مقاله درباره مدیریت سود، ورشکستگی، درماندگی مالی، اهرم مالی

دانلود پایان نامه ارشد

ی است که موقعیت رقابتی و توان مدیریتی این شرکت ها را به نحو احسن مشخص می کند. علاوه بر سود شرکت که مبنای روشنی برای سود به حساب می آید، ترکیب صورت سود زیان شرکت ها نیز به نوعی ریسک این شرکت ها را تعریف می کند. هر چه انحراف سود کمتر باشد، می توان گفت که شرکت از ریسک عملیاتی کمتری برخوردار است. از آنجایی که سود های هموار به عنوان معیار تصمیم گیری از اعتبار ویژه ای برخوردار بوده و عموم تحلیلگران مالی سود را به عنوان یک عامل برجسته در بررسی ها و قضاوت های خود در نظر می گیرند(قائمی و همکاران،1382).

سایر جنبه های مدیریت سود:
همان گونه که بیان گردید مدیران با انگیزه های مانند اهداف پاداش ، حفظ مفاد قرارداد های بدهی و همچنین اهداف سیاسی نیز اقدام به مدیریت سود می نمایند. در چنین شرایطی هدف تاثیر گذاری بر سود با توجه به اهداف مربوطه است. مثلا در خصوص حفظ مفاد قرارداد های بدهی، مدیر مایل است سود را به گونه ای گزارش نماید که مفاد قرارداد حفظ شود بنابراین احتمالا مایل به افزایش آن است. این در حالی است که در اهداف سیاسی به منظور کاهش هزینه های سیاسی و همچنین مالیات، شرکت تمایل به کاهش سود دارد. در خصوص اهداف پاداشی نیز با توجه به شرایط و همچنین وجود یا عدم وجود سقف یا کف پاداش ، مدیر ممکن است خواهان گزارش سودبیشتر یا کمتر از واقع باشد.

رفتار های فرصت طلبانه مدیران و مدیریت سود
یکی از عواملی که می تواند منجربه ایجاد نوسان در سود شرکت ها شود، آثار رفتار فرصت طلبانه ی مدیران است.منظور از این رفتار ها، تصمیمات سرمایه گذاری است که مدیران در شرایط نامطمئن و پر خطر اتخاذ نموده و معمولا دارای بازده ای متفاوت از جریان عادی عملیات شرکت می باشد. آثار این گونه تصمیمات معمولا سود واحد تجاری را دچار نوسان می نماید(جلنیک57،2007).در ادامه به برخی از این رفتار های فرصت طلبانه در ادامه به ارتباط بین آنها و مدیریت سود پرداخته می شود.

اهرم مالی و مدیریت سود
اولین عملی که به بررسی ارتباط آن با مدیریت سود با در نظر گرفتن نقش آن در میزان رفتار های فرصت طلبانه ی مدیریت پرداخته می شود، اهرم مالی است. نتایج تحقیقات پیشین مانند تحقیقات بیتی و وبر58،(2003)، دیچو و اسکینر(2002) و سوئینی59(1994) نشان می دهد که اهرم مالی زیاد بالقوه باعث افزایش دهنده مدیریت سود می گردد. دلیل این کار تلاش در جهت پیشگیری از تخلف مفاد قراردادهای بدهی است. از سوی دیگر بر اساس نتایج تحقیقات زیر می توان به این نتیجه رسید که با توجه به نقش میزان رفتار های فرصت طلبانه مدیران در میزان مدیریت سود، افزایش تدریجی اهرم مالی باعث کاهش مدیریت سود می شود:
نتایج تحقیق جنسن60 (1986) بیان می کند که افزایش اهرم مالی به دلیل فشار ناشی از اقرارداد های بدهی، باعث کاهش فرصت رفتار های فرصت طلبانه از سوی مدیران می شود وبه عبارت دیگر آنها را محتاط تر می کند.
نتایج تحقیقات کریستی و زیمرمین(1994) و ایسترود61(1997) نیز بیانگر رابطه ای مثبت بین میزان رفتار های مخاطره آمیز مدیران و مدیریت سود است، زیرا با توجه به خطر پذیری بسیار چنین تصمیماتی ، سود واحد تجاری دچار نوسان می شود. در چنین موقعیتی مدیران به منظور جلوگیری از واکنش های بازار به مدیریت سود دست می زنند تا از تبعات آن در امان بمانند.
با توجه به نتایج این تحقیقات می توان نتیجه گرفت که هر چه عوامل محدود کننده در رفتار های فرصت طلبانه مدیران از جمله وجود فشار ناشی از قراردادهای بدهی و هم چنین نیاز به باز پرداخت بدهی ها در سررسید بیشتر باشد، احتمالا میزان مدیریت سود در جهت کاهش آثار ناشی از نوسانات سود کاهش مییابد که در نتیجه این گونه رفتار های پر خطر به وجود آمده است(هاشمی و کمالی،1389).

