مقاله درباره نفت و گاز، صادرات گاز، حمل و نقل، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

جنگهاي روي داده در چچن بين سالهاي سالهاي 1996 – 1994 و بعد از آن در سالهاي 2000 – 1999 در اين ارتباط براي کشور روسيه قابل توجيه است.
3 – 2 – 2 – 4 اهداف روسيه در آسياي مرکزي بعنوان پتانسيل بازار مصرف کالاهاي روسي همانطور که در فصل دوّم بيان شد، از عصر حاضر به عنوان عصر پايان يافتن نظاميگري و برتري يافتن اصل اقتصاد در مناسبات جهاني است. اين اصل براي کشور روسيه بسيار پراهميّت است که کشورهاي آسياي مرکزي از لحاظ اقتصادي بسيار ضعيف و توسعه نيافته هستند و به دليل ويژگي هاي اقتصادي بازمانده از دوره شوروي، اين جمهوري ها تا مقدار قابل زيادي از لحاظ اقتصادي به روسها وابسته هستند. اقتصاد اين کشورها بر پايه توليدات کشاورزي و مواد معدني مي باشد و عمده کالاهاي مصرفي را از کشورهاي ديگر وارد مي کنند (قادري حاجت و نصرتي، 1391: 69). از ديدگاه روسيه، اين شرايط اقتصادي را نمي تواند ناديده اِنگارشت. از اين رو، روسيه در بازي بزرگ جديد تلاش خود را بر استفاده از اين مهم قرار داده است و تلاش مي کند تا با وابسته نموده اين کشورها به مصرف کالاهاي روسي، گوي سبقت را در اين جنبه اساسي اقتصادي، که بسيار تعيين کننده هم خواهد بود، از ديگران بربايد و بتواند بر مبناي اين اصل علاوه بر سودآورهاي سرشار حاصله، وجهه خود را در ميان جمهوريهاي آسياي مرکزي بالا برد.

4 – 2 – 2 – 4 اهميت آسياي مرکزي براي روسها از لحاظ ذخاير انرژي و معادن زيرزميني
همانطور که در فصل دوم از اين پژوهش به آن پرداخته شد، آسياي مرکزي داراي منابع عظيم ذخاير انرژي (نفت و گاز) و همچنين منابع معدني زيرزميني دي قيمتي است. اين امتياز آسياي مرکزي در طول تاريخ و از زمان توسعه امپراتوري رويه به سمت شرق (قرون پانزدهم وشانزدهم م.) براي روسها اهميّت ويژه اي داشته و دارد و يکي از زمينه علاقه را براي روسها در آسياي مرکزي فراهم آورده است. از گذشته نيز معادن زيرزميني اين منطقه در توسعه طلبي ارضي اين کشور قابل توجيه است. يکي از جاذبه هاي بزرگ آسياي مرکزي روسيه از دوران پطر منابع طلاي آن بود؛ اکتشاف منابع و معادن فلزات و مواد غير فلز هرگونه بهره برداري از منابع سرشار اين منطقه با شيوه اي کاملاً ساده و ابتدايي صورت مي گرفت. کشف نفت در سواحل درياي خزر در آغاز قرن بيستم و زغال سنگ و گاز جاذبه هاي منطقه را براي روسيه افزايش داده است (حاتمي،1382 :63). علاوه بر آن، همواره روسها علاقمند بوده اند که مسير سرزميني کشورشان به عنوان مسير اصلي ترانزيتي عبور انرژي کشورهاي آسياي مرکزي به جهان خارج و بازارهاي مصرف باشند. روسيه انرژي را يک ابزار سياسي مهم و به همان اندازه نيروي محرّکه خود مي داند. افزايش قيمت نفت سبب فعاليت دوباره روسيه در بخش انرژي شده اين گرايش براي نفوذ بيشتر روسيه در آسياي مرکزي، برتري جويي در بخش حمل و نقل به شرق آسياي مرکزي و جلوگيري از تلاشهاي قدرتهاي خارجي در ساختن خط لوله هاي خارج از کنترل روسيه بازتاب يافته است. روسيه سياست هاي گوناگوي را در جهت تامين اهداف ياد شده در آسياي مرکزي اجرا کرده است، همانند آنچه در سالهاي 2006 – 2005 بهاي خريد گاز از آسياي مرکزي را افزايش داد. افزايش حجم سرمايه گذاري براي نوسازي خط لوله هاي انتقال گاز از آسياي مرکزي به روسيه و افزايش نقش گازپروم در بهره برداري از حوزه هاي گازي منطقه هم در اين زمينه قابل درک است (کولايي و اله مرادي، 1390: 33). در اين راستا اقدات ديپلماتيک جهت حفظ استيلاي روسها بر منابع اين کشور انجام شده است. ديدار پوتين در سال 2007 از قزاقستان و ترکمنستان، تمايل کِرِملين را براي ايجاد يک کارتل گاز طبيعي در منطقه آشکار کرد. علاوه بر اين، با وجود منابع گسترده داخلي نفت و گاز، ممکن است روسيه با کمبود مصرف داخلي، دست کم در زمينه مصرف منابع گاز روبرو شود (کولايي و اله مرادي، 1391: 43).
