مقاله درباره نفت و گاز، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

مي کنند.
بطور خلاصه بعضي از منافع و اهداف فرهنگي ايران در آسياي مرکزي را بصورت زير فهرست کرد:
1. احياي اسلام و علقه هاي مذهبي ميان مردم جمهوري ها؛
2. گسترش و تقويت روابط نزديک فرهنگي ايران با هريک از اين جمهوري ها؛
3. گسترش و احياي زبان فارسي درميان فارسي زبانان اين کشورها خصوصاً تاجيکستان و ازبکستان؛
4. نگهداري آثار خطي و ابنيه تاريخي و بقاياي ايران قديم در هر يک از اين جمهوريها؛
5. حفظ وگسترش، تحکيم و تداوم علقه هاي فرهنگي، ديني و هنري ميان ملتهاي مسلمان و خصوصاً فارسي زبانان اين جمهوريها با مردم ايران؛
6. همکاري در هويّت سازي کشورهاي آسياي مرکزي (دادانديش، 1386: 90).
البته وجود راديکاليسم ديني مي تواند از حيث فرهنگي و از حيث ژئوپليتيکي براي ايران خطرآفرين باشد. راديکاليسم ديني و افراط گرايي اسلامي در منطقه آسياي مرکزي به سه دليل براي ايران چالش آفرين خواهد بود: نخست از آنجايي که حکومت جمهوري اسلامي ايران حکومتي ديني و ايدئولوژيک مي باشد و داراي اهدافي مذهبي و اعتقادي است، وجود و ظهور گروههاي اسلامي راديکال و خشونت طلب در آسياي مرکزي و اقدامات تروريستي آنان، وجهه حکومت مدهبي و اسلامي ايران را خدشه دار مي کند که اين امر تبليغات منفي کشورها و رسانه هاي غربي را تشديد مي کند. دوم آنکه اغلب اين گروهها ي خشونت طلب در منطقه داراي عقايدي تکفيري و پيرو مذهب وهابيت (طالباني) مي باشند که معمولاً در کشوهاي پاکستان و افغانستان آموزش مذهبي ديده اند و داراي عقايدي ضد شيعي هستند و شيعيان را به مثابه کافران مي پندارند. وجود اين گروههاي ضد شيعي در مجاورت ايران که حکمت و اکثريت مردم شيعي مي باشند، پيامدهاي منفي امنيتي را براي اين کشور به همراه خواهد داشت؛ و در نهايت اينکه حرکت ها و رفتارهاي اين گروههاي تندرو اسلامي باعث فصله گرفتن رهبران آسياي مرکزي از اسلام و شکلگيري حکومت هاي سکولار به شکل غربي در منطقه شده است که اين امر براي حکومت ديني و مذهبي ايران چندان خوشايند نمي باشد (اعظمي و دبيري، 1391: 34). وجود گروه هاي تندرو اسلام گرا در دره فرغانه64 واقع در مرز مشترک تاجيکستان، ازبکستان و قرقيزستان که منطقه مرکزي فعاليت گروه هاي اسلام گرا است که به دليل وجود شرايط جغرافيايي آن منطقه در اين منطقه تمرکز يافته اند و همچنين در استان سَغد65 و مرکز آن شهر خُجند66 در شمال تاجيکستان و اوش67 در قرقيزستان نيز از ديگر مناطق عمده فعاليت گروههاي اسلام گراي تندرو در سطح منطقه آسياي مرکزي مي باشد. دولتهاي آسياي مرکزي اسلام گرايي را به عنوان بزرگترين تهديدي براي رژيم هاي خود فرض کرده و ايران را به عنوان صادر کننده ايدئولوژي تصور مي نمايند که اين تصور مي تواند باعث کاهش سطح روابط منجر گردد. جمهوري اسلامي ايران با اتخاذ يک سياست کلان اقتصادي بخصوص در زمينه نفت و گاز مي تواند اين تصور را در ذهن دولت مردان آسياي مرکزي پاک نمايد (کتاب سبز ترکمنستان، 1386: 135). جمهوري اسلامي ايران به منظور نشان دادن فقدان چنين گرايشاتي از اسلام در علائق فرهنگي خود، بايد در مناسبات خود با کشورهاي آسياي مرکزي، بر مبناي زمينه هاي فرهنگي موجود (که در طور بالا به تبيين آنها پرداخته شد)، تاکيد کرده و بي علاقه بودن خود را در مناسبات خود با کشورهاي جهان به طور اعم و کشورهاي منطقه آسياي مرکزي به طور اخص نشان دهد.

