مقاله درباره عزت نفس، دختران نوجوان، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

معمول و ضروري در رشد است. هويت انتزاعي پيچيده است كه كودك به دليل محدويت تفكرش كه در سطح عمليات عينی است نمي تواند آن را به موقع درك كند.

10Freud
2.Schultz
با ظهور عمليات صوري است كه نوجوانان مي تواند بصورت درون نگرانه به وحدت و يكپارچه بيانديشد و در اين زمان بسياري از آنان حساس مي شوند به اينكه فقط بازيگر نقش هاي مختلف هستند و كليت به اين ترتيب آرماني است كه در اواخر نوجواني درك مي شود و ممكن است كه با جديت پي گيري شود. فرد بايد در اواخر نوجواني عناصر هويت خود از قبيل منش شخص، چهره، استعدادها، علايق، ترسها، تعارضات و خاطرات در يك كل دوام پذير يكپارچه كند(كروگر،1985).
2-8.مشكلات نوجوانان در هويت يابي
1) نهايت گرايي
درجاتي از نهايت گرايي در نوجواني بهنجار است. آزمون نقش هاي جديد و طريقه هاي جديد تفكر شكلي سالم و ضروري براي آزمايش است. با اين حال شكستن هويت كودكي در افرادي خاص ممكن است اضطرابي بيش از حد را برانگيزد كه موجب توسل او به يك هويت نابالغ نهايت گرا گردد. استقلال – وابستگي، پرخاشگري- اطاعت تعارض هايي هستند كه ممكن است نوجوانان براي تمام يا بعضي از آنها راه حل هاي نهايت گرا اتخاذ كند. براي مثال نوجواني كه از وابستگي خود در رنج است اما آنقدر امنيت ندارد كه خانه را ترك كند ممكن است در خانه به عنوان يك تصميم شبانه روزي بي ملاحظه باقي بماند. در نهايت ديگر، كسي است كه در مورد وابستگي بسيار نگران و نا ايمن است و از كوچكترين نشانه وابستگي به خاطر ترس از بازگشت به وضعيت كودكي احساس خطر و از والدين دوري مي كند. نوجواني كه در هويت يابي دچار اشكال است اغلب در مقابل والدين و ساير نهادهاي اقتدار سر پيچي مي كند. و در عين حال به به بعض از الگوهاي اقتدار متوسل مي شود براي اينكه با كسي كه تعريف روشني از نقش خود در زندگي دارد همانند سازي كند(آقا محمديان و شيخ روحاني، 1382).
2- گريز از واقعيت.
بسياري از نوجوانان در اجتماع احساس آسودگي ندارند. براي مثال احساس مي كنند كه داراي بدن بدتركيبي هستند و از جنسيت خود ناراضي و حتي شرمگين اند. اين نا آسودگي باعث مي شود كه از فعاليت ها ارتباطات اجتماعي دوري كنند و از واقعيت اجتماعي به انفعال و خيال پردازي در مورد موقعيت هاي رمانتيك، ورزشي و اجتماعي روي آورند. گريز از واقعيت نيز مانند نهايت گرايي هم مي تواند جنبه اي بهنجار در نوجواني باشد و هم مي تواند آسيب زا گردد. در حقيقت اين آسيب شديد ترين خطر در رشد دوره نوجواني است و آنهايي كه داراي اضطراب هاي اجتماعي شديدتري هستند و كساني كه در مورد ابراز عواطف و به عهده گرفتن نقش هاي ممكن، بيشترين تعارض را دارند به دنياي تخيلات و روياها پناه مي برند با اين اميد كه از ترس و دردي كه انتظار دارند از تماس با ديگران نصيبشان خواهد شد اجتناب كنند. سرانجام حالت گريز از واقعيت شكلگيري هويت اسكينروئيد است و مي تواند از طريق دائمي زندگي فرد گردد. (ماركستروم- آدامز1 و همكاران، 1993).
2-9.پايگاه هاي هويت از نظر مارسيا
جيمز مارسيا پس از اريكسون به اين نتيجه رسيد كه شكل گيري هويت در مراحل مختلفي صورت مي گيرد. او دو روند را در شكل گيري هويت اساسي تلقي مي كند كه عبارتند از بحران و تعهد. (بي ريا،1385)مارسيا با توجه به اين دو روند چهار سبك را براي هويت معرفي مي كند: 1- هويت آشفته يا سردرگم(پراكندگي هويت)، 2- هويت زود شكل گرفته (ضبط هويت) 3- هويت به تعويق افتاده (وقفه) ،4- هويت پيشرفته (كسب هويت).( برک.2001)
1- هويت آشفته يا سردرگم (پراكندگي هويت)
2- مشخصه اصلي اين نوع هويت بي تفاوتي همراه با فقدان تعهد و جستجوگري است. اين افراد عمدتاً بي تفاوت و بي علاقه هستند و نقش هاي اجتماعي را امتحان نموده، به سرعت ترك مي نمايند و خود را به دست سر نوشت و شانش مي سپارند و هر كاري كه جماعت انجام دهند با آنها هم داستان مي شوند. عزت نفس كمي دارند، تكانشي هستند و تفكري نا منظم دارند( برك،2001،ترجمه سید محمدی1384 ).آنان نه به ارزشها و باورهاي معيني رسيده اند و نه كوششي براي دستيابي به آنها به عمل مي آورند. با آنكه اين گروه هيچ آزمايش و كوشش قابل ملاحظه اي در اين مورد نكرده اند فكر مي كنند چنين كوششي بسيار دشوار و مستاصل كننده است (لطف آبادي، 1380).