5 – 2 – 2 – 4 اهميت راهبردي آسياي مرکزي براي روسيه تحت عنوان حياط خلوت يا خارج نزديک در نخستين گام، علت بازنگري روسيه در توجه به آسياي مرکزي از آن جهت است که اين کشور به اين منطقه با ديد حياط خلوت47 و يا خارج نزديک48 مي نگرد و خواهان عدم نفود و نقش آفريني ديگري در اين منطقه است.
به عبارتي ديگر، روسيه در اين منطقه، در چارچوب تلاش هاي خود براي حفظ ثبات منطقه اي به امر جلوگيري از کسب نفوذ خارجيان در کشورهاي آسياي مرکزي، توجه ويژه اي دارد. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي که با نوعي از فقدان قدرت اثرگذار در منطقه آسياي مرکزي همراه بود، با حضور کشورهايي اثربخش تکميل گرديد. با آنکه روسيه به عنوان قويترين قدرت خارجي در آسياي مرکزي و يک بازيگر اصلي با توجه به امنيت منطقه باقي ماند، موقعيت آن به عنوان “تضمين کننده” در آسياي مرکزي با دخالت بيشتر بازيگران خارجي ديگر لطمه ديد (آليسون، 1382: 139). همانطور که پيش از اين نيز بيان گرديد، اين در حالي است که روس ها توجه خاصي به اين منطقه دارند و با حسّاسيت ويژه خود به تحوّلات اين حوزه توجّه دارند. از نگاه كِرملين، كشورهاي اين منطقه جدا شده از شوروي، قلمرو اعمال آيين مونرو49 روسي هستند و خارج به حساب نمي آيند(اميراحمديان ، 1383: 76).50. از اين رو، روسها ثبات اين منطقه را ثبات خود و هر امر مخل امنيت در آسياي مرکزي را مخل امنيّت خود قلمداد مي کند. بررسي روابط روسيه و کشورهاي آسياي مرکزي، بيانگر تلاشهاي پيگير روسيه براي بهره گيري از اهرمهاي گوناگون براي حفظ ثبات و امنيت در اين جمهوريها و جلوگيري از نفوذ قدرتهاي ديگر در اين جمهوريهاست. ايجاد پيمانهاي نظامي مانند پيمان امنيت جمعي51 و تشکيل پيمان همکاري شانگهاي از حمله اقدامات روسيه براي تامين امنيت آسياي مرکزي و آثار آن بر امنيت خود بوده است (کولايي و اله مرادي، 1391: 39). سياستهاي روسيه در آسياي مرکزي از اواخر دوران رياست جمهوري يلتسين، بر اساس ديدگاه اوراسيايي گرايي تداوم پيدا کرده است. در اين روند، پوتين نيز سياست خارجي و امنيتي روسيه را در قبال آسياي مرکزي با اقتدار بيشتر و بصورت شفاف تري دنبال کرد. بر اساس دکترين نظامي روسيه، ايجاد صلح و ثبات در مناطق همجوار روسيه و مقابله با مناقشات قومي، مذهبي و احياي اقتدار روسيه از ارکان سياست خارجي روسيه از ارکان سياست نوين نظامي اين کشور مي باشد (دادانديش، 1386: 86). اين منطقه از آن جهت جزئي از مناطق استراتژيک درسياست خارجه روسيه محسوب مي شود که يک منطقه ژئوپوليتيکي مهم در جوار اين کشور است و اقوام مقيم اين منطقه درگذشته براي مدت طولاني در چار چوب يک کشور واحد، در کنار يکديگر زندگي مي کرده‌اند؛ همچنين روسيه نسبت به سرنوشت اقليت‌هاي روسي که در اين کشورهاي منطقه زندگي مي کنند، حسّاسيت ويژه اي از خود نشان مي دهد. اين در حالي است که در اوايل دهه پاياني قرن بيستم و به همراه اضمحلال اتحاد جماهير شوروي، جمعيت روسي که در جمهوريهاي آسياي مرکزي زندگي مي‌کردند، کاهش يافته است. اگرچه با از ميان رفتن نظام دوقطبي روس ها فعلاً اهداف توسعه طلبي ارضي و سياسي ابرقدرت گونه ندارد، ليکن انگيزه فراواني جهت جلوگيري نفوذ سياسي کشورهاي همسايه کشورهاي کشورهاي آسياي دارند، زيرا اين نفوذ مي تواند منجر به حضور رقبايي در اين جمهوري ها شود (شيخ عطار،1373: 58). براي اين کشور به منطقه آسياي مرکزي با ديدي ژئواستراتژيک مي نگرد. در سند “مفهوم سياست خارجي” که در سال 2000 به تصويب رسيد، دولتهاي مستقل هم سود در اولويت نخست منطقه اي روسيه قرار گرفتند. در اين سند حوزه سياست خارجي روسيه تضمين همکاري دو يا چند جانبه با کشورهاي آسياي مرکزي بمنظور حفط امنيت سياست خارجي کشورهاي آسياي مرکزي به منظور حفظ امنيت ملي کشور در نظر گرفته شده است. همچنين بر اي توسعه روابط “حسن همجواري و مشارکت استراتژيک با همه دولتهاي عضو” تاکيد شده است (کولايي و اله مرادي، 1391: 41).
