مقاله درباره قرن نوزدهم، دوران باستان، عامل قدرت، دانشگاهها

دانلود پایان نامه ارشد

مي شود داراي سابقه بس طولاني تري نسبت به دو سه سده اخير و دوران کي “اِلن” يا “راتزل” است و جنبه عملياتي مطالعات ژئوپليتيک به عنوان بخش از دانش جغرافياي سياسي را بايد به دوران باستان و رقابتهاي قدرتهاي امپراطوريهاي ايراني تحت عنوان هخامنشي و يا ساساني و رومي جستجو کرد.12 از نوشته هاي هرودوت، اَفلاطون، مُنتسکيو، هِردر و هِگل چنين برمي آيد که اين نويسندگان مشاهدات جغرافيايي- سياسي خود را بدون آگاهي از وجود چنين شاخه مستقلي تحت عنوان جغرافياي انساني به رشته تحرير درآورده اند (ميرحيدر، 1387: 9). ژئوپلتيک به دليل شکل گيري آن به دست نخستين کارشناسان خود در اروپا، موجود خام دوره خود بود و در مادي گرايي جغرافياي کهنه قرون گذشته، ريشه داشت (موير،1379 : 366). اين مطالعات در دوره معاصر مشخصاً در قاره اروپا توسط دانشگاهيان شکل گرفت، توسط سياسيون مورد توجّه و پرورش قرار گرفت از اين رو توسط آنان بصورتي افراطي و ديوانه وار در سياست هاي مخرب و جنگجويانه سردمداران اروپايي خود در قرن بيستم مورد استفاده قرار گرفت و بر همين اساس، بعد از آن، تا مدتها مورد بي مهري و عدم توجّه واقع شد تا آنجا که از دانشگاهها بيرون رانده شد. ژئوپلتيک در قرن بيست زاده شد، با پيچ و خم هاي آن در هم آميخت و در پرتلاطم ترين مقاطع آن هويت يافت. با جنبش هاي ملي نيمه نخست سده همراهي کرد، اما نقش الهام بخش آن در توسعه طلبانه هيتلر آن را بنام بي اعتبار کرد که پس از جنگ جهاني دوم، از انديشهاي بين المللي رخت بربست (دورو، 1381: 1). ژئوپليتيک به منزله ابزاري براي نزديک کردن سياست دولتها به يکديگر مورد توجه قرار گرفته است. در يک قرن گذشته و در زماني که جغرافياي سياسي در عرصه علوم انساني ظاهر شد، هدف آن تجزيه و تحليل عيني نبود، بر عکس گرايش سياسي آن به نفع يکي از دولتها بود. در زمان جنگ جهاني دوم و گرايش نازي ها به سلطه طلبي و سيطره بر اروپا مشروعيت آن از بين رفت (سوتاژ، 1386: 10). تا آنکه بار ديگر دانشمنداني علم دوست از دانشگاهيان که دانش را در خدمت انساني به کار مي بردند و نه مانند سياست مدراران در بند مطامع سلطه جويانه و نژادپرستانه خود به کار مي بردند و بدين وسيله بار ديگر ژئوپليتيک در دانشگاه زاده شد و به جهانيان تنها جهت خدمت انسان و دور از جنگ مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1905 کلين واژه آلماني “گئوپلتيک” را که به معناي”علم حکومت در حکم قلمرو – ي در فضا” بود به کار گرفت. نه به اين دليل که کار رودلف کلين به نحو چشمگيري علمي بود، بلکه به اين دليل که اثر او آميخته به افراط در ناسيوناليسم و داروينيسم بود (موير، 1379: 366).
ژئوپليتيک در تعريف سنتي خود به نقش عوامل جغرافيايي به ويژه موقعيت کشورها در روابط بين الملل توجه خاصي مبذول مي دارد. نظريه هايي که در سالهاي آخر قرن نوزدهم و نيمه اول قرن بيستم توسط آلفرد تاير ماهان، هالفورد مکيندر، هاوس هافر و اسپايکمن و ديگران ارائه شد همه در راستاي چنين تعريفي قرار داشتند (ميرحيدر، 1386: 37). بهطور كلي ژئوپليتيک از يك طرف علم سياست جغرافياست براي درك واقعيت‌هاي محيط جغرافيايي و عوامل جغرافيايي كه بر سياستهاي جهاني تأثير مي‌گذارد و آنها را متحول ميكند و منافع ملي را تأمين يا حفظ مي‌كند و از طرف ديگر انديشه و تفكر انسانها و نهادهاي صاحب قدرت است كه بر خط مشي سياستهاي ملي – منطقهاي و جهاني تأثير ميگذارند. ژئوپلتيک از زمان وضع واژه آن از نظر مفهومي و از نظر موقعيت اجتماعي و علمي دچار فراز و نشيب شده و از حالتي شناور در موضوعات مورد علاقه نيز برخوردار بوده است (حافظ نيا، 1385: 21).

