مقاله درباره وزارت امور خارجه، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

“مدل جهاني” مکيندر در سه نوبت، در فاصله چهل سال، مطرح شد و تکامل پيدا کرد. مرحله نخست آن در سال 1904 تحت عنوان محور جغرافيايي تاريخ مطرح گرديد. اين ايده پس از از جنگ جهاني اول، تکميل تر شد و در سال 1919، در کتاب ايده هاي مردم سالارانه و واقعيت ارائه شد و طي آن “ناحيه محوري” به “هارتلند” تبديل گرديد. آنگاه، مکيندر در سن هشتاد و دو سالگي، در سال 1943 اصلاحات تازه اي در اين انديشه به عمل آورد و آخرين متن را عرضه نمود (مجتهدزاده، 1386: 145).

جدول 2 – 2
دوره
جريان غالب
روش غالب جابجايي در مناطق
مناطق اقتدار و نوع حکومت
پيش از کلمب
يورش آسيايي به اروپايي
اسب و شتر
سلطه زميني جلگه هاي وسيع آسيا
دوره کلمب
توسعه طلبي اروپا بر ماورء اقيانوس ها
کشتتها بادباني و ناوبري دريايي
سلطه دريايي امپراطورهاي اروپايي
بعد از کلمب
فضاي بسته و تلاش براي کارايي نسبي
راه آهن
سلطه زميني کساني که کنترل سرزمين حياتي بدست آنهاست.
ممنبع: انديشه هاي ژئوپليتيک در قرن بيستم، ژئارويد اتوتايل، سيمون دالبي، پاول روتلج، ترجمه محمدرضا حافظ نيا و هاشم نصيري، ا انتشارات دفتر سياسي و بين الملل وزارت امور خارجه، صفحه 57.

منطقه محوري سياست بين الملل را منطقه وسيعي تشکيل مي دهد که از اروپاي شرقي تا جلگه هاي سيبري امتداد مي يابد. اين ناحيه محوري که با امپراتوري روسيه تزاري تطبيق مي نمود، از يک موقعيت استراتژيک بر خوردار بود و سر شار از منابع طبيعي است (مجتهدزاده،1386: 146). مکيندر، قاره هاي اروپا، آسيا و آفريقا را جزيره جهاني19 مي شناخت و آن را به همين نام معرفي مي کرد. وي توجه داشت که سه چهام جهان را آب و يک چهارم آن را خشکي فرا گرفته است. دو سوم کره زمين شامل جزيره جهاني و يک سوم ديگر آن، شامل آمريکاي شمالي و جنوبي و استرالياست. جزيره جهاني هفت هشتم جمعيت جهان و و ديگر نقاط يک هشتم آن را در بر مي گيرد (عزتي، 1388: 13). مکيندر نظر خود را در سال 1919 اصلاح کرد تا به وقايع جنگ سالهاي 1918 ـ 1914 بپردازد. اين جنگ، وي را بر آن داشت تا باور کند که از طريق استپ هاي اروپاي شرقي مي توان منطقه هسته را که اکنون به صورت هارتلند ظاهر شده مي شود، مي توان مورد تهاجم قرار داد و به همين دليل، وي به ديپلماتهاي درگير شکل دهي به حل و فصل پس از جنگ هشدار دادکه آلمان و روسيه بايستي با حلقه اي از حکومت هاي ملي مطمئن، از هم جدا شوند زيرا هر قدرتي که بر اروپاي شرقي سلطه پيدا کند، ممکن است هارتلند را تصرف کرده به اين ترتيب بر سراسر جهان تسلط يابد (موير، 1379: 371). سرزمين قلبي (هارتلند) سرزمين وسيع و استراتژيک را در نظريان مکيندر تشکيل مي داد. اين ناحيه از غرب به رود ولگا، از شرق به سيبري غربي، از شمال به اقيانوس منجمد شمالي، از جنوب به ارتفاعات هيماليا ارتفاعات ايران و مغولستان محدود مي شد (عزتي، 1388: 13). اين قسمت از سوي هيچ قدرتي تهديد نمي شد. مکيندر در سن هشتاد و دو سالگي، در سال 1943 اصلاحات تازه اي در اين انديشه به عمل آورد و آخرين متن را عرضه نمود. بر خلاف طولاني بودن اين دوران که دو جنگ جهاني را نيز در بر گرفت، ايده منطقه قلبي ويژه آسيايي به صورت بحث مرکزي دراين تئوري بر جاي ماند و عامل شهرت آن از تاريخ 1945 تاکنون بوده است (موير،1379 : 371). براي طرح مجدد آن چيزي که آن را “جزيره جهاني”، “منطقه محور”، “سرزمين حياتي” اروپا آسيا ناميد، اعلام کرد:

کسي که بر اروپاي شرقي حکومت کند، بر سرزمين حياتي ( قلب زمين ) فرمان مي راند؛ کسي که بر سرزمين حياتي حکومت کند، بر جزيره جهاني فرمان مي راند؛ کسي که بر جزيره جهاني حکومت کند، بر جهان فرمان مي راند (اتوتايل، 1380: 57).

