مقاله درباره مدیریت سود، قلام تعهدی، اقلام تعهدی، مدیریت واقعی سود

دانلود پایان نامه ارشد

،ساختار مالی و رویه های غیر مترقبه است.و عوامل درون سازمانی ورشکستگی واحد های تجاری را ناشی از تصمیم گیری غلط عنوان کرد و مسئولیت آن ها را باید به طور مستقیم متوجه خود واحد تجاری دانست.که شامل اخذ وام و اعتبار بیش از اندازه، مدیریت ناکارامد، سرمایه ناکافی، و تقلب است(نیوتن،1998).
جونا آیابئی65(2000) نیز شاخص های نشاندهنده بحران مالی شرکت ها را کاهش سود نقدی، توقف بخش از عملیات شرکت ، زیان دهی پیوسته، کم کاری و توقف عملیات ، استعفای مدیران ارشد، و افت قیمت سهام می داند. با توجه به عوامل موثر در پدید آمدن بحران مالی و نهایتا ورشکستگی ، می توان با مدنظر قراردادن این عوامل نمونه های را برای پیش بینی بحران مالی و ورشکستگی ارائه کرد(پور حیدری و بیات،1387).

مدیریت سود حسابداری، مدیریت سود واقعی و درماندگی مالی
استاندارد های حسابداری به دلیل اعمال نفوذ گروه های ذی نفع از طریق لابی و سایر شیوه های پیشبرد مقاصد خود، هر چقدر هم به ظاهر محکم و اساسی تنظیم گردد باز هم جای مانور را باز می گذارد، به طوری که حسابداران می توانند ضمن رعایت صوری این گونه استاندارد ها و مقررات مالی، روح آنها را در عمل به کار نگیرند بنابراین همیشه تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری از استفاده کنندگان آن عقب تر می باشند(مک بارنت66،1988).
با وجود شواهد زیادی که در مورد حسابداری ساختگی در شرکت های مختلف یافت می شود هنوز ادبیات این موضوع در زمینه ی شیوه ی انجام و فرآیند دور زدن اصول و موازین استانداردها و مقررات حسابداری، بدون آنکه چنین امری آشکار شود شکل نگرفته است.
مایکل جیمسون به عنوان یک حسابدار معتقد است که:” فرآیند حسابداری از سروکار داشتن با مو ضوعات بسیاری از قبیل موضوعات قضاوتی و حل تضاد میان رویکردهای رقابتی برای ارائه قوانین وقایع و معاملات مالی و…… تشکیل شده است. این قابلیت انعطاف فرصت های زیادی را برای دست کاری، فریب و ارائه نادرست فرآهم می آورد(دستگیر،1381)
تری اسمیت در مقام یک تحلیل گر مالی بیان می کند که :
” ما احساس کردیم که خیلی از رشد سودهایی که در دهه 1980 به وقوع پیوسته بود نتایج تردستی حسابداری بودند تا اینکه از رشد واقعی اقتصادی حاصل شده باشند.به همین منظور شروع کردیم به بررسی تکنیک های عمده استفاده شده و برای این بررسی از شرکت هایی که از این تکنیک ها استفاده می کردند استفاده کردیم.”(دستگیر،1381)
به طور کلی، مدیریت سود از دو طریق امکان پذیر است: مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری و مدیریت واقعی سود. در حالت اول مدیریت از طریق اقلام تعهدی اختیاری به آرایش ارقام حسابداری مطابق با اهداف مطلوب خود میپردازد. اما در حالت دوم، مدیریت با اتخاذ برخی تصمیمات عملیاتی و به عبارت دیگر دست کاری فعالیت های واقعی به مدیریت واقعی سود روی آورده و به سود مورد نظر خویش دست می یابد. با وجودی که معمولاً حسابرسان به سختی قادر به کشف مدیریت واقعی سود هستند، اما مدیریت واقعی سود باعث میشود که عملکرد عملیاتی شرکت در بلند مدت کاهش یابد و شرکت دچار لطمات جبران ناپذیری گردد.(ولی زاده لاریجانی،1387).
تشخیص شکل دوم که از طریق تصمیمات عملیاتی صورت میگیرد، برای تشخیص شخص خارج از شرکت سخت میباشد و )شیپر، 1998) و بعید به نظر می رسد که به عنوان تخلف از قوانین تشخیص داده شود. در زیر برخی از موارد مربوط به دستکاری به شرح زیر می باشد:
انتخاب رویه ی حسابداری
انتخاب رویه های حسابداری بر زمان بندی شناخت درآمدها و هزینه ها در محاسبه ی سود تأثیر می گذارد. به عنوان مثال: رویه هایی که شناخت درآمدها را به جلو و تشخیص هزینه ها را به تأخیر می اندازد، سود گزارش شده را افزایش می دهد.
استفاده از رویه ی حسابداری/ برآوردهای اختیاری:
حتی بعد از این که مدیریت شرکت رویه های حسابداری را انتخاب کرد، هنوز این اختیار وجود دارد که چگونه اصول حسابداری به کار گرفته شوند. به عنوان مثال، در مورد برآورد عمر خدمات، ارزش اسقاط، عمر دارایی های نامشهود، نرخ سوخت حساب های دریافتنی و … اختیار وجود دارد.
زمان بندی رویه ی حسابداری:
مدیریت همچنین اختیار دارد که چه موقع و چه گونه رویدادها را شناسایی کند. هنگامی که رویدادهای حسابداری نیازمند افشا در صورت های مالی هستند. به عنوان مثال در مورد دارایی های معیوب و خراب این اختیار وجود دارد که چه مقدار از آن را مستهلک کنیم.
زمان بندی:
زما نبندی تحصیل و خرید دارایی ها میتواند بر سود حسابداری تأثیر بگذارد. مدیریت می تواند زمان و مقدار سرمایه گذاری در هزینه های تحقیق و توسعه، تبلیغات و نگهداری را انتخاب نماید، هر سه مورد به عنوان هزینه ی دوره در دوره ای که تحمل می شود، شناسایی می شوند. مدیریت همچنین در مورد زمان بندی فروش اموال، ماشین آلات و تجهیزات برای تسریع بخشیدن یا به تأخیر انداختن شناخت سود و زیان تصمیم میگیرد .
مدیریت سود حسابداری از طریق تغییر فعالیت های اقتصادی اساسی یک شرکت صورت نمی گیرد بلکه از طریق انتخاب روش های حسابداری و برآوردهای حسابداری انجام می شود. این در حالی است که دست کاری فعالیت های واقعی از طریق تغییر فعالیت های اساسی یک شرکت صورت میپزیرد.
روی چودهری (2006) این گونه بیان می کند که اگرچه این گونه انحرافات در عملیات شرکت در رسیدن به اهداف گزارشگری مالی به مدیر كمك میكند، لیکن ارزش شرکت را افزایش نمی دهد. رو شهای دستکاری فعالیت های واقعی مانند كاهش قیمت فروش محصولات به منظور افزایش فروش و یا كاهش مخارج اختیاری در بحرا نهای اقتصادی، از جمله رو شهای بهینه ای هستند كه به مدیران كمك میکند. ولی اگر مدیران به صورت گسترده و غیرعادی به استفاده از روش های مذكور علاقه نشان دهند، در واقع آ نها به مدیریت واقعی سود تمایل دارند و وجود سرمایه گذاران خبره و آگاه دستکاری فعالیت های واقعی را محدود میکند. بنابراین اگرچه مدیران با انجام چنین فعالیت هایی می توانند به سودهای موردنظرشان در كوتاه مدت دست یابند لیكن آن ها در بلندمدت نخواهند توانست ارزش شركت را افزایش دهند )ولی زاده لاریجانی، 1387 (.

