مقاله درمورد ارزش اجتماعی، زنان مسلمان، جامعه بشری، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

شود، اما در محیط فرهنگی دیگری چنین نیست. بنابراین جوامع مختلف به دلخواه خود و تحت تأثیر عوامل دیگری به جز زمینه های بدنی و روانی، هم ارزش های متفاوتی را تعریف می کنند و هم ارزش های متفاوتی را به هنجار تبدیل می نمایند.
در جامعه دینی نیز، دین یکی از منابع مهم تعریف رفتار درست از نادرست و آموزش دینی یک منبع هنجار ساز است. بر این اساس گزاره های اخلاقی دین صلاحیت کافی برای اثبات ارزش های مردانه یا زنانه دارند، همچنانکه مرجعیت دین در نظام تربیت خانواده و جامعه می کوشد بر اساس آن ارزش های الهی، رفتار صحیح و مردانه و زنانه را در دختران و پسران درونی نمایند.(علاسوند،1390، 150)

“در اسلام ، هرگز ارزش زن بر مبنای قدرت بازو، حتی قوای دماغی(فعالیت های فکری و مغزی) و میزان کارائی او در امور سیاسی و اجتماعی و یا فعالیت های صنعتی و اقتصادی و حتی خدمات علمی و فرهنگی ارزیابی نمی شود، بکله ارزشیابی او در درجه اول بر اساس کارایی روحی و عاطفی او، و در درجه دوم بر مبنای کارآیی فکری یا کار عضلانی اوست، بطوریکه گرچه خداوند متعال طبق آیات متعددی اجر و مزد بندگان خود را در مقابل کار مثبتی که انجام می دهند برای زن و مرد مساوی اعلام فرموده و حتی در امر طاعات و عبادات بین زن و مرد فرقی قائل نیست ، معذالک در تعیین حدود کار و میزان کارآیی، زن را مختار و آزاد گذارده است. دلیل این تبعیض علنی میان زن و مرد و حمایت بی دریغ اسلام از زن ، بر می گردد به ساختمان طبیعی و امتیازات خاص وجودی او که در مرد خلاف آن است، زیرا هرچه در مرد قوای غریزی و فعالیت فکری و مغزی و قدرت عضلانی قوی است ، به مراتب بیشتر از آن در زن قوا و استعدادهای عاطفی قوی است، یعنی اسلام کارآیی مرد را در فعالیت های جسمی و فکری و کارآیی زن را در فعالیت های روحی و بخصوص عاطفی او می داند و در آن خلاصه میکند.” (صبور اردوبادی، 1368،ج 3، 57)
بهر صورت اسلام ارزش زن را نه در قدرت بازوی او خلاصه می کند و نه در قدرت فکری و مغزی یا برتری های علمی او، بلکه ارزش زن را مربوط به اصل مهمی می داند که اگر در جوامع بشری محترم شمرده شود، راه میانبری است که بشریت را زا این منجلاب فساد و اسارت در قید حیوانیت و غرایز و شهوات ، مخصوصا خود خواهی ها که منشاء همه بدبختی ها در جامعه بشریت است، نجات داده و نه تنها این سایه شوم را از سر انسان ها کوتاه می نماید ، بلکه راه ترقی و تعالی بشر را بسوی انسانیت حقیقی هموار می سازد که امروزه شاهد فراموشی آن در جامعه هستیم.
در اسلام زمانیکه زنان از منزل خارج می شوند، از آنرو که نباید در پی جذبه فیزیکی و جنسی باشند، خود را می پوشانند. نه مردان و نه زنان، در اسلام، حق ورودِ جاذبه فیزیکی به روابط اجتماعی را ندارند.
“از دیدگاه اسلام، ارزش اجتماعی زن ربطی به اندازه دور کمر، بلندی قد، وزن، رنگ پوست و یا نژاد وی ندارد. بکله ارزش اجتماعی وی بستگی به دانایی، ایمان، عملکرد انسانی، اجتماعی و سیاسی و توانایی های کاری او دارد. ما استفاده از بدن زن برای فروش محصولات را توهینی به مقام زن می شماریم. توسل به جذبه فیزیکی زن ، برای کار در فروشگاه ها را توهین، ظلم و تحقیر در حق وی تلقّی می کنیم. نگاه به جاذبه جنسی به چشم یک ارزش اجتماعی و تجاری سرمنشاء تبعیض خواهد بود، زیرا کسی که از این جذابیت ها برخوردار نیست، محکوم به از دست دادن بسیاری از موقعیت ها بوده و همچنین از احترام کمتری نیز بهره مند خواهد شد. ” (قدیری ابیانه، 1390، 63). این خود عدالتی است که اسلام از طریق احکام پوشش به زنان داده شده است.
ارزش های مورد قبول قرآن و دین: در این ارزش ها تفاوتی بین زن و مرد نیست. این ارزش ها عبارت اند از : ایمان، عمل صالح، علم و دانش، تقوی، سبقت در ایمان، هجرت، جهاد.

