مقاله درباره عوامل خانوادگی، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

ملي: هويت ملي بالاترين سطح هويت جمعي در يك جامعه است كه از يك طرف در درون جامعه ، نوعي همبستگي و انسجام بين اعضاي خود ايجاد مي كند و از طرف ديگر اين جامعه را به عنوان يك كل از جوامع ديگر متمايز و متفاوت نشان دهد. در تعريفي ديگر، هويت ملي را آگاهي يابي بر مجموعه ملت و نسبت دانستن خود به آن يا تعلق داشتن به آن مي دانند(ملايي نژاد، 1382).
2-12-7.هويت جنسي: هويت جنسي تجربه شخص از فرديت خود به عنوان مرد يا زن بودن است. تجربه خصوصي و دروني فرد از ابراز آشكار نقش جنسيت مي تواند منشا احساس هويت جنسي محسوب شود. به عبارت ديگر آگاهي فرد از طبيعت زيست شناختي خود و بينشي كه افراد نسبت به جنسيت و نقش ها و گرايش هاي متناسب با جنس خود دارند، بيانگر هويت جنسي آنان است(بي ريا، 1385).
2-12-8.هويت شغلي: فرايند پاسخگويي آگاهانه هر فرد نسبت به موقعيت شغلي خود است. اينكه چه شغلي داشته باشد و چه راهي را در اين زمينه در پيش گيرد و بدين ترتيب در جستجوي هويت شغلي خود باشد. در صورت وجود چنين هويتي در فرد نوعي احساس براي حركت و موفقيت در جنبه هاي مختلف شغلي به وجود مي آيد و لذا موانع موجود در راه موفقيت با اين احساس هويت، يكي پس از ديگري برداشته مي شود(حاجي خياط، 1382).
2-13.عوامل موثر در شكل گيري هويت
رشد هويت نوجواني تحت تاثير عوامل مختلفي است كه اهم آن را مي توان به شرح ذيل برشمرد.
2-13-1.عوامل شناختي
رشد شناختي تاثير مهمي بر شكل گيري هويت دارد. وقتي كه فرد در دوره نوجواني به مرحله تفكر عمليات صوري مي رسد امكان بسيار بهتري به دست مي آورد كه هويت آتي خود را ترسيم كند و به مسائل آن بيانديشد (تاج مزيناني، 1384)
نوجواناني كه معتقدند واقعيت مطلق هميشه دست يافتني است، هويت ضبطي دارند، و آنها كه اطمينان ندارند تاكنون چيزي را به طور قطع فهميده اند، از هويت پراكنده برخوردارند يا در حالت وقفه هستند. نوجواناني كه معتقدند براي انتخاب كردن از بين چندين ديدگاه مي توان از ملاكهاي منطقي استفاده كرد، احتمالاً هويت كسب كرده اند(برك، 2001،ترجمه سیدمحمدی،2001).
2-13-2.عوامل خانوادگی
كودكان نوپايي كه درك خود سالم دارند، از والديني برخوردارند كه حمايت و آزادي كاوش كردن براي آنها تأمين مي كنند. همين طور، در صورتي كه خانواده «پايگاه امني» باشد كه نوجوانان بتوانند با اطمينان از اين پايگاه به سوي دنياي بزرگتر بروند، رشد هويت تقويت مي شود. نوجواناني كه احساس مي كنند به والدينشان دلبسته هستند، اما در عين حال، آزادند تا عقايد خودشان را بيان كنند، هويت كسب كرده يا در حالت وقفه هستند. نوجواناني كه از هويت ضبط شده برخوردارند، معمولاً روابط صميمي با والدين دارند، اما از فرصت جدا شدن سالم بي بهره اند و نوجواناني كه دچار پراكندگي هويت هستند، از كمترين رابطه صميمانه و ارتباط آزاد در خانواده خبر مي دهند. (پاپيني1، 1994، به نقل ازبرک،2001، ترجمه سید محمدی،1384).
والدين و به تبع آن عملكرد خانواده در ميزان هويت يابي نوجوان نقش بسيار مهم دارد. والدين با دادن آگاهي و بينش به نوجوانان مي توانند آنها را در اجتماع بيمه كنند و فقدان والدين و عملكرد نامطلوبشان به هر دليل مي تواند نوجوان را دچار سردگمي و بحران كند (نجفي و همكاران، 1385)
2-13-3.عوامل مربوط به نظام آموزشي
رشد هويت به مدارس و جوامعي كه فرصتهاي گوناگوني براي كاوش تأمين مي كنند نيز بستگي دارد. اريكسون(1968) خاطر نشان كرد كه «ناتواني در كسب هويت شغلي بيش از هر چيز نوجوانان را آشفته مي سازد». كلاسهايي كه تفكر سطح عالي و فعاليتهاي فوق برنامه اي را ترغيب مي كنند كه نوجوانان را قادر مي سازند نقشهاي مسئول را بپذيرند، معلمان و مشاوراني كه دانش آموزان مرتبه اجتماعي – اقتصادي پايين را تشويق مي كنند وارد كالج شوند، و برنامه هاي آموزشي شغلي كه نوجوانان را در دنياي كاري بزرگسال غرق مي سازند، به كسب هويت كمك مي كنند. (كوپر2،1998، ترجمه سید محمدی،1384 )

