مقاله درباره نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

عوامل متغير ژئوپليتيك عبارت است از:
1 – 2 – 3 – 2 جمعيّت: دانش جغرافيا که از دو عنصر بنيادين انسان و زمين تشکيل شده است که به زعم بعضي جغرافيدانان، عنصر انسان از جايگاه بالاتري نسبت به زمين دارد. مبحث جمعيت به عنوان جنبه اجتماعي عامل انسان در نه تنها در دانش جغرافيا که در بسياري از علوم مورد توجه قرار دارد؛ با اينکه موضوع جمعيت از مباحث جغرافيا، روانشناسي، جامعه شناسي و … به شمار مي رود و در جنبه هاي مختلف خود مورد تحليل قرار مي گيرد، اما “اثربخشي سياسي آن” بايد در دانش جغرافياي سياسي مورد بررسي قرار گيرد. در حقيقت انسان به عنوان يکي از دو عنصر اصلي ژئوپليتيک (جغرافيا و انسان)، ماهيت پويا و ديالکتيک ژئوپوليتيک است. اگرچه بحث “جمعيت” از مباحث جغرافياي انساني و جغرافياي جمعيت است، اثر بخشي سياسي آن بايد در جغرافياي سياسي بررسي مي شود. جمعيت پيوسته از پديده هاي مورد بررسي در بحث قدرت و سياست بوده است (مجتهدزاده،1387: 26). از اين روي انسان و جمعيت از جمله مهمترين عامل در مطالعات جغرافياى سياسي به شمار مى رود. از ديدگاه بسياري از ژئوپوليسين ها، اين عامل ژئوپليتيکي بتنهايي عاملي اساسي در تحليلهاي مربوط به توزيع قدرت مورد توجه قرار مي گيرد؛ از اين رو، جمعيت مي تواند به عنوان اصلي تعيين کننده در مطالعات دانش جغرافياي سياسي و ژئوپليتيک عمل مي کند و مي تواند به عنوان عامل مثبت (ارتقاع دهنده) در مشخص کردن جايگاه کشورها عمل کند که اين خود متاثر از دوعامل مهم “ميزان جمعيت” و “پراکندگي جمعيت” قرار دارد. ميانگين ساکنان کره زمين با توجه به وسعت و تعداد 45 نفر در کيلومتر مربع است. ساکنان کره زمين بطور پراکنده پراکنده زندگي مي کنند، بنحوي که قاره آسيا بتنهايي 60 درصد از کل ساکنان کره زمين را در خود جاي داده است (نيمي از اين جمعيت ساکن کشورهاي چين و هند هستند). نقاط پرجمعيت کره زمين در نيمکره شمالي و در سه منطقه عمده آسياي جنوبي، آسياي مرکزي و اروپا قرار دارد (سوتاژ، 1386: :78).
2 – 2 – 3 – 2 منابع طبيعى: ارزش حقيقي و واقعي هر كشوري به فراواني و كيفيت منابعش بستگي دارد. ثروت يك كشور وابسته به طرز استفاده آن كشور از منابع و توليدات خود است. منابع طبيعي به عنوان عامل متغير، ژئوپلتيك كشورها را تحت تاثير قرار مي دهد. اين منابع از حيث اينكه اساس قدرت اقتصادي به حساب مي‌آيند به طور غير مستقيم در قدرت نظامي نيز دخالت دارند، لذا در تعيين قدرت سياسي يك كشور نقش اساسي ايفا مي‌كند (اطاعت، 1376: 53). در بياني ديگر، ارزش و توانايى واقعى يك كشور در عرصه بين الملل، در ارتباط با ميزان منابع طبيعى تعيين مي شود و جايگاه يک کشور منوط به چگونگي استفاده آن كشور از منابع و توليدات خود مى باشد؛ ممکن است كشورى با وجود منابع طبيعى فراوان به قدرت مندى مطلوب نرسد، زيرا اين گونه كشورها نفتشان را يا به صورت خام به خارج صادر مى كنند و يا با فناورى وارداتى، آن را تغيير شكل داده، صادر مى نمايند كه در هر حال، قدرت و توانايى آن ها ظاهرى است. منابع طبيعى به دو دسته تقسيم مى شود:
1 – 2 – 2 – 3 – 2 منابع غذايى: منابع طبيعى كه منشأ آن خاك و تلاش و فعاليت انسان در زمين است. اساس اين نوع منابع طبيعي، كشاورزى و دام دارى است. در طول تاريخ و از گذشته هاي دور استفاده از منابع طبيعي و محصولات کشاورزي مشکل اصلي ادامه زندگي انسان بوده، با وجود اين اهميت هر منبعي بر بر حسب نياز و طي قرون دچار تحول شده است. در کشورهاي قدرتمند صنعتي و در رابطه با سطح زندگي آنها محصولات کشاورزي مي تواند ابزار قدرت و استيلا باشد. محصولات کشاورزي کاملاً به کشور توليد کننده و دارنده آن بستگي دارد که سرنوشت ساز است. محصولات کشاورزي اهميت زيادي دارد، زيرا منابع زير زميني دائمي نيستند و روزي به پايان مي رسند. شايدبه همين دليل است که توليد محصولات کشاورزي هدف اصلي مانورهاي سياسي قرار گرفته است که در اين ميان کشورهاي فقير متضرر خواهند شد (سوتاژ، 1386: 41).

