مقاله درباره وجود خداوند، فلسفه اسلامی، عالم مجردات، ستاره شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

پراکنده شوند، در تمامی جهات ستاره‌ وجود خواهد داشت و اگر چیزی در مسیر ستارگان دور دست قرار نگیرد ، تمام آسمان درخشندگی خورشید را خواهد داشت که عملا چنین نیست.
بعد از آن آلبرت اینشتین (1955 – 1879م. ) ، دانشمند آمریکایی آلمانی تبار ، با ارائه نظریهي نسبیت عام در سال 1915م. مشکل نظریهي نیوتن را حل کرد. آلبرت اينشتين نشان داد که فضا و ماده موجود در آن ، محدود اما نامحصور است ؛ یک جهان دو بعدی به شکل سطح یک کره را تصور کنید، این جهان محدود خواهد بود اما هیچ لبه یا حصاری نخواهد داشت . جهان محدود اما نامحصور آلبرت اينشتين ، ساکن است اما به آسانی می‌تواند منبسط یا منقبض شود.
نظریهی انبساط جهان با کشفی که ادوین هابل1953 – 1889) م. ) ، ستاره شناس آمریکایی ، به عمل آورد، قوت گرفت. او دریافت که کهکشانها در حال حرکت در جهان هستند. وي همچنین متوجه شد که کهکشانهای دورتر ، سریعتر از کهکشانهای نزدیکتر حرکت می‌کنند. در سال 1931 م. ، ژرژ لومتر(1898-1966 م.) ، دانشمند بلژیکی ، اعلام کرد که عامل این انبساط ، تجزیه خود بخود آنچه که او اتم اولیه3 نامیده است، ميباشد. عليرغم كشف هابل مبتني بر انبساط كيهاني و همچنين نظريه انفجار بزرگ كه نتيجه اين كشف بود ؛ اما فرد هویل ، ستاره شناس انگلیسی ، حاضر به پذیرفتن نظریه انفجار بزرگ نبود و آنرا به تمسخر گرفت. در عوض او معتقد به یک اصل کامل ستاره شناسی بود.
وي در سال 1948 م. اعلام کرد که جهان در هر زمان و مکانی که مورد آزمایش قرار گیرد باید یکسان به نظر رسد. یا به عبارت خلاصه‌تر ، جهان دارای حالتی پایدار است. طبق نظر هویل ، بوجود آمدن مداوم ماده در سرتاسر فضا باعث ایجاد توازن در انبساط جهان شده و حالت پایای آنرا حفظ می‌کند . (سرعت بوجود آمدن ماده که حدود یک اتم هیدروژن در یک لیتر در هر 20 سال می‌باشد بقدری کند است که قابل مشاهده در آزمایشگاه نیست). بین نظریه‌های جهان پایدار و انفجار بزرگ چند تفاوت اساسی وجود دارد. مثلا طبق نظریه حالت پایا ، اندازه و چگالی کهکشانهای جدید و قدیم در سراسر جهان بایستی یکسان باشد. اما طبق نظریه انفجار بزرگ ، اندازه و چگالی اجسام جدیدتر بایستی مطابق با میزان فاصله‌شان افزایش یابد. 4

1-3. معناي عالم
در اصطلاح عالم یعنی جهان ؛ عالم کلمه عربی به معنای جهان است یعنی تمام موجودات ماسوی الله . البته در نزد کسانی که قائل به خدا نیستند ، عالم یعنی مجموعه موجودات ؛ برخی از قدما عالم را عبارت از مجموع موجودات جسمانی می دانستند و تعاریف آن را بر طبق مدل بطلمیوسی چنین میگفتند : آنچه سطح بیرونی فلک اعلی آن را در برگرفته است . معتقدین به وجود عالمی غیر از عالم جسمانی به طور کلی به دو عالم قائل بودند عالم روحانی و عالم جسمانی ؛ علمای اسلام و مفسرین و متکلمین بر این دو عالم نام هایی نهاده اند که از قرآن اقتباس کرده اند: عالم خلق یعنی عالم جسمانی و عالم امر یعنی عالم غیر جسمانی و عالم غیب و شهادت .5