Markstrom-adams1
3-هويت زود هنگام (ضبط هويت)
افرادي كه هويت ضبط شده دارند، خود را به ارزشها و اهدافي متعهد ساخته اند بدون اينكه گزينه هاي ديگر را بررسي كرده باشند. در عوض آنها هويت حاضر و آماده اي را مي پذيرند و ضبط مي كنند كه يك فرد مقتدر (معمولاً والدين اما گاهي معلمان، رهبران مذهبي، يا معشوقهاي رمانتيك) آن را براي ايشان برگزيده است.(برك، 2001،ترجمه سید محمدی1384)
افرادي كه در ضبط هويت گرفتار شده اند، متحجر، متعصب و انعطاف ناپذير هستند. برخي از آنها تعهدات خود را به صورت دفاعي بكار مي برند و هرگونه اختلاف عقيده اي را تهديد قلمداد مي كنند(كروگر، 1995). اغلب آنها مي ترسند افرادي كه براي محبت و عزت نفس به آنها وابسته هستند طردشان كنند(استريت ماتروپیت ،1996، به نقل از برک، 2001).
4-هويت به تعويق افتاده (وقفه)
تعويق هويت به معناي جستجوگري فعال همراه با تعهد اندك است. در اين حالت هويت، فرد نياز دارد كه خود را در تجارب مختلف بيازمايد تا به شناخت عميقي در مورد خود برسد. حالت تعويق ممكن است همراه با پريشاني واسترس باشد و در نتيجه اين افراد در مقايسه با ساير حالت ها بيشتر تمايل دارند كه مدت كمتري در حالت تعويق باقي بمانند(شووارتز1، 2001)