2 – 2 – 2 – 3 – 2 منابع معدنى: منابع طبيعى در صنعت نقش اساسى دارد. وابستگى بشر به مواد معدنى، كه از ويژگى هاى شاخص عصر جديد به شمار مى رود، يكى از عوامل تمركز قدرت سياسى جهان امروز است. هر كشورى براى دست يابى به استقلال، پيش از هر فعاليتى، بايد نيازهاى اوليه غذايى مردم خود را تأمين نمايد؛ زيرا خودكفايى در اين زمينه، نقشى ارزنده در تعيين سرنوشت سياسى كشورها دارد (عزتي، 1388: 92). اگر در گذشته توليد محصولات کشاورزي منبع اصلي رقابت دولتها بود، ولي پس از انقلاب صنعتي توجه و اهميت خاصي به منابع معدني داده شد. در اين مورد مي توان در ابتداي انقلاب صنعتي مي توان از ذغال سنگ نام برد و بعد از آن به نفت و گاز اشاره کرد. در آينده نزديک با توجه به افزايش کره زمين و استفاده از آب آشاميدني، اين ماده حياتي رو به کاهش خواهد گذاشت و بيشتر مورد توجه کشورها قرار خواهد گرفت (سوتاژ، 1386 :40).
3 – 2 – 2 – 3 – 2 نهادهاي سياسي و اجتماعي: نهادهاي اجتماعي بر اساس عواملي همچون ساختار اقتصادي، عادات اجتماعي و اعتقادات يک ملت و همچنين تاريخ آنها پايه ريزي مي شوند و از آن جهت که در مکانهاي جغرافيايي گوناگوني شکل مي گيرند، با يکديگر تفاوت دارند.
4 – 2 اقتصاد ـ زمين (ژئواکونومي)33 در دهه پاياني قرن بيستم و با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نظم ژئوپليتيکي جديدي در عرصه روابط بين الملل ظاهر شد که شاخص اصلي آن جايگزيني نظام تک قطبي به جاي دو قطبي بود. همانطور که پيش از اين نيز بيان شد، با پايان جنگ سرد، باعث تغيير و جابحايي در گفتمان جهاني آن از ژئواستراتژ – يک به نفع گفتمان ژئواکونوميک شد و اقتصاد کروي (جغرافيايي) و مسائل مربوط به امنيت آن، از جايگاه بالاتري در مناسبات بين المللي و رقابتهاي ژئوپوليتيکي برخوردار شد. اکنون بايد پيشرفت و انرژي مصروف تحليلي امکانات و يافتن راه هاي عَملي گسترش روابط و ارتباطات گردد. با توجّه به وضعيت اقتصادي در کشور ما، توجه به امکانات موجود و بالقوه خود، بويژه آنهايي که براي توسعه سريع تر همکاريهاي اقتصادي و مناسبات بازرگاني اميد بخش ترند، ضروري است. در اين زمينه است که اهميت نفت و گاز به عنوان يک محور مهم گسترش اين همکاريها و مناسبات کمک زيادي مي کند (موسوي، 1375 : 72). بطور مشخص ملاک قدرت در قرن بيست و يکم، توانمندي هاي اقتصادي در سطح بين المللي و کنترل نظام توليد، عرضه و مصرف کالاهاي اقتصادي است. بنابراين، ژئواکونومي، اثرگذاري عوامل يا زيربناهاي اقتصادي در محيط کشوري، منطقه اي و جهاني در تصميم گيري هاي سياسي و رقابت هاي قدرتي و اثرگذاري اين عوامل در ساختار شکل گيرنده منطقه اي يا جهاني را مورد مطالعه قرار مي دهد (مجتهدزاده، 1381: 130). از اين رو، توجه کشورها به “قدرت نظامي” در روابط خود در مناسبات بين الملل اثر کمتري يافت و اصل ” اقتصاد مبتني بر زمين” اهميت يافت؛ به طوري که شرکتها و کارخا – نجاتي که هدف آنها کسب سود بيشتر بود و به صورت چند مليّتي بودند، رشد فراواني کردند. تحليل استراتژي هاي اقتصادي بدون در نظر گرفتن سود تجاري که اطرف دولت