مقاله درباره علوم ارتباطات

دانلود پایان نامه ارشد

مسئله در ابتدا محقق به طرح “سؤالات تعاملي” ميپردازد. بنابراين تمركز محقق بر روي مشاهدات و مصاحبهها بوده و به بهترين نحوي كنش و كنش متقابل كنشگران را مورد تحليل قرار ميدهد. (استراوس & کوربين, 1385)
تئوري زمينهاي به‌طور خلاصه در سه گام طي ميشود. گام اول، جمعآوري دادههاست. گام دوم تحليل دادههاست و گام سوم تئوريسازي است. بر اين اساس، پس از انجام مصاحبهي اول، دادهها از دل مصاحبههاي عميق گردآوري و استحصال شده و به تحليل دادههاي اوليه در مرحله اول پرداخته ميشود. مرحله بعدي به کدگذاري اختصاص دارد که در آن به تحليل و تعبير و تفسير دادهها پرداخته ميشود و چگونگي آن برحسب نوع آموزش، تجربه و هدف محقق تغيير ميکند.
لب كلام تئوري زمينهاي تشخيص و شناسايي موضوعات يا تمهاي موجود در متن و كدگذاري متن از لحاظ وجود يا عدم وجود اين تمهاست. كدگذاري، جريان آزاد متن را به مجموعهاي از متغيرهاي اسمي تبديل ميكند. در تئوري زمينهاي كدگذاري به معناي رمزگشايي و تفسير دادهها و شامل نام‌گذاري مفاهيم و تبيين و بحث از آن‌ها با جزييات بيشتر است. (شيري, 1387)
در مرحله نهايي به تئوريسازي پرداخته ميشود. بزرگ‌ترين عرصه آشفتگي در تئوري زمينهاي، ماهيت و معناي تئوري توليد شده است. تئوري از منظر گلاسر و استراوس نوعي استراتژي مديريت دادههاي تحقيق از طريق ارائه شيوههاي مفهومسازي جهت توصيف و تبيين آنهاست. گلاسر و استراوس بر اين باورند كه نظريههايي كه در گراندد تئوري، توليد ميشوند تئوري بزرگ و کلان آن‌گونه كه موردنظر مرتون و گيدنز ميباشد نيست. درواقع اين تئوريها هيچگاه روايت‌هاي بزرگ و کلان توليد نميكنند. ضمن آنكه در مقابل، اين تئوريها، فرضيههاي عملياتي و اجرايي كوچكي هم نيستند كه ما بتوانيم در طول روز و زندگي روزمره آن‌ها را بكار ببريم. (Glaser & Strauss, 1997)

4-3. جامعه آماري يا جامعه مورد بررسي
در تحقيق کيفي، “جامعهي مورد بررسي” همان “جامعهي آماري” است. در پژوهش حاضر، “جامعهي مورد بررسي” افراد خبرهاي هستند که مورد مصاحبه قرار گرفتند.
افراد خبرهي مورد مصاحبه، افرادي هستند که واجد حداقل يکي از اين دو ويژگي بودهاند. اول اينکه تحصيلات دانشگاهي آنان، در سطح کارشناسي ارشد و يا دکتراي يکي از رشتههاي مديريت رسانه، علوم ارتباطات يا علوم سياسي و يا رشتههاي مربوط به حوزه رسانه بوده باشند. دوم آنکه دست‌کم ده سال سابقهي تجربي در حوزهي رسانه را داشته باشند. فهرست اين افراد در بخش مربوط به توضيحات مصاحبه عميق آورده شده است.