1.Papini
2.Cooper

2-13-4.عوامل اجتماعي – فرهنگي
شايد بتوان گفت تاثير زمينه هاي اجتماعي – فرهنگي بر چگونگي شكل گيري هويت نوجوانان از ساير عوامل بيشتر است. اگر در خاطر داشته باشيد كه چگونه نوجوانان متعلق به فرهنگ هاي قديمي و نقاط دور افتاده و يا محيط هاي روستايي تحت تاثير زمينه هاي فرهنگي- اجتماعي خود هويت متناسب با شرايط محيط زندگي خود را شكل مي دهند و نيز نوجوانان فرهنگ هاي پيچيده و باز، تحت تاثير هويت ساير افراد آن جامعه و فرهنگ هستند، اهميت نقش عوامل زمينه ساز اجتماعي – فرهنگي آشكارتر خواهد شد.
در فرهنگ هاي قديم تر، نوجوانان از نظر شكل گيري هويت از بزرگسالان خود تقليد مي كردند. در فرهنگ هاي سنتي كنوني نيز چنين است: اما در فرهنگ هاي جديد و باز اين گونه نيست و تسليم طلبي در شكل گيري هويت جاي خود را به درگيري و جستجو طلبي داده است ( لطف آبادي، 1387).
2-13-5.رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي
هر چند برخي از صاحب نظران براكتسابي بودن هويت، به ويژه در عصر جديد تاكيد دارند اما برخي از آنان معتقدند هويت تحت تاثير جبرهاي اجتماعي، به ويژه تكنولوژي هاي قدرت شكل مي گيرد. بيشتر صاحب نظران مكتب انتقادي فرانكفورت و صاحب نظران امپرياليسم رسانه اي داراي چنين ديدگاهي هستند. به نظر برنارد كوهنبين ساختارهاي دانش، ساختارهاي سلطه و شكل گيري هويت رابطه وجود دارد(بابايي فرد، 1382).
در گذشته كه الگوها و نقش ها محدود بودند، هويت يابي نسبتاً آسان بود اما در جوامع صنعتي امروز و با توجه به تعدد منابع هويت يابي از جمله رسانه اي متعدد كه الگوهاي متنوع و متضاد را در فراروي نسل جوان و نوجوان قرار مي دهند، هويت يابي آنان يا با دشواري بسياري روبرو كرده است ( شجاعي، 1388).
بازيهاي كامپيوتري وسايت هاي اينترنتي مي توانند فرصتي بي نظير با تكنولوژي بالا را در اختياز نوجوانان قرار دهند تا دقيقاً همان كاري را كه اريكسون گفت بسيار ضروري است انجام دهند: امتحان كردن نقشهاي مختلفبراي اينكه ببينند كدام يك براي آنها از همه مناسب تر هستند(شولتزوشولتز، 2005 ترجمه سید محمدی،1386).

