مقاله درمورد احساس حقارت، روم باستان، ناخودآگاه، شب امتحان

دانلود پایان نامه ارشد

شخصيت: نمرهاي که آزمودني‌ها از پرسشنامه ويژگي‌هاي شخصيت فارسي فرم کوتاه (50 سؤالي) گلدبرگ15 (1999) به‌دست مي‏آورد.
سبکهاي فرزندپروري: نمرهاي که آزمودني‌ها در پرسشنامه (77 سؤالي) سبکهاي فرزندپروري ساخته‌شده توسط نقاشيان (1358)، بر اساس کار شيفر، به‌دست ميآورند.

فصل دوم
مباني نظري و پيشينه پژوهش

1-2) مقدمه
با توجه به اينکه هدف پژوهش حاضر تبيين اهمالکاري تحصيلي دانشآموزان بر اساس ويژگيهاي شخصيتي و سبکهاي فرزندپروري ميباشد در اين قسمت به مباني نظري اين متغيرها پرداخته ميشود.
2-2) بخش اول: اهمالکاري تحصيلي (متغير ملاک پژوهش)
1-2-2) اهمالکاري تحصيلي
سابقه تاريخي اهمالکاري به سه هزار سال قبل بر ميگردد، اما حتي امروز براي ما قابل فهم نيست که چرا کاري را که امروز ميتوانيم انجام دهيم به تأخير مياندازيم. اگرچه توصيف اهمال‌کاري در متنهاي مصر، يونان و روم باستان به چشم ميخورد ولي براي اولين بار با اين نام در زبان انگليسي و در سال 1548در ديکشنري آکسفورد آمده است. واژه انگليسي «Procrastination» که در فارسي معادل اهمال‏کاري، تعلل، سهلانگاري، طفره رفتن و به تعويق انداختن کار است از Procrastinatus مشتق شده است که از دو قسمت Pro (روبه‌جلو) و crastinus (از فردا) تشکيل‌شده است (استيل، 2007).
اهمالکاري يا به آينده موکول کردن کارها عادتي است که در بسياري از افراد وجود دارد. اهمالکاري عملي است که در نظر اول، هدفش خوشايند کردن زندگي است ولي در اغلب موارد جزء استرس، به‌هم‌ريختگي و شکستهاي پياپي پيامد ديگري ندارد. اهمالکاري از طريق ممانعت از پيشرفت و عدم دسترسي به اهداف، پيآمدهاي نامطلوب و جبران‌ناپذيري به همراه دارد (گلستانيبخت و شکري، 1392). اهمالكاري به‌عنوان يك عادت رفتاري در نظر گرفته ميشود كه شيوع فراواني در جوامع مختلف دارد و روند رو به رشد آن بسيار گسترده است. اين عادت، با تأخير در انجام دادن كار يا مسئوليت توأم است و درنتيجه پيامدهاي ناخوشايندي به همراه دارد (بلونت و پسيل16، 2000).
روانشناسان در تعريف اهمالکاري گفتهاند: اهمالکاري اين است که کاري را که تصميم به اجراي آن داريم به آينده موکول کنيم (روساري، کوستا، نونز، گونزالز-پيندا، سالانو و والي17، 2009). همچنين فراري و پسيل (2000) اهمالکاري را حالتي ميدانند که در آن تأخيرهاي مکرر در انجام تکليف به‌عنوان شيوه زنگي فرد تلقي ميگردد. برخي پژوهشگران بين اهمالکاري و تنبلي تمايز قائل شده و ذکر ميکنند که فرد تنبل نسبت به انجام دادن کار بيميل است درحالي‌که اهمال‌کار، اغلب با مشغول نگه‌داشتن خود از انجام دادن تکليفي اجتناب مي‌ورزد که هم‌اکنون اولويت دارد (نينان، 2008). اهمالکاري ميليون‌ها نفر را تحت تأثير قرار داده و از مشکلات گريبان گيري است که تقريباً هميشه بر بهرهوري و بهزيستي افراد اثر سوء دارد (بالکيس و دورو، 2009).
اينکه چه عواملي در پيدايش اهمالکاري مؤثرند بايستي گفت که اهمالکاري از عوامل گوناگوني مانند اعتمادبه‌نفس پايين، نداشتن طرح و برنامه کاري، عدم توانايي در مديريت زمان، ترس از عدم موفقيت، احساس حقارت، مشکل در شروع کار، اضطراب و افسردگي تأثير ميپذيرد (فرجاد، 1375).
اهمالکاري شامل مؤلفههاي رفتاري، عاطفي و شناختي ميباشد که همين مؤلفهها موجب شکلگيري انواع اهمالکاري ميشود (فراري، پارکر و وار18، 1992). بحث در مورد انواع اهمالکاري موضوع نسبتاً پيچيدهاي است. ميلگرام متعقد است که جدا کردن و تقسيم انواع اهمالکاري، امري ذهني است و در عمل اين موارد باهم ديگر همپوشي زيادي دارند؛ به نظر او تقسيمبندي انواع اهمالکاري، به خاطر راحتي درك آن است و فقط امري ذهني است و امکان وجود همه آنچه ما انواع اهمالکاري ميناميم، در افراد وجود دارد. آنچه سبب ايجاد مفهومي به‌عنوان انواع اهمالکاري شده است، تفاوت در مؤلفههاي شناختي، عاطفي و رفتاري است که افراد اهمالکار باهم دارند.
