مقاله درباره مدیریت دانش، مدیریت پروژه، مدیریت دانش در سازمان، مدل مفهومی

دانلود پایان نامه ارشد

فرم‌هاي ارزيابي تكميل شده
• ويرايش‌هاي مختلف منشور پروژه
• منابعي كه براي طراحي الگوها مورد استفاده قرار گرفته
• نامه‌هاي مختلفي كه حين انجام تدوين منشور پروژه تهيه شده‌اند
• مستندات مطالعات جمع‌آوري اطلاعات، الگوهاي تكميل شده
• منابع اطلاعاتي جمع‌آوري شده
• مستندات راهنماي فناوري‌هاي مورد استفاده
• راهنماي آموزش نرم‌افزارهاي مورد استفاده
• افرادي كه براي جمع‌آوري اطلاعات به آن‌ها مراجعه شده است
• درس‌هاي آموخته شده
• مشكلات و ريسك‌ها
• فرايند انتخاب هسته اوليه تيم پروژه
• فرايند تدوين منشور پروژه
• فرايند تدوين الگوها
• فرايندهاي تاييد
• روش‌هاي جمع‌آوري اطلاعات
• روش راه‌اندازي شبكه بين اركان مختلف پروژه
همچنين شفيعا و متوليان با بررسي و تدقيق در اقلام شناسايي شده، يك گروه‌بندي را پيشنهاد كرده‌اند كه انواع اقلام دانشي مديريت يك پروژه رابا توجه به اقلام شناسايي شده از حوزه‌هاي مورد بررسي مي توان در آن قرار داد، كه البته تمام اقلام دانشي محدود به اين موارد نمي‌شوند و با بررسي حوزه‌هاي دانشي ديگر احتمال تغيير در اين گروه‌بندي پيشنهادي به شرح زير است:
الف: گروه اقلام دانشي صريح:
– الگوها و قالب‌ها؛
– راهنماها، دستورالعمل‌ها و اقلام آموزشي؛
– چك‌ليست‌ها؛
– گزارش‌ها و وقايع‌نگارها؛
– منابع اطلاعاتي مكتوب مورد استفاده.
ب: گروه اقلام دانشي ضمني
– درس‌هاي آموخته شده؛
– موفقيت‌ها، شكست‌ها‌، نقاط قوت و ضعف؛
– مشكلات و ريسك‌هاي انجام فعاليت‌ها؛
– فرايندها و روش‌هاي اجرايي؛
– منابع اطلاعاتي غير مكتوب.
مديريت دانش بر سه محور اصلي انسان، فرايند و فناوري اطلاعات و ارتباطات تأكيد دارد و تلاش مي‌كند كه با استفاده از فرايندهاي مناسب و ايجاد زيرساخت‌هاي مبتني بر تكنولوژي و با محوريت انسان و آماده‌سازي او به عنوان افراد دانشي، با كسب، توليد و كاربرد صحيح دانش به اهداف سازماني دست يابد؛
در اين راستا مديريت دانش در پروژه‌ها نيز مانند سازمان‌ها بر سه محور اصلي انسان، فرايند و فناوري اطلاعات و ارتباطات تأكيد دارد، اما فرايندهاي پياده‌سازي مديريت دانش در محيط سازمان‌ها با محيط پروژه‌ها داراي تفاوت‌هايي مي‌باشند. محيط سازمان‌ها با محيط پروژه‌ها داراي تفاوت‌هاي اساسي مي‌باشند. سازمان‌ها داراي محيط عملياتي مي‌باشند و از خواص آن تبعيت مي‌كنند. در محيط عملياتي فعاليت‌ها تكرارپذيرند، تداوم دارند و تغييرات به تدريج روي مي‌دهند. در صورتي كه در پروژه‌ها فعاليت‌ها يكتا بوده و تغييرات دفعي مي‌باشند. در سازمان‌ها منابع پايدارند در صورتي كه در پروژه‌ها منابع متغير مي‌باشند. همين تغيير منجر به تغيير در ماهيت فرايندهاي مديريت دانش پروژه‌ها مي‌شود (جبل‌عاملي، 1386؛ برزين‌پور و محمدي، 1388).
از جمله مشكلاتي كه مديريت دانش پروژه‌‌ها با آن مواجه مي‌شوند، عبارتند از پراكندگي جغرافيايي تيم‌هاي پروژه، گردش سريع نيروي كار و تغييرات پي در پي اطلاعاتي در فضاي كسب و كار امروز. در خصوص مزاياي مديريت دانش پروژه‌ها نيز مي‌توان عنوان نمود كه علاوه بر كار بايگاني اطلاعات گذشته، قابليت تسهيل مبادله نظرات مابين بخش‌‌هاي مختلف سازمان در حين انجام يك پروژه را نيز دارا مي‌باشد. طبعا اين مزايا منجر به كاهش اشتبا‌هات صورت گرفته در پروژه‌هاي قبلي شده و به هر چه بهتر انجام شدن پروژه‌هاي در دست اقدام كمك خواهد كرد. تمامي اين مسائل منجر به كاهش هزينه و افزايش كيفيت محصول و يا خدمات ارائه شده از طرف سازمان مي‌شود. در كل مزاياي مديريت دانش پروژه‌ها، هم محسوس و هم غير محسوس مي‌باشند (سلحشور، 1389).
در تحقيقي ديگر چالش‌هاي مديريت دانش پروژه به صورت موارد زير برشمرده شده‌اند (Polyaninova, 2011):
– محدوديت‌هاي زمان و بودجه؛
– صحبت درخصوص اشتباهات و خطاها؛
– انگيزه پايين؛
– فقدان رهبري؛
– عدم وجود استراتژي مديريت دانش براي پروژه‌ها؛
– فقدان فهم عمومي و تفاوت‌هاي فرهنگي؛
– عدم وجود تكنولوژي؛
– عدم نگراني و اهميت؛
– فقدان آموزش؛
– ماهيت منحصر به فرد پروژه.
لوين173 (2010)، نه دستورالعمل به شرح ذيل را جهت ادغام موفقيت‌آميز مديريت دانش و مديريت پروژه در سازمان‌ها پيشنهاد نمود:
– تعريف مديريت دانش به گونه‌اي قابل درك براي تمامي افراد سازمان؛
– به كار بردن مديريت دانش به عنوان يك بسته كاري174 در ساختار شكست كار175 هر پروژه؛
– ايجاد يك نقطه تماس براي مديريت دانش بين طرح176‌ها و پروژه‌ها با استفاده از دفتر مديريت پروژه سازماني177؛
– استفاده از يك ماتريس تخصيص مسئوليت178 جهت تعريف نقش‌ها، مسئوليت‌ها و پاسخ‌گويي‌ها براي مديريت دانش؛
– شرح اهميت مديريت دانش براي تمامي ذينفعان از طريق سازمان؛
– فراهم نمودن زمينه‌اي به منظور گرايش به سمت مديريت دانش و آموزش آن براي تمامي ذينفعان؛
– ايجاد يك سيستم رسمي‌سازي و پاداش دهي در ازاي مديريت دانش كاربردي؛
– پيگيري سودمندي مديريت دانش با استفاده از انواع معيارها؛
– تمركز سازمان بر روي بهبود مستمر.

