مقاله درمورد آموزش و پرورش، نیروی انسانی، اجرای برنامه، نظام آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

الهام از چشم انداز 20 ساله تدوین شده است، اجرای برنامه آموزش برای همه را به عنوان یکی از اولویت های نظام آموزشی تعیین نموده است. به طوری که در بند الف ماده 52 برنامه‌ی توسعه چنین آمده است:
ماده 52: دولت مؤظف است، به منظور تضمین دسترسی به فرصت های برابر آموزشی به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته، گسترش دانش، مهارت و ارتقای بهره وری سرمایه های انسانی به ویژه برای دختران و توسعه کمی و کیفی آموزش عمومی، آن دسته از اقدام های ذیل که جنبه قانون گذاری ندارد را به انجام برساند:
الف: توسعه زمینه های لازم، برای اجرای برنامه آموزش برای همه.
ب: اجباري كردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي، به تناسب تأمين امكانات و به تدريج در مناطقي كه آموزش و پرورش اعلام مي‌كند، به طوري كه در پايان برنامه چهارم اين امر محقق گردد(سند ملی توسعه آموزش و پرورش در برنامه پنج ساله چهارم، 1383).
اجرای برنامه ملی آموزش برای همه در استان های کشور ما همزمان با تدوین واجرای برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

2-20-2-8-2) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه در برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران:
برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیزبا الهام از سند توسعه چشم انداز 20ساله بر ادامه ی پشتیبانی خود از برنامه ی ملی آموزش برای همه چنین تأکید نموده است:
ماده19/الف/16 ایجادتعامل آموزشی سازنده بادیگرکشورهاومراکزبین المللی مانندیونسکووآیسسکو.
ماده19بند:د:وزارت آموزش وپرورش موظف است به منظورتضمین دسترسی به فرصت هاي عادلانه آموزشی به تناسب جنسیت ونیاز مناطق به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته و رفع محرومیت آموزشی، نسبت به آموزش از راه دور و رسانه اي و تأمین هزینه هاي تغذیه، رفت و آمد، بهداشت و سایر امور مربوط به مدارس شبانه روز ي اقدام نماید( قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوري اسلامی ایران، 1389).

2-20-2-8-3) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه درسند برنامه راهبردی( سند چشم انداز 20ساله):
این سند در قالب چهارمین ویژگی آتی کشوراین گونه بیان داشته است که:
جامعه ایرانى درافق این چشم انداز، چنين ویژگى هایى خواهد داشت:
– برخوردار از سلامت، رفاه، امنيت غذایى، تامين اجتماعى، فرصت هاى برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض وبهره مند از محيط زیست مطلوب(شورای عالی آموزش و پرورش،1383).
2-20-2-8-4)جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه درسند تحول بنیادین:
بند 5 از فصل ششم سند تحول( اهداف عملیاتی و راهکارها) مبنی بر« تأمین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت مناسب با توجه به تفاوت ها و ویژگی های دختران و پسران و مناطق مختلف کشور»( راهکار3و5و7) بررعایت مفاد برنامه ملیEFA تأکید نموده است( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 1390).

ارتباط بین برنامه آموزش و پرورش و برنامه توسعه ملی:
برنامه ها و اهداف خرد در برنامه ی کلان آموزش و پرورش، به عنوان بخشی از تلاش های توسعه ملی برای رشد اقتصادی جامعه به شمار می رود. این برنامه ها باید با برنامه ها و طرح های توسعه اقتصادی- اجتماعی موجود پیوستگی و ارتباط داشته باشند. بخصوص با استراتژی های ملی مربوط به فقرزدایی، تهیه خدمات بهداشتی و یا زمینه های دیگر که حصول به اهداف و مقاصد توسعه آموزش و پرورش را تحت تأثیر قرار می دهد. برنامه آموزش و پرورش برای اختصاص منابع مالی با تمام بخش های دیگر رقابت می‌کند. برنامه ریزان باید بسیار دقیق و مواظب باشند تا برنامه هایی را پیشنهاد کنند که در تقاضای منابع از محدودیت های معقول برخوردار باشد و شانس خوبی برای سرمایه گذاری و اجرا داشته باشند. انجام این کار نیازمند غلبه بر دو مشکل است:
اتخاذ تصمیم مبنی بر این که جنبه های محدودیت منابع، را در چه مرحله ای از فرایند برنامه ریزی باید به حساب آورد.
تعیین شاخص های معتبر از سطح منابع موجود.
به حساب آوردن جنبه های محدودیت منابع یک امر قابل تأمل و مهم است که کل روند تهیه برنامه را تحت تأثیر قرار می دهد. در تمام طول تهیه برنامه، برنامه ریزان باید این واقعیت را در نظر بگیرند که دیگر زیر مجموعه ها نیز همان منابعی را می خواهند که آموزش و پرورش روی آن حساب می کند. روش معمول برای پیش بینی سقف منابع در برنامه ریزی برای بخش آموزش و پرورش این است که باید میزان سهم فعلی را به عنوان حداقل سقف منابع برای آموزش و پرورش از بودجه ملی در آینده تصور نمود. اما در موقعیتی که اهداف و سیاست گذاری آموزش و پرورش در طول اجرای برنامه نیاز به افزایش بودجه داشته باشد، برنامه ریزان باید تأمین کنندگان منابع را قانع کنندکه اختصاص منابع را به نفع آموزش و پرورش تغییر دهند. برنامه ریزان می توانند این کار را با دقت و با نزدیک کردن سطح سیاست های وزارت آموزش و پرورش، سازمان برنامه و بودجه و وزارت دارایی درست از نقطه آغاز فرایند آماده سازی برنامه انجام دهند. بدین طریق فرصت خوبی است که سطوح تصمیم گیری در وزارت خانه های دارایی و سازمان برنامه و بودجه نیز آگاهی کافی از کارکرد بخش آموزش و پرورش داشته باشند و از برنامه هایی که در طرح آموزش و پرورش لحاظ شده و نیز از معقول بودن منابع مورد نیاز بخش آموزش و پرورش درک بهتری داشته باشند(فرهمندیان، 1383).