اهمالکاري نمودهاي گوناگوني دارد که عبارت‌اند از اهمالکاري عمومي (بالکيس و دورو، 2009)، اهمال‏کاري تصميمگيري (ايفرت و فراري19، 1989)، اهمالکاري روانرنجورانه (بالکيس و دورو، 2009)، اهمالکاري وسواس‏گونه (فراري و بک20، 1998) و اهمالکاري تحصيلي (دي، منسينک و اوسليوان21، 2000). در بين انواع اهمال‌کاري‌ها، متداول‌ترين شکل اهمالکاري، اهمالکاري تحصيلي است که نقطه مقابل آن اهمال‏کاري غير تحصيلي ميباشد (مورفرود، 2008). اهمالکاري غير تحصيلي مربوط به ساير موقعيتهاي زندگي چون پرداخت قبض آب و برق، شستن ظروف، جواب دادن به تلفن و پست الکترونيک و مانند آن‌ها ظاهر مي‌شود (جانسون و بلوم22، 1995). اهمالکاري تحصيلي در فعاليت‌هاي تحصيلي، رفتارهايي چون حاضر شدن براي امتحان، انجام تکاليف خانه و نوشتن مقالههاي درسي نمايان است که معمولاً اهمالکاري همراه با عملکرد تحصيلي پايين است. اين نوع اهمالکاري را تمايل غالب و هميشگي فراگيران براي به تعويق انداختن فعاليت‏هاي تحصيلي تعريف نمودهاند که تقريباً هميشه با اضطراب توأم است. نمونه بارز آن به تعويق انداختن مطالعه درسها تا شب امتحان و شتاب ناشي از آن است که گريبانگير دانشآموز يا دانشجو مي‏شود. (بک، کونس و ميلگرام23، 2000).
اهمالکاري در خصوص تکاليف تحصيلي يک مشکل رايج در ميان دانشجويان و دانشآموزان است و از مهم‌ترين علل شکست يا فقدان موفقيت فراگيران در يادگيري و دستيابي به برنامههاي پيشرفت تحصيلي است. تقريباً يک‌چهارم دانشجويان گزارش ميدهند که مکرراً تا درجه‌اي اهمال‌کاري ميکنند که براي آن‌ها ايجاد استرس ميکند که اين امر عملکرد آموزشي ضعيف آن‌ها را موجب ميشود (بالکيس و دورو، 2009).
2-2-2) نظريههاي اهمالکاري
برخي پژوهشگران اهمالکاري را يک مشکل رفتاري معرفي کرده‌اند. در اين ديدگاه اهمالکاري به‌عنوان يک مشکل رفتاري شناخته‌شده و هدف از درمان کاهش نسبت يا درصد زمان اهمالکاري و افزايش نسبت يا درصد مطالعه يا فعاليت مي‌باشد. برخي ديگر معتقدند اهمالکاري يک مشکل شناختي است. در اين ديدگاه مبناي اهمالکاري، افکار و باورهاي غلط و غيرمنطقي در مورد چگونگي شرايط و نتايج فعاليت‌هاست. به اعتقاد برخي پژوهشگران، اهمالکاري يک مشکل انگيزشي است؛ در اين ديدگاه اهمالکاري به دليل تنبلي يا بي‌انگيزه بودن نيست، بلکه ازآن‌جهت انجام مي‌گيرد که افراد اهمالکار علاقه‌مند به انجام فعاليت ديگري هستند. اهمالکاري مي‌تواند يک عادت باشد که درنهايت به کاهش انتظار خودکارآمدي فرد منجر مي‌شود. به اهمالکاري به‌عنوان يک اختلال شخصيتي نيز نگريسته شده است. در اين ديدگاه اهمالکاري به‌عنوان ضعف وجدان (با ويژگي‌هايي چون بي‌ارادگي، نداشتنپشتکار، تنبلي، عدم توجه و ضعف قدرت‌طلبي) شناخته‌شده است (کاظمي، فياضي و کاوه، 1389).
نظريه‌هاي گوناگون در مورد اهمال‌کاري وجود دارد. نظريه‌هاي رفتاري اهمالکاري را بر اساس نظريه تقويت تبيين ميکنند؛ يعني به تعويق انداختن کار براي فرد اثر تقويتي بيشتري دارد. رويکرد روان تحليل‏گري اهمال‏کاري را به‌عنوان يک رفتار مسئله‌دار که نشان‌دهنده هيجان‌هاي رواني زيربنايي است و بيشتر دربرگيرنده احساس‌هايي نسبت به خانواده فرد مي‌باشد شناسايي مي‌کند. رويکرد شناختي بر نقش باورهاي غيرمنطقي و چشم‌داشت غيرواقع‌بينانه در اهمالکاري تأکيد مي‌کند (بالکيس و ديورو، 2009).