2-4-12- ملاحظات مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه‌محور
با توجه به ویژگی‌های پروژه، موضوع مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه‌محور باید همگام با فرآیندهای مدیریت پروژه و در تعامل با آن در نظر گرفته شود؛ به طوری که نهایتاً دانش تولید شده از پروژه‌ها به صورت نظام‌مند نگهداری و در سایر پروژه‌های آتی سازمان مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت دیگر استفاده از فرآیندهای مدیریت دانش از تولید تا به کارگیری در سطح پروژه‌ها و همچنین بین پروژه‌ها و سازمان، ملاحظات خاص سازمان‌های پروژه‌محور به شمار می‌آیند (كياني، 1388).
در سازمان‌های پروژه‌محور، به علت ماهیت ساختاری سازمان و موارد مطرح شده در زیر، مدیریت دانش ضرورت می‌یابد:
• پروژه‌ها محدود می‌باشند و تیم پروژه پس از اتمام آن منحل می‌شوند یا یکدیگر را ترک می‌کنند، بنابراین دانش تولید شده در پروژه در موارد مشابه، مورد استفاده مجدد قرار نمی‌گیرد؛
• مشکلاتی برای توسعه و منتشر کردن دانش در درون و مابین پروژه‌ها وجود دارد؛
• جدا شدن اعضاي تیم پروژه به گروه‌های متفاوت، مشکلاتی را جهت گردش دانش میان گروه‌ها به وجود می‌آورد؛
• روشی برای تبادل دانش و آموخته‌های سازمانی در سرتاسر پروژه‌ها و بین افراد وجود ندارد.
(شعله، 1391)
با توجه به این که اکثر مدل‌های ارائه شده در رابطه با مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه‌محور به فرآیندهای اجرای مدیریت دانش به طور مستقل پرداخته در حالی که بر اساس ابعاد اصلی مدیریت دانش شامل انسان، ساختار و فناوری اطلاعات، بستر اجرایی و زیرساخت‌های لازم فاقد هرگونه ارتباط منطقی با فرآیندها هستند که همین امر می‌تواند موجب شکست فرآیندهای مدیریت دانش در ارتباط با فرآیندهای کسب و کار شود، در ادامه به معرفی مدل مفهومی ارائه شده لایه‌های دانش در سازمان‌های پروژه‌محور پرداخته خواهد شد که به نوعی در برگیرنده ملاحظات خاص سازمان‌های پروژه‌محور نیز می‌باشد (صادقي صبور و همكاران، 1387).
این مدل در راستای رفع مشکل عدم یکپارچگی و جامع‌نگری در اکثر مدل‌های دانشی با توجه به ضرورت مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه‌محور و همچنین ضرورت نگاهی همه جانبه به دانش طراحی شده است.
بر اساس این تفکر، لایه‌های دانش در سازمان‌های پروژه‌محور در سه لایه طراحی شده است که مدیریت دانش لایه فرآیندها با استفاده از لایه‌های زیرین و دانش محیط انجام خواهد شد (شكل 2-23).
• لایه یک: دانش فرهنگ و رهبری؛
• لایه دو: دانش تکنولوژی؛
• لایه سه: دانش فرآیندها.

