مقاله درباره عملیات روانی، امام حسین، امام حسین (ع)، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

دستگير كرد و نزد ابن زياد برد كه وى را كشت. به اين ترتيب در كوفه هيچ جوان بالغى نماند، مگر اينكه در نخيله به سپاه پيوست». (الشاوی،1383: 99)
سرانجام واقعه عاشورا در سال 61 هجری رخ داد و امام حسین (ع) به شهادت رسید، اما اين رويداد همانند جمل به يك پيروزى قطعى و محدود منتهى نگشت و مانند صفين ناتمام نماند؛ بلكه پس از مدتى كوتاه، به طور كامل به سود اسلام ناب محمدى پايان پذيرفت و تلاشهاى پنجاه ساله حركت نفاق به نقطه صفر رسيد. زيرا با ريخته شدن خون مقدس حسين (ع) در عاشورا اسلام ناب محمدى از اسلام اموى جدا گرديد. حكومت اموى پس از ريختن خون حسين (ع) ديگر نتوانست خود را در زير پرده تزوير پنهان كند و توان گمراه سازى امت اسلامى را در زمينه دينى، روحى و تبليغاتى از دست داد. اين يكى از روشن‏ترين افقهاى فتح حسينى بود، و چنانچه واقعه كربلا نبود حكومت بنى اميه به نام دين، ادامه مى‏يافت و براى مردم اين ذهنيت پيش مى‏آمد كه اسلامى جز اسلامى كه امويان از آن دم مى‏زنند وجود ندارد و در اين هنگام فاتحه اسلام خوانده مى‏شد.
9-5 رسانه های تبلیغاتی اموی پس از واقعه عاشورا
زمانی که خبر آمدن اسیران به ابن زیاد رسید، وی دستور داد «جارچیان» در سطح شهر کوفه این مطالب را به آگاهی مردم برسانند:
مردم، شهر را آذین ببندند و به شکرانه پیروزی یزید با پوشیدن لباس نو و آرایش نمودن، مراسم جشن پیروزی را برگزار کنند.
افرادی که به استقبال اسیران و خارجیان می روند، نباید سلاح همراه خود ببرند.
هم زمان با ورود اسیران و سرهای شهیدان، صدای بوق ها و طبل ها در شهر نواخته شد، در حالی که بازار کوفه تعطیل و مغازه ها بسته شده بود و مأموران ضدّ شورش در نقاط مختلف شهر به نگهبانی می پرداختند.
سپس جارچیان در کوچه ها و خیابان ها می گفتند:
امروز ابن زیاد به عموم مردم اجازه داده است تا جهت گفتن تبریک، به کاخ او بروند. (کاشانی،۱۳۸۹: 392-396)
شیخ صدوق در این باره می نویسد:
«بَعَثَ البَشائِرَ إلیَ النَّواحی بِقَتلِ الحُسَینِ(ع)، ابن زیاد نامه ها و افرادی را به اطراف کوفه گسیل داشت تا خبر کشته شدن امام حسین(ع) را [به کارگزاران و مردم] بشارت دهند». (همان: 400)
اما عده ای از مردم بر خلاف تبلیغات دستگاه اموی به گوشه هایی از حقیقت آگاه شده بودند و پس از درک حقیقت عاشورا توسط برخی از مردم و آنهایی که بوسیله بیدار گری های امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) بیدار شده بدند دستگاه تبلیغی و سخن پراکنی یزید، برای در امان ماندن از هجوم انتقادات و اعتراضات مردمی، به تکاپو افتاده و در محافل و مجالس گوناگون نیروهای رسانه ای را فرستاده تا هر یک به شیوه و شگردی «جنایات یزید» را توجیه و تفسیر کنند. در اینجا به برخی از عناوین و تیترهای عملیات روانی بنی امیه، اشاره می کنیم:
قتل حسین و یارانش، قضا و قدر الهی بود. (شفیعی ،۱۳73: 228-229)
عبیدالله بن زیاد، دستور شهادت آنان را صادر کرده است، پس بر او لعنت باد. (کاشانی،۱۳۸۹: 429)
فرماندهان اعزامی به کربلا (ابن سعد، شمر، ابن اشعث و خولی) مقصر هستند. (همان: 429)
ما حاضر هستیم دیه و خون بهای آنها را بپردازیم. (همان: 430)
آنها چون بر خلیفه اسلام، اولی الأمر و امیرمؤمنان یزید خروج و شورش کرده اند، بر اساس فتاوای امثال شریح قاضی، کشته شده اند. (شفیعی ،۱۳73: 227-228)
یزید طبق اجتهاد و برداشت فقهی و حکومتی اش، حکم قتل آنان را داده است. (کاشانی،۱۳۸۹: 431)
یزید از وقوع این حادثه، پشیمان شده و توبه کرده است. (همان)