1-2-2-2) نظريه روان تحليل گري اهمالکاري
بر اساس نظريه روانکاوي فرويد24 اهمالکاري اساساً درنتيجه اضطراب به وجود ميآيد (فرويد، 1953، به نقل از جاردات25، 2004). اضطراب علامتي هشداردهنده براي خواسته‌هاي ناهشيار سرکوب26‌ شده «خود27» است، به‌محض اينکه «خود» اضطراب را تشخيص ميدهد، براي دفاع آماده ميشود. بر اساس مکانيسم‌هاي دفاعي پويا28 و اجتناب از تکليف، تکاليفي که به اتمام نمي‌رسند در درجه اول به اين دليل کنار گذاشته‌شده‌اند که تهديدي براي «خود» محسوب مي‌شدند. در مکتب روان تحليل گري هر اختلال رواني با مکانيزمهاي دفاعي مشخصي همراه است؛ بنابراين، اهمالکاري يک مکانيزم براي کاهش ناراحتي‌هاي ناشي از اضطراب است.
افراد مضطرب، تفسيرهاي فاجعهباري از رويدادهاي عادي دارند و اين باورهاي غيرمنطقي اضطراب را موجب شده و تکاليف خاصي بسيار ناخوشايند به نظر ميرسد که خود اهمالکاري را موجب مي‌شوند (سپهريان، 1390). راثبلوم، سولومون و ماراکمي29 (1986) بيان کرده‌اند که دانشجويان به دو دليل اساسي مکرراً به اهمال‏کاري اقدام مي‌کنند: ترس از شکست و بيزاري از تکليف. همچنين آن‌ها دريافتند که تفاوت دانشجوياني که به دليل بيزاري از تکليف به اهمال‌کاري اقدام مي‌کنند با آن‌هايي که به دليل ترس از شکست اهمال‌کاري مي‌کردند؛ اين بود که گروه دوم اضطراب بالا و عزت‌نفس پايين گزارش کردند.

