مقاله درمورد آموزش و پرورش، نظام آموزشی، دوره ابتدایی، آموزش ابتدایی

دانلود پایان نامه ارشد

آموزشی در بین مناطق مختلف کشور می‌باشد می‌دانند. در جهت رفع نابرابری‌های آموزشی عبدوس (1381)، کاربست روش‌های ذیل را مؤثر می داند:
احداث مدرسه درنزديكي محل زندگي دختران
كاهش هزينه هاي والدين ازطريق اعطاي بورس تحصيلي
تهية برنامة درسي متناسب براي زندگي روزمرة دختران
افزايش مشاركت جامعه
تمركززدايي
نظام های آموزشي متنوع
در بررسی نقش های مختلف آموزش و پرورش در توسعه که تاکنون به آن ها پرداخته ایم، توسعه را جریانی چند بعدی(سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) یافتیم. ابعاد چندگانه مذکور در جامعه انسانی تبلور می یابند و جامعه نیز از آحاد مردم تشکیل شده است. حال با در نظر گرفتن نقش آموزش و پرورش در تربیت وآموزش انسان های مطلوب(فرجادی، 1370)، وقتی شاهد تحقق توسعه دراین ابعاد خواهیم بود که فرصت دسترسی به آموزش برای همگان و برخورداری از این فرصت به صورت برابر موجود باشد. چرا که به باور تودارو28(1370) آموزش و پرورش در حرکت رو به جلوی خود کاهش فقر، بیکاری، نابرابری و ایجاد نظام اجتماعی مبتنی بر عدالت، افزایش مشارکت مردم در امور سیاسی و… را در پی دارد.

2-7) نظام آموزشی:
نظام آموزشی عبارت از مجموعه‌ای از عواملی نظیر برنامه درسی، مدرسه، معلم، فراگیر، تجهیزات، مواد آموزشی و… است که در امر انتقال دانش مشارکت دارند. این عوامل بر اساس فلسفه مسلط اجتماعی، سیاست آموزش رسمی و استراتژی روشن آموزشی و هدف های خاص اجتماعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند( رخشان، 1366).
گروه مشاوران یونسکو(1370) در تعریف نظام آموزشی می نویسند: نظام آموزشی یک مجموعه پیچیده است که درآن اجزاء متشکله و زیر نظام ها به گونه ای سازمان یافته است تا در اثر تعامل مداوم، هدف‌های از پیش تعیین شده را تحقق بخشد. نظام آموزشی، پویا و پیوسته در حال تحول است؛ و با محیط خارج از خود یعنی اجتماع، پیوسته در حال همیاری است. در این نظام، از یک سو، انسان هم ماده اولیه محسوب می‌شود وهم مصرف کننده محصول و مجری فعالیت های آن نیز هست؛ لذا نظام آموزشی با پویایی خود می تواند در آرمان های افراد، انتظارات گروه ها و نهادهای اجتماعی نیز تحول ایجاد کند. از سوی دیگر یک نظام آموزشی، از جنبه های کمّی( مانند افزایش جمعیت، بالا رفتن میزان عرضه و تقاضا برای آموزش) و کیفی،( همچون افزایش کیفیت زندگی و بهبود شرایط زیستی و معنوی افراد جامعه) نیز در حال رشد است.
از مهم ترین مسائلی که در نظام های آموزشی مطرح است، یکی گسترش پایدار دانش و آگاهی‌های بشری است که برنامه های آموزشی را تحت تأثیر قرار می دهد و دیگری، افزایش خواسته ها و نیازهای اجتماعی برای رفع کمبودها، نیازها و در نهایت ایجاد فرصتی همسان برای عموم مردم به منظور بهره مندی از امکانات آموزشی است(دهقانی و همکاران،1388).
هدف عمده و به تعبیری وظیفه یک نظام آموزشی هر جامعه، تربیت انسان توسعه یافته ای است که در تمام مراحل زندگی فردی و اجتماعی نظم پذیر، مسئولیت پذیر و نقش آفرین باشد. این سه ویژگی مختصات فردی و اجتماعی شخصیت افراد را شکل می دهد و در هر مرحله شامل تفاهم، تعامل و یا تقابل فردی و گروهی افراد است.
باید توجه داشت افراد به نسبت رشد این سه ویژگی، در مقابل پدیده های زندگی فردی و اجتماعی، واکنش نشان می دهند. در واقع، چنان چه نظام آموزشی با فرآیندهای رسمی و غیر رسمی خود بتواند مختصات سه گانه ی فوق را در افراد به حدی از کمال و برجستگی برساند که آنان به شایستگی در فرآیند رشد و توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنیای معاصر حضور یابند، این شایستگان عرصه های مادی و معنوی را انسان توسعه یافته می نامیم و می پذیریم که از رشد و بالندگی عاطفی، جسمی، عقلی، روانی و معنوی لازم برخوردارند( حلاجیان و همکاران، 1379).