اعمال مي شود، به منظور حفظ اقتصاد ملي يا بخش هاي حياتي آن و به دست آوردن کليدهاي کنترل آن از طريف ساختارهاي سياسي و مشي هاي مربوط به آن (عزتي، 1388: 106). ژئواکونومي با عنوان اثر گذاري عامل اقتصاد در روابط بين الملل ابتدا توسط “ادوارد لوتويک” ارائه شد؛ او پيش بيني کرد که در پايان قرن بيستم ابزار اقتصادي جايگزين اهداف نظامي مي شود وکشورها بدين وسيله جايگاه شان را در جهان مشخص خواهند کرد. البته اين بدين معنا نخواهد بود که جايگاه کشورها تنها توسط عامل اقتصاد مشخص خواهد شد، بلکه مهمترين عامل در اين زمينه عامل اقتصاد خواهد بود. برخلاف تفکر رايج درقرن بيستم، امنيت امروز بعدي نظامي ندارد، بلکه وجه امنيت اقتصادي و امنيت انرژي اهميت روز افزوني يافت و کشورهايي که بر مناطق انرژي تسلط دارند، نقش مهمي را در معاملات بين الملل ايفا خواهند کرد (مختاري هشي، 89 : 96). ديپلمات هاي امروز، مدعي دفاع از منافع افتصادي و ديپلماسي هستند. وظيفه اي که هر ديپلماتي نمي تواند از عهده آن برآيد. امروزه، قدرت ملي ارتباط مستقيمي با درک مفهوم اقتصاد ملي دارد. در دنيايي که به سرعت اقتصاد جهاني پيش مي رود، اهداف و منافع سياست ملي موضوعي براي اهداف و منافع ملي مي شود (عزتي، 1388: 106). از اين رو، در مطالعات ژئوپليتيکي، مناطق ژئواستراتژيک منطبق با قسمت هايي است که منابع سرشار انرژي دارند؛ به همين علت، مناطق خاورميانه و آسياي مرکزي، بويژه حوزه خليج فارس و درياي خزر به علت در اختيار داشتن بيشترين مقدار منابع انرژي جهان (نفت و گاز)، نقش ژئواکونوميک ويژه اي در قرن بيستم بازي کرده اند و درقرن بيست و يکم ادامه خواهد کرد. قرن بيست و يكم، پديدهاي ژئواکونو ميک، به جاي توجيه نظامي و سياسي قلمروهاي استراتژيك بر توجيه اقتصادي و نظامي تأكيد كرد و با فروپاشي شوروي در دههي1990م. برژينسكي در مقاله‌اي تحت عنوان ژئواستراتژي از راه “ژئواكونومي” به ژئوپليتيك اقتصادي پرداخت و از آن به بعد ژئوپليتيك درياي خزر و منطقهي آسيايي مركزي اهميت ژئواکونومي پيدا كرد. البته، ژئواکونومي را مانند ديگر زيرمجموعه هاي ژئوپليتيک (ژئواستراتژيک و هيدروپليتيک) نمي توان بحث جداگانه اي از مباحث مادر دانست چرا که هريک از اين مباحث قرائت ويژاي از ژئوپوليتيک ارائه مي دهد، يعني آنجا که اقتصاد انگيزه رقابت قدرتي است، ژئو پليتيک قرائت اقتصادي از شرايط موجود مي دهد و جنبه ژئواکونوميک به خود مي گيرد (مجتهدزاده، ،1386: 54). به هر حال ما حال بين اين دو مفهوم [ژئوپلتيک و ژئواکونومي] تفاوتهاي اساسي مي بينيم: اول اينکه ژئواکونومي محصول دولتها و شرکت هاي بزرگ تجاري با استراتژي هاي جهاني است در حالي اين خصيصه در ژئوپليتيک نيست. نه دولت و نه شرکت هاي تجاري هيچ نقشي درژئوپلتيک ندارند بلکه يکپارچگي اتحاديه ها منافع گروهي و غيره بر پايه نمونه هاي تاريخي با عملکردي نامرئي در استراتژي هاي ژئوپلتيکي پايه و اساسي براي براي صحنه هاي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، افغانستان Next Entries مقاله درباره استان گلستان، نفت و گاز، افغانستان، زبان و فرهنگ