. عالم در لغت
عالم [ لَ] كليه مخلوقات را گويند ؛ ابن منظور ميگويد : «همه خلق و آنچه بطن فلك را شامل ميشود .6 عالم هر صنفي از اصناف خلق را شامل ميشود و شايد منظور، ذي عقول باشد، در فرهنگ كيهان شناسي از لفظ كيهان استفاده ميشود كه به معناي فضاي بيرون جو زمين و آنچه در آن است 7؛ ميباشد معناي عالم در فرهنگ عربي نيز معنايي شبيه به آنچه گفته شد ميباشد ؛ در مفردات عالم اسمی برای فلک است و آنچه که شامل میشود از اعراض و جواهر ؛ عالم اسم آلت است که دلالت بر صانع دارد 8.
اکثر متکلمان قائلند به این که عالم منحصر در عالم جسمانی است و شامل فلک عِلوی و سفلی است و برخی از عارفان معتقدند ، دارای دو عالم مادیات و مجردات هستیم موجودات در عالم جسمانی ، فلک ، فلکیات ، عنصر ، عنصریات و عوارض لازمه و موجودات در عالم مجردات ملائکه ، عقول ، نفوس فلکیه ، و ارواح که نفوس ناطقه نامیده میشوند ، هستند؛9 در قاموس چنين آمده :
عالم همه مخلوقات را شامل میشود، عالم مشتق کلمه علامت است؛ زیرا عالم علامت وجود خداوند است ؛ آنچه در قرآن آمده است عالمین است که گاهی مراد از آن همه مخلوقات است و گاهی فقط انسانها را شامل میشود .10

. عالم در اصطلاح كيهان شناسي
کل اشیاء نجومی ، وقایع ، روابط و انرژی هایی که به طور محسوس قابل توصیفند .11
1-3-3. عالم در اصطلاح ملاصدرا
عالم به فتح يعني ماسوي الله ، عالم مشتق از علامت است ؛ جهان وجود را از اين جهت عالم گويند كه علامت و نشانه وجود خداست . مراد از عالم اجسام ، عالم حوادث ، كون و فساد و جهان آفرينش است . 12 منظور از عالمي كه در فلسفه ملاصدرا حادث زماني است ، عالم طبيعت است . كه در جاي خودش13 توضيح داده خواهد شد .
1-4 . مهبانگ يا انفجار بزرگ
كلمه انفجار به معناي عمل يا فرايند منفجر شدن و تركيدن ، همراه با ايجاد گرما يا فشار زياد ؛ همچنين افزايش ناگهاني حجم و آزاد شدن نيرو ميباشد . انفجار بزرگ يا مهبانگ در فرهنگ لغت ، نظريه اي است كه بيان ميكند ميلياردها سال پيش گيتي بر اثر انفجار عظيمي در يك نقطه و آزاد شدن انرژي پديد آمده است؛ انفجار بزرگ يك نظريه علمي است و لحظه آغازين هستي را گويند كه كل هستي ( شامل زمان و هر سه بعد مكان ) از آن هنگام بر طبق اين نظريه ، شروع شده است ، بر طبق اين نظريه ، جهان فعلي ما از ذره بسيار كوچكتر از كوچكترين ذرات بنيادي بوجود آمد . البته علم فيزيك در آن لحظه وجود نداشت ؛ به اين حالت تكينگي گويند ؛ در واقع بر طبق اين نظريه ، جهان از اين آغاز شد و از اين ذره همه ذرات بنيادي به وجود آمدند و شروع به دور شدن از مركز آن كردند، كه ميلياردها كهكشان و از جمله همين كهكشان راه شيري خودمان بوجود آمدند؛ اين انفجار، باعث انبساط جهان ميشود ؛ البته نيروي ديگري كه در اين انبساط و كند شدن سرعت آن تأثير دارد ، نيروي جاذبه و خميدگي فضا – زمان نسبيتي است كه در اين صورت سه حالت متصور است :
انبساط دائم
رسيدن به يك حالت ثابت و پايدار
انقباض بعد از انبساط . 14
1-5 . معنای حدوث وقدم
واژه حدوث و قدم را از دو جنبه لغوی و اصطلاحی معنا کرده و سپس از دیدگاه ملاصدرا نیز بررسی میکنیم .
1-5-1. حدوث در لغت
حدوث به معنای محصول تازه ، پدیده نو ، نو شدن15 ، نوپديد آمدن ، رخ دادن چيز تازه16 و عمل يا فرايند پديد آمدن يا وقوع چيزي است 17. حدوث ، صفت مخلوقات است و در مقابل قدم و قدمت است ، اين كلمه دو معنا دارد : مسبوق بودن شيء به عدم و دوم احتياج شيء در وجود به غير18 . در التحقيق ، معناي حدوث اين گونه آمده : بودن شيئي كه نبوده است ، خواه عرض باشد ، خواه جوهر؛ احداثِ امر حادث ، يعني ايجاد آن .19
1-5-2.قدم در لغت
قدم [ قِ دَ ] به معناي ديرينگي ، پيشي در كار20، سابقه در امري و ضد حدوث است. 21 قدم عالم عقیده کسانی است که معتقدند به ازلی بودن جهان بدون علت وجود . 22
1-5-3. معناي حدوث و قدم در اصطلاح
تازگی و کهنگی ،خواه نسبت به چیز معین باشد (حدوث وقدم اضافی )، یا به طور مطلق باشد (حدوث و قدم حقیقی ) ، در اصطلاح فلسفه اسلامی منظور، حدوث و قدم حقیقی است و آن از صفات و عوارض وجودند؛ آنچه منسوب به حدوث است ، حادث و آنچه منسوب به قدم، قدیم است. در نزد حکما حادث چیزی است که پیش از زمان پیدایش خویش وجود نداشته است و قدیم آن چيزي كه آغاز و پیدایش برای آن فرض نمیشود ؛ حادث و قدیم ممکن است ذاتی باشد یا زمانی ، قدیم ذاتی اول ندارد ، اما میشود برای آن علت فرض کرد ؛ حادث زمانی آن که اول دارد و ناچار علت هم میخواهد .

