مقاله درباره نفت و گاز، آزمون و خطا، حوزه نفوذ، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

آن و سپس
روسيه از منطقه آسياي مرکزي و قفقاز، فضاي جغرافيايي اين منطقه را دچار خلا قدرت نمود. اين خلا زمينه انبساط فضايي حوزه‌هاي نفوذ قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي را فراهم آورد و به دنبال اين شرايط و همچنين تداخل لايه هاي حوزه نفوذ در آسياي مرکزي، الگوي کشمکش و رقابت را مجدداً در اين حوزه شکل داد. اکنون، پس از گذشت نزديک به يک قرن از بازي بزرگ و با به اضمحلال اتحاد جماهير شوروي، “بازي بزرگ جديد” در اين منطقه به شکلي ديگر با بازيگري روس – يکي از بازيگران بازي بزرگ جديد – و ايالات متحده آمريکا در منطقه آسياي مرکزي در حال اتفاق است. در اين رقابت هر دو کشور به عنوان رقيب در مقابل يکديگر قرار گرفته اند و هر دو آنها در صحنه رقابت با يکديگر، در يک اصل با يکديگر مشترک هستند و آن عبارت است از: تلاش براي کسب اهداف خود براي کسب منفعت بيشتر خود در منطقه و جلوگيري از دستيابي کشور مقابل (رقيب) به اهداف خود؛ امّا قابل توجّه است که اهداف و راه هاي دستيابي به آنها که در اين راستا اتخاذ کرده اند، تفاوت هايي وجود دارد. با توجّه به آنچه در فصل سوم بيان گرديد، مي توان دريافت که آسياي مرکزي به عنوان يک مکان جغرافيايي، داراي يک سري از خصلت هاي ويژه است که در رقابت بازي بزرگ جديد، توجّه کشورهاي نقش آفرين را به به سوي خود جلب کرده است. به عبارتي در ذات و ساخت جغرافياي سياسي جهان واقعيتهايي عيني نهفته است که بصورتي بنيادين منطق رقابت را در بين کشورها رواج مي دهد. بنابراين با توجّه به پراکندگي نامتناسب مواهب، امتيازهاي طبيعي و انساني در سطح جهان، مي توان اهميت ژئوپليتيک مکانها و مناطق مختلف جغرافيايي را مشخص کرد. چرا که در بحثهاي ژئوپليتيک نقطه کانون رقابت بر سر مکانها و امتيازات طبيعي و انساني موجود در فضاي جغرافيايي موجود در آن است تا از آن پس امکان تحصيل قدرت براي حکومت ها و سازهاي ژئوپليتيک فراهم مي شود (احمدي پور و لشکري، 1390: 3). از اين رو است که در سده اخير – به عنوان مهمترين دوره عمر علمي مطالعات ژئوپليتيک – مهمترين رقابت ها بر سر دستيابي بر مهمترين مناطق استراتژيک رخ نمايان شد که نقطه اوج آن را مي توان در نظريات هارتلند هلفورد مکيندر و سپس ريملند اسپايکمن که در ادامه آن ارائه شد، مشاهده کرد. بعد از جنگ سرد، ژئوپلتيک و ژئواستراتژيک46 آسياي مرکزي، منابع و ذخاير نفت و گاز خزر، موقعيت گذرگاهي، ارتباط و ارزش استراتژيک درياي خزر، کنترل توليد و خطوط لوله انرژي، توان تاثير گذاري بر بحران هاي منطقه و علائق مشترک تاريخي، فرهنگي و اقتصادي ميان کشورهاي منطقه و همسايگان ، باعث شده است قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي براي تحقق اهداف خود و پر کردن خلاء قدرت در آسياي مرکزي به رقابت با يکديگر بپردازند (افشردي، 1381: 6). به عبارتي ديگر، پس از شکل گيري منطقه آسياي مرکزي و شناخته شدن جايگاه ژئوپليتيکي آن در حوزه هاي مختلف همچون وجود منابع عظيم انرژي (نفت و گاز در جوار خزر)، ژئوپليتيک محل تلاقي قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه‌اي، ژئواستراتژيکي و … اين حوزه اهميت فراواني را براي کشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي يافت. اين منطقه به لحاظ استراتژيک و به دليل وجود ذخاير زيرزميني نفت و گاز و موقعيت مهم بين درياي خزر و درياي سياه، در حوزه اوراسياي جديد، از منطقه اي خفته و دور از مرکز به منطقه اي مورد توجه قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي تبديل شده است. مهمترين اهداف روسيه از حضور در منطقه آسياي مرکزي عبارتند از: تبديل کشورهاي