دولت روسيه براي تقويت قدرت و توجيه نفوذ خود درآسياي مرکزي سه دليل مي آورد:
1. روسيه خود را وارث اتحاد جماهير شوروي مي داند و هرگونه نفوذ قدرتهاي فرامنطقه اي را در حوزه پيشين اتحاد جماهير شوروي به عنوان بخشي از منطقه خارج نزديک خود بر نمي تابد؛
2. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، سرنوشت اقتصادي روسيه در بسياري موارد با اين جمهوري ها پيوند خورده است و دگرگوني در اين کشورها مي تواند بر اقتصاد اثر گذار است؛
3. منطقه آسياي مرکزي از نظر استراتژيک حوزه امنيتي روسيه محسوب مي شود و حضور قدرتهاي بيگانه در آن خواه ناخواه بر امنيت روسيه اثر تاثير گذار است (ديلمي معزي، 1387: 66). اين سياست روسها زمينه هاي نوعي از “سياست عدم تحمل حضور غير” را براي اين کشور در قبال حضور کشورهاي ديگر فراهم آورده است؛ در اين راستا اين کشور تلاشهاي مجدّانه خود را براي از نيمه دهه نود قرن بيستم و پس از بازيابي هويت و بعد از سروسامان يافتن اوضاع داخلي و جهتگيريهاي سياست هاي خارجي آغاز کرده است؛ از ديگر سو، درهم تنيدگي جمهوريهاي آسياي مرکزي به اقتصاد شوروي سابق، نسبت به نزديکي اين کشورها به روسها مزيد بر علّت شده است.
6 – 2 – 2 – 4 اهميت اقتصادي روسيه در آسياي مرکزي و مسئله تراتزيت انرژي
قابل توجّه است که يکي از عوامل حضور اين کشور در آسياي مرکزي در طول تاريخ چند سده اخير با اهداف اقتصادي همراه بوده است و حضور و نقش آفريني آنها در اين منطقه با منابع عظيم زيرزميني موجود در کشورهاي اين حوزه گره خورده است. آسياي مرکزي علاوه بر آنکه از لحاظ ژئوپليتيکي براي روسها بسيار حسّاس بوده است، به دليل وجود منابع عظيم نفت و گاز، از امتياز ژئواکونوميک نيز برخوردار بوده است. اين امر، امروزه نيز يکي از مهمترين زمينه هاي علاقه روسيه در آسياي مرکزي است. در دوره رياست جمهوري مدودف، سياست هاي پوتين در آسياي مرکزي در دو زمينه تداوم يافت: نخست، امنيت که با مجموعه اي از نگراني ها در افغانستان و بي ثباتي در کشورهاي آسياي مرکزي ارتباط دارد. دوم، اقتصاد که مهمترين جنبه آن صادرات گاز و نفت آسياي مرکزي است و روسيه به عنوان مسير انتقال انرژي براي اين کشورها بسيار اهميت دارد (کولايي و اله مرادي، 1391: 41). علاوه بر آن، روسيه همواره به دلايل اقتصادي علاقمند بوده است تا همچنان مسير انتقال انرژي کشورهاي مرکزي که در دوران شوروي سابق به عنوان مسير عبور استفاده مي شد، امروز نيز همچنان مورد استفاد قرار گيرد و با ترانزيت انرژي کشورهاي آسياي مرکزي و انتقال آن به بازار مصرف آن، از منافع حاصله از آن استفاده نمايد. اهميّت ژئوپلتيک منطقه آسياي مرکزي عمده ترين دليلي توجه ويژه روس ها به اين سرزمين است. زيرا فاصله طولاني اين سرزمين ها (به استثناي قفقاز) از ممالک مجاور و نداشتن ساحل دريا، به اضافه شرايط دشوار و وحشي طبيعي و آب و هوايي دسترسي بيگانگان و احتمال توفيق ايشان در حملات نظامي به اين سرزمين را به حداقل مي رساند (شيخ عطار، 1373: 55). اين درحالي است که با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و با به استقلال رسيدن جمهوري هاي آسياي مرکزي در سال 1991، براي مجموع کشورهاي آسياي مرکزي مسيرهاي ديگري به منظور ترانزيت انرژي توسط همسايگان خود وجود داشت.

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره افغانستان، نفت و گاز، تداوم ارتباط، روشنفکران Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی جبران خسارت