پیامد های دستکاری فعالیت های واقعی
تمایل به دست یابی به قیمت بالای سهام و/یا سطح مطلوبی از سود، مدیران شرکت را بر آن می دارد تا به مدیریت سود روی آورند. به منظور دستیابی به سطح موردنظر سود، مدیران می توانند تا پایان سال صبر کنند و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود گزارش شده استفاده نمایند. اما این راه کار ممکن است این ریسک را در پی داشته باشد که مقدار سودی که برای دستکاری مدنظر است از اقلام تعهدی اختیاری موجود بیش تر باشد زیرا اختیار در مورد اقلام تعهدی از طریق اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری محدود شده است )بارتون و سیمکو67، 2002). همچنین فرض بر این است که رویدادهای اقتصادی اساسی یک شرکت، توانایی مدیران را برای گزارش سود معوق )تعهد شده( دچار محدودیت می سازد. در نتیجه، این امکان وجود دارد که مدیران نتوانند از طریق اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال به سود مورد نظر خویش دست پیدا کنند. مدیران می توانند از طریق دستکاری فعالیت های عملیاتی واقعی در طول سال این ریسک را کاهش دهند. دستکاری فعالیت های واقعی کم تر در معرض محدودیت است. مزیت دیگر جایگزین کردن فعالیت های واقعی برای دستکاری سود، این است که حسابرسان و قانو نگذاران کم تر به چنین رفتارهایی توجه می کنند. با این وجود، دستکاری فعالیت های واقعی چندان بدون هزینه هم نیست چرا که این احتمال وجود دارد که جریا نهای نقدی در دورههای آتی به طور غیرمستقیم )منفی( تحت تأثیر اعمالی قرار گیرد که در حال حاضر برای افزایش سود انجام می شود. بسیاری از شواهد موجود پیرامون دستکاری فعالیت های واقعی بر کاهش فرصت طلبانه ی هزینه های اختیاری از جمله هزینه های تحقیق و توسعه متمرکزاست ) بوش68 ،1998، بابر69 و همکاران،1991). اگر چه کاستن از هزینه های اختیاری می تواند سود را در جهت برآورده ساختن برخی اهدف خاص، ارتقا بخشد اما ریسک کاهش جریان های نقدی عملیاتی آتی را موجب می شود زیرا این عمل به طور کلی جریان های خروجی وجه نقد را کاهش میدهد و در عوض تأثیری مثبت بر روی جریان نقدی عملیاتی جاری دارد. در سال های بعدی، این تأثیر مستقیم ممکن است معکوس شود. توماس و زانگ(2002) 70 شواهدی پیرامون دستکاری فعالیت های واقعی از طریق اضافه تولید ارائه میدهند. به عبارت دیگر، مدیران بیش از مقدار لازم برای فروش و سطح عادی موجودی کالا، تولید میکنند و از این طریق بهای تمام شده ی کالای فروش رفته گزارش شده را کاهش داده و در نتیجه سود گزارش شده افزایش می یابد. اگرچه این راه کار حاشیهی سودآوری را بهبود می بخشد، اما شرکت متحمل هزینه هایی میگردد و سطح عادی جریان های نقدی عملیاتی شرکت را کاهش میدهد. نتایج تحقیق روی چودهری (2006) حاکی از آن است که مدیران تخفیفات قیمتی ارائه میدهند تا از این طریق میزان فروش را ارتقا بخشند. مدیران زمینهی تخفیفات فروش را نزدیک به پایان سال مالی فراهم میآورند تا میزان فروش را افزایش دهند. حجم فروش افزایش یافته ی تولید شده در موقعی که شرکت باردیگر قیمت های قدیمی را وضع می کند احتمالاً از بین می روند. در واقع، این عمل سودآوری آتی را به دوره ی جاری منتقل می سازد. در نتیجه، سودآوری آتی ممکن است بهواسطه ی مدیریت فروش مورد آسیب واقع گردد. در کل، هنگامی که مدیران، سود را از طریق فعالیت های واقعی دستکاری می کنند، معمولاً شرکت را دچار آسیب و زیان میکنند. اول این که، هنگامی که مدیران، سود را در جهت برآورده ساختن اهداف سود دستکاری می کند، قراردادها شرکت را ملزم میکند تا پاداش مالی بیش تری به این مدیران بدهند و در درجه دوم، وقت و انرژی که مدیران صرف دستکاری فعالیت های واقعی میکنند اغلب همان وقت و انرژی است که می بایست صرف فعالیت های تولیدی و سودآور کنند. سوماً، نتایج تحقیق بار-گیلو ببچاک71 (2003) نشان داد که دستکاری فعالیت های واقعی، هزینه های اقتصادی واقعی به دنبال دارد. به عبارت دیگر، شرکت ها ممکن است پروژه های کارآمدی را با هدف حداکثرسازی سود شرکت انتخاب نکنند. این موضوع در مطالعه ی تجربی هوجارج و لیبی72 (2005) تأیید شده است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که مدیران اغلب پروژه هایی را انتخاب میکنند که باورشان بر این است سود کوتاه مدت )و قیمت( را به حداکثر خواهد رساند. اگرچه مطالعات کمی حاکی از آن است که مدیران عملکرد بلندمدت را قربانی انگیزه های مربوط به سود کوتاه مدت می کنند، تحقیقات تجربی کمی وجود دارد که این مسأله را به طور مستقیم مورد آزمون قرار داده باشند.