جریان های نقدی آزاد و مدیریت سود
زیاد بودن میزان جریان نقدی آزاد بر خلاف اهرم مالی، عامل مشوق در انجام رفتار های فرصت طلبانه مدیران است. جنسن،(1986) بیان می کند که وجود جریان نقدی آزاد بر میزان رفتار های فرصت طلبانه مدیران تاثیر زیادی دارد. در موقعیتی که شرکت میزان زیادی از جریان نقدی آزاد دارد، مدیر می تواند وجوه مازاد را در فرصت های مختلفی سرمایه گذاری کند. با توجه به محدود بودن فرصت های سرمایه گذاری مطمئن و پر بازده ، احتمالا مدیران به سرمایه گذاری دست خواهند زد که بازده کمتری از میزان هزینه سرمایه شرکت دارد و یا بسیار پر خطر است. به هزینه های که در این وضعیت به سهامداران تحمیل می شود در اصطلاح «هزینه های نمایندگی ناشی از جریان نقد آزاد» اطلاق می گردد. هنگامی که شرکت با میزان زیادی از جریان نقد آزاد روبه رو باشد، میزان رفتار های فرصت طلبانه مدیران نیز افزایش پیدا می کند. با افزایش اهرم مالی به تدریج میزان این جریان نقدی و در نتیجه میزان اختیارات مدیران در چگونگی مصرف وجوه نقد شرکت کاهش می یابد . با توجه به این مطلب این موضوع می تواند به کاهش مدیریت سود منجر شود(هاشمی وکمالی،1389).

سودآوری و مدیریت سود
مطالعات نشان داده است که عوامل مختلف قادر است بر سود آوری آتی شرکت ها تاثیر بگذارد که یکی از آن ها مدیریت سود است. مدیریت سود را میتوان به عنوان فراِیند انتخاب رویه های حسابداری توسط مدیریت برای دستیابی به اهداف خاص، تعریف کرد. مدیران با مدیریت سود قادرند بر سود آوری آتی تاثیر گذاشته و با این روش به اهدافی نظیر برآورد ساختن پیش بینی تحلیلگران ، افزایش ثروت سهامداران پاداش مدیران دست یابند(چن و همکاران62،2004)

درماندگی مالی و تغییرات حسابرس و مدیریت سود
رالف هوبنز63(2012) با بررسی یک نمونه بزرگ از شرکت های آمریکایی به چگونگی درماندگی مالی و تغییر حسابرس و مدیریت سود پرداخته است. به چهار یافته دست یافت، اولا شرکت های که با درماندگی مالی مواجه هستند در زمان درماندگی نسیت به سال های غیر درماندگی کمتر حسابرس را تغییر می دهد، بنابراین شرکت ها انگیزه کمتری برای تغییر حسابرس در طول سال بحران از خود نشان می هد.شرکت ها در طول درماندگی مالی در مقایسه سال غیر درماندگی مدیریت سود انجام داده است.یافته های ایشان نشان داد که تغییر حسابرس در سال های درماندگی مدیریت سود را کاهش می دهد و در سال های غیر درماندگی تاثیری بر مدیریت سود نمی گذارد.و این نشان می دهد در طول درماندگی مالی حسابرسان تازه منصوب شده نسبت به حسابرسان قبلی مدیریت سود را بیشتر شناسایی می کند(هاشمی،ربیعی،1390)