پوشش در اسلام
اساساً فلسفه حجاب برای حفظ احترام زن و سلامت نفس و سلامت جامعه بشری و عزت و آبروی زن تدوین شده است.
شناخت نفس و اوصاف حمیده و رذیله آن و پاک نمودن نفس از صفات و عادات غیر انسانی و سوق دادن آن به حد وسط که نقطه عدالت است. زیرا چنین عدالتی است که از تعادل صفات فاضله و ملکات معتدله چهارگانه سرچشمه گرفته است و ملکات چهارگانه از این قرار است:
1- “عفت” که حد وسط بین شدت شهوترانی، هواپرستی، خمود، بی حرکتی و مرده دلی است.
2- “شجاعت” که خلق وسط بین تهور و بی باکی، جبن و کم دلی است.
3- “سخاوت” که حد وسط بین اسراف و تبذیر و بخل که شدت امساک و تنگ نظری است.
4- “حکمت” که حد وسط بین جربزه، یعنی شتاب زدگی و بلاهن که ضعف عقل و سفاهت است.
برخی از آثار صفات فاضله را مطرح می نماییم:
آثار عفت:
وقار، مسالمت، حسن هدایت، نرمخویی، نظم و انتظام، قناعت، آزادی نفس، آرامش نفس، حیا، صبر، سخاوت
آثار شجاعت:
تحمل مشقت، شهامت، متانت و ثبات نفس، حلم، صبر، ثبات نفس، همت عالی، اعتماد به نفس، بزرگی نفس
آثار سخاوت:
مسامحه و گذشت، مسرت و ابتهاج، بذل مال و انفاق، مواسات، ایثار، کرم
آثار حکمت:
تعقل، جودت ذهن، صفای ذهن، سهولت تعلم، تذکر، ذکاوت
آثار عدالت:
صله رحم، ترک کینه توزی، عبادت، دوستی و محبت، حسن شرکت، صداقت، الفت، خودداری از کار غیر عادلانه، مروّت، لطف و مهربانی. (همایونی، 1377، 197)
اسلام که زن را گوهر گران بهای هستی و دارای شخصیت کامل انسانی می داند ، پوشش را همچون صدف، بهترین وسیله برای حفظ و ثبات آن شخصیت معرفی کرده است.
“دکتر گوستاو لوبون، مورخ معروف فرانسوی می گوید: این مطلب نیز روشن شد که اسلام در بهبودی وضع زن بسیار کوشیده و نخستین مذهبی است که مقام زن را بالا برده و روی هم رفته زنان مشرق زمین از نظر احترام و شخصیت علمی و تربیتی و سعادت بهتر از زنان اروپا هستند.”(تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 519)
حجاب ، چیزی که تو را تو کرده است. گوشه هایی از نامه “جوآنا فرانسیس” نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان عراقی:
“لباس های عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مد غربی است، برای این که آن ها تو را به صورت اسرار آمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما حقیقتا این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم، برده مد هایی هستیم که پستمان می کند. مروارید های وجودی مان بسیار گران بها هستند، اما آن ها می خواهند به ما بقبولانن که بی ارزش اند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید. مد هایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند، برای این طراحی می شوند که به تو بقبولانند که ارزشمند ترین سرمایه تو، جذابیت جسمی توست.
جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آن قدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند و از آن جا که مردان شما مرد هستند و با غیرت و دلاور، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست. مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند، آن ها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز پس از سوء استفاده رها کنند!
گوهر بارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات، نجابتت و آن چیزی است که تو را، تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند، قسمتی از موهایشان نشان داده می شود، آرایش دارند و …. .
چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفّت و پاکدامنی از دست رفته اشان پشیمان اند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟”

پوشش وسیله ای است در خدمت زن تا موقعیت خویش را در جامعه تحکیم کرده و شخصیت و احترام خویش را فزونی بخشد. قرآن می فرماید:”ای پیامبر، به همسران و دخترانت و همه زنان مسلمان بگوی:که روسری ها را به خویش نزدیک سازند تا (به عفاف) شناخته شوند و مورد آزار اوباشان قرار نگیرند. خداوند آمرزنده و مهربان است”(احزاب، 59).
برای آشنایی بیشتر به نکاتی در زمینه ملاکهای اسلام در پوشش در بخش بعد به آن خواهیم پرداخت.