هزینه های مربوط به دستکاری فعالیت های واقعی
معمولاً هنگامی که مدیران یک شرکت، سود را دستکاری می تمایند، شرکت متضرر می شود. قبل از هر چیز به خاطر آن که، هنگامی که مدیران سود را در جهت اهداف مورد نظر خود دستکاری می کنند، قراردهای منعقدشده، شرکت را ملزم به دادن پاداش های مالی بیشتری به مدیر می نماید.. از این رو، دستكاری فعالیت های واقعی به طور همزمان هم می تواند منجر به کاهش عملکرد گردد و هم تعهدات مالی بیش تری را بر شرکت تحمیل نماید (دمسکی73،2004).
علاوه بر هزینه های بالا که به دلیل مدیریت سود روی میدهد )هم مدیریت اقلام تعهدی اختیاری و هم مدیریت واقعی سود(، دستکاری فعالیت های واقعی، هزینه های اقتصادی واقعی به همراه دارد. اگر یک مدیر از سطح بهینه ی فعالیت عملیاتی واقعی منحرف گردد و درگیر دستکاری فعالیت های واقعی شود، احتمالاً شرکت دچار پیامدهای اقتصادی در بلندمدت خواهد شد. دستکاری فعالیت های واقعی به طور غیرمستقیم بر عملکرد عملیاتی آتی شرکت تأثیر می گذارد زیرا مدیر تمایل دارد جریان های نقدی آتی را قربانی سود دوره ی جاری سازد. با در نظر گرفتن تنها یک دوره، اعداد و نسبت های حسابداری مبتنی بر درآمد یا سود میتواند مدیران را به داشتن دیدی کوتاه مدت تحریک سازد. برای مثال، مخارج جاری مثل هزینه های تحقیق و توسعه را در نظر بگیرید که

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره مدیریت سود، ورشکستگی، درماندگی مالی، اهرم مالی Next Entries مقاله درباره ورشکستگی، مدیریت سود، درماندگی مالی، قلام تعهدی