ابزار های مدیریت سود
ابراز مدیریت سود وسیله ای است که مدیریت با استفاده از آن، سود مورد گزارش را در جهت اهداف خود تغییر می دهد. بیدلمن(1973) معیار های زیر را برای یک ابزار مناسب مدیریت سود، لازم می داند:
الف) هنگامی که مدیریت برای نیل به هدف رشد بلند مدت تلاش می نماید، ابزار مربوط باید به مدیریت امکان دهد تا سود را آن گونه که تمایل دارد گزارش کند.
ب) استفاده از ابزار مربوط نباید شرکت را به انجام عملی خاص در آینده متعهد نماید.
معیار اول، برای مدیریت نوعی انعطاف پذیری فراهم می آورد تا برای دستیابی به رشد، با استفاده از روش های ممکن، سود را مدیریت نماید. معیار دوم مانعی در برابر ابزار مدیریت سود ایجاد می کند.
کوپلند و لیکاسترو64(1968) نیز شرایط زیر را برای تغییری که نقش مناسبی را به عنوان مدیریت سود به عهده می گیرد، پیشنهاد می کنند:
استفاده از آن ابزار نباید شرکت را به انجام هر گونه عملی خاص در آینده متعهد نماید- ابزار مربوط باید مبتنی بر قضاوت حرفه ای و در چارچوب اصول پذیرفته شده ی حسابداری باشد.- تاثیر آن بر تغییر سود قابل ملاحظه باشد.- نیاز به انجام یک مبادله ی واقعی با طرف دومی را ایجاد ننماید.
به عنوان مثال، موارد زیر که همگی مبتنی بر قضاوت حرفه ای هستند، می توانند به عنوان ابزاری برای مدیریت سودبه کار گرفته شوند:
انتخاب روش های مختلف حسابداری
تصمیم گیری در مورد اینکه چه رویدادهایی «با اهمیت»هستند.
برآورد های اجتناب ناپذیر در زمینه های مختلف ، مانند عمر مفید دارایی ها ، ارزش خالص بازیافتنی موجودی های جنسی و قابلیت وصول حساب های دریافتنی
عموم این عقیده را دارند که هدف مدیریت از انجام دادن تغییرات در اصول و رویه های مورد استفاده ی شرکت این است تا مشکلات مربوط به عملکرد شرکت را بپوشاند و به خواسته های خود، همچون هموارسازی سود، دست یابد. تحقیقات صورت گرفته توسط محققین نیز، موید این مطلب است.