4 – 6 – 3 علائق در ايجاد همگرايي با کشورهاي آسياي مرکزي
ماهيّت نظام بين الملل در دنياي امروز به شکلي است که همان اندازه که دامنه هاي نقش و نفوذ ملّي قدرتها در دنيا افزايش مي يابد به همان اندازه نيز دانه گسترش تعامل و همکاري و به ائتلاف و تمرکز بر منطقه گرايي نيز گسترش مي يابد. به عنوان نمونه حضور آمريکا در مناطق مختلف جهان زماني اتفاق مي افتاد که منافع آمريکا بعد از جنگ جهاني دوم به عنوان يک ابرقدرت در مناطق مختلف جهان گسترش يافت و به نفع ان نياز به گسترش شناخت ملت ها و ائتلاف ها با دولتهاي جهان در مناطق مختلف يک امر اجتناب نادذير است. در سال 2009 نيز همان با شکست استراتژي بوش در ايجاد يک دنياي تک قطبي به رهبري آمريکا، دولت بوش استراتژي جديد آمريکا را مبني بر ايجاد همگرايي و ائتلاف با دولتها و ملّتهاي دوست و رقيب براي حل مسائل جهاني و منطقه اي و به عبارت ديگر تمرکز بر نوعي منطقه گرايي قرار داده است (برزگر، 1388: 34). ايجاد يک همگرايي منطقه اي که بتواند نقش آفريني مناسبي را فراهم کند، به عنوان يکي از علائق ژئوپليتيکي جمهوري اسلاني ايران به حساب مي آيد. وجود اين عُلقه در سياستهاي جمهوري اسلامي ايران، ريشه در يک واقعيت جغرافيايي ناشي از موقعيت اين کشور است؛ چرا که جمهوري اسلامي ايران داراي مقدار قابل توجهّي از تعدد کشورهاي همجوار، برخوردار است و اين يک امتياز جغرافيايي براي اين کشور محسوب مي شود. موقعيّت تاريخي – تمدني، ژئوپليتيک و سياسي امنيّتي ايران در نظام امنيت بين المللي به گونه اي است که اتخاذ رويکردهاي مختلفي را در عملياتي کردن سياست خارجي ايران اجتناب ناپذير مي سازد. سه رويکرد اصلي در منطقه گرايي سياست خارجي ايران عبارتند از: رويکرد جغرافيايي و ژئوپليتيک، رويکرد فرهنگي- تاريخي، رويکرد ايدئولوژيک و سياسي – امنيتي. در طول دهه هاي گذشته، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران چالش هايي را در ايجاد تعادل بين اين سه رويکرد داشته است که مي توان به عنوان چالشهاي نظري تمرکز بر زير سيستم هاي مختلف منطقه اي خاورميانه عربي، آسياي مرکزي، قفقاز، خليج فارس و آسياي جنوبي نام برد (برزگر، 1388: 28). از طرف ديگر، از ديدگاه ژئوپليتيکي، جمهوري اسلامي ايران به همراه چين و پس از جمهوري فدراتيو روسيه، رکوردار تعدد همسايه در جهان است. همانطور که در فصل اول بيان شد، کشور جمهوري اسلامي ايران با دارا بودن پانزده همسايه در جوار خود و دارا بودن مرزهاي آبي و خشکي، از جمله کشورهاي معدود جهان از حيث تعداد همسايگان در جغرافياي سياسي جهان محسوب مي شود. وجود اين همسايگان که در جهت هاي مختلف جغرافيايي، ايران را به محاصره خود درآورده اند؛ هريک از اين کشورها داراي خصلت ها و ويژگي هاي انساني و طبيعي خود، يک پتانسيل بسيار مناسب را براي جمهوري اسلامي ايران فراهم آورده است که در اين بين منطقه آسياي مرکزي (که ادامه جغرافيايي طبيعي و فرهنگي ايران هستند) يکي از مناطق پيراموني مهم است که از چنين توانايي برخوردار است. توجّه به منطقه آسياي مرکزي از چند حيث و بر اساس عوامل جغرافيايي و سياسي از سوي جمهوري اسلامي ايران مورد تاکيد بوده است. اين ريزسيستم در حوزه تمدني ايران قرار داشته است: 1- امکان ترکيب ايران با واحدهاي سياسي منطقه بصورت دو جانبه با اولويت هاي قومي – زباني (مانند تاجيکستان ) در کوتاه مدت؛ 2- امکان ترکيب اقتصادي و سياسي ايران و قزاقستان و ترکمنستان در مورد انتقال نفت به خليج فارس و گاز ترکمنستان به اروپا؛ 3- امکان ترکيب امنيتي ايران با کشورهاي آسياي مرکزي (رضايي، 1384: 174).
