مقاله درمورد افراد فعال

دانلود پایان نامه ارشد

که در آن، موفقيت به توانمندي خود آن‌ها و شکست به عوامل بيروني نسبت داده شود. بدين خاطر اين افراد به‌طور عمدي خود را در موقعيت نامناسبي قرار ميدهند که شکست خويش را به دليل آن موقعيت نامساعد بدانند و اگر در چنين شرايط موفق شدند، آن را حاصل توانمندي خويش بدانند. به اين افراد در اصطلاح خودناتوانساز34 ميگويند. معمولاً افراد خودناتوانساز تلاش ميکنند تا شرايط انجام کار را به‌گونه‌اي طراحي کنند که اگر عملکردشان ضعيف باشد، شرايط را به‌عنوان علت عملکرد ضعيف در يک تکليف مقصر قلمداد کنند نه فقدان توانايي و ارزشمندي‌شان و از اين طريق فقدان توانايي و ارزش‌هاي خود را پنهان نمايند (بسويک، راثبلوم و مان35، 1988).
در واقع خودناتوانسازي از مسئول شناخته شدن فرد به دليل ناکامي در عملکردش جلوگيري ميکند. اين‌گونه افراد مجموعهاي از راهبردها را به کار ميگيرند تا به آن‌ها به‌عنوان قربانيان شرايط و نه قربانيان ناتوانايي نگريسته شود. اين‌گونه راهبردها از آن‌گونه راهبردهاي خودناتوانساز قلمداد مي‌شوند که استفاده از آن‌ها باعث تضعيف عملکرد افراد ميشود. مباحثاتي وجود دارد مبني بر اينکه آيا خودناتوانسازي شکلي از اهمالکاري است يا خير؟ اما خودناتوانسازي لزوماً يک‌شکل از اهمالکاري نميباشد. خودناتوانسازي به‌عنوان يک فعاليت تمايلي36 در افراد ظاهر ميشود و آن‌ها را از تحقير و شرمساري محافظت ميکند (بسويک و همکاران، 1988). خودناتوانسازي مي‏تواند در بعضي از افراد با اهمالکاري مرتبط باشد. مثلاً به تعويق انداختن فعاليت ميتواند راهي براي خودناتوان سازي باشد (فراري و پيسيل، 2000).
4-2-2-2) نظريه انتظار تنزل يافته37
نظريه انتظار تنزل يافته حاصل شواهد و تحقيقات انگيزشي مي‌باشد. افراد جهت تصميم‌گيري در بين مسيرهاي متعدد احاطه مي‌شوند. تئوري انتظار تنزل يافته بيان مي‌کند که افراد دوست دارند فعاليت‌هايي را انتخاب کنند که رضايتآور و دست‌يابي به آن آسان‌تر ميباشد. درنتيجه فعاليتهايي که رسيدن افراد به آن‌ها سخت‌تر مي‌باشد و يا پاداش چنداني هم ندارد را به تعويق مي‌اندازد و مرتکب اهمالکاري مي‌شود. افراد پاداش‌هايي را مي‌سنجند که نه‌تنها بزرگ باشند، بلکه دست‌يابي به آن‌ها فوري باشد درنتيجه هر فعاليتي که در حال حاضر ناخوشايند ميباشد را به تعويق مياندازند. به‌عبارت‌ديگر اگر گزينه‌هايي وجود داشته باشد که منتهي به پاداش‌هاي فوري شود، افراد فعاليت‌هاي ديگر را به تعويق مي‌اندازند (راثبلوم، سولومون و موراکامي، 1986).
