مقاله درباره وزارت امور خارجه، آموزش زبان

دانلود پایان نامه ارشد

اعتماد مردم، برخوردار از مزيت‌هاي رقابتى و داشتن آرايش رسانه‏اىِ کارآمد ميدانند. (خامنه‌اي, بيانات در ديدار مسولين صدا و سيما, 1383)
انعطافپذيري و قدرت انطباق با شرايط جديد، خود از ملزومات آرايش رسانهاي است و دستيابي به چنين آرايشي، نيازمند برتافتن يک الگوي جامع‌الابعاد است که حوزهها و جوانب آرايش رسانهاي را تعريف نمايد.
بر اين اساس لازم بود که در مبادي امر، “شرايط جديد” در فضاي نوين رسانهاي جهاني به چنگ ذهن آيد؛ تا آنکه رسانه ملي بتواند خود را در نسبت با آن شرايط بازيابد. پس از شناخت از محيط، ميبايست به الگويي براي تنظيم آرايش رسانهاي و ابعاد و جوانب آن دست يافت، تا آنکه به‌واسطه‌ي آن الگو، امکان طراحي آرايش رسانهاي کارآمد رسانه ملي، فراهم ميشد.
لذا پژوهش پيش رو، از آن حيث واجد اهميت و ارزش است که سازمان صداوسيما را از مزاياي داشتن الزامات مأموريت محوري خود، بهرهمند ميسازد.
از سويي ديگر، صداوسيما در خط مقدم مواجههي با جنگ نرم دشمنان انقلاب اسلامي ايران و به‌ويژه جنگ رسانهاي آنان قرار دارد که با تکنولوژيهاي پيشرفته و تزوير رسانههاي اختاپوسي خود، در پي مقابله و منازعه با انقلاب اسلامي به کارزار برآمدهاند. صداوسيما گريزي از آن ندارد که، به‌موازات مأموريت سازماني خويش که بيشتر ناظر به درون جامعه است، ذهن و قلب جامعه را از آماج تهديدات رسانهاي دشمن نيز مصونيت ببخشد. همچنين در عرصهي جهاني، صداي اسلام و سيماي انقلاب را به جهان عرضه کند. لذا براي انجام اين مأموريت نيز، ضروري است که آرايش رسانهاي دشمن را ترسيم نموده و در مواجهه و مقابلهي با آن، آرايش رسانهاي مطلوب خويش را طراحي نمود که اين طراحي نيز، مستلزم داشتن يک الگو است!
به‌طور خلاصه، اگر مأموريت صداوسيما (که همان هدف يا علت وجود اين سازمان است)، مديريت و هدايت فرهنگ و افکار عمومي جامعه ميباشد، براي تضمين اجراي اين مأموريت، فرزندان انقلاب اسلامي را گريزي از آن نيست که، الگويي براي تنظيم آرايش رسانهاي تدوين نمايند تا با برتافتن آن الگو، آرايش رسانهاي صداوسيما در انطباق با شرايط جديد طراحي شده و در مواجهه با امپرياليسم رسانهاي دشمن، بر تهديدات آن نيز فايق آيند.
بنابراين ضروري است که الگويي براي آرايش رسانهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، در نسبت با عرصهي نوين رسانهاي جهان، و مواجهه با تهديدات جبهه رسانهاي جنگ نرم دشمن، تدوين شود.
لذا ضرورت تحقيق حاضر ازآنجاست که، عدم برتافتن الگوي آرايش رسانهاي، صداوسيما را در انجام مأموريت خود، در هدايت افکار و فرهنگ عمومي جامعه و همچنين مقابله با جنگ نرم و جنگ رسانهاي دشمن، ناکارآمد و کمتوان ميسازد.
گفتني است، يکي از نکاتي که در اين تحقيق مدنظر بوده؛ اين است که، کوشش حاضر متناسب با اهداف و نيازهاي سازمان صداوسيما باشد. بر اساس آنچه در افق رسانه ملي تدوين‌شده است، مأموريت رسانه ملي “مديريت و هدايت فرهنگ و افکار عمومي جامعه” است، که نيل به اين مأموريت (بر اساس فرمايش مقام معظم رهبري)، در گرو تأمين الزامات آن است که يکي از اين الزامات، داشتن “آرايش رسانه‌اىِ کارآمد” و “قدرت انعطاف براى انطباق با شرايط” ميباشد که اين دو مؤلفه در موضوع اين پايان‌نامه، اشراب گرديده است.