5-3. روش نمونه‌گيري و محاسبه حجم نمونه
در تحقيق كيفي معمولاً از نمونهگيري احتمالي خودداري ميشود زيرا اين روش مناسبي براي يافتن افراد با اطلاعات غني و مطلوب نيست. (صلصامي, 1382)
نمونهگيري در تئوري زمينهاي برخلاف نمونهگيري متعارف است. يعني در اين روش، نمونهگيري موردنياز، “نمونهگيري نظري109” است ؛ که بر اساس سازههاي به لحاظ نظري مرتبط انجام ميگيرد (Chamberlain, 1995). نمونهگيري نظري نمونهگيري آماري نيست. در اين شيوه نمونهگيري ممکن است برخي مواقع تنها از يك تعداد گروه كم، براي ساخت يك مقوله و مواقع ديگر از گروههاي زيادي براي اين كار استفاده شود. ازآنجاکه پروراندن نظريه متكي به انجام مقايسههايي است، مواردي افزوده ميشوند تا اين كار تسهيل گردد. در اين فرايند يكي از مفاهيم مهم “اشباع نظري” است. موارد تا جايي افزوده ميشوند كه ديگر بينش و بصيرت افزوده نگردد؛ تا وقتي‌که پژوهشگر متوجه شود كه ديگر چيز تازهاي کشف نميشود. (بليکي، 1384؛ فليک، 1387)
در وراي انجام نمونهگيري از دادهها، به خاطر ارزش نظري آن‌ها، پژوهشگر از شيوهي نوخاسته110 نيز استفاده ميکند. شيوهي نوخاسته در روش تحقيق گراندد تئوري، فرآيندي است که در آن پژوهشگر، دادههايي را گردآوري ميکند، بلافاصله مورد تحليل قرار ميدهد؛ نه اينکه صبر کند تا تمام دادهها گردآوري شود. (بازرگان, 1389) اين عمل، گردآوري و تحليل دادهها به‌صورت زيگزاگ است، که تا سر حد اشباع پژوهشگر در يک مقوله، صورت ميگيرد.