در اين نظريه فرض بر آن است که دلايل ارائه‌شده توسط افراد اهمال‌کار در تعويق انداختن فعاليت‌هاي خود مي‌تواند به‌وسيله اين معادله بيان شود: «U= (E×V)÷D». در اين معادله U يا مطلوبيت، ترجيح و رجحان در طي يک فعاليت را بيان مي‌کند. به‌طور طبيعي مطلوبيت بالا باعث عملکرد بالاتر مي‌شود. در قسمت بالاي معادله که در حقيقت صورت کسر را تشکيل مي‌دهد، دو متغير وجود دارد. انتظار «E» و ارزش «V»، انتظار عبارت است از احتمالي که به‌وسيله فرد انتظار مي‌رود که يک تقويت خاص به‌عنوان پيامد يک رفتار در موقعيت‌هاي خاص ظاهر شود. ارزش، بيانگر ترجيح يک پديده نسبت به پديده ديگر مي‌باشد. در مخرج کسر يک متغير وجود دارد و آن تأخير «D» مي‌باشد که به معني تأخير بين انجام فعاليت و دريافت پاداش حاصل از آن مي‌باشد. درواقع اين فرمول يادآور سه نکته مهم مي‌باشد: اول افراد پاداش‌هاي فوري را به دريافت پاداش‌هاي تأخيري ترجيح مي‌دهند. دوم افراد پاداش‌هاي بزرگ‌تر را به پاداش‌هاي کوچک‌تر ترجيح مي‌دهند. نهايتاً اينکه افراد پاداش‌هاي مطمئن را به پاداش‌هاي که تنها احتمال آن مي‌رود ترجيح مي‌دهند (راثبلوم و همکاران، 1986).

3-2-2) شيوع اهمالکاري تحصيلي بر اساس تحقيقات قبلي
در خصوص ميزان شيوع اهمالکاري کاچگان، هانسن و ناتر38 (2001) معتقد است که تقريباً هر انساني حداقل چند بار اهمالکاري را تجربه ميکند. پيرامون شيوع اهمالکاري تحقيقات بسيار زيادي انجام‌شده است که به نمونههايي از آن‌ها اشاره مي‌رود. پاتز39 (1987) نيز طي تحقيقي به اين نتيجه رسيد که تقريباً 75 درصد دانشجويان خود را اهمال‏کار مي‌دانند. فراري، پارکر و وار (1992) طي مطالعهاي به اين نتيجه رسيدند که 70 درصد دانشجويان غالباً در شروع و يا به پايان رساندن تکاليف تحصيلي مانند تکميل تکاليف و آمادگي براي امتحان تأخير نشان مي‌دهند.
کلارك و هيل40 (1994) طي مطالعهاي به اين نتيجه رسيدند که 30 و 40 درصد دانشجويان آمريکايي در نوشتن مقالات، مطالعه براي امتحان و موکول کردن تکاليف به آخر هفته اهمالکاري از خود نشان مي‌دهند. طي تحقيقي فراري و بک (1998) به اين نتيجه رسيدند که بيش از 70 درصد دانشجويان غالباً درگير اهمالکاري تحصيلي هستند بويژه در نوشتن تکاليف. والتز41 (2003) طي مطالعه‏اي اهمالکاري در بين بزرگ‌سالان و دانش‏آموزان دبيرستاني و سطوح دانشگاه ديده مي‌رود. ابرين42 (2002) طي مطالعه‌اي نشان داد که بين 80 تا 95 درصد دانشجويان به‌نوعي با اهمال‌کاري درگيرند و 50 درصد آن‌ها همواره در انجام تکاليف و يادگيري مطالب درسي اهمال‌کارند. فراري، اکالاهان و نيوبگين43 (2004) طي مطالعهاي به اين نتيجه رسيدند که حدود 20 درصد آمريکاييهاي شمالي و جنوبي و نيز زنان و مردان اروپايي تمايل به اهمالکاري مزمن دارند.

4-2-2) چهار سبک اهمال‌کاري از ديدگاه والکر44 (2004)
واکر (2004) هر سبک اهمالکاري را بر اساس مصاحبه‌هاي باليني تشريح نموده است. در ادامه اين سبک‌هاي اهمالکاري به‌طور گذرا توضيح داده‌شده‌اند.
1-4-2-2) اهمال‌کاران کمال‌گرا45
اين افراد نمي‌توانند از کارهاي کوچک و جزئي شروع کنند. کمال‌گرايان نياز به قدرت بالا و تمرکز براي انجام تکاليف دارند. براي آن‌ها زمان اهميت اساسي داشته و براي انجام هر کاري در آينده تلاش مي‌کنند. هرگز از موقعيت حاضر راضي نمي‌باشند و بر اين اعتقاد هستند که مي‌توانند هدف‌هاي بزرگي را براي خود در زندگي انتخاب کنند. به دليل اهميتي که براي کارهاي آينده قائل هستند قادر به تشخيص مقدار زماني که براي انجام يک تکليف ضرورت دارد، نيستند. درنتيجه زمان بيشتري را در انجام يک تکليف صرف مي‌کنند. گذاشتن وقت زياد در انجام يک تکليف به‌منزله اين است که آن‌ها وقت کافي براي انجام فعاليت‌هاي ديگر را ندارند. هدف‌هاي بالا و ناتواني در تمرکز بر برنامه‌ها براي رسيدن به هدف‌ها، دشواري‌هايي براي کمال‌گرايان ايجاد مي‌کند (والکر، 2004).