2-14.بحران هويت
بحران هويت عبارت است از عدم موفقيت يك نوجوان در شكل دادن به هويت فردي خود، اعم از اين كه به علت تجارت نامطلوب كودكي و شرايط نامساعد فعلي باشد، بحراني ايجاد مي كند كه بحران هويت يا گمگشتگي نام دارد (شاملو، 1388). به اعتراف همه صاحب نظران، جدي ترين بحران در طول زندگي انسان در خلال شكل گيري هويت او رخ مي دهد؛ چون شخص كه فاقد يك هويت متشكل قابل قبولي باشد در طول زندگي با مشكلات بسيار زيادي رو به رو خواهد شد. چنين شخصي در درجه اول از حقيقت وجودي خود و استعداد و توانمندي هايي كه دارد، آگاهي لازم ندارد در درجه دوم، از هدف خلقت و نقشي كه در نظام هستي بر عهده اوست بي اطلاع است، در نتيجه، از تشخيص شيوه درست ارتباط با ديگران و برخورد با پيش آمد نيز و پاسخ به اصلي ترين پرسش هاي زندگي عاجز است. مجموعه اين امور در نهايت ، او را دچار سردرگمي در اغلب موضع گيري ها مي كند. طبيعي است كه وقتي فرد خود را نشناخت و هدف از آفرينش جهان و انسان براي وي معلوم نگشت و با وظايفي كه در جامعه بر عهده دارد آشنا نشده نمي تواند نقش مثبتي در زندگي ايفا كند. بروز چنين وضعي و تزلزل فكري اعتقادي مهم ترين خطري است كه سعادت انسان را در طول حيات مورد تهديد قرار مي دهد(سيد نژاد، 1381). اريكسون وجود بحران را بهنجار قلمداد مي كند اما ناتواني در برخورد و كنار آمدن با آن را نابهنجار مي داند زيرا فرد را از داشتن هويتي محكم محروم مي سازد و اگر به طور موفقيت آميزي حل نشود، سردرگمي در نقش، فرار از خانه، بزهكاري و بيماري هاي شديد رواني را در پي خواهد شد(كاكيا، 1389)
به اعتقاد اريكسون آشفتگي هويت فرد در خلال شكل گيري هويت احتمال دارد شديدتر از هر زمان ديگر چه در گذشته و چه در آينده باشد و فرد از نوعي سردرگمي و آشفتگي نقش ها رنج ببرد، اين حالت سبب مي شود وي احساس كند منزوي، تهي مضطرب و مردد شده است. بنابراين زماني كه فرد يا جامعه از عناصر هويت ساز خويش مانند دين، زبان، نژاد، قوميت و فرهنگ آگاهي نداشته باشد و يا عناصر هويتي جايگاه خود را به عنوان شاخص هاي شناخت يك جامعه از دست بدهد و عناصر ديگر نيز به جاي آنها شناخته نشده باشد، فرد يا جامعه با بحران هويتي مواجه مي شود (اكبري، 1387).