طراحی لباس در اسلام
پوشش پوشاک
“هرچه دوخت لباس به طرف لخت شدن و نشان دادن قسمتی از اعضای بدن بصورت لخت (مانند چاک سینه و پشت در لباس زنانه و چاک پشت دامن کت در مردان و غیره) متمایل شود و یا با وجود پوشش تمام بدن، جنس لباس بنوعی بدن نما باشد (که جنبه شاعرانه به خود گرفته تمایلات جنسی را بیدار سازد)مانند پیژامه و زیر پیراهن با پیراهن های بدن نمای مردانه یا چادر و جوراب و لباس زنانه،مسلم است به اصل فوق (متاثر شدن از حملات شیطانی و وسوسه های مربوطه و اعمال نفوذ در فکر و اندیشه و میل و کشش)نزدیکتر بوده و بهمان نسبت دوری از رحمت الهی را به دنبال آورد (که منجر به سلب توفیق می گردد)در تعالیم دینی،از پوشیدن لباس نازک و بدن نما نیز به شدت نفی شده است،حضرت علی فرمود : “بر شما باد لباس ضخیم، بدرستی که هرکس لباسش نازک (بدن نما) شود دین او نیز سست و ضعیف می شود”. “(صبور اردوبادی، 1368،ج 4، 360)
معلوم است که فرض از لباس ضخیم، نه استفاده از لباسهای کلفت و زمستانی، بلکه، منظور طرد و رد و نهی استفاده از لباسهای نازکی است که بدن نما گردد (که بیش از همه در لباس های تنگ نمایان است) حتی یکی از اشکالات پوشاک مردانه فعلی غربی( که در شرق هم مدت هاست لباس رسمی شده است) کوتاه بودن دامن کت مردانه است که این نقص با افزودن چاک تشدید نیز می گردد و متاسفانه عده ای از روی بوالهوسی و عده ای نیز از روی ناآگاهی، بدان تسلیم شده اند. این مورد نمونه ای در لباس مردان است. با دقت بیشتر متوجه این نوع تغییرات در لباس بانوان کشور های اسلامی نیز خواهیم شد. و یا در اثر غلبه استعمار و مشکلات مالی و گرانی دوخت لباس سفارشی و استفاده از آنها مطابق میل و مقتضیات لازم،عموما در جریان استفاده از پوشاک حاضری( دوخته شده آنهم با مدهای تحمیلی و عدم دسترسی به پوشاک مناسب حال ) مدهای غلط و مضرّ حاکم در چنین شرایطی بر جو جامعه تحمیل می گردد.
شکل پوشاک
“از اینرو، از این انواع اشکال و مدل های لباس برای مردان، لباسهایی که دامن درازی داشته و تا زانو یا بالای زانو را بپوشانند بهتربن فرم لباس را تشکیل می دهند مانند لباسهای کرد ها ، بلوچ ها، ایلات، لباس روحانیت و….. که درازی دامن لباس به جهت جلوگیری از نمایش اعضاحساس بدن،از نظر روحی و اخلاقی به عفت و حیا نزدیکتر است امتیازات چشمگیری نسبت به لباسهای مد روز (مد غربی)دارند مانند گشادی و هوا گیری ارزانی و سادگی دوخت،عدم نگرانی و اضطراب از اینکه به هر بهانه ای شکل لباس سال به سال عوض گشته و مد قدیم متروک و مطرود شود و یا مثلا شانه (اپل)کت شکند یا چین و چروک بردارد که خود سهم موثری درکاهش ناملایمات و اضطرابات روحی داشته و نیز عدم نگرانی از عوض شدن سال به سال مد لباس و اطمینان ازسهولت نظافت و شستشو،می تواند به سهم خود در چنین شرایط ما (عصر اضطراب )از جمله عوامل موثر درآرامش روحی بشمار رود.” (همان ، 361)
جنس پوشاک
دکتر احمد صبور اردوبادی در مورد جنس لباس در آیین بهزیستی اسلام به این نکته اشاره کرده است که به جای استفاده از اجناس مضر ، حتی المکان از پوشاک سالم از الیاف طبیعی استفاده گردد و لذا پوشیدن لباس پنبه ای و کتانی در درجه اول، و لباس پشمی در درجه دوم اهمیت قرارداده شده است. حتی استفاده ی مداوم از لباس پشمی، جز در مقام اظطرار ، مکروه اعلام شده است. پشم این خاصیت را دارد که حرارت بدن را گرفته و مدتی در خود نگه می دارد و به کندی آن را پس می دهد و از این رو در زمستان لباس پشمی لباس مناسبی است ، اما در غیر سرما، در تمام شرایط لباس کتانی و پنبه ای از لحاظ آرامش عصبی و کاهش تحریکات و حساسیت اعصاب بهتر است. جنس کتان بر پنبه ای مقدم است. ولی باز این نکته در مورد افراد خاص میتواند استثنا باشد مثلا افرادی که دارای بدنی حساس در مقابل بعض

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد سلامت روان، رویکرد حداقلی، ادیان الهی، روان شناختی Next Entries مقاله درمورد سلامت روان، سلامت روانی، روان شناسی، فرهنگ ایرانی