2-4-2-2) اهمال‌کاران تعويقگرا46
اين افراد براي امروز و حال زندگي مي‌کند. احساس آن‌ها از عدم‌کفايت در انجام تکليف موجب ضعف و سستي خواهد شد و معمولاً براي رسيدن به موفقيت از تکاليف دشوار اجتناب مي‌کنند. براي آن‌ها زمان قابل تجربه و لذت‌بخش است. ازنظر آن‌ها آينده ادامه زندگي حال مي‌باشد و چنان زندگي مي‌کنند که گويا فردايي وجود ندارد. به دليل ترس از يکنواختي و کسالت به هيجان‌طلبي و اجتناب از مسئوليت گرايش دارند. اين افراد خيلي زود احساس خستگي و ناکامي مي‌کنند. دامنه توجه آن‌ها محدود است و به همين دليل قادر به تمرکز در انجام مطالعه در دوره‌هاي درازمدت نيستند. آن‌ها توانايي به عهده گرفتن مسئوليت و مديريت تقاضاهاي آني و کوتاه‌مدت را دارند، اما در پيش‌بيني آينده يا برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت مشکل دارند (والکر، 2004).
3-4-2-2) اهمال‌کاران سياستگرا47
به ارتباط با دوستان و دستيابي به قدرت شخصي بالا تمايل دارند. براي آن‌ها وقت‌گذراني براي دوستان، خانواده و مسائل اجتماعي بر برنامه‌ريزي‌هاي شخصي تقدم دارد. سطح برانگيختگي آن‌ها براي وابستگي و دوست داشتن ديگران بالاست. به دليل نگراني از ناراحت شدن ديگران بيشتر وقت خود را براي ديگران گذاشته و درنتيجه وقت کمتري را صرف برنامه‌هاي خود مي‌کنند. توانايي و قدرت خود را از ديدگاه ديگران ادراک مي‌کنند و از عدم‌تأييد ديگران مي‌ترسند (والکر، 2004).
4-4-2-2) اهمال‌کاران تنبيهگرا48
اين افراد متعقدند آنچه مي‌خواهند بشوند، مي‌شوند. افراد اهمال‌کار تنبيهگرا به قدرت شخصي خود اعتماد ندارند و تصور مي‌کنند که قدرت کنترل ديگران را ندارند. آن‌ها کنترل کمي بر زندگي خود احساس مي‌کنند. اغلب بدبين، نامطمئن و انتقادگر از خود مي‌باشند و همواره از شکست و عدم‌کفايت‌هاي قبلي خودآگاهي دارند. علارغم احساس ناکارآمدي خويش همواره از ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي ديگران آگاهي دارند و درنتيجه اغلب چنين نتيجه‌گيري مي‌کنند که به‌اندازه کافي خوب نيستند. توجه به موفقيت ديگران همراه با خودکم‌بيني آن‌ها را دچار يأس و منفيگرايي مي‌کند. نهايتاً اين نوع تفکر منجر به احساس شرم و عدم‌کفايت و ناتواني در مديريت مؤثر زمان مي‌گردد (والکر، 2004).
5-2-2) عوامل مؤثر بر اهمالکاري تحصيلي
يکي از ويژگي‌هاي تکليف که بر اهمال‌کاري مؤثر است ناخوشايند بودن تکليف مي‌باشد. ناخوشايندي تکليف مربوط به فعاليت‌هايي مي‌شود که براي فرد ناخوشايند مي‌باشند. هر فردي در تلاش است تا از محرک‌هاي آزارنده اجتناب کند و متعاقباً هر چه يک موقعيت آزارنده‌تر باشد، فرد بيشتر از آن اجتناب خواهد کرد. اگرچه که ميزاني که فرد نسبت به کاري تمايل داشته باشد ممکن است تحت تأثير طيفي از ويژگي‌هاي شخصيتي قرار گيرد، اما تحقيقات نشان داده است که اگر افراد، کاري را ناخوشايند بدانند؛ تمايل بيشتري نسبت به اهمالکاري آن نشان خواهند داد (استيل، 2007).