2-7-1) انواع نظام آموزشی و سطوح آن:
نظام آموزشی شبکه‌ی وسیعی از نهادها و برنامه‌هایی است که انواع گوناگون آموزش در سطوح متفاوت تحصیلی را برای مخاطبان آموزش فراهم می کند. انواع آموزش به تفصیل عبارتند از: آموزش همگانی، آموزش عمومی، آموزش اجباری، آموزش رایگان، آموزش فنی، آموزش حرفه ای، آموزش رسمی، آموزش غیر رسمی یا نیمه رسمی، آموزش از راه دور، آموزش مجازی و…
سطوح آموزش نیز عبارتند از: آموزش پیش دبستانی، آموزش دبستانی، آموزش راهنمایی، آموزش دبیرستانی، آموزش و تربیت معلم، آموزش عالی، آموزش تکمیلی و تخصصی(رئیس داناوهمکاران،1390).

2-8)ساختار آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران:
آخرین لایحه نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در طول دوره مورد بررسی پژوهش حاضر، سال 1378 بوده است که ساختار نظام آموزش و پرورش را این گونه تقسیم بندی می کند:
نظام آموزش و پرورش از نظر جهت گیری کلی به دو بخش آموزش و پرورش عمومی و نیمه تخصصی تقسیم می شود.
بخش آموزش و پرورش عمومی شامل:
دوره ابتدایی 6 سال:(6 تا 12 سالگی)؛
دوره راهنمایی3 سال:(12 تا 15 سالگی)
بخش آموزش و پرورش نیمه تخصصی شامل:
دوره متوسطه 3 سال:(15 تا 18 سالگی)
در مورد ساختار پیش دبستانی(آمادگی) در لایحه مزبور آمده است: برای کاهش مشکل گویشی کودکان مناطق دوزبانه و آشنا شدن آنان با محیط مدرسه، یک دوره یک ساله پیش دبستانی(آمادگی) ایجاد می شود.
شرکت نوآموزان مناطق مذکور، در این دوره الزامی است و هزینه آن به عهده دولت است. وزارت آموزش و پرورش مجاز است نسبت به ایجاد این دوره در سایر مناطق کشور با دریافت هزینه از اولیاء نوآموزان اقدام نمایند. در این لایحه دوره متوسطه نیزشامل سه شاخه زیر می باشد:
الف. نظری
فنی و حرفه‌ای
کاردانش( فلاح پور،1387).
.
2-9) آموزش ابتدایی و جوانب مختلف رشد:
آموزش و پرورش داراي دوره‌هاي آموزشي مختلفي است که مهمترين، حساس ترين و اساسي ترين آنها دوره ي آموزش ابتدايي است .
دوره ی آموزش ابتدایی به عنوان یک زیر نظام از نظام رسمی آموزش و پرورش است که در آن کودکان 6 تا 12 سال به تحصیل می پردازند. طول این دوره فعلاً 5 سال است.و معلمان شاغل در این مقطع حداقل باید دارای مدرک تحصیلی دیپلم باشند.