1. Schwartz

5- هويت پيشرفته (كسب شده):
افرادي كه هويت كسب كرده اند، مثلاً گزينه ها را بررسي نموده و به يك رشته ارزشها و اهدافي پاي بند هستند كه خودشان آنها را برگزيده اند. آنها احساس سلامت رواني مي كنند. در طول زمان از احساس يكساني برخوردارند. و مي دانند راه به كجا مي برند(برك 2001،ترجمه سید محمدی،1384)
نوجواناني كه هويت كسب كرده اند يا فعالانه آن را كاوش مي كنند. احساس عزت نفس بيشتري دارند، به حتمال بيشتري به صورت انتزاعي و نقادانه فكر مي كنند، بين خود آرماني و آنچه اميدوارند كه بشوند) و خود و اقعي شان شباهت بيشتري وجود دارد، و در استدلال اخلاقي پيشرفته هستند(جو سلسون1، 1994؛ مارسيا و همكاران 1993، به نقل از برک،2001،ترجمه سید محمدی،1384). در ضمن افرادي كه هويت كسب كرده اند كمتر خود محور هستند و در مورد نشان دادن خود واقعي شان به ديگران احساس ايمني بيشتري مي كنند(اوكانور2، 1995،به نقل از برک،2001 )
2-10.تفاوتهاري جنسيتي و هويت
در خصوص تفاوتهاي جنستي هويت، اريكسون اعتقاد داشت كه تحول هويت در زنان و مردان متفاوت است. به نظر مي رسد كه تفاوتهاي جسماني احتمالاً در جريان تحول هويت تاثير گذارد. تحقيقات انجام شده طي سالهاي 1960 – 1970 نظر اريكسون را درباره تفاوتهاي جنسيتي موجود در شكل گيري هويت را تاييد كردند. در سالهاي قبل از 1980، دست يابي به هويت جداگانه بررسي مي شد چون گمان مي رفت هر جنس به گونه اي متفاوت به هويت مي رسند، اما از 1980 به بعد در بررسي ها هر دو جنس را با هم در نظر گرفتند و تفاوت ها و شباهت ها را بين دو جنس در شكل گيري هويت مطالعه كردند( آقا جاني، 1381).
در زمينه رابطه جنس و هويت يابي پژوهش هاي مختلفي انجام شده از جمله بر طبق پژوهش هاي استرنبرگ37در مورد، استقلال و وابستگي ،رشد هويت مردانه بيشتر بر اساس استقلال است تا وابستگي، درست در مقابل رشد هويت زنانه كه بيشتر بر محور وابستگي است(پرهيزگار، 1388).
يك زماني پژوهشگران تصور مي كردند كه تشكيل هويت دختران نوجوان به تعويق مي افتد و در عوض آنها بر مرحله ششم اريكسون، پرورش صميميت تمركز مي كنند، البته، دخترها در زمينه هويت مرتبط با صمميت، مانند مسايل جنسي و اولويتهاي خانواده در برابر شغل، تعقل پيشرفته تري از پسرهانشان مي دهند. غير از اين مورد، فرايند و زمان شكل گيري هويت در هر دو جنس يكسان است.(آرچر و واترمن، 1994،به نقل از برک،2001،ترجمه سید محمدی،1384).
2-11.ويژگي هاي هويت
مفهوم هويت داراي ويژگي ها و خصوصياتي است كه اين ويژگي ها باعث اختلافات بسيار در مورد تعريف آن شده و محققان رشته هاي مختلف را به بحث درباره آن وا داشته است. در اينجا به چند مورد از مهم ترين آنها اشاره مي شود.
1- چندلايگي: اصولاً هويت، امري چند لايه يا چند سطحي است. اين لايه ها و سطوح هويت، زندگي انساني را از هستي دروني فرد تا هستي جهاني در بر مي گيرد. لايه یا سطح اوليه آن در مقياس فردي است. سطح دوم هويت مربوط به هويت گروهي است كه مي تواند در مورد قوم، قبيله، طايف، محله و غيره مطرح شود. سطح سوم، هويت ملي است كه ناشي از تعلق فرد به يك كشور يا يك ملت است. و بالاخره در سطح چهارم مي توان از هويت هاي فرا ملي نام برد. در اين سطح عوامل و ارزش هاري چون دين مطرح مي شوند كه معمولاً نمي توان آنها را در چارچوب يك كشور يا يك ملت محدود ساخت(كمالي اردكاني، 1383).
2- پويايي: اصولاً بر خلاف تصور افرادي كه فكر مي كنند هويت امري ايستا و بدون تغيير و دگرگوني است. يكي از ويژگي هاي هويت پويايي و تحول آن است. در واقع در ماهيت هويت، نوعي تناقض (پارادوكس) وجود دارد. زيرا هويت همواره حامل عناصري ايستا و عناصري پويا است(تاج مزينافي، 1384).
3- تقويت و تضعيف: مشخصه ديگر هويت كه با قبلي ارتباط نزديكي دارد، امكان تقويت يا تضعيف هويت در كليه سطوح و لايه هاي آن در مقاطع مختلف است. در واقع پويايي هويت باعث مي شود كه با تغيير شرايط زماني و مكاني شاهد تقويت يا تضعيف هويت باشيم. به عنوان نمونه وقوع برخي حوادث تاريخي، سياسي و اجتماعي نظير تجاوز بيگانگان، جنگ، شكست و پيروزي رزمي، ورزشي و انتخاباتي را در تقويت يا تضعيف هويت ملي موثر مي دانند( شيخاوندي، 1379).