هم اکنون با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، سرزمين قلبي (هارتلند)، که تقريباً با منطقه آسياي مرکزي تطابق پيدا مي کند، در رقابت هاي فرامنطقه اي خود بدليل اهميت ژئوپليتيک و ژئواکونوميکي، مورد توجه کشورهايي منطقه اي همچون روسيه، ايران، چين و ترکيه و ايالات متحده آمريکا به عنوان قدرتي فرامنطقه اي قرار گرفته است؛ به نظر مي رسد که منطقه هارتلند همچنان اهميت ژئوپليتيک و ژئواستراتژيکي خود را حفظ نموده است و همچنان نقش سرزمين قلبي خود را داراست، هرچند که اين اهميت داراي کم و کاستي هايي شده است.

3 – 2 – 2 نظريه ريملند20: نيکولاس اسپايکمن21
نظريه ديگري که در مباحث ژئوپوليتيک از اهميت ويژه اي برخوردار است، نظريه “سرزمين حاشيه اي ريميلند” از نيکلاس اسپايکمن مي باشد. نظريه “ريملند” در آراء “نيکولاس اسپايکمن” پس از جنگ جهاني دوم جاي نظريه هارتلند سر هالفرد مکيندر قرار کند تا با تکيه بر آن، ايالات متحده حضور خود را در فضاي نظم دو قطبي جنگ سرد در مناطق دريايي اطراف هارتلند (که در اختيار شوروي بود) توجيه کند. اسپايکمن ناحيه اطراف هارتلند را ريملند ناميد و معتقد بود”هرکس ناحيه ريملند را کنترل کند حاکم اوراسيا خواهد بود و چنين کسي سرنوشت جهان را رقم خواهد زد”. بر اساس ديدگاه اسپايکمن، چون کشورهاي حاشيه ساحلي اند برقراري رابطه بين خشکي و دريا امکان پذير است. لذا با توجه به اهميّتي که براي دريا و نيروي دريايي قائل بود به ريملند بيشتر اهميت مي داد (اطا عت، 1386: 28). تفسير اسپايکمن از از اهميت ارتباط هارتلند با حلقه اطراف آن، اندکي با اظهارات مکيندر متفاوت است. مکيندر اين محدوده را با هلال داخلي و خارجي مي خواند اما در بيان اسپايکمن، اين محدوده سرزمين حاشيه يا ريملند خوانده مي شود که در محاصره آبهاست. دليل اهميت دادن اسپايکمن به ريميلند در مقايسه با هارتلند، از اين جهت بود که به اعتقاد وي، اين منطقه امکان ترکيب قدرت بري و بحري را بهتر فراهم مي کند. همچنين بهترين منابع نيروي انساني و سهولت ارتباطات در اين بخش از جهان وجود دارد (عزتي، 1382: 18). ريملند، در نظريه نيکولاس اسپايکمن، ناحيه اي بود که منطقه نفوذ دو ابرقدرت خشکي و دريايي،يعني شوروي و آمريکا را از يکديگر جدا مي کرد؛ اين مفهوم در دوره پس از جنگ سرد از بين نرفت و همچنان مورد توجه دو کشور ايالات متحده آمريکا و شوروي بود. نگاهي به استراتژي نظامي ايالات متحده آمريکا در پايان قرن بيستم، مويد اين نظريه است که اين کشور قلمرو جغرافيايي ريملند را براي خود يک منطقه حياتي مي داند (مينايي، 1383: 162).