آموزش و پرورش ابتدايي به طور كامل شامل دانستني هاي مقدماتي براي ورود به زندگي اجتماعي بوده و تعليمات ابتدايي عبارت از تعليم نكات مقدماتي موضوعات مختلف در تعليم و تربيت است. آموزش و پرورش امروز به نحوی پی گیر به یادگیرندگان به عنوان کودکان و تفاوت‌های عظیم آن‌ها در استعداد، توانایی و خلق و خوی توجه داشته و در صدد شناختن احتیاجات فراوان و در عین حال متغیر و مربوط به هم آن ها می باشد. انتقال اطفال به هر مرحله بعدی باید تا آن جا که ممکن است به طور تدریجی و ملایم صورت پذیرد. مرحله ی بالاتر تحصیلات دبستانی هر چند ظاهراً با دوره ی کودکستانی و نیز با مرحله‌ی راهنمایی و دبیرستان مربوط است معهذا باید آن را یک دوره کاملاً متمایز از لحاظ رشد جسمانی و عضلانی کودک تلقی کرد. در این مرحله است که طفل معمولی احتیاج به توجه خاص دارد و لازم است که با روش تدریس مناسبی تعلیم گیرد. هم کودکستان و هم راهنمایی و دبیرستان های مختلف تا اندازه ای برنامه‌ها و روش های تدریس دبستان ها را تحت تأثیر قرار می دهند. اما به هیچ وجه نباید به آن ها اجازه داد که از این حد تجاوز کنند و بخواهند برنامه و روش تدریس شان را به دبستان ها تحمیل کنند و آن‌ها را در دبستان‌ها قابل اجرا بدانند. دبستان ها نباید منحصراً آموزشگاه های تهیه ای برای آماده ساختن شاگردان جهت دوره‌ی دبیرستان باشند بلکه برنامه‌های آن ها باید طوری تنظیم و مدون گردند که احتیاجات مخصوص طفل را در جهت رشد جسمانی وعقلانی جواب گو باشند و به هیچ وجه نباید احتیاجات مدارس متوسطه به دوره ابتدایی تحمیل ویا برنامه ها بنا به مقتضیات امتحانات 11 سالگی تدوین شوند. دبستان‌ها باید زمان و زمینه رشد همه جانبه ی اطفال را در آماده ساختن فراهم سازند و این روش ها را با قوه و استعدادهای ویژه اطفال که در سال های بعد بروز و ظهور می کنند سازگار گردانند.
اهمیت دوره ابتدایی در جهت رشد و شكوفایی استعداد دانش آموزان تا این اندازه اهمیت دارد كه در تعریف نظام جدید آموزشی به دوره «اساس» نام گرفته است( بازرسان سلطنتی انگلستان، 13832). به همین دلیل معلمان و مدیران این مقطع تحصیلی نقشی مهم در رشد تربیتی و آموزشی دانش آموزان به عهده دارند تا از وراء این امر دوره های تحصیلی آینده شكل بگیرد حال لازم است كاركردهای مهم این دوره از نگاه فعالیت آموزشی و پرورشی شناخته شود تا جایگاه فعالیت مدیران و معلمان مجال بررسی پیدا كند. از جمله كاركردهای مهم این مقطع تحصیلی می توان به امور زیر اشاره کرد:

  2-9-1) رشد ارزش‌ها:
دوره كودكی به واسطه روح مستعد و آماده فراگیر برای آموختن، زمینه‌ای را ایجاد می‌كند كه هر فعالیتی مانند نقشی بر سنگ ماندگار باقی بماند. تحویل گرفتن روح‌های مستعد دانش آموزان در مدارس ابتدایی این فرصت طلایی را به معلمان و مدیران این مدارس می دهد تا بهترین بهره را برای ظهور و تجلی ارزش‌ها در كودكان بگیرند. اساس آموزش و پرورش، مقطع ابتدايي است، لذا كيفيت بخشي به آموزش ابتدايي از مهمترين و تعيين كننده ترين اقدامات است.اگر تحول در دوره ابتدایی انجام شود در دوره راهنمایی و متوسطه، این تحول قطعی است( حاجی بابایی، 1390).
بر همین اساس است که بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) فرموده اند« ابتدایی را دریابید که دانشگاه دیر است.» و در جایی دیگر نیز اهمیت این دوره را در فرمایش معروف« امید من به شما دبستانی هاست» یادآور شده اند. همچنین مقام معظم رهبری نیز بر اهمیت این مقطع صحه گذاشته و ایشان نیز فرموده اند:« برای این که بتوانیم رشد علمی کشور را به معنای واقعی کلمه تأمین کنیم، از دبستان باید شروع کرد.»
قربان(1390)، ویژگی اساسي دوره ابتدایی را در این می داند که تعليم وتربيت دانش آموزان در آن مبتني بر فطرت است. دوره ابتدايي از دوره‌هاي بسيار حساس در نظام آموزش و پرورش است، زيرا اين دوره زمينه ‌ساز تعليم و تربيت براي دوره‌هاي بعدي است. در دوره ابتدايي خميرمايه اصلي شخصيت كودك در ابعاد شناختی، عاطفی، اجتماعی، جسمانی وخلاقیت شكل مي‌گيرد و او را براي زندگي بزرگسالي آماده مي‌كند. لذا ضروري است در تحقق ويژگي اساسي مذکورملاحظات ذیل صورت گیرند:
توجه به فطرت وتوانمنديهاي ذاتي كودكان در فرآيند يادگيري.
– توجه به علاقه كودكان و آموختن راه يادگيري به آنها.
– تقويت حس كنجكاوي وروحيه پرسشگري در كودكان.
– پرورش تفكر كودكان ازطريق مشاهده وتوجه به محيط اطراف.
– فراهم كردن مقدمات شناخت علمي محيط براي كودكان.
‌- مهيا كردن زمينه براي شكوفايي علايق و استعدادهاي كودكان.
– پرورش استعداد و ذوق هنري كودكان.
– ايجاد زمينه جهت كسب نگرش هاي مثبت نسبت به ارزش علم ، يادگيري ، مدرسه و تحصيل.

2-9-2)  رشد اجتماعی:
جایگاه رشد اجتماعی در خصوصیات رفتاری قابل مشاهده است. هر رفتاری برمبنای ارزش‌های آموخته شده و شكل جسمانی خاص خود در كودك ظاهر می شود. ورود كودك به دبستان آمیخته با رفتار خاصی است و این وظیفه مدرسه است كه این رفتار را تعدیل یا الگوسازی كند و از این طریق است كه تطابق رفتارها با ارزش های انسانی و الهی امکان پذیر می شود. از بعد اجتماعی گذراندن دوره ی مذکور نیز به تولید بیشتر، مشارکت بیشتر در امور مدنی، کاهش رشد جمعیت و جرائم اجتماعی (یونسکو2005) و در کل به توسعه یافتگی بیشتر جامعه منجر می شود(برنامه عمران ملل متحد2006) به همین خاطر است که تقاضای اجتماعی فراوان برای این سطح از آموزش وجود داشته است. تأکید بر برخورداری همگانی از تحصیلات آموزش ابتدایی در قانون اساسی کلیه ی کشورهای جهان خود دلیلی بر این ادعاست.

2-9-3) رشد عقلانی:
ذهن آماده دانش آموز در ارتباط با روح و جسمش زمینه‌ای را ایجاد می كند كه پایه اولیه آموزش در این دوره تحصیلی می شود. شاید بتوان مهم ترین نقش مدارس ابتدایی را در

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد آموزش و پرورش، نظام آموزشی، برون داده، اجتماعی و فرهنگی Next Entries مقاله درمورد آموزش و پرورش، آموزش ابتدایی، نظام آموزشی، کیفیت آموزش