1-5-4 . معنای حدوث و قدم در نزد ملاصدرا
مسألهي حدوث و قدم از جمله مسائل دشوار و مورد اختلاف فلاسفه است كه از ديرباز مورد اختلاف ارباب ملل و مذاهب بوده است ، ملاصدرا در ترسيم قدم و حدوث دو معنا لحاظ ميكند ، يكي بالقياس و ديگري بدون قياس ؛ قسم اول مانند مقايسه گذشت و حدوث زمان مثلا وجود زيد با گذشت زمان وجود عمر ؛ در قدم ، موضوع برعكس است ؛ آنچه گذشته او از زمان وجود چيز ديگري زيادتر باشد، از گذشت زمان وجود شيء ديگر كه اين حدوث و قدم عرفي است . حدوث به معناي دوم به دو گونه است:
حدوث و قدم زماني : حاصل شدن چيزي بعد از اينكه نبوده است به نحو بعديت غير مجامع با قبليت و بنابر اين تفسير، براي خود” زمان” ، حدوث ، تصور نميشود؛ قدم زماني ، بودن شيء به نحوي است كه زمان وجودش اول نداشته باشد و” زمان” بدين معنا خود قديم است ؛ مفارقات عقليه نيز اين گونه اند .
حدوث و قدم ذاتي : اگر اين حدوث و قدم ذاتي صفت وجود باشند ؛ به اين معناست كه وجود به هويت و ذات خود مقوم به غير است و بالجمله حدوث ذاتي وجود لذاته شيء است كه مستند به ذات خود نباشد بلكه مستند به غير باشد ، در همه زمانها استمرار داشته باشد و يا بالاتر از افق زمان باشد، مانند مجردات .23