4- 2 – 2 نظريه قدرت درياي22: آلفرد تاير ماهان23 نظريه ديگري که در مباحث ژئوپليتيک حائز اهميت است، نظريه آدميرال آلفرد تاير ماهان آمريکايي مي باشد. وي به طور کلي بر اين اعتقاد است که شرايط اصلي بر اتحاد يک قدرت جهاني، کنترل بر درياهاست. به عبارت ديگر، نظارت بر درياها، اولين راه در کسب قدرت جهاني است. به نظر وي در راه کسب قدرتها، نيروهايي که موقعيت دريايي دارند از امکانات بيشتري براي در دست داشتن ابتکار عمل برخوردار هستند و بهترين کشور اين در اين مورد را فرانسه مي دانست (تقوي اصل، 1384 : 48). افسر نيروي دريايي آمريکا “نيروي دريايي را به عنوان کليد قدرت جهاني” مورد تاکيد قرار داده است. به نظر آلفرد ماهان “درياهاي جهان بيش از آن که سرزمين هاي جهان را از هم جدا کنند، آنها را به پيوند مي دهند”. وي معتقد بود در روزگار وي، که تجارت و بازرگاني توسعه روز افزوني در مبادلات بين کشورها مي يابد، راههاي عبور دريايي و تنگه ها داراي نقش مهمي هستند. بدين لحاظ، وي به دولت آمريکا توصيه مي کرد براي توسعه آزاد راههاي دريايي و تنگه هاي استراتژيک، نيروي دريايي خود را تقويت کند ( اطاعت، 1385: 26). ماهان توانست شش عامل را که قدرت دريايي، تا حد زيادي به آنها بستگي دارد، تشخيص مي دهد. اين عوامل عبارتند از:
1. موقعيّت جغرافيايي: اگر کشوري از موقعيّت دريايي مناسبي برخوردار باشد و اين امر با کنترل استراتيژيک ابراههاي مهم و پايگاههايي که دشمن ممکن است از انها براي محصره و تهديد استفاده کند همراه باشد، مناسب تراست.
2. ويژگي هاي طبيعي: هدف از ويژگي هاي طبيعي، وضعيت ساحل و مشخصات فيزيکي آن است. اگر کشوري داراي طول ساحلي زيادي باشد ولي به علت نامساعد بودن ساحل نتواند به ايجاد بنادر، لنگرگاهها و تاسيسات دفاع ساحلي اقدام کند، نمي تواند داراي ارتباطات دريايي مناسبي با کشورهاي ديگر باشد. وجود بنادر متعدد در طول سواحل کشور، مي تواند شرايط را براي کسب قدرت دريايي ودر نتيجه ثروت فراوان فراهم مي سازد. اگر تاسيسات بندري از قابليت دفاعي خوبي برخوردار نباشد آسيب پذيري آنها اجتناب ناپذير است.
3. طول ساحل و وسعت قلمرو: منظور ماهان از وسعت قلمرو، طول خطوط ساحلي يک کشور و قابليت دفاع سواحل است؛ در اين ميان معابر نفوذي و تکيه گاهاي آبي از مهمترين عواملي هستند که بايد توجه شوند.
4. جمعيّت: ميزان جمعيت يک کشور يک عامل مهم و قابل ملاحظه است، زيرا توانايي ايجاد يک نيروي دريايي و تامين افراد مورد نياز بر آن، به ميزان جمعيت آن کشور بستگي دارد. تنها برخي از کشورها قادرند پايگاهاي ماوراء بحار را که نيروي نسبتا بزرگي از نظاميان و مديران را تقاضا مي کند، نگهداري و حمايت کنند و به عنوان يک قدرت دريايي مطرح باشند.
5. خصوصيات ملّي: اگر مردم يک کشور علي رغم داشتن يک موقعيت دريايي علاقمند به دريانوردي و بازرگاني با ملل ديگر نباشند، قدرت بزرگ دريايي ايجاد نمي شود. به نظر ماهان تجارت اولين ضرورت براي گسترش قدرت دريايي است.
6. خط مشي حکومت و رهبران سياسي: خط مشي سياسي دولت در بهره برداري از منابع انساني و طبيعي، تنها به وسيله يک حکومت آينده نگر و داراي خط و مشاء اجرايي متحورانه مي تواند از قوه به فعل در آيد (عزتي، 1382: 57 – 58).

5 – 2 – 2 نظريه ساختار ژئوپليتيک جهان از سائل بي کوهن سائل بي کوهن نظريه ساختار و سلسله مراتبي مناطق و حوزه هاي ژئوپليتيکي را در کتابي تحت عنوان ژئوپليتيک سيستم جهاني در سال 2002 با مقدار تغييراتي نسبت به نظريه سابق خود که در سال 1994 بيان داشته است، ابراز کرده است (حافظ نيا و ديگران، 1386: 88). سائل بي کوهن24 در نظريه ساختار ژئوپليتيک جهان، از قلمروهاي ژئواستراتژي مناطق ژئوپليتيک و واحدهاي فضاي ديگر سخن به ميان مي آورد. وي سطح کره زمين را به دو قلمرو بزرگ ژئواستراتژيک برّي و بحري

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره افغانستان، جهان اسلام، قبض و بسط Next Entries مقاله درباره ساختار قدرت، مفهوم فضا، عامل قدرت، حمل و نقل