيرومند و امين باشد .[
امانت را گرچه معمولاً به امانت‌های مالی می گویند ولی در منطق قرآن مفهوم وسیع دارد که تمام زندگی اجتماعی-سیاسی و اخلاقی را در بر می‌گیرد.
در آیه دیگر خداوند خیانتکاران را تهدید کرده می‌فرماید: “یَعلَمُ خائنه الاعَین و ما تُخفی الصدور” 103 ]او چشم‌هایی را که به خیانت می كردند و آنچه را در سینه‌ها پنهان می‌دارند،می‌داند.[
“از «خائنه الاعین» یعنی خیانت چشم‌هاو سرقت نگاه به سوی آنچه که نگاه به آن حلال نیست.اگر دیده کنترل نگردد و چشم دو نامحرم به هم افتد، چیزی مانند جرقه ای نامرئی به هر دو باز می‌گردد و علاقه طرفین به یکدیگر الهام می‌شود”.104
روایتی از حضرت زهرا(سلام الله علیها) که فرمود: “خیرالنساء الایرِینَ الرجال و لا یَراهُنَّ الرجال”] 105بهترین زنان کسی است که فرد بیگانه ای را نبیند و مرد بیگانه ای هم او را نبیند[.
امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیه “قل للمومنین یغضوا من ابصارهم”فرمود: ]خداوند واجب کرده که انسان به آنچه خدا بر او حرام کرده است نگاه نکند و از آنچه برای او حلال نیست روی برگرداند و این همان عمل اوست که ناشی از ایمان است.[‌106 “چشم پاك مقدّمه‏ى پاكدامنى است. “يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ” پوشش، براى مردان نيز واجب است. “يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ”،چشم‏چرانى و بى‏عفّتى مانع رشد معنوى انسان است. “يَغُضُّوا،يَحْفَظُوا- أَزْكى‏”107
3-1-2 عفاف در آراستگی و رابطه آن با حجاب
آیین مقدس اسلام که بر نامه جامع سعادت و کامیابی بشر است .به موضوع زیبایی و زیبا دوستی و آرایشی و پیرایش توجه مخصوص دارد ظاهر خود را با زیبایی و آرایش و استفاده از نعمت‌ها توصیه می‌کند.پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ).”عَلَيْهَا أَنْ تَطَيَّبَ بِأَطْيَبِ طِيبِهَا وَ تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِيَابِهَا وَ تَزَيَّنَ بِأَحْسَنِ زِينَتِهَا”108 ]بر زن است كه به خوشبوترين عطرها معطر شود و نيكوترين لباس هايش و زيباترين زينت هايش را براى همسرش بپوشد[.
منظور از عفاف و آراستگی این نیست که انسان آراستگی را کنار بگذارد بلکه باید توجه شود که این امر به زیاده‌روی و افراط نگراید و از حد شایسته و اعتدال خود که اسلام مشخص کرده تجاوز نکند.
به همان اندازه که رشته‌های عفاف در روح انسان ضعیف می‌شود نوع آراستگی به خصوص آراستگی در پوشش تغییر می‌کند و پوشش جنبه خودنمایی به خود می‌گیرد. اما در اندازه این رشته مستحکم شود پوشش و اراستگی ظاهری جلوه گاه زیبایی‌های روح شخصیت متعالی انسان می‌گردد. امام صادق ( علیه السلام) می‌فرماید: “من رق ثوبه رق دینه فلیکن ضیقاً”109 لباس نازک و بدن نما نپوشید زیرا چنین لباسی نشانه سستی و ضعف دین است.[
امیرالمومنین ( علیه السلام) می‌فرماید: ” بپرهیز از این که خود را برای دیگران بیارایی و با انجام گناه به جنگ خدا برخیزی.” 110
زن مظهر جمال خلقت است و این زیبایی هم در باطن و هم در ظاهر او متجلی است.احساسات لطیف زن که بیانگر زیبایی درونی وی می باشند و همچون سایه رحمت الهی ، آرامش بخش کانون گرم خانواده است با زیبایی ظاهر او عجین شده است.از سوی دیگر زن کانون عفاف خانواده است همواره ندایی درونی او را به پاکی و پاکدامنی فرا می‌خواند .از این رو می‌کوشد آراستگی او در جامعه به گونه‌ای باشد که گوهر زیبای وجودش از نگاه نااهلان دوربماند و روح بلندش تحقیر نشود. خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:” يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُون”.111
]اى فرزندان آدم! ما لباسى كه شرمگاهتان را مى‏پوشاند، و لباسى فاخر و گران كه مايه زينت و جمال است، براى شما نازل كرديم و لباس تقوا [كه انسان را از آلودگى‏هاى ظاهر و باطن بازمى‏دارد] بهتر است، و اين [لباس كه با استفاده از آن انسان به سعادت ابدى مى‏رسد] از نشانه‏هاى خداست، باشد كه متذكّر [اين حقيقت‏] شوند.[
” مراد از ” لِباسُ التَّقْوى‏”، لباسى است كه بر اساس تقوا، تواضع، پاكى و پاكدامنى باشد و به هر يك از خشيت، طاعت، عفّت، حيا و عمل صالح نيز تعبير شده است.” 112
“آن گونه كه در لباس مادى، پوشش عيوب، حفاظت از سرما و گرما و زيبايى مطرح است، تقوا هم عامل پوشش عيوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مايه‏ى زيبايى معنوى انسان مى‏باشد. “لِباسُ التَّقْوى”113
] پس از اين بيان مطلبى را عنوان مى‏كند كه موجب هوشيارى و احتياط بيشتر انسان گردد و آن اينكه شيطان و گروه او شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد. شيطان دشمنى خطرناكى است انسان او را نمى‏بيند ولى او انسان را مى‏بيند و با تمام قدرت وسوسه مى‏كند و فريب مى‏دهد. معلوم است كه مقابله با چنين دشمنى دشوار است و مراقبت و هوشيارى بسيارى را طلب مى‏كند[ 114
آيه مبنى بر پند است، كه بشر از لباس جسمانى و زينت ظاهرى متوجه زينت حقيقى و كمال معنوى خود بشود همانطور كه ببداهت عارى بودن از لباس عيب و نشانه بى‏خردى است به همين بداهت شرك و رذالت خلقى بى‏بهره بودن از انسانيت و حرمان از رحمت پروردگار و شقاوت معنوى است، و به همين قياس كه لباس زينت ظاهرى در انظار و اجتماع است، نيروى ايمان و تقوى نيز زينت ظاهرى و معنوى و حيات حقيقى و هميشگى است.