منطقه به بازاري مناسب به کالاهاي روسي؛ لزوم دسترسي به مواد خام کشورهاي منطقه؛ استفاده از اين کشورها به عنوان حائل؛ راه دسترسي به خاورميانه و آسياي جنوبي؛ جلوگيري از همگرايي کشورهاي آسياي مرکزي با ساختارهاي غربي و ديگر سازمان هاي بين المللي؛ متعادل کردن روابط جهاني و تامين منافع اقتصادي (قادري حاجت، 1391: 73). در اين شرايط و پس از اضمحلال اتحاد جماهير شوروي، ايالات متحده آمريکا با استفاده از خلأ قدرت بوجود آمده ناشي از آن، تلاش نموده است تا با توجه به ايده نظم نوين جهاني، بر مناطق استراتژيک جهان و حوزه هاي نفوذ پراهميت شوروي، بويژه بر آسياي مرکزي که در دوره بعد از اضمحلال به عنوان يک منطقه استراتژيک براي روسها شناخته مي شد، سلطه يابد تا از اين طريق به يکي از مهمترين اهداف خود يعني جلوگيري از نفوذ و سلطة مجدد روسها بر اين مناطق دست يابد. علاوه بر آن، با اين اقدام آمريکائيها تلاش دارد تا از نفوذ کشورهاي همسايه آسياي مرکزي که چالشگران ايالات متحده در جهان به حساب مي آيند، جلوگيري نمايد. در ارتباط با نقش چين و جمهوري اسلامي ايران در مسئله انرژي مورد تفسير قرار مي گيرد؛ چرا که جمهوري اسلامي ايران به عنوان کوتاه ترين و امن ترين مسير انتقال انرژي نسبت به ساير مسيرهاي موجود به آبهاي آزاد محسوب مي شود و کشور چين نيز به عنوان يکي از کشورهاي سرمايه گذاران حوزه نفت و گاز کشورهاي آسياي مرکزي حضوري فعّال در حوزه انرژي آسياي مرکزي دارد و اين امر براي ايالات متحده آمريکا که خواهان برتري اقتصادي در منطقه مي باشد، خوشايند نيست. امّا در باره خود کشورهاي منطقه قابل ذکر است که تين کشورها، با مسئله داخلي و خارجي دست به گريبانند. کشورهاي اين منطقه پس از استقلال با دو تحول ژئوپليتيکي داخلي و منطقه اي مواجه شدند. يکي مسائل سياسي، قومي، هويتي و مرزي به جا مانده از دوران حکومت شوروي و تحول ديگري مربوط به دوران پس از جنگ سرد مي باشد که فضاي ژئوپليتيکي جديدي را در منطقه بوجود آمورده است. اين تحولات از يکسو موجب خلاء قدرت در منطقه به دليل شرايط حاکم بر روسيه گرديد و از سويي ديگر صحنه رقابت قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي شده که هرکدام اهداف و منافع خود را دنبال مي کنند (واعظي، 1387 : 59). اما درباره بازيگران نقش آفرين در منطقه بايد دقّت داشت که اين بازيگران منطقه محدود به دو بازيگر مذکور در سطور بالا يعني ايالات متحده و روسيه نيست و از جمله ديگر کشورهاي وارد شده به حوزه آسياي مرکزي، مي توان به ترکيه، چين، پاکستان و در زمان هاي نزديک به حال، اسرائيل را مي توان اشاره کرد. هر يک از اين قدرتها منافع حود را در منطقه تعقيب مي کنند که گاهي در همسويي کامل با منافع ديگر کشورهاي حاضر در منطقه و گاهي در تضاد با منافع آنها قرار مي گيرد. بي شک محور اصلي تنش ها و تعارضات رويارويي روسيه و آمريکا در منطقه است که هر يک بر کسب، حفظ و افزايش قدرت خويش در منطقه تاکيد مي کنند. در اين منازعه تعيين کننده توانمندي اقتصادي، نظامي و صنعتي آمريکا با موقعيّت روسيه تا حدي به توازن رسيده است، اما در نهايت وجود دوستان منطقه اي آمريکا و توانمندي فزاينده فني و نظامي اين کشور موازنه را به نفع آمريکا و متحدان منطقه اي آن تغيير خواهد داد. رقابت اصلي بين آمريکا و روسيه است، ولي ديگر قدرتها نيز در منطقه منافعي دارندکه براي رسيدن به آن به رقابت با ساير قدرت ها مي پردازند (قاسمي و ناظري، 1390: 151). اهميّت ژئوپليتيک منطقه تا کنون پيامدهاي دو سويه اي براي اين جمهوريها داشته است. از يک سو توجهي که قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي به اين مناطق کرده اند، اين اطمينان را به آنها مي داد که زمينه هاي تسلط تسلط مجدد روسيه امکانپذير نيست و شرايط به قبل از فروپاشي بر نمي گردد و از سويي ديگر، رقابت قدرتها در منطقه موجب سردرگمي سران دولتها براي تنظيم سياست خارجي خود شد. اعمال روش آزمون و خطا، روابط نزديک با روسيه يا با غرب و روياي آوردن به همکاري جمعي با کشورهاي مشترک المنافع و يا کشورهاي خارج از منطقه را در پي داشت (دادانديش، 1386: 80). با توجه به آنچه قدرتهاي بزرگ در منطقه خزر مدنظر قرار دارند، منافع و اهداف آنها را در 9 عنوان زير مي توان دسته بندي و ترسيم کرد:
1. تسلّط بر منطقه براي پيگيري اهداف خود؛
2. تسلّط بر منابع حوزه درياي خزر؛
3. کنترل راههاي انتقال کالا و انرژي منطقه؛
4. تسلّط بر بازارهاي منطقه؛
5. جلوگيري از تسلط و نفوذ قدرتهاي بزرگ بويژه قدرتهاي رقيب بر منطقه خزر؛
6. حمايت و حفظ نظام ها و نخبگان سياسي طرفدار خود در منطقه به منظور وابستگي خود؛
7. اشاعه و گسترش ارزشهاي ساسي فرهنگي مورد نظر خود در جوامع حوزه درياي خزر؛
8. مقابله با عوامل مخِّل ثبات و امنيت مورد حمايت خود در منطقه؛
9. استقرار ترتيبات منطقه اي مورد حمايت خود در منطقه (قاسمي و ناظري، 1390: 164).
با توجّه به اين مقدمه بيان شده از فرايند بازي بزرگ جديد و به دليل اهميّت آسياي مرکزي در سياست خارجي کشور ايالات متحده آمريکا و تلاش اين کشور به منظور نقش آفريني هرچه بالاتر در اين حوزه مهم از يک طرف و اهميّت راهبردي آسياي مرکزي براي کشور روسيه و سعي اين کشور به منظور ممانعت از حضور ايالات متحده و کسب نقش اول در منطقه به عنوان يک منطقه مهم ژئوپوليتيک در همسايگي کشورمان از سويي ديگر، ابتدا اهداف و علائق و سپس تضاد منافع اين دو کشور مورد بررسي قرار مي گيرد و در ادامه علائق جمهوري اسلامي ايران در آسياي مرکزي بيان مي شوند:
نمودار 2 – 4: بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي در جوزه ژئوپليتيکي آسياي مرکزي

2 – 4 زمينه ها و اهداف حضور روسيه و ايالات متحده آمريکا در منطقه آسياي مرکزي بايد توجّه شود که اگر كه هدف ما در مطالعات ژئوپليتيکي (سياستِ جغرافيايي) در يك منطقه خاصِ جغرافيايي باشد، علاوه بر آنکه بايد جغرافياي سياسي تك تک كشورهاي درون آن منطقه را در نظر داشت، بايد به مسائل ژئواکونومي در آن منطقه جهاني مانند ارزش منابع معدني و زيرزميني موجود در آن منطقه در مناسبات اثردارد توجّه شود، علائه بر آن بر عواملي که بر اهميّت راهبردي آن منطقه اثرگذار است و … نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. در درجه نخست، آسياي مرکزي براي روسيه يک منطقه حسّاس ژئوپليتيکي است به طوري که اين کشور اين منطقه را جزئي از خود مي داند و هر گونه فعاليّت کشورهاي ديگر در آن منطقه را با دقّت زير نظر دارد. به عبارتي روشنتر، روسيه آسياي مرکزي را با چشم “حيات خلوت” يا “خارج نزديک خود” مي نگرد؛ از اين رو هرگونه همکاري کشورهاي منطقه را با کشورهايي که مورد علاقه روسيه نباشند، برنمي تابد؛ چرا که به زعم سياستمداران کِرِملين، اين امر امنيّت روسيه را “حيات خلوت” يا “خارج نزديک خود” در به خطر مي اندازد. وجود جمعيّت فراوان روسي و همچنين پيوند هاي عميق اقتصادي اين جمهوريها با روسيه پس از فروپاشي شوروي، اين اهميّت را دو چندان مي کند. علاوه بر آن، دلايل علاقه روسيه به اين منطقه را مي توان چنين برشمرد:
* اهميت ژئواکونوميک (لحاظ ذخاير انرژي و معادن زير زميني)؛
* اهميت آسياي مرکزي به عنوان مسير ترانزيت انرژي به جهان خارج؛
* مسير انتقال انرژي عظيم منطقه آسياي مرکزي تنها از طريق خطوط انتقال لوله هاي نفت و گازيي که از روسيه عبور مي کند؛
* کسب منابع زيرزميني ثروتمند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی اصل برائت Next Entries مقاله درباره افغانستان، نفت و گاز، تداوم ارتباط، روشنفکران