مقاله درمورد آموزش و پرورش، های غیر دولتی، فارغ التحصیلان، برنامه های آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

یادگیری در ابعاد دانش، نگرش و مهارت، جذاب و کاربردی بودن محتوای آموزشی و تناسب آن با نیازهای فرد و جامعه، روش های مشارکتی در مدیریت و تدریس و توجه به تفاوت های قومی و فرهنگی و منطقه ای، نمایان می شود.

2-20-2-3) تدوین برنامه آموزش برای همه:
در تدوین سند برنامه ملی آموزش برای همه در سطح کشور یا استان معمولاً مراحلی که برای تدوین سند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به کار می رود استفاده می شود:
تحلیل وضع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کنونی و آینده
بیان ضعف ها، قوت ها، تهدیدها، فرصت ها و منابع
بیان اهداف( کیفی و کمی) و تعیین شاخص ها و چشم اندازها برای گروههای هدف درسه جنبه‌ی دسترسی، برابری( تساوی)، کیفیت، ارتباط برنامه درسی، کارایی درونی، کارایی بیرونی، هزینه و امور مالی.
تعیین سیستم ارزشیابی
متداولترین جنبه ها و شاخص های مربوط به آموزش پایه رسمی از نظر سازمان یونسکو که در برنامه آموزش برای همه مورد استفاده قرار می گیرند بدین شرحند:
جنبه های دسترسی(ملی، استانی): شاخص ها: میزان پذیرش، میزان ثبت نام و انتقال، نرخ کل ثبت نام در سطح ابتدایی، میزان توجه و حضور
جنبه های برابری( تساوی)( ملی، استانی) شاخص ها: پذیرش، ثبت نام، انتقال و میزان فارغ التحصیلی و تکرار پایه، نمرات امتحانی، مصرف امکانات مدارس.
جنبه های کیفیت( ملی، استانی) شاخص ها: هزینه سرانه، مدرک تحصیلی معلمان، کتب درسی، نسبت دانش آموزان به معلمان و کلاس های درس، کیفیت روند تدریس- یادگیری، کفایت محتوای در حال تدریس).
جنبه های ارتباط برنامه های درسی( ملی، استانی) شاخص ها: مطالعات طرح فارغ التحصیلان، اعطای مدارک دانشگاهی به فارغ التحصیلان خارج از کشور، بازخورد بازار کار در مورد فرصت های شغلی فارغ التحصیلان.
جنبه های کارایی درونی: شاخص ها: نرخ ارتقاء، مردودی، ترک تحصیل، ماندگاری، ضریب کارایی، ……
جنبه های کارایی بیرونی: شاخص ها: میزان بازگشت به آموزش.
جنبه های هزینه و امور مالی: شاخص ها: میانگین هزینه سرانه دانش آموز و برای هر فارغ التحصیل، هزینه مصارف آموزشی، بودجه های آموزشی، هزینه های دولتی در برابر هزینه های خصوصی( سند ملی آموزش برای همه، 1383).