بين اهمال‌کاري و سن رابطه منفي وجود دارد (بالکيس و دورو، 2009). تحقيقات نشان دادند که افرادي که کمتر اهمال‌کارند، صرفاً به خاطر خودکنترلي دروني اين کار را انجام نمي‌دهند بلکه به‌اين‌علت که طرح‌واره‌هاي رشد يافته‌اي براي غلبه بر اهمال‌کاري دارند. اثر جنسيت بر اهمال‌کاري به‌سختي قابل پيش‌بيني است اما نتايج فراتحليل نشان مي‌دهد که دختران نسبت به پسران نمره بيشتري در اهمالکاري کسب مي‌کنند (استيل، 2007).
6-2-2) ديدگاه‌هاي مختلف در مورد اهمال‌کاري
ديدگاه‌هاي مربوط به اهمال‌کاري در طيفي از ديدگاه‌هاي خوش‌بينانه تا بدبينانه قرارگرفته‌اند. ديدگاه‌هاي خوش‌بينانه بر اين اساس‌اند که خصوصياتي چون رفتار، شناخت و انگيزش عوامل مهم ايجاد اهمالکاري مي‌باشند، درحالي‌که ديدگاه‌هاي بدبينانه اهمال‌کاري را نوعي عادت يا اختلال شخصيتي مي‌دانند (اسکونبرگ، لاي، پيسيل و فراري49، 2004). اهمال‌کاري به‌عنوان مشکل رفتاري، شناختي و انگيزشي؛ ازجمله ديدگاه‌هاي خوش‌بينانه و اهمال‌کاري به‌عنوان عادت و خصيصه شخصيتي جزء ديدگاه‌هاي بدبينانه مي‌باشند که در ادامه به آن‌ها پرداخته‌شده است.
1-6-2-2) اهمالکاري به‌عنوان مشکل رفتاري
در اين ديدگاه هدف کاهش نسبت يا درصد زمان اهمالکاري و افزايش نسبت يا درصد مطالعه يا فعاليت مي‌باشد. روانشناساني که بر کنترل رفتار تأخيري تأکيد دارند، اهمال‌کاري را به‌عنوان مسئله‌اي رفتاري تلقي مي‌کنند. طبق اين ديدگاه دانش‌آموزاني که به مطالعه نمي‌پردازند، اهمال‌کار هستند (اسکونبرگ و همکاران، 2004). درنتيجه هدف اين ديدگاه کاهش نسبت يا درصد زمان اهمال‌کاري و افزايش نسبت يا درصد مطالعه مي‌باشد. لازم به ذکر است که نظريه‌پردازان اين ديدگاه از تفسير ديدگاه‌هاي ديگر نسبت به اهمال‌کاري اطلاع دارند، اما تنها توجه خود را به اصلاح رفتار در محدوده برنامه کوتاه‌مدت قرار مي‌دهند.
در اين ديدگاه روانشناسان از چند شيوه استاندارد در درمان رفتار نظير آموزش الگوسازي و شرطي‌سازي استفاده مي‌کنند (اسکونبرگ و همکاران، 2004). در اين رويکرد برخي عوامل مداخله‌اي براي کاهش اهمال‌کاري عبارت‌اند از: آموزش مديريت زمان، فنون برنامه‌ريزي و الگوسازي، همچنين از روش شرطي‌سازي ابزاري به‌صورت ارائه جايزه در بين فاصله‌هاي مطالعه استفاده مي‌گردد. باوجوداين، بايد توجه داشت که شرطي‌سازي در اين شيوه مستلزم تمرين‌هاي مکرر مي‌باشد و در درمان‌هاي کوتاه‌مدت ممکن است شيوه‌اي موفق نباشد (اسکونبرگ و همکاران، 2004).
2-6-2-2) اهمال‌کاري به‌عنوان مشکل شناختي و انگيزشي
روانشناسان که اهمال‌کاري

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد احساس حقارت، روم باستان، ناخودآگاه، شب امتحان Next Entries مقاله درمورد تعامل والد - فرزند، سلامت روان