تصوير 2-3 جمع‌آوري و تحليل داده‌ها به صورت زيگزاگ

حجم نمونه طبق قاعده اشباع مشخص ميشود. ضمن آنکه حداقل با 15 نفر مصاحبه انجام داده شد.
قاعده کلي به هنگام نظريه‌سازي اين است که به گردآوري داده‌ها تا زماني که مقوله‌ها اشباع شوند بايد ادامه داد. يعني تا زماني که: الف) هيچ داده جديد يا مرتبط به يک مقوله به دست نيايد؛ ب) مقوله از لحاظ ويژگي‌ها و ابعاد به‌خوبي پرورش يافته باشد و گوناگوني‌هاي آن را به نمايش بگذارد؛ و ج) مناسبات ميان مقوله‌ها، به‌خوبي مشخص و اعتبارشان ثابت شده باشد. اگر فرآيند تحقيق به مرحله اشباع نظري همه مقولات نرسد؛ نظريه ناهموار و فاقد غنا و دقت است. (استراوس & کوربين, 1390)
لذا هرمقوله زماني به اشباع مي‌رسد که ديگر هيچ اطلاعات تازه‌اي در جريان کدگذاري به‌دست نيايد. يعني هيچ ويژگي، بعد، شرايط، عمل/تعامل، يا پيامد جديدي در داده‌ها مشاهده نشود. (استراوس & کوربين, 1390)
در تحقيق حاضر نيز در مصاحبه 13، پژوهشگر به حد اشباع رسيد و در مصاحبه‌هاي بعدي نيز اطلاعات افزوده‌اي دريافت نکرد. اما براي اطمينان بيشتر دو مصاحبه ديگر را نيز ترتيب داد و از رسيدن به مرز اشباع اطمينان بيشتري حاصل نمود.
6-3. روش تجزيه‌وتحليل اطلاعات
گراندد تئوري، سه عنصر اصلي دارد كه عبارت‌اند از “مفاهيم111″، “مقولات112” و “قضايا113” ايجاد هر يك از اين عناصر مستلزم تحليل دادههاست كه محور اصلي روش گراندد تئوري، به شمار ميرود. اين سه عنصر در جريان تحليلي كدگذاري پديدار شده و به يكديگر متصل ميشوند. اين روش به‌عنوان يك كل، در نظر گرفته شده است. “گردآوري اطلاعات” و “تحليل دادهها” پويشهايي هستند كه به‌شدت به يكديگر وابستهاند و ميبايد به‌طور متناوب صورت گيرد. زيرا تحليل، نمونهگيري از دادهها را هدايت ميكند. تحليل دادهها براي هر مورد مستلزم ايجاد مفاهيم از طريق فرايند “كدگذاري يا رمزگذاري” است. در اين فرايند دادهها تجزيه يا شکسته شده، مفهومسازي شده است و به شيوههاي جديد در كنار يكديگر قرار ميگيرند. اين فرايند اصلي است كه با آن نظريهها از دادهها ساخته شده است. دو رويه تحليلي مقايسه كردن و پرسش كردن در جريان كدگذاري اساس كار نظريه زمينهاي ميباشد (استراوس & کوربين, 1385)
“مقايسه کردن” که از مهم‌ترين تكنيكها براي افزايش حساسيت نظريهاي و پرورش “تخيل خلاق” ميباشد؛ در مسير كدگذاري اتفاق ميافتد، از طريق مقايسه بين مفاهيم استخراج شده است كه مقولههاي مشابه يا متفاوت انتخاب ميگردند و دوباره “مقولههاي” جديد به وجود ميآيند.
در تئوري زمينهاي كدگذاري به معناي رمزگشايي و تفسير دادهها و شامل نامگذاري مفاهيم و تبيين و بحث از آن‌ها با جزئيات بيشتر است. كدگذاري در تئوري زمينهاي برخلاف تحليل محتوي -كه مبتني بر رويكرد قياسي است_ به شيوهاي استقرايي صورت گرفته است. نوريس بيان ميكند كه رويكرد استقرايي در تکامل نظريه بر اساس شواهد تجربي ميباشد. وي تأکيد ميكند كه در فرايند جمعآوري و تحليل شواهد تجربي مفاهيم شکل ميگيرد كه پديده مورد مشاهده را توضيح ميدهد. رکن نظريه بر مبناي استقرايي همراهي منظم و دستههاي حوادث ميباشد (ليتل, 1386, ص. 28). و لذا الگويي را بايد تدوين نمود كه توان پژوهشگر را در توضيح و تشريح مشاهدات بالا ببرد. (صلصامي و ديگران, 1385, ص. 113)
در تحليل قياسي فرضيات مقدم بر كدگذاري هستند و هدف پژوهشگر، آزمون فرضيات و اثبات آن‌ها است. درحالي‌که كدگذاري در تئوري زمينهاي، جنبة اکتشافي دارد. در تئوري زمينهاي، كدگذاري دادهها به سه شكل انجام ميگيرد كه البته امكان ‌همپوشاني در اين اقسام نيز وجود دارد. گونههاي كدگذاري دادهها در روش تئوري زمينهاي عبارت‌اند از: كدگذاري باز114 ، كدگذاري محوري115 و كدگذاري گزينشي116
در پژوهش حاضر، دادهها با رويكرد استراوس و كوربين، تحليل خواهند شد. به اين منظور كليه مصاحبهها و يا دادههاي به‌دست‌آمده از بررسي منابع کتابخانهاي و اسنادي، خط به خط، خوانده و به كرات بازنگري و كدگذاري باز، محوري و گزينشي يا انتخابي انجام شد.
پس از جمعآوري دادهها در هر مرحله، فرايند كدگذاري117، كه مرکزيت تحليل در روش گراندد تئوري را تشكيل ميدهد، بر مبناي اطلاعات جمع‌آوري‌شده در هر مرحله صورت ميگيرد؛ در گام نخست که کدگذاري باز118 نام دارد، از ميان اطلاعات جمعآوري شده، “مقولهها119″، در قالب كدها، به‌عنوان مفاهيم پنداشتي اوليهي نهفته در بطن دادهها انتخاب ميگردند تا تقريب به اشباع مقولهها از طريق رويکرد مقايسهاي پيوسته120 صورت بپذيرد. (بازرگان, 1389, ص. 125) سپس بايستي براي تبيين مقولههاي زمينهاي و مياني، به كدگذاري محوري121 و تکوين پارادايم کدگذاري122 پرداخت. “در اين فرايند، يک مقولهي اصلي (هستهاي)123 از فهرست مقولههاي باز انتخاب ميشود و در مرکزيت فرايند کدگذاري محوري به‌عنوان مقولهي محوري قرار داده ميشود.” اين اطلاعات، اساس پارادايم کدگذاري را شکل ميدهند. (بازرگان, 1389, ص. 125) درنهايت كدگذاري گزينشي124 از طريق مرتبط کردن مقولهها در پارادايم کدگذاري در جهت تکوين نظريه، صورت ميگيرد. اين مرحله مستلزم نوشتن حکايتگونه يا روايتي است که ارتباط ميان مقولهها را نمايان ميکند. (بازرگان, 1389, ص. 125)
در اين پژوهش، اين کدگذاري‌ها پس از پياده‌سازي متن مصاحبه و مرور آن،‌ به ترتيب در محيط اکسل توسط محقق کدگذاري شد و در جدول‌هاي مربوطه به ترتيب کدهاي باز و محوري قرار داده مي‌شد و در مقولات بزرگ‌تري براي دستيابي به کدهاي گزينشي، تدوين شد. نمونه‌اي از اين فرم اکسل، در زير آورده شده است:
Figure 1
Figure 2

