مقاله درباره نفت و گاز، افغانستان، سازمان تجارت جهاني، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

نفت در دنيا با شناسايي منابع نفت در دنيا با شناسايي منابع خود درحوزه خزر سعي کرد تا نفت منطقه در بازارهاي جهاني عرضه گردد (عزتي، 1388: 39). اساساً آمريکا با اين توجيه که جهان در قرن بيست و يکم شاهد جدال بر سر دستيابي به منابع انرژي خواهد بود، تلاش گسترده اي را براي منابع انرژي حوزه خليج فارس و درياي خزر سازماندهي نموده است. دسترسي به منابع نفتي درياي خزر در استراتژي امنيت ملّي آمريکا به عنوان منفعت حياتي و حساس اين کشور تعريف شده و اين کشور استراتژي چند جانبه اي را در حوزه هاي سياسي، اقتصادي و امنيّتي خود درمنطقه تعريف کرده است. در اين استراتژي، گستر ناتو به شرق در قالب برنامه همکاري براي صلح به عنوان عاملي در تکميل حلقه هاي اوراسيا و تسلط بر محورهاي امنيتي منطقه پيش بيني شده که در عين حال ضمن کنترل روسيه، باعث مهار ايران نيز شده و سياست منطقه بدون ايران، به عنوان سياست محور آمريکا در منطقه پيش مي برد. ولي در اين بين، مهم اين است که آمريکا مي خواهد در حوزه هاي سياسي امنيتي و اقتصادي حضور خود را در منطقه گسترش داده است و بتدريج مسلّط گردد. اين کشور از طريق نهاد سازي، تقويت ارتباطات منطقه اي با نهادهاي غربي نظير ناتو، سازمان امنيت و همکاري اروپا، اتحاديه اروپا و سازمان تجارت جهاني، و افزايش حضور نظامي در منطقه صورت مي پذيرد. در همين راستا، قطع وابستگي کشورهاي منطقه به کشور هاي مرکز در منطقه نظير روسيه، چين و ايران، از طريق ايحاد ارتباطات متعدد و گوناگون فراملّي، از جمله سياست رسمي آمريکا در اين منطقه است (ولي قلي زاده و ذکي، 1387: 36).

8 – 3 – 2 – 4 اهداف اقتصادي ايالات متحده آمريکا در آسياي مرکزي از يک طرف، کشورهاي منطقه از منابع عظيم انرژي برخوردارند و از طرفي ديگر اين کشورها داراي بازارهاي بزرگ هستند؛ اين شرايط، زمينه هاي علاقه ايالات متحده آمريکا را براي حضور و همکاري با کشورهاي آسياي مرکزي فراهم آورده است. کشور ايالات متحده آمريکا در تلاش است با استفاده از امکانات موجود در منطقه آسياي مرکزي از جمله انرژي فراوان، بازارهاي بزرگ مصرف بر سلطه اقتصادي خود بر اين منطقه بيافزايد. بعلاوه واشنگتن تلاش نموده تا از طريق گسترش فعاليت هاي نفتي و ارائه خدمات و کمک هاي هرچه بيشتر به کشورهاي منطقه آنها را به خود وابسته کند و اين جمهوري ها که خود در صنايع نفتي و انتقال و فروش آن ضعيف بوده و با مشکلات فراواني روبرو هستند، به راحتي در جهت تامين منافع آمريکا قرارگرفته اند (عزتي، 1388: 46). پس از حضور ايالات متحده در منطقه و همکاري با کشورهاي اين حوزه، اين کشور براي تامين اهداف و منافع خود، سعي کرده است تا از هر نوع همگرايي کشورهاي منطقه آسياي مرکزي با کشورهاي همساي که صبغه اقتصادي داشته باشد، جلوگيري نمايد. همچنين مي توان به روابط اقتصادي ايالات متحده آمريکا با کشورهاي آسياي مرکزي اشاره کرد که اکثر اين جمهوري ها داراي روابط اقتصادي گسترده اي با آمريکا هستند و در سال هاي اخير نام ايالات متحده آمريکا در ميان مهمترين صادرکنندگان کالا به اين جمهوري ها مشاهده مي شود بويژه در مورد استقرار شرکت هاي نفت و گاز که براي ايالات متحده سودآور بوده است. از نگاه آمريکا و قدرتهاي غربي اهميت ترکمنستان بيشتر به دليل وجود منابع غني نفت و گاز در اين جمهوري است که مي تواند در حيات اقتصادي جهان غرب نقش مهمي ايفا نموده و وابستگي قطبهاي صنعتي را از نفت منطقه خليج فارس کاهش دهد (روشندل، 1378: 164). همانطور که پيش از اين نيز در فصل سوم بيان شد، به دليل فقدان اقتصاد توسعه يافته در مجموع کشورهاي آسياي مرکزي، “فعاليتهاي اقتصاد” به عنوان عامل وسوسه برانگيز نمايان شده است. اين جمهوريها براي تامين منابع سرمايه اي خود نيز به خارج نيازمندند. همين امر باعث شده است ايالات متحده حضور خود را در اين منطقه با توجه به پتانسيلهاي اقتصادي مستحکم سازد (بصيري، 1383: 123). وجود منابع عظيم نفت و گاز انرژي غني و بازارهاي دست نخورده و از سوي ديگر، سياست هاي سلطه جويانه ايالات متحده آمريکا نسبت به مسيرهاي خطوط انتقال انرژي منطقه و تسلط بر منابع راهبردي آسياي مرکزي، اين کشور را بر آن داشته است تا از طريق تقويت بنيان هاي همکاري امنيتي در منطقه ساخته است. به لحاظ تاريخي نقطه آغاز حضور آمريکا در آسياي مرکزي، برنامه گورباچف در اواخر دهه 1980 براي بازسازي اقتصادي شوروي (پروسترويکا) بود. براساس تفکر پروسترويکا استراتژي اصلي حکومت شوروي، توسعه اقتصادي و تکنولوژيکي کشور از طريق جذب سرمايه گذاريهاي خارجي به داخل سيستم شوروي بود. اين موضوع فضا را براي مشارکت آمريکا در انعقاد قراردادهاي نفتي فراهم ساخت. اولين اقدام آمريکا در سال 1989، سرمايه گذاري در صنعت نفت شوروي در جمهوري سوسياليستي قزاقستان (که آن موقع مستقل نبوده و جزيي از اتحاد شوروي محسوب مي شد) در قالب شرکت شورون بود که به انعقاد قراردادهاي نفتي منجر شد (http://www.csr.ir).