2-22) برنامه‌ها و اهداف دوره ابتدایی در طول برنامه در استان:
جذب کلیه کودکان واجد شرایط ثبت نام در دوره ابتدایی( به ویژه دختران روستایی)
توزیع عادلانه ی نیروی انسانی و تجهیزات در بین مناطق و مدارس
مجهز کردن مدارس ابتدایی به وسایل آزمایشگاهی و به کارگیری این وسایل در جهت تثبیت یادگیری
بهبود کیفیت آموزش و پرورش در دوره ابتدایی
استاندارد کردن کلاس های آموزشی بر اساس معیارهای قابل قبول با توجه به شرایط و موقعیت منطقه
به کارگیری روش های فعال تدریس بر اساس دانش آموز محوری
ارتقاء علمی مربیان و آموزگاران و … از طریق آموزش های کوتاه مدت و بلند مدت
برگزاری کارگاه های آموزشی، پرورشی و ورزشی برای معلمان و مدیران
برگزاری جشنواره الگوهای برتر تدریس و شناسایی و معرفی معلمان خلاق و فعال و موفق استان
توسعه مراکز و کلاس های دوره ی پیش دبستانی
تولید محتوا و فعالیت های یاددهی- یادگیری دوره پیش از دبستان بر اساس فرهنگ بومی محلی استان
ایجاد روحیه اعتماد به نفس و خودباوری به مربیان و آموزگاران شاغل در کلاس های پیش دبستانی جهت تولید محتواهای یاددهی- یادگیری بومی و محلی

2-23) قوت‌ها و ضعف‌های توسعه‌ی آموزش ابتدایی استان:
نقاط قوت:
توسعه و ترویج شیوه های نوین و مناسب تدریس، مدیریت و ارزشیابی
برگزاری نشست های علمی و اثر گذار برای معلمان با حضور افراد متخصص در امر تعلیم و تربیت
برگزاری کارگاه های آموزشی با حضور مدرسان توانمند در مناطق تابع
برگزاری جشنواره الگوهای مناسب و کارآمد تدریس با هدف تبادل تجربیات و شناسایی و معرفی معلمان خلاق، موفق و فعال استان
توسعه، ترویج و تعمیق فرهنگ نماز و معارف اسلامی در مدارس
ترویج مظاهر اخلاقی و دینی در مدارس و تقویت ارزش های دینی و شعائر و برنامه کار و مهارت
توزیع عادلانه امکانات آموزشی

نقاط ضعف:
چند پایه بودن کلاس ها با توجه به کاهش جمعیت دانش آموزی در دوره ی ابتدایی به ویژه مناطق محروم و روستایی
عدم توزیع صحیح منابع انسانی و مازاد بودن نیروی انسانی در برخی مناطق
کمبود نیروی انسانی رسمی در برخی از مناطق و به کار گیری نیروی انسانی سرباز معلم
نامناسب بودن فضای آموزشی در روستاها
چند پایه بودن کلاس های آموزش ابتدایی به ویژه در مناطق روستایی و محروم
بالا بودن نرم جهت احتساب مدیر- معاون و خدمتگزار
محدودیت در تشکیل کلاس های ضمن خدمت کوتاه مدت برای کارکنان
کمبود وسایل آزمایشگاهی به ویژه در مدارس چند پایه روستایی
به کار گیری سرباز معلمان و همچنین جذب آموزشیاران نهضت سواد آموزی در دوره ابتدایی
پراکندگی مدارس ابتدایی و دور افتاده از مراکز شهرها و بخش ها
کمبود سرانه آموزشی مدارس ابتدایی با توجه به رشد منفی جمعیت دانش آموزی
مشغله کاری خانواده های روستایی و تأثیر آن در حضور
بالا بودن نرم به کار گیری معلمان راهنما در مناطق و حذف معلمان راهنما در مناطق شهری
کمبود نیروی انسانی متخصص در دورهی پیش دبستانی