4-1. اهداف تحقيق

* هدف اصلي: پيشنهاد الگوي آرايش رسانهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران
* اهداف فرعي:
1. آشنايي با حوزه‌ها و جوانب آرايش رسانهاي
2. بررسي شرايط نوين فضاي رسانهاي جهان

5-1. سؤالات تحقيق

* سؤال اصلي:
الگوي آرايش رسانهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي در نسبت با فضاي نوين رسانهاي جهان، چگونه بايد باشد؟
* سؤالات فرعي:
1. آرايش رسانهاي، چه حوزهها و جوانب و ابعادي را در برمي‌گيرد؟
2. شرايط نوين فضاي رسانهاي جهان چگونه است؟

6-1. فرضيه‌ها

ازآنجاکه پژوهش حاضر از نوع اکتشافي ميباشد و به شيوهي کيفي و استقرايي است، مبتني بر فرضيه خاصي نميباشد.

7-1. تعريف مفاهيم
آرايش رسانهاي:
مفهوم آرايش رسانهاي، ازجمله مفاهيم استعاري است که از دانش نظامي به عاريت گرفته شده است. لذا معناي آن را بايد در تعاريف نظامي جست.
آرايش نظامي: مرتب و منظم کردن نيروها در يک سازمان به‌منظور حمله يا دفاع و نوعي تقسيم‌کار سازمان‌يافته و از قبل تعيين شده را آرايشات گويند .وزارت دفاع آمريکا، آرايش را به اين شکل توصيف مي‌کند: “دو يا چند هواپيما، کشتي يا يگان که تحت فرماندهي يک فرمانده عمل مي‌کنند”. آرايش‌ها شامل يگان‌هايي در سطح تيپ، لشکر، تيپ هوايي يا غيره مي‌شوند.
ساده‌ترين روش بررسي آرايش و صفبندي و امکانسنجي نوع درگيري در يك منازعه نظامي که البته منازعه مذکور ميتواند سياسي، فرهنگي يا اقتصادي نيز باشد ، تهيه “ترتيب نيرو” و “تركيب نيرو” است.
“ترتيب نيرو”: ترتيب نيرو، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاري و سخت‌افزاري دشمن و حريف در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده،ميباشد.همچون مدير يك تيم فوتبال كه در هنگام مسابقه، با توجه به آرايش و توانمندي تيم حريف در زمين بازي، تيم خود را آرايش ميدهد، يك مدير استراتژيك يا تاكتيكي نيز پس از “ترتيب نيرو”ي حريف، به “تركيب نيرو”ي جبهه خود ميپردازد.
تركيب نيرو: ترکيب نيرو، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاري و سخت‌افزاري خود، در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده، نسبت به “ترتيب نيرو”ي دشمن و حريف است.
هرگاه “ترتيب نيرو”ي حريف، به‌روز، تنظيم و برآورد شد و سپس “تركيب نيرو”ي خودي، در نسبت با آن به‌روز، تنظيم گرديد، آنگاه سنجش منازعه ممكن خواهد بود.
به‌تبع بررسي مفهوم آرايش نظامي، ترتيب نيرو و ترکيب نيرو، مفهوم آرايش رسانهاي نيز اين‌گونه تعريف ميشود که:
آرايش رسانهاي، برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاري و سخت‌افزاري دشمن و حريف در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده و سپس در مقابل آن؛ چينش، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرمافزاري و سختافزاري خود، در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده، نسبت به “ترتيب نيرو”ي رسانههاي دشمن و حريف است. (که البته ميتوان در تعريف، حوزههاي رسانهاي مثل راديو، تلويزيون، فضاي مجازي و… و همچنين پوشش جغرافيايي، دسترسي مخاطب، محتوا و.. را نيز افزود)