3 – 4 ارزيابي گرايش کشورهاي آسياي مرکزي در قبال ايالات متحده آمريکا و روسيه در درجه نخست، به منظور ارزيابي جهت گيري سياست خارجي جمهوريهاي آسياي مرکزي پس از استقلال شان در قبال کشورهاي ايالات متحده آمريکا و روسيه، توجّه به يک نکته اساسي ضروري به نظر مي رسد و آن اينکه مي توان نوعي از جهت گيري متفاوت از هم را از سوي کشورهاي منطقه در قبال گرايش به روسيه و ايالات متحده آمريکا مي توان مشاهده نمود. اين شرايط نسبت به کشوري همچون قزاقستان مي توان ملاحضه نمود. قزاقستان از سالهاي آغازين قرن بيست و يکم به اين سو، در عمل رغبت خود را بر افزايش مناسبات خود با ايالات متحده آمريکا قرار داده است. جمهوري قزاقستان، قدرتمندترين کشور منطقه آسياي مرکزي است که از حيث ژئوپليتيکي و ژئواستراتژيکي از موقعيت قابل توجّهي در فضاي اين منطقه برخوردار است. هر چند رويکرد سياست خارجي و دفاعي اين کشور همواره به سمت روسيه بوده است، اما در مقاطع مختلف براي بهره مندي از مزاياي اقتصادي و نيز تحت فشار قرار دادن فدراسيون روسيه، جهت گيريهايي به سمت ايالات متحده آمريکا نيز داشته است. يکي از موارد جديد اين جهت گيري را مي توان طرح استفاده واشنگتن از بندر آکتاو قزاقستان دانست. اين پيشنهاد نخستين بار در ديدار هيلاري کلينتون، وزير خارج وقت آمريکا و ارجان قاضي خانوف، وزير امور خارجه قزاقستان در حاشيه هجدهمين نشست شوراي وزيران کشورهاي مشترک المنافع در استوني مطرح شد و طي آن کلينتون، پيشنهاد احداث يک مرکز لجستيکي در بندر آکتاو را مطرح نمود که توجه بسياري از محافل منطقه را به جلب نمود (http://www.irkz.org). به عنوان مثال، در حوزه اقتصاد و انرژي و همچنين نوع گرايشات سياسي دولتهاي منطقه، مي توان نوعي از گرايش به ايالات متحده و در حوزه مسائل امنيتي گرايش به روسيه را مشاهده نمود. در حوزه آسياي ميانه هر 5 دولت (قزاقستان، قرقيزستان، تاجيکستان، ترکمنستان و ازبکستان) نقش پيشتاز و رهبري کننده روسيه را در اداره امنيّت را پذيرفته اند، (مخصوصاً در جنگ تاجيکستان) و بدين ترتيب به روسيه اجازه داده اند تا کامل ترين نوع عضويت حود را در هر يک از مناطق را ايجاد کند (1994). اين مقبوليت براي روسيه مي تواند يک امتياز استراتژيک باشد. قزاقستان، نظم منطقه اي هژمونيک درونزا را به کمک روسيه در منطقه دنبال مي کند. عليرغم حضور اسرائيل و اروپائيان در آسياي مرکزي و قفقاز، اين کشور نسبت به روسيه، علاقمندي نشان مي دهد. قزاقستان عضو اکو است و نسبت به ايران در اين زمينه همگرايي نشان مي دهد. مسئله نفت و انرژي و انتقال آن، زمينه نزديکي ايران و افغانستان را فراهم مي آورد. آلرژي دو کشور نسبت به رژيم ازبکستان، نيز موجب همراهي دو کشور است. خطوط راه امن نيز موحب نزديکي و ارتباط ميان دو کشور است (رضايي، 1384: 168). در حوزه امنيت، همانطور که در بالا نيز اشاره شد، ايالات متحده براي گسترش نفوذ به شرق و کشورهاي متحد با شوروي سابق، اقدام به گسترش ناتو (ابزار نظامي خود) کرده است و توانسته است که چندين کشوراروپاي شرقي را به عضويت خود درآورد و در ادامه اين سعي دارد تا به عضويت درآوردن کشورهاي ساحلي درياي خزر، گسترش نفوذ خود را تکميل سازد. به هر حال اين تحوّلات در داخل اين منطقه باعث واکنشهاي مختلفي از سوي کشورهاي جانشين شده است که در طيفي از رد کامل