2-20-2-4) برنامه ملی آموزش برای همه در ایران:
نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران روندهای متفاوتی را در طول دهه های گذشته تجربه کرده و برای هر یک از دوره های خاص خود، نظام برنامه ریزی ویژه ای را مورد استفاده قرار داده است. به نظر می رسد، سه دهـه پس از پيروزي انقـلاب اسلامي، دوران رشـد كمي و كيفي جمعـيت دانش‌آموزي طي دوره‌هـاي مختلف تحصيـلي شرايط متفاوتي را پشت سر گذاشته است. با تغييرات ايجاد شده در هرم جمعيتي و كاسته شدن از ثبات منفي نرخ رشد جمعيت، تعداد دانش‌آموزان كشور نيز رو به كاهش نهاد. از سوي ديگر، با ورود به هزاره سوم و تغييرهایي كه در سطح جهاني در حوزه آموزش به‌عمل آمده و جامعه جهاني مأموريت‌هاي جديدي را براي اين حوزه قايل شد، نظام آموزش و پرورش و رويكرد‌هاي برنامه‌ريزي به آن با فضاي جديدي روبه‌رو شد، زيرا علاوه بر اينكه فرصت ناشي از كاهش روند روبه رشد جمعيت دانش‌آموزي در اختيار قرار گرفته است، تغيير نگرش‌هايي نيز در حوزه‌هاي ملي و بين‌المللي متوجه بخش آموزش و پرورش شده است. در بعد ملي، رويكرد‌هاي برنامه‌هاي توسعه برگذر از روش‌هاي برنامه‌ريزي كمي به برنامه‌ريزي براي ارتقاي كيفيت آموزش متمركز شد و در بعد بين‌المللي، جنبه‌هاي جديدي از تمركز بر برنامه‌ريزي آموزشي در قالب برنامه‌هاي دراز‌مدت «آموزش براي همه» و «اهداف توسعه هزاره» به وجود آمد كه جمهوري اسلامي ايران متعهد به تدوين و اجراي سياست‌هاي مربوط به آنها شده است. وجه مشترك هر دو برنامه جهاني، تأكيد بر توسعه كمي آموزش‌هاي همگاني و تحقق اهداف آموزشي براي همه افراد جامعه هدف در وهله اول و ارتقاي كيفيت آموزشي پس از اطمينان از ايجاد فرصت‌هاي آموزشي در وهله دوم است.
برای عمل به تعهدات داکار در جمهوری اسلامی ایران در سال 1380، ستاد پی گیری برنامه آموزش برای همه با مسئولیت وزارت آموزش و پرورش در حوزه معاونت آموزش و پرورش عمومی تشکیل شد و مسئولیت اجرا، هماهنگی، پی گیری و ارزیابی اقدامات مربوط به مفاد اعلامیه آموزش برای همه را بر عهده گرفت و اقدامات زیر را به عمل آورد:
برای تسهیل زمینه های قانونی برنامه آموزش برای همه در کشور و تعیین ساختار اجرایی آن، گزارشی از روند برنامه آموزش برای همه از سال 1369تاسال1381 تهیه و از سوی وزیر آموزش و پرورش به رئیس جمهور ارائه شد. نتیجه بررسی های هیأت وزیران، تصویب مصوبه ای بود که به موجب آن لحاظ نمودن برنامه آموزش برای همه در برنامه های چهارم و پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور و ضرورت همکاری سازمان ها و وزارتخانه های ذیربط در اجرای برنامه آموزش برای همه مورد تأکید قرار گرفت. هم زمان با طرح موضوع در هیأت دولت، در وزارت آموزش و پرورش« کارگروه ملی» برنامه آموزش برای همه با حضور نمایندگان وزارتخانه ها و سازمان های زیر تشکیل گردید:
وزیر آموزش و پرورش، معاونان ذیربط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت کشور، سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، نماینده مرکز آمار ایران، رؤسای سازمان بهزیستی، سازمان ملی جوانان، مرکز امور مشارکت زنان نهاد ریاست جمهوری، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، دفتر منطقه ای یونسکو، نماینده تشکل‌های غیر دولتی ذی ربط( به انتخاب وزیر آموزش و پرورش). رئیس کارگروه ملی، وزیر آموزش و پرورش و دبیر آن، معاون آموزش و پرورش عمومی است. در ذیل کارگروه ملی برنامه آموزش برای همه ، دبیرخانه‌ای ایجاد شد که در معاونت آموزش و پرورش عمومی فعالیت می نمود. دبیرخانه، کلیه امور مربوط به برنامه آموزش برای همه اعم از برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و… را بر عهده داشت. از جمله وظایف دبیرخانه، می توان به طراحی تشکیلات مربوط به برنامه آموزش برای همه ، تنظیم شرح وظایف و مسئولیت‌های هر بخش، تشکیل کمیته های فنی، هماهنگی فعالیت کمیته ها، برقراری ارتباط بین کمیته ها و گروه تلفیق و هماهنگی برنامه ها اشاره نمود.لازم به ذکر است که مدت اجرای برنامه ملی آموزش برای همه به مدت چهارده سال از سال2003-2002 تا 2016-2015 طی سه مرحله به اجرا در می آید. شروع این برنامه در کشور ما به صورت اجرا در استان ها و تدوین سند استانی برای آن از سال83-82 مصادف با 2005-2004 یا(83-82 شمسی) بوده است. که پس از دو سال برنامه ریزی در سال 84-83 برای اجرا به استان‌ها ابلاغ می شود. یعنی همزمان با برنامه توسعه چهارم دومین برنامه ملی آموزش برای همه در استان‌ها اجرا شده است. در مرحله ی اول برنامه، کشور در گیر دوران بازسازی بوده و تقریباً مجالی برای پرداختن به این موضوع به صورت جدی نبوده است. مرحله ی سوم نیز از سال 2012-2011(90-89) شمسی شروع شده و در سال 2016-2015 مصادف با(94-93) در جهان به پایان می رسد(یونسکو، 83).

ساختار اجرایی برنامه آموزش برای همه در قالب نمودار زیر طراحی گردید:

منبع:( سند استانی برنامه ملی EFA، 1383)