تاثیر مدیریت سود بر کیفیت سود شرکت های دارای درماندگی مالی
سود حسابداری و اجزای مربوط به آن از جمله اطلاعاتی است که در هنگام تصمیم گیری توسط افراد در نظر گرفته می شود. با توجه به اینکه محاسبه ی سود واحدهای تجاری متاثر از روش های برآورد حسابداری بوده و تهیه صورت های مالی بر عهده مدیریت واحد تجاری است، ممکن است بنا به دلایل مختلف، مدیریت اقدام به مدیریت سود کند(پورحیدری و همتی،1383).
مسلما انگیزه برای مدیریت سود در سال های که وضعیت مالی شرک نامطلوب بوده و نشانه های از حرکت به سمت بحران مالی برای مدیر پدیدار می شود، به منظور پنهان نمودن عملکرد ضعیف شرکت افزایش می یابد. به این دلیل ارزش سود به عنوان یکی از مهمترین اهداف گزارشگری عملکرد و تعیین ارزش شرکت که در حقیقت مهمترین اهداف گزارشگری می باشد. مورد تردید واقع شده و اعتبار آن را مخدوش می سازد(ظریف فرد،1378).
ولی پور و همکاران(1392) به بررسی ارتباط بین مدیریت سود در شرکت های دارای بحران مالی و تاثیر آن بر کیفیت سود این شرکت ها در مقایسه با سایر شرکت ها ، در طول سال های 1383 تا 1388 مورد بررسی قرار می گیرد و از داده ها ی32 شرکت داری بحران مالی و 82 شرکت دیگر استفاده کرده است.نتایج پژوهش نشان می دهد که شرکت ها ی دارای بحران مالی در مدت چهار سال قبل از مشمول ماده141 با شیوه های دستکاری اقلام تعهدی و دستکاری فعالیت ها یواقعی به نسبت سایر شرکت ها به صورت بیشتری به مدیریت سود پرداخته اند.دستکاری اقلام تعهدی با استفاده از الگوی اقلام تعهدی اختیاری کاسنیک(1999) و دستکاری فعالیت های واقعی توسط الگوی جریان های نقدی غیر عادی روی چودهری(2006) ، اندازه گیری می شود(ولی پور و همکاران،1392).

تجزیه‌وتحلیل درماندگی مالی از دیدگاه حسابداری
برای تدوین یک نظریه حسابداری می توان از روش مبتنی بر پیش بینی استفاده کرد. در روش مبتنی بر پیش بینی برای تدوین نظریه حسابداری از شاخص «سود مندی در پیش بینی » استفاده می شود، که بر اساس آن انتخاب از میان روش های حسابداری به توانایی روش های خاص (از نظر پیش بینی و رویداد های مورد علاقه استفاده کنندگان) بستگی دارد. به بیانی دقیق تر «با توجه به یک رویداد مورد نظر، معیاری که دارای بالاترین قدرت پیش بینی است، برای آن هدف خاص به عنوان بهترین روش شناخته می شود». مطرح ترین کاربرد روش های مبتنی بر پیش بینی ، تلاش هایی است که می توان بدان وسیله از دیدگاه تجربی ، وجه مشخصه شرکت های را که دچار بحران مالی خواهند کرد، نسبت به شرکت های که دچار بحران مالی نخواهند شد، تعیین کرد(پور حیدری و بیات،1387).
عدم صلاحیت مدیریت، کاهش سودآوری، و تحمیل بدهی سنگین می تواند تفسیر روشنی از احتمال ورشکستگی بر مبنای یک نظریه باشد. به هر حال اگر شخصی برای جلوگیری از ورشکستگی و اضمحلال شرکت ها کوشش کند، ضروری است دلایل اساسی ورشکستگی شرکت ها را نیز شناسایی کند. تعیین دلیل یا دلایل دقیق ورشکستگی و مشکلات مالی در هر مورد خاص کار آسانی نیست. در اغلب موارد دلایل متعددی با هم منجر به پدیده ورشکستگی می شوند. در برخی موارد دلایل ورشکستگی با آزمون صورت های مالی و ثبت ها مشخص می شود. حسابدارانی که در تجزیه و تحلیل وضع مالی شرکت های رو به زوال تجربه دارند می توانند به راحتی دلایل ورشکستگی ورا شناسایی و تعیین کنند. نیوتن(1998) دلایل ورشکستگی رابه طور کلی به دو دسته دلایل درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرده است. از نظر او دلایل برون سازمانی شامل:
ویژگی های سیستم اقتصادی، رقابت، تغییرات در فعالیت، نوسانات تجاری

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره مدیریت سود، ورشکستگی، پیش بینی ورشکستگی، گزارشگری مالی Next Entries مقاله درباره ورشکستگی، جریان های نقدی، مدیریت سود، اقلام تعهدی