در واقع كساني كه نمي توانند به هويت دست يابند گفته مي شود كه بحران هويت را تجربه مي كنند. آنها ممكن است از مسير زندگي بهنجار (تحصيل، شغل ، ازدواج، دور شوند، و شايد با ارتكاب به جرايم، اعتياد به مواد مخدر يا ساير رفتارهاي نا مطلوب اجتماعي، هويت منفي را جستجو كنند (شولتز8 و شولتز، 2005،ترجمه سید محمدی،1386)
2-15.پيامدهاي فقدان هويت
بسياري از افراد، هنگامي كه دچار بحران هويت مي شوند، احساس پوچي، از خود بيگانگي، تنهايي و غربت مي كنند، حتي گاهي به دنبال هويت منفي مي گردند، هويتي درست برخلاف آنچه جامعه و اوليا براي آنها در نظر گرفته است. بسياري از رفتارهاي ضد اجتماعي و ناسازگارانه نوجوان را مي توان از اين ديدگاه توجيه نمود. آثار و تبعات بعدي فقدان هويت را مي توان در پديده هايي، همچون مسئوليت گريزي، دلزدگي و بي تفاوتي جستجو كرد زيرا بطور طبيعي كسي كه نتوانسته پاسخي براي سئوالات اساسي خويش بيابد، در حقيقت انگيزه ، اي هم براي پرداختن به وظيفه خويش در قبال ديگران نخواهد داشت. دليل روشن آن هم، فاصله اي است كه ميان ارزش هاي فرد و جامعه به تدريج وجود خواهد آمد. ارزش هاي فرد، متمايل به انزوا و دوري از جمع وارزش هاي جامعه مبتني بر مسئوليت در مقابل جمع مي باشد (شرفي، 1380 ).
2-16.راه هاي ايجاد هويت سالم در نوجوانان
با ايجاد ارتباط صميمانه و آزاد مي توان هم حمايت عاطفي و هم آزادي پيدا كردن ارزشها و هدفها را براي نوجوان فراهم كرد. با فراهم كردن بحث هايي در خانه و مدرسه مي توان تفكر سطح عالي را در نوجوان ترغيب كرد و اين شرايط موجب مي شود تا نوجوان با يك انتخاب منطقي و اختياري از بين عقايد وارزش هاي متضاد مناسب ترين را انتخاب كند. ايجاد فرصت هايي براي مشاركت در فعاليت هاي فوق برنامه و برنامه هاي آموزش شغلي، به نوجوانان اين امكان را مي دهد تا دنياي كاري بزرگسالان را كاوش كنند و اختصاص فرصت هايي براي صحبت كردن نوجوان با بزرگسالان كه به رشد هويت رسيده اند، الگوها و توصيه هايي را براي كسب هويت در اختيار آنها مي گذارد كه نوجوانان به كمك آنها مي توانند در يابند چگونه مسائل هويت را حل كنند.(برقي ايراني، 1387).

2-17.تعاريف شادكامي
شادكامي كه هدف مشترك همه افراد است و همگي براي آن تلاش مي كنند، عبارت است از ارزشيابي كه فرد از خود و زندگي اش دارد(باس1،2000).
اغلب مردم آن چه را كه در رابطه با زندگي شان اتفاق مي افتد، خوب يابد ارزيابي مي كنند و طبيعاً آن ها قادر به قضاوت در مورد زندگي خود هستند . آن ها تقريباً هميشه هيجانات و خلقياتي را تجربه مي كنند كه يا مؤلفه اي خوشايند دارند كه منجر به يك واكنش مثبت مي شود و يا مؤلفه اي ناخوشايند دارد و واكنش منفي را مي طلبد. بنابراين همواره سطحي از شادكامي ذهني2 9بر زندگي مردم حاكم است، حتي اگر به طور هشيارانه به آن نپردازد (مظفري، 1382).
اصطلاح شادماني ذهني كه مترادف با «شادكامي» بكار مي رود (ميرز و دنير، 1995 به نقل از ليمبوميرسكي3، 2005)، داراي سه مؤلفه اوليه مي باشد، رضايت از زندگي، عاطفه خوشايند و عاطفه ناخوشايند . هر يك از اين سه مؤلفه مهم مي تواند به نوبت به تقسيمات فرعي تجزيه شود، رضايت كلي مي تواند به رضايت از حوزه هاي گوناگون زندگي از قبيل تفريحات، عشق، ازدواج، دوستان و … تقسيم شود. عاطفه خوشايند مي تواند به هيجانات ويژه اي از قبيل لذت، محبت و غرور تقسيم شود و بالاخره عاطفه ناخوشايند مي تواند به هيجانات و خلقيات ويژه اي از قبيل شرم، گناه، غمگيني ، خشم و اضطراب مجزا شود.(دنيرو بيسواس، دنير، 2000).
ارزيابي شخصي از خود ممكن است به شكل شناختي

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره عزت نفس، دختران نوجوان، سلامت روان Next Entries مقاله درباره بهداشت روان، عاطفه مثبت، درون داده