2-20-2-5) استراتژی‌ها:
برای دست یابی به اهداف مذکور، دولت ها، سازمان ها، مؤسسه ها و انجمن هایی که در اجلاس جهانی آموزش برای همه حضور یافتند خود را متعهد به موارد زیر دانسته اند:
اول- تعهداتی قوی در سطح ملی و بین المللی را برای آموزش برای همه بسیج کنیم. برنامه های عمل ملی برای مقاصد فوق تهیه کنیم و سرمایه گذاری در آموزش پایه(ابتدایی و راهنمایی) را به میزان قابل ملاحظه ای تقویت نماییم. چارچوب عمل به تعهد جمعی(سند داکار2000) بیان گر این است که پیشرفت در تحقق اهداف برنامه آموزش برای همه وابسته به اقداماتی است که در داخل کشورها انجام می شود.
در درجه اول دولت ها باید تعهداتی را بپذیرند و منابع و امکانات کافی را برای بخش های مختلف آموزش پایه پیش بینی نمایند. در بسیاری از کشورها، این امر:
اولاً نیازمند افزایش سهم آموزش از درآمد ملی و بودجه کشور بوده.
ثانیاً لازم است اعتبار تخصیص یافته به نحو مؤثرتری هزینه گردد.
بسیج سایر منابع از جمله سطوح مختلف دستگاه های دولتی و سازمان های غیر دولتی نیز مورد توجه قرار می گیرد. کمک های بیشتر از سازمان های بین المللی نیز مورد نیاز می باشد. آن ها می بایست بخش بیشتر منابع خود را به آموزش پایه اختصاص دهند.
دوم- سیاست های آموزش برای همه را در چارچوب یک عرضه پایدار و کاملاً یکپارچه که پیوندهای روشن با راهبردهای از میان برداشتن فقر و پیشبرد توسعه داشته باشد را، ترویج و تشویق کنند. آموزشی که با مراقبت از طفل بسیار خردسال و سپس آموختن به او از یکی دو سال بعد از تولد آغاز ودر سراسر دوران زندگی ادامه می یابد، اهمیت محوری در قدرت بخشیدن به فرد و از میان برداشتن فقر در خانواده ودر سطح جامعه محلی و توسعه گسترده تر اجتماعی و اقتصادی دارد.
سوم- دخالت و مشارکت متعهدانه جامعه مدنی در تصمیم گیری، برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر راهبردهای توسعه آموزشی را تضمین نمایند. حیطه ی عمل گسترده‌تری باید به یادگیرندگان، آموزگاران، والدین، جوامع محلی، سازمان های غیر دولتی و جامعه مدنی داده شود. جامعه محلی، در شناسایی موانع اهداف آموزش برای همه و ایجاد راهبردهایی برای کاهش آن دارای تجربه های زیادی هستند. چنین مشارکتی صرفاً به تأیید تصمیمات و برنامه ها محدود نمی شود، بلکه تمام سطوح تصمیم گیری، برنامه ریزی، اجرا، نظارت و ارزشیابی را در بر می گیرد. این امر سبب انعطاف در شیوه های مدیریت خواهد شد.
چهارم- به پدید آوردن راهبری و مدیریت آموزشی پاسخگو، مشارکت آمیز و مسئولیت پذیر مبادرت ورزند. مدیریت مشارکت آمیز یعنی ایجاد انعطاف بیشتر در شیوه های متمرکز مدیریت از سطوح بالا به پایین که تصمیمات در آن بیشتر از راه مشارکت گرفته می شوند. این تمرکز زدایی نباید به توزیع غیر عادلانه و نامتوازن منابع منجر گردد. لازم است در استفاده از منابع موجود انسانی و مالی بهره وری بیشتری به عمل آید و برای عوامل آموزشی در مناطق و مدارس برنامه های آموزشی تخصصی تهیه و اجرا گردد.
پنجم- نیازهای نظام آموزشی را که از مناقشات، بلاهای طبیعی و بی ثباتی آسیب دیده اند، برآورده ساخته و برنامه های آموزشی را به گونه ای اجرا و هدایت کنند که مشوق تفاهم متقابل ، صلح و مدارا بوده و به جلوگیری از خشونت و نزاع منجر شوند. مناقشات، بی ثباتی و بلایای طبیعی مانع بزرگی برای تحقق اهداف آموزش برای همه هستند. باید توان دولت و جوامع محلی تقویت شوند تا نیاز های آموزشی در شرایط بحران و پس از آن در ارتباط با کودکان و بزرگ سالان به طور سریع ارزیابی و فرصت های یادگیری در یک محیط امن اعاده شوند و مراکز آموزشی که ویران شده و یا آسیب دیده اند، بازسازی شوند. باید حرمت و حفاظت مدارس به عنوان پناه گاه در مناطق رعایت شود. برنامه های آموزشی باید به گونه‌ای طراحی شوند که احترام به حقوق بشر، تفاهم، مدارا، و دوستی را ترویج کنند و تنوع فرهنگی و قومی را مد نظر قرار دهند.
ششم- راهبردهای یکپارچه ای را برای برابری جنسیتی در امر آموزش به اجرا گذاشته به نحوی که در آن‌ها نیاز به تغییر نگرش ها، ارزش ها و رویه های مورد قبول و شناخت باشد. دست یابی به آموزش برای همه نیاز بدان دارد که تعهد و اولویت در سطوح بالا به برابری جنسیتی داده شود. بایستی اقدامات مشخصی برای از میان برداشتن تبعیض ناشی از نگرش ها و رویه ها ی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود انجام گیرد. برابری جنسیتی به معنای نادیده گرفتن تفاوت های جنسیتی نیست بلکه باید به دختران و پسران آگاهی های لازم در مورد نقش جنسیتی خود داده شود. در محیط های آموزشی، محتوای آموزشی، فرایند تدریس و کار با کودکان باید برابری و احترام به کودکان و نوجوانان تقویت شود.
هفتم- برنامه های

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد آموزش ابتدایی، آموزش و پرورش، کیفیت آموزش، سازمان ملل Next Entries مقاله درمورد آموزش و پرورش، نیروی انسانی، اجرای برنامه، نظام آموزشی