تا حمايت مشتاقانه از استيلا و سيطره روسيه مي باشد (رضايي، 1384: 174). اين در حال بود در نيمه دهه 1990 م. روسيه نقشي انفعالي در قبال جمهوريهاي آسياي مرکزي داشت و سياست خاصي از اين کشور در برابر اين کشورها انجام نشد. اما در نيمه اين دهه و با توجّه گرايشات امنيتي اين کشور در مورد جمهوريهاي آسياي مرکزي، آنها به دست آوردن نقش و نفوذي حياتي خود بر اين منطقه را دنبال مي کردند و به دنبال کسب منافع حياتي در اين کشورها بودند: منافعي که پس از فروپاشي اتحاد شوروي و استقلال کشورهاي آسياي مرکزي، به خطر افتاده بود. با اين وجود، نحوه بازگشت آنها به منطقه، با داراي سرعتي خاص بوده است؛ بدين معنا که آنها به دنبال بدست آوردن منافع اقتصادي، سياسي، فرهنگي و بويژه امنيتي خود بودند که براي به دست آوردن آن با مشکلات چندي، خصوصاً حضور روزافزون ايالات متحده آمريکا روبرو بودند. با توجّه به اين که اين کشور، به عنوان اثرگذارترين قدرت در آسياي مرکزي محسوب مي شد، اما موقعيت آن با دخالت بيشتر بازيگران خارجي دچار آسيب شده بود. دخالت ايالات متحده آمريکا درآسياي مرکزي، چالش ژئوپليتيکي براي روسيه درحوزه آسياي مرکزي به حساب مي آمده و مي آيد و اثرات ژئوپليتيکي براي آنها داده است. روسيه سرخورده براي از دست دادن آنچه حياط خلوت خود تلقي مي کرد، به دنبال سياستي جهت مقابله با عقب گرد خود در منطقه بود. توسعه همکاريهاي روسيه با کشورهاي آسياي مرکزي، نويدبخش افزايش مناسبات فيمابين آنها در آينده است. “اَلماس بيک آتمبايف” رئيس جمهور قرقيزستان در ملاقاتش با پوتين بار ديگر تاکيد کرد که پايگاه نظامي آمريکا در فرودگاه ماناس فعاليت خود را بعد از سال 2014 توقيف مي‌نمايد. همچنين معلوم شد که سال 2017 در اوش پايگاه نظامي روسي و قرقيزي تشکيل خواهد گرديد که طبق نقشه قبلي، حداقل 15 سال فعاليت خواهد کرد. اين پايگاه جديد، حضور نظامي گسترده و قابل ملاحظه روسيه راتکميل خواهد کرد. همچنين روسيه حضور خود را درقرقيزستا – ن نه تنها توسط واحدهاي نظامي، بلکه همچنين توسط وسايل اقتصادي، يعني شراکت در ساخت و بهره برداري از نيروگاه‌هاي بزرگ، افزايش مي‌دهد. اين در حالي است که شرکت در پروژه‌هاي انرژي قرقيزستان براي روسيه شرايط ورود به بازارهاي صادرات انرژي از آسياي مرکزي از طريق افغانستان و پاکستان به هند را فراهم مي‌آورد (http://www.farsnews.com). به نظر مي رسد که با وجود نفوذ روسيه در آسياي مرکزي، اتخاذ سياستهاي کشورهاي اين حوزه در برابر اين کشور متفاوت است؛ بدين معنا که بعضي از کشورهاي اين منطقه با نفوذ و قدرت نمايي اين کشور ناخشنود هستند و سعي بر آن دارند تا با ايستادگي در برابر نفوذ اين کشور در منطقه، استقلال شان را در برابر روسها نشان دهند. ازبکستان به صريح ترين منتقد روسيه در ميان کشورهاي آسياي مرکزي و مشتاق ترين آنها به همکاري با ايالات متحده آمريکا مبدّل شده است. ترکمنستان بر اساس وضعيت بي طرف دائم خود که از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد به رسميّت شناخته شد، همکاري نظامي خود را با روسيه محدود کرد (آليسون ، 1382: 139). اين در حالي است که قرقيزستان و تاجيکستان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شخص ثالث، حقوق فرانسه Next Entries مقاله درباره افغانستان، جهان اسلام، قبض و بسط