شکل 2-23- مدل مفهومي لایه‌های دانش در سازمان‌هاي پروژه‌محور
ترتیب لایه‌ها مهم است و لایه‌های زیرین به ترتیب پیش‌نیاز لایه‌های بالاتر می‌باشد. بدون در نظر گرفتن لایه زیرین، لایه بالایی متزلزل خواهد بود و احتمال شکست مدیریت دانش پروژه در سازمان بالا می‌رود. هرسه لایه دائماً با هم در تعاملند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند به‌طوری‌ که ضعف و قوت هر لایه موجب ضعف و قوت لایه‌های دیگر می‌شود. اجزای هر لایه دانشی نیز باهم در تعاملند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند. علاوه بر تعامل لایه‌ها و اجزای لایه‌ها با هم، لایه‌ها دائماً با محیط در تعاملند و اثر می‌پذیرند.
به عنوان مثال اگر بهترین فرآیندها برای مدیریت دانش فرآیندهای پروژه طراحی شود ولی بستر تکنولوژیکی آن فراهم نباشد و یا با زیرساخت فرهنگ و حمایت رهبری سازمان همخوانی نداشته باشد و یا هم جهت با تغییرات محیطی قرن حاضر نباشد، مطمئناً سازمان با شکست مواجه خواهد شد ولی برعکس آن امکان‌پذیر است. یعنی اگر فرهنگ‌سازی صورت پذیرد و تکنولوژی متناسب با فرهنگ و نوع رهبری سازمان و پروژه ایجاد گردد، در اثر پیشرفت تکنولوژی که ممکن است نیاز آن از تعامل با محیط مثلاً ذی‌نفعان ایجاد شده باشد، پیشرفت فرهنگی نیز اتفاق خواهد افتاد. بدین ترتیب مرتباً لایه‌های دانشی موجب هم‌افزایی و بهبود عملکرد یکدیگر و در نهایت سازمان پروژه خواهند شد.
در لایه دانش فرآیندها در این مدل، تاکید بر فرآیندهای مدیریت پروژه و مدیریت دانش است. فرآیندهای مدیریت دانش بر اساس مدل پایه‌های ساختمان دانش پروبست179، روب180 و رمهارت181 (2002) و فرآیندهای پروژه بر اساس استاندارد دانش مدیریت پروژه بررسی شده‌اند.
فرآیندهای مدیریت دانش برای مدیریت بر فرآیندهای مدیریت پروژه، در عین حال که با لایه‌های زیرین در تعامل هستند، هم‌زمان باید در تعامل با سایر فرآیندهای پروژه نیز باشد و وقتی می‌تواند موفق عمل کند که در تناسب و هماهنگی کامل با آن‌ها و محیط اطراف خود قرار بگیرد. فرآیندهای پروژه نیز با یکدیگر با شیوه‌های پیچیده در تعاملند و آنچه که مهم است این است که در تمام این تعاملات انبوهی از درس‌ها، تجارب و دانش نهفته است که باید در راستای اهداف دانشی شناسایی و مدیریت گردد.
نکته قابل توجه این است که در جهت حفظ یکپارچگی فرآیندهای مدیریت دانش با فرآیندهای سازمان پروژه، باید اهداف دانشی هر پروژه جزئی از اهداف دانشی سازمان پروژه باشد و اهداف دانشی سازمان جزئی از اهداف و استراتژی‌های سازمان پروژه باشد و به این ترتیب با محقق شدن اهداف دانشی هر پروژه، اهداف دانشی سازمان پروژه و به تبع آن اهداف سازمان پروژه محقق شود.
مدل مفهومی لایه‌هاي دانش در سازمان‌هاي پروژه‌محور با نمايش نحوه ارتباط و يكپارچگي در شكل 2-24 نشان داده شده است؛ لازم به ذکر است در این مدل، تعریف اهداف دانشی هر پروژه پیشنهاد شده است که در منشور پروژه تعریف شود و در بیانیه محدوده پروژه نیز نحوه دستیابی به آن از طریق فرآیندهای مدیریت دانش مشخص گردد و اندازه‌گیری دانش از اجزای فرآیند خاتمه پروژه تعریف شود و بازخورد آن در جهت بهبود وارد سرمایه‌های فرآیندی سازمان پروژه شود.