اسلام دین زندگی است و تمام نیازهای واقعی انسان توجه دارد و در عین حال که انسان را به عبادت و ریاضت معنویت فرا می‌خواند تا روح او را پرورش دهد او را در استفاده بهینه از لذایذ مادی نیز محروم نمی کند.
]آنچه در اين آيه آمده اشاره به پديد آمدن نعمت لباس است كه خواص و آثارى دارد كه يكى از آنها پوشانيدن عورت و ديگرى تجمل و آرايش است و انسان به وسيله لباس به خود زينت مى‏دهد. اين دو خاصيت در اين آيه ذكر شده و در آيه ديگر از دو خاصيت ديگر لباس ياد شده و آن حفظ انسان از سرما و گرما و حفظ بدن در جنگها با زره است [115
” يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ،آيه ارشاد به امر فطرى است كه هنگام قيام به وظيفه ستايش پروردگار شايسته است كه شعار عبوديت سرتاسر سپاسگزار را فرا بگيرد و به زينت ايمان و حضور قلب و به پاكيزه‏گى لباس، خود را آراسته و افعال و اذكار را وسيله حضور و توجه قلب بپروردگار قرار دهد.”116
و در آیه بعد می فرماید:” قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون” 117] بگو: زينت‏هاى خدا و روزى‏هاى پاكيزه‏اى را كه براى بندگانش پديد آورد، چه كسى حرام كرده؟![ بگو: آنان در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند [البته اگر چه غير مؤمنان هم با آنان در بهره‏ورى شريكند، ولى‏] در قيامت فقط ويژه مؤمنان است ما اين گونه آيات خود را براى گروهى كه مى‏دانند [و اهل دانش و بصيرت‏اند] بيان مى‏كنيم.[
“اخراج زينت” استعاره‏اى است تخييلى و كنايه است از اظهار آن. آرى، اين خداى سبحان است كه به الهام و هدايت خود انسان را از راه فطرت ملهم كرده تا انواع و اقسام زينت‏هايى كه مورد پسند جامعه او و باعث مجذوب شدن دلها به سوى او است ايجاد نموده به اين وسيله نفرت و تنفر مردم را از خود دور سازد. پس گر چه به حسب ظاهر به وجود آوردن زينت‏ها و ساير حوائج زندگى كار خود انسان است، و ليكن از آنجايى كه به الهام خداوند بوده در حقيقت او ايجادش كرده و آن را از پنهانى به عرصه بروز و ظهور در آورده، چون مى‏دانسته كه اين نوع موجود محتاج به زينت است.بنا براین، اگرانسان در دنيا بطور انفرادى زندگى مى‏كرد هرگز محتاج به زينتى كه خود را با آن بيارايد نمى‏شد، بلكه اصلا بخاطرش هم خطور نمى‏كرد كه چنين چيزى لازم است، و ليكن از آنجايى كه زندگيش جز بطور اجتماع ممكن نيست، و زندگى اجتماعى هم قهرا محتاج به اراده و كراهت، حب و بغض، رضا و سخط و امثال آن است، از اين جهت خواه ناخواه به قيافه و شكل‏هايى بر مى‏خورد كه يكى را دوست مى‏دارد و از يكى بدش مى‏آيد، لذا معلم غيبى از ما وراى فطرتش به او الهام كرده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد، و معايب خود را بر
طرف ساخته خود را زينت دهد، و شايد همين نكته باعث شده كه

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد قرآن کریم، نظام اجتماعی، هویت دینی، امام صادق Next Entries مقاله درمورد قرآن کریم، کرامت انسان، کرامت انسانی، ظاهر و باطن