البته در دهه 1990، به عضويت درآمدن کشورها به پيمان اکو نشانه هايي از اين علاقه جمهوري اسلامي ايران نسبت به ايجاد همگرايي هاي منطقه اي بود که پس از استقلال اين کشورها صورت پذيرفت و به نوعي به اين علاقه جامه واقعيت پوشاند. جمهوري اسلامي ايران از روزهاي آغازين استقلال کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز، بر اساس اصول سياست خارجي خود، تنش زدايي، ايجاد ثبات و امنيت، اعتماد سازي، همکاري و تفاهم با اين کشورها را در اولويت برنامه سياست خارجي خود قرار داد و با برگزاري اولين اجلاس سران اکو در تهران، نقش بسيار مهمي را در پيوستن آنها به خانواده اکو ايفا نمود (سياست خارجي، 1380: 482). هر چندکه ايجاد چنين تشکيلاتي نتواند کارايي خود را به واسطه بعضي عوامل جغرافيايي – سياسي همچون رقابت منطقه اي قدرتهاي قدرتهاي عضو اعمال کند، مي تواند بيانگر علاقه جمهوري اسلامي ايران مبني بر تشکيل همگرايي منطقه اي باشد. موقعيت کارکردي اين سازمان بعيد بنظر مي رسد. در حال حاضر، در اين سازمان بيشترين نقش و فعاليت اعضا بين ترکيه و ايران و پاکستان ديده مي شود و بر خلاف ايران، ترکيه تنها کشوري است که توانسته است از اين سازمان جهت پيشبرد اهداف سياسي – اقتصادي بيشترين منافع را بدست آورد. کشورهاي ايران و روسيه به عنوان دولتهاي هم سو در روابط بين الملل شناخته مي شوند و اين امر باعث ايجاد همگرايي اين دو دولت در سياستهاي خارجيشان شده است که از جمله اين همگرايي ها مي توان به نوعي ديد منفي نسبت به حضور ايالات متحده در منطقه آسياي مرکزي اشاره کرد. بدون ترديد، نقش آمريکا در سياست خارجي روسيه و ايران در روند روابط سياسي – اقتصادي ايران و روسيه برخوردار است، در همين راستا گاهي روند روابط روسيه و آمريکا باعث توسعه روابط سياسي و اقتصادي ايران و روسيه بوده و برعکس (ولي قلي زاده و ذکي، 1387: 43). البته به جز پيمان اقتصاد منطقه اي ايجاد سازمانهاي منطقه اي از همان ابتداي سالهاي آغازين دهه 1990 مورد علاقه جمهوري اسلامي ايران بوده است. در 17 فوريه 1992 به ابتکار رفسنجاني، ايران و چهار دولت ديگر حاشيع درياي خزر – روسيه، آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان – پيش نويس توافقنامه اي را امضا کردند که قرار است به تنظيم اساس نامه تشکيل گروه بندي تازه اي منجر شود که به گفته ولايتي مي تواند “وضعيت ژئوپليتيکي اين منطقه را بهتر کند”. ولايتي همچنين معتقد است که فعاليتهاي اقتصادي تجاري اين سازمان روي همکاري در زمينه هاي کشتيراني، شيلات، حفظ محيط زيست و مسائل مربوط به اينها متمرکز خواهد بود. در واقع، گروه بندي درياي خزر با عضويت پنج کشور ساحلي خيلي زود به پيگري تصميماتي پرداختند که در اجلاس تشکيل اين اجلاس در فوريه اتخاذ شده بود. اعضاي اين گروه در آوريل کنفرانس در چالوس در مورد درياي خزر برگزار شده بود. در پايان اين کنفرانس پروتکل مهمّي در زمينه کشتيراني به امضاي اعضا رسيد که نه تنها بندر باکوي آذربايجان، اکتائوي قزاقستان، کراسنوودسک ترکمنستان، آستراخان روسيه، و انزلي و نوشهر ايران را که همگي در درياي خزر قرار دارند، بلکه بلکه بنر عباس و بندر امام خميني در خليج فارس را نيز به عنوان ترانزيت مشخص ساخت (رمضاني، 1386: 101).
حضور کشورهاي آسياي مرکزي در پيمان سازمان همکاري هاي اقتصادي (اکو)68 پس از استقلال اين کشورها و همچنين عضويت کشورهاي حوزه آسياي مرکزي به استثناي ترکمنستان در پيمان شانگهاي که جمهوري اسلامي ايران به عنوان عضو ناظر اين پيمان است، اميدها را براي ايجاد يک پيمان منطقه اي پويا و فعّال با عضويت اين کشورها و جمهوري اسلامي ايران را روشن ساخته است، اما چنين پيمانهايي هرگز مورد نظر اين پژوهش نيست و پژوهشگر اميدوار است که يک همگرايي موثر منطقه اي به ايجاد يک منطقه بندي اقتصادي کارآمد در عرصه منطقه آسياي مرکزي و همچنين در عرصه جهاني منجر شود که بتواند نقش آفريني هاي اثر بخش را چه در عرصه منطقه و چه در عرصه جهان داشته باشد چرا که اين پيمان داراي ناکارآمدي هايي است. علل ناکارآمدي اين سازمان عبارتند از:
1. فضاهي شکل گرفته سازمانهاي منطقه اي کاملاً بر پايه جنگ سرد بوده است کما اينکه آر.سي.دي در اوج جنگ سرد شکل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی حقوق فرانسه، شخص ثالث، قولنامه Next Entries مقاله درباره حل و فصل اختلافات، اعتماد متقابل، دوره قاجار، نفت و گاز