2 – 2 نظريات پايه ارائه شده در تاريخ مطالعات ژئوپليتيک
در طول تاريخ مطالعات ژئوپليتيک، نظرياتي ارائه شده است که هر مطالعاتي که در حوزه مطالعاتي ژئوپليتيک قرار دارد، بر اين نظريات متکي خواهد بود؛ علاوه بر راتزل که به عنوان بنيانگذار مکتب آلمان و نخست کس که توجه به مطالعات ژئوپليتيک رابا ارائه نظريه ارگانيکي حکومت در جنبه کاربري آن و در ارتباط با کشور ارائه نمود، نظريات ديگري توسط دانشمندان ديگري همچون هلفورد مکيندر‎ بريتانيايي با ارائه هارتلند، آلفرد‎ ‎هامان ـ افسر بازنشسته نيروي دريايي ـ با ارائه قدرت دريايي عوامل جغرافيايي که موجب کسب قدرت دريايي مي‌شوندرا به طورکامل توضيح‎ ‎داد و … از جمله بنيان گذاران نظريات بنيادين جغرافياي سياسي، نيز به گسترش و ‏ترويج جغرافياي‎ ‎سياسي مدرن اقدام کردند.

جدول 1 – 2: مهمترين نظريات ارائه شده در رابطه با مناطق مهم و راهبردي
نظريه پردازان
منطقه مهم (راهبردي)
شاخص ها و دلايل
مکيندر
هارتلند
دارا بودن منابع توليد قدرت در جهت تفوق نظامي
اسپايکمن
ريملند
مناطق حائل بين قواي برّي و بحري
سورسکي
قطب شمال (منطقه تصميم)
همپوشاني بين حوزه هاي نفوذ هوايي قدرتهاي برّي و بحري
ماهان
مناطق دريايي جهانبين مدار 30 تا 40 درجه شمالي
توليد قابليت جهت کنترل قلمرو برّي
ماينگ
ريملند
رقابت قدرت ها بر سر نفوذ در منطفه و حفظ متحدين
مک کول
مناطق جنگ
تهديد موجوديت يک کشور در صورت تفوق دشمن بر اين منطقه
کوهن
کمربند شکننده – مناطق گذرگاهي
منطقه حائل ميان قواي برّي و بحري

بنابراين، لازم است به طور اجمال به اين نظريات پرداخته مي شود:

1 – 2 – 2 نظريه ارگانيکي حکومت: فردريک راتزل13 در نيمه دوم قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، بر علم جغرافيا، عقايد فردريک راتزل تسلط داشت که در سال 1883، در کتاب خود به نام (جغرافياي مردم شناسي) مطرح کرده بود. هرچند که بعدها، راتزل پاره اي از نظرياتش را تغيير داد اما تفکرات مسلط جغرافيايي، در نيمه دوم قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، همواره با عقايد راتزل همراه بوده است (شکويي،1388: 29). بطور کلي بايد او را آغازگز مطالعات علمي ژئوپليتيک دانست که با ارائه نظريه ارگانيزميک بودن حکومت نه تنها اين دست ازمطالعا – ت را وجهه توجّه و مطالعه خود قرار داد، بلکه زمينه ساز توجه علمي به مطالعات ژئوپليتيکي گرديد. به طور کلي دوره جديد تحول در جغرافيايي سياسي با “فريدريک راتزل” آلماني آغاز مي شود. راتزل به دليل ارائه مفاهيم و متدولوژي جديد در جغرافياي سياسي، پدر اين دانش شناخته شده است (مير حيدر، 1384: 5). راتزل در کتاب جغرافياي سياسي خود که در سال 1897 به چاپ رسيد، تمام ديگاه خويش را در اين زمينه برشمرد (عزتي، 1388: 10). تا مدتها در سالهاي قرن نوزدهم و سالهاي آغازين قرن بيستم، ديدگاه هاي او که در اين کتاب به تبيين پرداخته بود، به عنوان “مکتب آلمان” مورد استناد قرار مي گرفته است که به علت نوع اين ديدگاه، نظريه وي بعدها مورد سوء استفاده کشورها ازجمله احزاب تندروي نازي در آلمان و حزب موسيليني در دوران جنگ جعاني دوم، جهت اهداف نژادپرستانه خود قرار دادند. وي در کتاب جغرافياي سياسي خود که در اواخر قرن نوزدهم (1897) منتشر شد، نخستين بار “حکومت” را از ديد جغرافيا مورد مطالعه قرار داد و کوشيد روابط عمومي ميان جغرافيا، حکومت و سياستهاي قدرتي جهاني را تشريح نمايد (مجتهدزاده، 1386: 136). به اعتقاد او هر موجود زنده اي، براي زندگي و معاش به يک مکان خاص و فضاي زندگي نياز دارد. با زياد شدن بيش از حد جمعيت و در نتيجه احتياج به زمين زياد، مبارزه براي بقا و هستي آغاز مي شود. از اين رو لزوم توسعه اروپا به آن سوي درياها و کشورها اساس مي شود (پور احمد، 1388: 125). او ميان مفهوم سرزميني حکومت و موجود زنده (مانند يک درخت) ارتباط برقرا مي کند و بيان مي دازد که همانطور که موجود زنده براي بقا نيازمند توسعه فضايي است، يک کشور براي آنکه به مجوديت خود ادامه دهد نيازمند افزايش عمودي سرزميني است. از ديدگاه راتزل دولت حاصل تکامل ارگانيک است و اجزاي آن، شبيه درختي است که اندام فضايي آن درخاک قرار دارد و براي آنکه اين اندام رشد و تکامل يابد، توسعه ارضي لازم و ضروري مي نمايد. هر چه وسعت کشوري بيشتري باشد، قدرت سياسي و تمدن آن کشور توسعه بيشتري مي يابد (عزتي، 1388: 10). وي در رشد و گسترش اين شاخه علمي داراي جايگاه مهمي است چزا که وي به ارائه نظريه معروف خود با عنوان دولت “ارگانيسم نمو کننده”، سياست را با موقعيت و فضاي جغرافيايي پيوند ميدهد که بعدها اساس تفکرات هاوس هوفر آلماني جغرافيدان سياسي و ژئوپليتيسين برجسته آلماني و رودلف کي اِلن سوئدي و بسياري از انديشمندان سياسي و جغرافيدانان را تشکيل داد. نظريه راتزل به اجمال بر اساس نقش آفريني واحد جغرافياي ـ سياسي به عنوان “ارگانيسم نمو کننده”14 که در تکاپوي اهداف اخلاقي و روحاني است، شکل گرفت و او تئوري ارگانيزميک بودن حکومت15 را ارائه کرد (مجتهدزاده، 1386: 136). نظريه راتزل به اجمال در جغرافياي سياسي، در ابتدا جبرگرايي محيطي بيان شده در آثار فردريک راتزل و ايده هاي او در باب فضاي حياتي16 و نيز در آثار هالفورد مکيندر و فرضيه هارتلند او دراراي بيشترين تاثير بود (موير، 1379: 317).
تا مدتهاي بسيار نظريه وي مورد توجه بسياري از نظره پردازان و حتي سياسيون فرار داشت و کمتر کسي تحت نطر افکار او قرار نداشت. افکار راتزل را يکي از شاردانش به نام خانم سمپل17، به ايلات متحده آمريکا برد. سمپل با ترجمه و تفسير و نشر عقايد راتزل در آمريکا، کتابي با عنوان آثار محيط جغرافيايي منتشر کرد و با تاکيد بر توسعه ارضي، بر پويايي دولتها در اين خصوص اشاره کرد (عزتي، 1382: 11).
2 – 2 – 2 نظريه سرزمين قلبي18: سر هالفورد مکيندر نظريه “هارتلند” (سرزمين قلبي) که توسط سر هالفورد مکيندر انگليسي و قبل از جنگ جهاني اول مطرح شد، اشاره به بخش مهمي از قاره اوراسيا داشت که به علت دوري از شاهراه هاي دريايي (آبي)، اهميّت فراواني مي يافت و از نظر مکيندر کنترل بر آن سبب کنترل بر جهان مي‌شد. نظريه سرزمين قلبي سر هالفورد مکيندر که در آغازين سالهاي قرن بيستم در جهان ژئوپليتيک ارائه شد، اهميّت فراوا – ني را در اين مطالعات دارد؛ چرا که زمينه هاي رقابت و برخودرهاي قرن بيستم را فراهم آورده است. نظريه هاي او به دو دليل داراي ارزشي ماندگارند: اولاً براي نخستين بار طبيعت يکپارچه جهان را مطرح مي ساختند و ثانياً اين نظريه ها موجب برانگيخته شدن بحث و مناظره تا پايان قرن بيستم شدند (موير، 1379: 370).
مکيندر در برابر نظريه ماهان که دسترسي به دريا را عامل قدرت مي دانست توجه جهانيان را به اهميت موقعيت هارتلندکه محصور در خشکي بود جلب نمود و معتقد بود هر کس بر هارتلند تسلط پيدا کند بر جزيره جهاني و در نهايت بر کل جهان مسلط خواهد شد. اين نظريه با تغيير در ساختار نظام بين الملل مورد بازبيني مکيندر قرار گرفت و اساس سياست خارجي قدرتهاي بزرگ را فراهم آورد سياست محصور سازي شوروي و يا مهار که براي مدت چهل سال از سياست خارجي آمريکا را تشکيل مي داد و تا فروپا – شي شوروي ادامه داشت مبني بر ريملند اسپايکن بود که با ايجاد اصلاحاتي بر نظريه مکيندر نظر قدرت ها را به اهميت حاشيه اي کشورها در اطراف اوراسيا جلب نمود که بايد مانند سدي در برابر نفوذ شوروي تقويت شود (ميرحيدر، 1386: 37).

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره دوران باستان، نقش برجسته، نفت و گاز Next Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، مصرف کنندگان، افغانستان، وزارت امور خارجه