4- تعارض هويت ها: يكي ديگر از ويژگي هاي هويت، تعارض هويت ها در سطوح و لايه هاي مختلف آن است. در واقع هنگامي كه در اثر كسب برخي هويت هاي تازه، افراد مجبور به نفي يا كنار گذاشتن بخشي از هويت گذشته خود بشنوند، ما مشاهد نوعي تعارض هويتي خواهيم بود. اين تعارضات مي توانند در سطوح فردي، جمعي يا ملي رويدهند. اما به نظر مي رسد مهم ترين آنها زماني روي مي دهد كه دولت ها تلاش مي نمايند با استفاده از قدرت، نوعي«هويت سازي» انجام دهند(بشريه، 1379).
2-12.انواع هويت
هويت داراي انواع متفاوتي است، هر چند آنها باهم مرتبط مي باشند و هويت هر فرد مجموعه متشكلي از انواع هويت هاست:
2-12-1.هويت شخصي: هويت شخصي به تعريف و برداشت شخص از خودش اطلاق مي شود كه در جريان اجتماعي شدن و در فرآيند تعامل با ديگران ايجاد مي شود و نحوه برخورد و ارتباط او با افراد ديگر را مشخص مي سازد. هويت اخلاقي: عبارت است از استدلال درباره انجام كارها و مسائل از لحاظ مطلوب يا نامطلوب بودن، با ارزش يا بي ارزش بودن.
2-12-2.هويت فيزيكي- جسماني: يعني اينكه نوجوان وضع جسماني خود را (آنچه كه هست از لحاظ جسماني) بپذيرد و اين پذيرش لازمه اش شناخت وضع جسماني است كه يكي از پايه هاي عمده مفهوم خود را نيز تشكيل مي دهد و شامل فهم بدني و درک بدني است، فهم بدني مثل بلند قامت بودن و درك بدني يعني آن تصور و برداشت و قضاوتي كه از خود داريم(يوسف زاده و فلاحي، 1382).
2-12-3.هويت مذهبي: هويت مذهبي عبارت است از اتكاي فرد به يك نظام يا پايگاه اعتقادي كه در جهت گيري فرد در زمينه هاي مختلف تاثير مي گذارد (موجمباري، 1381).
2-12-4.هويت قومي: هويت قومي را مي توان باورهاي مشترك و احساس تعلق بر اساس وابستگي هاي خوني، نژادي، زباني، سرزميني و خويشاوندي دانست(رفعت جاه و شكوري، 1387).
2-12-5.هويت خانوادگي: هويت خانوادگي را مي توان تعيين نسبت ميان جوان و خانواده و ميزان تعلق او به خانواده دانست. عوامل متعددي در ايجاد و تقويت هويت خانوادگي نقش دارند از جمله مقبوليت، تكريم منزلت، تبادل عاطفي، مشورت و تفاهم با اعضاي خانواده به ويژه با والدين ( شرفي، 1380).
2-12-6.هويت

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره پردازش اطلاعات Next Entries مقاله درباره عوامل خانوادگی، مواد مخدر