استراتژي:
ريشه استراتژي (Strategy) به واژهي يوناني استراتژوس Strategos برميگردد. (Webster, 2005) استراتژوس كه در جمع به‌صورت Strategi يا Strategoi درميآيد، درواقع لقب رهبران ارتش باستان (و به‌خصوص رهبران ارتش باستان آتني) بود كه به دليل فرماندهي و فن دستور دادن به نيروهاي ارتش و تعليمات اصول خاص نظامي و تدبير جنگي، به ايشان اطلاق ميشد. (باقري, بي‌تا)
واژه استراتژوس مشتق شده از استراتوس Stratos يعني ارتش است. پيدايش واژه استراتژوس همزمان با افزايش ميزان اهميت و پيچيدگي بيشتر تصميمگيريهاي نظامي بود. (لطفيان, 1384)
استراتژي يک برنامه جامع براي عمل است که جهت‌گيري‌هاي عمده سازمان را معين مي‌کند و رهنمودهايي براي تخصيص منابع در مسير کسب هدف‌هاي بلندمدت سازماني ارائه مي‌دهد. (رضاييان, 1383, ص. 239)
استعمار فرانو:
استعمار فرانو عبارت است از سلطه فرهنگي، اقتصادي و سياسي كامل، همهجانبه، تدريجي و نامحسوس بر منابع حياتي و مالي همه جهان كه با محوريت امپرياليسم فرهنگي تحقق مي‌يابد. ويژگي برجسته استعمار فرانو، محوريت بخشيدن به مفهوم “قدرت فرهنگ” است. اين به آن معنا نيست كه استعمارگران در فضاي استعمار قديم و جديد از “قدرت فرهنگ” غافل بودهاند، بلكه شواهد تاريخي، گوياي بهرهمندي استعمارگران از قدرت فرهنگ به‌ويژه تلاش براي تغيير دين، زبان، آداب‌ورسوم و ساختار آموزشي مستعمرهها، متناسب با علاقههاي فرهنگي و تمدني خويش در تمامي دورانهاي استعمار است. به عبارت ديگر، ميتوان مبناي استعمار فرانو با محوريت قدرت فرهنگ را آن چيزي دانست كه به‌عنوان مفهوم قدرت نرم ارائه ميشود. قدرت نرم، شيوهاي از اعمال قدرت در مقايسه با شيوههاي سنتي و سخت است كه با بهرهگيري از ارزشهاي موجود در فرهنگ و جذابيتهاي ايدئولوژيكي موجب ميشود يك فرد، گروه يا كشور كاري كند كه فرد، گروه يا كشورهاي ديگر همان چيزي را بخواهند كه او ميخواهد. (پورعلي, 1385, ص. 142و143)
ديپلماسي عمومي:
ديپلماسي عمومي از منظر انستيتو بروکينگز1، به آن بخش از برنامه‌هاي دولتي گفته مي‌شود که به قصد اطلاع‌رساني و يا اعمال نفوذ بر افکار عمومي ساير کشورها انجام مي‌شود. ديپلماسي عمومي از ديپلماسي سنتي فراتر مي‌رود و به تعامل ميان گروه‌هاي ذي‌نفوذ و جريان فراملي اطلاعات و آراء و به‌تبع آن جهت‌دهي افکار عمومي مردم ساير کشورها مي‌پردازد.
ديپلماسي عمومي، از مجراي اعطاي بورسيه تحصيلي و برنامههاي تبادل دانشجو، آموزش زبان، رسانه‌ها و به‌ويژه رسانههاي جديد و شبکههاي اجتماعي، سلبريتي ديپلماسي و يا ديپلماسي مشاهير، توريسم و يا ديپلماسي شهروندي، ديپلماسي معماري، ديپلماسي پزشکي، ديپلماسي ورزشي، ديپلماسي غذا، ديپلماسي حيوانات و … محقق ميشود.