1-5-5. حدوث عالم
حدوث عالم ، تركيب اضافي است ، مسبوق به عدم بودن جهان است ، اين مسئله از غامض ترين مسائل فلسفي است . منظور از حدوث زماني عالم، يعني آنچه مسبوق به عدم است و مقابل حدوث ذاتي كه مسبوق شيء بودن به غير است ، ميباشد . 24
1-6 . مبادي نظريه حدوث در عالم
ملا صدرا قبل از اثبات دلالت حرکت جوهري بر حدوث عالم، مبادي را ذکر مي کند، تا از طريق اين مبادي ثابت کند که در عالم طبيعي و جسماني ، حرکت جوهري جريان دارد و بعد از آن حدوث زماني عالم را نتيجه بگيرد. اما شرح مبادي نظريه:
1 – تحليلي بودن حرکت : منظور از تحليلي بودن حرکت آن است که حرکت از قبيل اعراض مقولي نيست که عروض آنها بر جواهر ، خارجي و انضمامي مي باشد؛ بلکه عروض حرکت بر موضوعات متحرک ، تحليلي است و عبارت است از متحرکيت موضوع و نحوه خاص وجود آن. حرکت، چيزي جز تجدد نيست؛ همان گونه که عروض وجود بر ماهيت به گونه اي تحليلي است، عروض حرکت بر متحرک نيز تحليلي است، اگرچه از جهت وقوع حرکت با متحرک يکي است. اين مبدأ در تبيين نظريه حدوث بسيار نافع است.
2 – حرکت داراي دو فاعل است: الف ) فاعل الهي که اصل وجود حرکت را به تبع وجود و موضوعش در صورتي که موضوع داشته باشد، ايجاد ميکند ؛ ب) فاعل طبيعي که مبدأ مباشر و همراه تجدد سيلان است.
3 – علت ثابت، ثابت است و علت متغير ، متغير. و متغير از اين جهت، فاعل مباشر حرکت يک امر ثابت مطلق نمي تواند باشد از اين رو حکما، طبيعت را مبدأ حرکت مي دانند و براي فرار از مبدئيت ثابت مطلق، نوعي دگرگوني در طبيعت را اعتبار کردند.
4 – متي، أين، وضع و ساير خصوصيات موجب تشخص شيء نيستند؛ زيرا تشخص شيء به انحاء موجودات است ؛ بلکه از نشانه هاي تشخص اند، پس تغير و دگرگوني در اَمارات تشخص از تغير نحوهي وجودي حکايت دارد و نحوهي وجودي هر چيز ذات فعلي و صورت عيني آن چيز است.
5 – تشکيک و اشتداد دو قانون، از قوانين سنخ وجودند، طبق قانون تشکيک، طبيعت داراي وجودي مرتبه دار و تشکيکي است و جهت اختلاف در آن عين جهت اشتراک است ؛ ملاصدرا طبق مبادي مذکور حرکت جوهري را در طبيعت عالم جسماني نتيجه گرفت. 25

1-7 . زندگي نامه
1-7-1. اينشتين
آلبرت اینشتین )26 1955- 1879.م) دانشمند بزرگ فیزیک نظری، در آلمان متولد شد. و در مونیخ و آراووزوریخ تحصیل کرد؛ در سال 1905.م به تابعیت سوئیس درآمد ؛ در همین سال سه مقاله منتشر کرد که هریک پایه شعبه جدیدی در فیزیک گردید ؛ مقالات وي درباره نظریهي کوانتوم در توجیه پدیده نور ، رابطه نور و انرژی که اساس محاسبه انرژی اتمی است و نظریه نسبیت خاص که اسم اینشتین به آن پیوسته است ، ميباشد .
اینشتین از پدران عصر اتم است . نظریات وی ، دربسط تحقیقات علمی تأثیر فراوان داشته است ؛ تحقیقات وی در زمینه اتم منجر به ساختن اولین بمب اتمی گردید.
اینشتین زندگی آرامی داشت ؛ موسیقی کلاسیک را دوست داشت و خودش ویلون می نواخت ؛ نسبت به مظلومین سیاسی و اقتصادی شفقت فراوان داشت ؛ طرفدار نهضت صهیون بود ؛ پس از مرگ وایزمن به وی پیشنهاد ریاست جمهور

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره کیهان شناسی، هستی شناسی، روش تحقیق، حکمت متعالیه Next Entries مقاله درباره زبان فارسی، فیض کاشانی، علوم عقلی، اصالت وجود