2-24) تعریف شاخص آموزشی:
نشانگرها (شاخص ها) ابزار اندازه گیری مورد استفاده در گردآوری داده ها برای عملکرد یک ملاک انتخاب شده هستند که برای توصیف و درک نظام آموزشی ضروری اند. شاید جامع ترین تعریف نشانگر را مشایخ( 1383)، به نقل از دایرة المعارف پژوهش های آموزشی، ارائه کرده باشد؛ بدین مظمون که نشانگر آموزشی، آماره ای مرتبط با سیاست های آموزشی است که به منظور فراهم آوردن اطلاعات درباره ی رتبه، کیفیت و عملکرد نظام آموزشی طراحی می شود. نشانگرها با نشان دادن نقاط قوت و ضعف نظام آموزشی، زمینه های لازم برای انجام بررسی های کیفی ومشاهدات عینی در نظام آموزشی را به وجود می آورند.

2-25) نشانگرهای آموزشي برنامه ملی آموزش برای همه:
نظام آموزش و پرورش با گروه وسيعي از كودكان لازم‌التعليم در حوزه‌هاي مختلف شهري و روستايي،
دختر و پسر، مناطق محروم و برخوردار، گروه‌هاي متنوع اجتماعي، افراد آسيب ديده و…، در ارتباط است و براساس قوانين آموزشي مكلف به ارايه آموزش در دسترس و با كيفيت به همه گروه‌هاي ياد شده مي‌باشد. همچنين پس از جذب دانش‌آموزان به داخل نظام آموزشي، ناگزير از پايش وضعيت دانش‌آموزان از لحاظ بررسي وضعيت پيشرفت تحصيلي، ارتقاء به پايه يا دوره‌هاي بالاتر تحصيلي، جلوگيري از افت و ترك تحصيل و به پايان رساندن تحصيل در زمان مقرر نيز هست. از اين رو، دسترسي به نظام اطلاعات آماري مورد نياز براي برنامه‌ريزي مناسب قبل از ورود دانش‌آموزان به نظام آموزشي و در حين تحصيل در نظام آموزشي يكي از ابزارهاي اصلي براي تحقق موارد پيش گفته است. بخش آموزش و پرورش، علاوه بر استفاده از نظام‌هاي اطلاعات مديريت آموزشي كه در قالب آمارنامه‌هاي آموزشي، نتايج حاصل از سرشماري آموزشي و تحقيقات پيمايشي دسته‌بندي مي‌شود از نظام نشانگرهاي آموزشي نيز استفاده مي‌كند. در فرآيند جمع‌آوري، پردازش و تحليل اطلاعات آماري بخش آموزش، داده‌ها اصلي‌ترين جزء محسوب مي‌شوند. داده‌هاي مورد نياز براساس پرسشنامه‌هاي طبقه‌بندي شده و به تفكيك اطلاعات مربوط به عوامل مختلف آموزشي جمع‌آوري مي‌شوند. سپس اين داده‌ها با قرارگرفتن در طبقه‌هاي بزرگ‌تر، اطلاعات آموزشي را تشكيل مي‌دهند. براي مثال، داده‌هاي مربوط به دانش‌آموزان دوره‌هاي مختلف تحصيلي به تفكيك دختر و پسر، مناطق جغرافيايي، آموزش دولتي و غيرانتفاعي، مدارس عادي و بزرگسال، دانش‌آموزان تيزهوش و استثنايي در داخل طبقه «اطلاعات دانش‌آموزي» دسته‌بندي شده و اطلاعات مورد نياز را براي انجام تحليل‌هاي مربوط در اختيار برنامه‌ريزان و كارشناسان قرار مي‌دهد. با وجود كاربرد گسترده داده‌ها و اطلاعات، محدوديت‌هايي نيز براي اين گروه آماري وجود دارد. داده‌ها و اطلاعات در هر دو شكل خود، به صورت اعداد خام بيان شده و اطلاعات دقيق وضعيت يا عملكرد نظام آموزشي در يك حوزه مشخص را ارايه نمي‌دهند. داده‌هاي خام علاوه بر اينكه نيازمند طبقه‌بندي شدن آماري دارند، براي معنادار شدن نيازمند انجام عمليات تكميلي و محاسباتي نيز هستند تا بهتر بتوانند هدف وضعيت نظام آموزشي باشند. اين امر در نظام نشانگرهاي آموزشي و از طريق كنار هم قراردادن داده‌هاي گروه‌هاي مختلف اطلاعاتي و انجام عمليات رياضي براي معنادار كردن آنها تحقق مي‌يابد.ساوژه49(1997)، نشانگرهاي آموزشي را نتيجه فرآوري شده و محاسبه شدن عمليات رياضي بر گروه يا گروه‌هاي خاصي از داده‌هاي مرتبط با عملكرد نظام آموزشي می‌داند كه از كنار هم قرار گرفتن، معني مشخصي از وضعيت نظام آموزشي در يك حوزه پيدا مي‌كنند. تاكنون

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد آموزش و پرورش، دوره ابتدایی، توسعه ملی، نظام آموزشی Next Entries مقاله درمورد کارایی درونی، آموزش و پرورش، دانش آموزان دختر، برنامه سوم توسعه