وزارت امور خارجه ايالات‌متحده آمريکا، در سال 1985 در تعريف ديپلماسي عمومي اين‌گونه آورده است که؛ “ديپلماسي عمومي به برنامه‌هاي تحت حمايت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع‌رساني و يا تحت تأثير قرار دادن افکار عمومي در کشورهاي ديگر است.” (مشرق, 1391)
اما به دليل تنيدگي اين مفهوم با قدرت نرم، آن را مي‌توان اين‌گونه تعريف نمود:
“توانايي تأثيرگذاري بر ديگران براي کسب نتايج مطلوب از طريق جذابيت به‌جاي اجبار يا تطميع. به عبارت ديگر قدرت نرم توانايي به دست آوردن نتايج مطلوب است به دليل آنکه ديگرآن‌همان چيزي را بخواهند که شما مي‌خواهيد.” (مشرق, 1391)
در يک جمع‌بندي، مي‌توان ديپلماسي عمومي را آميزهاي از شيوههاي غيررسمي براي انتقال پيام به مخاطبان جهاني دانست که از طريق “اقناع اذهان و ارضاي قلوب” به تصرف قلب و ذهن آنان خواهد انجاميد؛ که ترميم و يا ارائه وجهه و چهره يک دولت-ملت، در نزد آن مخاطبان نيز از تبعات آن خواهد بود.
قدرت نرم:
“قدرت نرم، توانايي کسب از طريق جذب به‌جاي اجبار” است. اين نوع قدرت “از طريق روابط با متحدان، کمکهاي اقتصادي و تبادلات فرهنگي حاصل مي‌شود” (S.Nye, 2004)
جوزف ناي اين‌گونه عنوان ميکند: “قدرت نرم جلب نمودن مردم به‌جاي مجبور کردن آن‌ها است ” (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)
اين نوع از قدرت ميتواند موجب به وجود آمدن و توسعه افکار عمومي مطلوبتر و کسب اعتماد بيشتر در ميان کشورهاي ديگر شود. به نظر ناي، اساس قدرت نرم در ارزشهاي فرهنگي و سياسي يک کشور نهاده شده است، در فرهنگ عمومي و نحوه رفتار سياسي با هر کشور در سطح بينالمللي؛ و درواقع ايجاد حس مشروعيت براي اهداف بينالمللي يک کشور. وي در مقالهاي ديگر مي‌نويسد: قدرت نرم، توانايي به دست آوردن چيزي است که با جذب و اقناع سايرين براي اهداف خود مي‌خواهيم. به‌هرحال، قدرت نرم، واژهاي است که در نظريههاي روابط بين‌الملل براي توصيف يک مجموعه سياسي، مانند دولت به کار مي‌رود؛ توانايياي که به‌طور مستقيم بر رفتار يا منافع ساير نهادهاي سياسي از طريق شيوههاي فرهنگي و ايدئولوژي سياسي تأثيرگذار است. البته اين مفهوم در مقايسه با قدرت سخت معنا پيدا مي‌کند که به لحاظ تاريخي معيار واقعگرايانه و مسلط قدرت ملي محسوب شده و شاخص‌هاي سنجش آن کمّي و شامل مواردي چون جمعيت، سرمايههاي نظامي ملموس و واقعي، يا توليد ناخالص ملي است. (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)

سازمان‌دهي:
سازمان‌دهي فراگردي است که طي آن با تقسيم‌کار ميان افراد و گروه‌هاي کاري، و ايجاد هماهنگي ميان آن‌ها براي کسب اهداف تلاش مي‌شود. وظيفه سازمان‌دهي و طراحي سازمان در شما

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره حوزه نفوذ Next Entries مقاله درباره علوم ارتباطات، مسئله پژوهش، روش پژوهش