2-2-2-2) نظريه کمال‌گرايي، ترس از شکست و دوري از اضطراب
پرتوقعي عامل مهم سرخوردگي است. براي نمونه هنگامي‌که کسي به کمال‌گرايي ميانديشد، ناخودآگاه به خود يقين مي‌کند که براي کار موردنظر به مهلت و زمان بيشتري نياز دارد. طرفداران نظريه شناختي30 اساس رفتار اهمالکارانه را باورهاي غيرمنطقي مي‌دانند. برخي از فراگيران وقتي‌که ارزش خود31 را فقط بر اساس توانايي خود در انجام دادن تکاليف ميسنجند، به‌طور غيرمنطقي عمل مي‌کنند و از به اتمام رساندن تکاليف اجتناب مي‌کنند تا از اين طريق ديگران نتوانند توانايي واقعي آن‌ها را در انجام دادن تکاليف ارزيابي کنند (جاردات، 2004). بسياري از ويژگي‌هاي شناختي مانند انتظار موفقيت قطعي، باورهاي غيرمنطقي و ترس از شکست در افراد کمال‌گرا و اهمال‌کار ديده مي‌شود (بايندر32، 2000). ولوشن33 (2007) بين اهمال‏کاري افراد کمال‌گرا و غيرکمال‌گرا تفاوت قائل شد و اشاره کرد که کمال‌گراها به علت غيرممکن بودن انجام دادن يک تکليف به‌صورت عالي و اضطراب همراه آن، از انجام دادن کار اجتناب ميکنند.
معمولاً کمال‌گراي با خطاکاري همراه است، کسي که هميشه به بي‌نقص بودن کارها فکر مي‌کند، هيچ‌چيز او را راضي نمي‌کند و به همين جهت به خطا کشيده مي‌شود. انسان کمال‌گرا هميشه خود را در معرض اضطراب مي‌بيند و مي‌ترسد مبادا کارش مطلوب واقع نشود و به همين جهت در شروع کارها دچار اهمال‏کاري مي‌شود. اگر کسي بخواهد کاري را به بهترين نحو انجام دهد، ولي توانايي انجام آن را نداشته باشد؛ طبعاً ناراضي مي‌شود و نارضايتي عاملي است که شخص را از فعاليت بعدي بازمي‌دارد و اين وضع ابتدا به‌صورت بهانه‌جويي و سپس به‌صورت عادت ظهور خواهد کرد (فلت و هويت، 1990).
فرد کمال‌گرا وقتي بيش‌ازاندازه تلاش مي‌کند تا کاري را به نحو عالي انجام دهد، تحت‌فشار رواني قرار مي‌گيرد، لذا تن به وقتکشي مي‌دهد. آن‌ها به‌جاي تمام کردن کار، اهمالکاري ميکنند و اين افراد به اين دليل که انتظارات آن‌ها به گونه نامعقولي بالاست، اضطراب زيادي دارند و بيش‌ازاندازه نگران شکست‌هاي کوچک و اشتباهات جزئي هستند (سپهريان، 1390). فلت و هويت (1990) نشان دادند که کمال‌گرايي از سه بعد جداگانه کمال‌گرايي خودمحور، کمال‌گرايي ديگرمحور و کمال‌گرايي القاء شده اجتماعي تشکيل‌شده است. کمال‌گرايي خودمحور داراي انگيزه قوي براي کمال، معيارهاي شخصي غيرواقعي و داراي تفکر همه‌ياهيچ است. کمال‌گرايي ديگر محور يک بعد ميان فردي است که دربرگيرنده گرايش به داشتن معيارهاي کمالگرايانه براي اشخاصي است که براي فرد اهميت بسيار دارند. کمال‌گرايي القاء شده اجتماعي عقيده‌اي است که ديگران انتظارات اغراق‏آميز و غيرواقعي را براي شخص اعمال مي‌کنند که برآوردن آن‌ها دشوار است، ولي شخص بايد به استانداردها دست يابد تا ديگران او را تأييد کنند و او را بپذيرند.
3-2-2-2) نظريه خود ناتوان‌سازي و اهمالکاري
برخي از روانشناسان متعقدند که بعضي از افراد براي حفاظت از عزت‌نفس خود موقعيت‌هايي را انتخاب مي‏کنند

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد اهمالکاري، تحصيلي، فرزندپروري، والدين Next Entries مقاله درمورد پردازش اطلاعات، اوقات فراغت، عزت نفس