10- پایان بنی امیه
همانگونه که در بخش های پیش به آن اشاره کردیم سیاست های یزید همواره بانوعی زور و خون ریزی عجین بود و در این راستا چندان نمی توان از عملیات روانی سخن بمیان آورد، خصوصاً بعد از واقعه عاشورا که اوضاع کاملا ً به سمت نظامی گری پیش رفت از این رو در اشاره ای گذرا سلسله بنی امیه را مرور خواهیم کرد.
پس از مرگ يزيد، دوره ي بسيار كوتاهي «معاويه دوم» به خلافت رسيد كه پس از چند ماه، با كناره گيري او و خلافت برادر خردسالش زمينه هاي به حكومت رسيدن «مروانيان« فراهم شد و بدين وسيله حدود 90 سال سلطه ي «امويان» در شام پايان يافت.
10-1 مروان بن حکم
مروان بن حکم بن ابي العاص که هر مسلماني از تاريخچه ننگين اين مرد کم و بيش مطلع است.
در این خصوص ابو جعفر اسکافي گويد:
اما مروان بن الحکم حقيرتر و کوچک تر از آن است که او را در عدد اصحاب پيامبر به شمار آوريم حتي آن دسته از اصحاب پيامبر که آنان را مورد طعن قرار داده و نظر سوء خود را درباره آنان توضيح داديم، زيرا که مروان خودش و پدرش حکم بن ابي العاص به کفر و الحاد تظاهر مي کردند و آنان رانده شده ي پيامبر (صلي الله عليه و اله وسلم) بوده و پيامبر آنان را مورد لعن خود قرار داده بود پدرش دشمن پيامبر بود و راه رفتن حضرت را مورد تمسخر قرار مي داد، براي او زبان خود را در مي آورد و چشمک مي زدو حضرتش را مورد استهزاء قرار مي داد و مردم را عليه او مي شورانددر حالي که او در اختيار پيامبر و در مرکز دعوت او قرار داشت و او مي دانست هرگاه پيامبر بخواهد مي تواند او را بکشد آيا اين اعمال به جز از دست دشمني کينه توز که داراي حقد و کينه شديد است صادر مي شود او به اين اعمال ننگين خود آن قدر ادامه داد تا اين که پيامبر او را از مدينه اخراج کرد و به طائف تبعيد نمود. اما مروان فرزندش از نظر اعتقادات خبيث تر و ملحد تر از پدرش بود و کفر و الحادش بيش از پدرش بود.(کاوش،1383: 5)
تمامي سياست هاي شوم تبليغي معاويه در زمان مروان نیز دنبال گرديد ابن حجر گويد:
چون مروان فرماندار مدينه شد هر روز جمعه بر فراز منبر علي (عليه السلام) را بدگويي مي کرد  پس از او سعيد بن العاص فرماندار مدينه شد سعيد بدگويي نمي کرد،مجددا مروان به مقام خود بازگشت و بدگويي را آغاز نمود،امام حسن (ع) به اين موضوع اگاهي داشت وليکن سکوت اختيار مي کرد و وارد مسجد نمي شد مگر در هنگام اقامه نماز، مروان به اين اندازه راضي نبود ، تا اينکه شخصي را نزد او  و  به خانه اش فرستاد تا در حضور او از علي بدگويي نمايد… (کاوش،1383: 5)
10-2 وليدبن عقبه بن ابي معيط

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره امام حسن (ع)، اقدام به جنگ، نامه نگاری، صلح حدیبیه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مواد معدنی