شکل 2-24- مدل مفهومی لایه‌هاي دانش در سازمان‌هاي پروژه‌محور با نمايش نحوه ارتباط و يكپارچگي
همچنين دافيلد182 و ويتي183 (2014) در تحقيقي ديگر، مدلي موسوم بهSyllk184 را جهت انتشار دانش و دروس آموخته پروژه‌ها بين تيم پروژه و سازمان پروژه مطابق شكل 2-25 ارائه نموده‌اند. اين گروه از محققين نشان داده‌اند كه تطبيق عناصر افراد (جنبه‌هاي يادگيري، فرهنگ و اجتماعي) و سيستم (جنبه‌هاي تكنولوژي، فرايند و زيرساخت) مي‌تواند تأثير مثبت روي موفقيت فرايندهاي دروس آموخته سازمان پروژه‌محور داشته باشد و بالعكس فاكتور فرهنگ از مجموعه جنبه‌هاي مربوط به افراد، ممكن است تأثير منفي روي دروس آموخته در اين سازمان‌ها داشته باشد.

شكل 2-25- مدلSyllk جهت انتشار دانش و دروس آموخته در سازمان پروژه‌محور
در سازمان پروژه‌محور بهتر است جایگاهی که بتواند فرآیندهاي مدیریت دانش را پیاده‌سازي نماید، شناسایی و معرفی شود. کتاب دفتر کامل مدیریت پروژه185، مدیریت دانش را از وظایف دفتر مدیریت پروژه برشمرده است (Hill, 2008). دفتر مدیریت پروژه یک واحد سازمانی است که مسئول مرکزیت بخشیدن و هماهنگ کردن مدیریت پروژه‌هاي تحت امر است. از دفتر مدیریت پروژه تحت عناوین دفتر مدیریت برنامه، دفتر

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره مدیریت دانش، مدیریت دانش در سازمان، نفت و گاز، کسب و کار Next Entries مقاله درباره مدیریت پروژه، مدیریت ارتباطات، مدیریت ارتباط، روش‌شناسی