رقابت
رقابت در سپهر رسانه‌اي- براي تصرف قلب و ذهن مخاطب
دو فضاي رقابتي موضوعيت دارد. اين دو به هم وابسته‌اند و مي‌بايست به‌موازات يکديگر پيش بروند. ابتدا فضاي رقابتي در سپهر رسانه‌اي است که در آن، رقابت ميان ما و ديگران که در بيرون مرزهاي ما فعال‌اند، بر سر تصرف قلب و ذهن مخاطب و جذب او جريان دارد. اين رقابت با جديت تمام به توليد محتوا براي جلب و به چنگ آوردن مخاطب مي‌انجامد.

رقابت رسانه‌هاي خودي- براي افزايش کيفيت و کميت
فضاي دوم، رقابت داخلي ميان رسانه‌هاي خودي است، چراکه با اين رقابت، کيفيت و کميت رقم مي‌خورد و به وضع مطلوب نيل مي‌کند. فرض کنيد، بخش‌هاي مختلف خبري ما بدون هيچ تغييري خبر پخش نمايند و هيچ رقابتي باهم نداشته باشند، نه وجه تمايز و مزيتي براي جلب مخاطب خواهند داشت و نه قادر به رقابت با رسانه‌هاي رقيب خواهند بود. اکنون در بخش‌هاي خبري صداوسيما، چنين وضعيتي وجود دارد و بخش‌هاي خبري، بدون کوچک‌ترين تغييري، اخبار را از روي سايت واحد مرکزي خبر برمي‌دارند و بدون پرداخت مجدد استفاده مي‌کنند و اين به دليل عدم رقابت ميان آن‌هاست، اگر رقابت و درنتيجه ارزيابي کيفي ميان اخبار آن‌ها به وجود آيد، مخاطبان نسبت به همه بخش‌هاي خبري مشتاق مي‌شوند. با تعريف چنين رقابتي، چينش بهتر رسانه‌ها و برنامه‌ها، در آرايش رسانه‌اي به وجود مي‌آيد.

انحصار رسانه‌اي مانع رقابت
اگرچه وجود انحصار رسانه‌اي در کشور ما، تا حدي جلوي رقابت را گرفته است؛ اما درعين‌حال، اين امکان وجود دارد که با وضعيت موجود هم بتوان فضاي رقابتي ايجاد کرد.
نيروي انساني
جذب و آموزش، متناسب با مأموريت
براي رسانه‌هاي خودي بايد تعريف مأموريت نمود و به‌صرف راه‌اندازي شبکه نمي‌توان خود را واجد آرايش رسانه‌اي دانست. در حال حاضر ما 160 شبکه راديويي و تلويزيوني داريم که بايد يک برنامه مناسب و جامع براي آن‌ها داشت. که براي آن بايد، در حوزه نيروي انساني، براي جذب، آموزش و تربيت آن‌ها بايد برنامه داشت و آن‌ها را به‌تناسب اهداف و مأموريت‌هاي سازمان رسانه‌اي، جذب و تربيت نمود. و ويژگي‌هاي مورد نياز براي هر نيرو را مشخص

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره علوم ارتباطات، روش پژوهش، امام صادق Next Entries مقاله درباره علوم ارتباطات