مقاله درباره عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، مخاطره اخلاقی، رویکرد بیزی

دانلود پایان نامه ارشد

ق بهادار ايجاد شده براي انواع مختلف سرمايهگذاران در بازار ثانویه، منتشر ميگردند.
برای مدتهاست که اقتصاددانان حوزه اقتصاد مالي درباره مشکل عدم تقارن اطلاعات، در بازارهای مالی همانند مخاطره اخلاقی، اظهار نگراني نمودهاند. حوادث اخير بحران نکول رهن درجه دوم، مشخص ميکند که متأسفانه بازارهاي رهن مستعد وقوع مشکل عدم تقارن اطلاعات هستند. در واقع بازارهاي رهن از ساختاري برخوردار هستند که چالشهاي جديدي را براي تجزيه و تحليلها پيرامون مشکل مخاطره اخلاقي، چه در زمينه تئوري و چه در زمينه تجربي، مطرح ميکنند. بحران مالي اخير لزوم کاهش مشکل اطلاعاتي مخاطره اخلاقي در معاملات اوراق بهادارسازي را براي مشارکت کنندگان در اين بازارها گوشزد مينمايد. بر این اساس، در اين رساله، مشکل مخاطره اخلاقي براي اوراق بهادار با پشتوانه رهن (MBS) مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است.
در اين فصل که بخش پاياني تحقيق است، ابتدا مروري بر خطوط کلي پژوهش و کارهايي که در اين تحقيق انجام گرفته است، صورت ميگيرد. در ادامه، سؤالات مطرح شده در تحقيق مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت. سپس به بحث و نتيجهگيري کلي در مورد اين پژوهش ميپردازيم و در نهايت با توجه به نتايج، پيشنهادهايي بهعنوان راهکار در اين زمينه ارائه ميکنيم.

5-2- مروری بر خطوط کلی پژوهش
در فرآيند اوراق بهادارسازي، با تفکيک داراييها (وامهاي رهني) از ترازنامه و استفاده از آنها به عنوان پشتوانه اوراق بهادار منتشر شده براي سرمايهگذاران، کيفيت اين اوراق بهادار از وضعيت ريسک اعتباري باني مستقل میشود. از طرف دیگر، باني دیگر با پيشآمدهاي اعتباري وامهايي که ايجاد و پذيرهنويسي کرده، زندگي نميکند، زیرا وامها را به سرمایهگذاران میفروشد. براي سرمايهگذاران در بازار ثانويه، نیز مشاهده کامل ميزان تلاش اعمال شده توسط باني به شکل اعمال استانداردهاي پذيرهنويسي نسبت به متقاضيان وام، در عمل غيرممکن يا حتی در صورت امکان ميتواند بسيار پرهزينه باشد. در واقع باني که نخستين بار وامها را ايجاد کرده، اطلاعات بيشتر و بهتري راجع به وامهاي پذيرهنويسي شده، نسبت به سرمايهگذاران که دارندگان نهايي وامهاي تجمیع شده هستند، دارد.
به علت ويژگي برونترازنامهاي بودن فرآيند اوراق بهادارسازي، عدم تقارن اطلاعات ميان باني و سرمايهگذار و هزينهبر بودن غربال کردن متقاضيان وام، انگيزه باني براي اعمال استانداردهاي پذيرهنويسي، کاهش مييابد. در واقع سرمايهگذار به دنبال ماکزيممسازي ارزش خالص خود از سرمایهگذاری در تجمیع وامها است، اين در حالی است که باني ميخواهد ارزش خالص خود از درآمد حاصل از ايجاد و فروش وامها را ماکزيمم نمايد. بنابراين، ممکن نيست که باني همواره در جهت بهترين منافع سرمايهگذاران که در انتهاي زنجيره اوراق بهادارسازي قرار دارند، عمل نمايد. یعنی باني انگيزهاي براي غربال کردن قرضگيرندگان نداشته و مسأله تضاد منافع و در نهايت مخاطره اخلاقي در رفتار پنهاني باني نسبت به غربال کردن قرض گیرندگان، بوجود ميآيد.
در اين رساله در قالب رابطه کارفرما-کارگزار، اين نوع مسئله عامليت مورد بررسي قرار گرفته است؛ و براي حل مشکل مخاطره اخلاقي، طراحي بهینه برنامه جبران برای دادن انگيزه به باني در جهت کاهش تضاد منافع، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در چارچوبي که اقدامهاي کارگزار، براي سرمايهگذار قابل مشاهده
نميباشد، سرمايهگذار ميتواند جبران را بر مبناي پيشآمدها، يعني وضعيت نکول تجمیع وامها، قرار دهد. اما هر نوع اطلاعات اضافي درباره اقدام کارگزار، ميتواند جهت بهبود بخشيدن به رفاه هر دوي کارفرما و کارگزار نیز مورد استفاده قرار بگيرد.
چون سيستمهاي اطلاعاتي کارفرما را درباره آن چيزي که کارگزار انجام ميدهد مطلع ميسازند، احتمال ميرود که مانع فرصت طلبي کارگزار نيز شود. بدین منظور در این رساله هدف استنباط تلاش پنهانی صورت گرفته از مشاهده جریان عایدیهای حاصل از این اوراق، میباشد. در این رساله رویکرد بیز ناپارامتریک برای استنباط مشخصههای نهفته (تلاشهای پنهانی به شکل استانداردهای پذیرهنویسی) معرفی شده است.
چون تلاش وام دهندگان رهنها برای نظارت کردن و غربال کردن قرض گیرندگان غیرقابل مشاهده است، میتوان آن را با استفاده از متغیرهای قابل مشاهده جایگزین نمود. در مطالعات مختلف از متغیرهای قابل مشاهدهای همچون نرخ عدم پذیرش740 و نسبت وام به درآمد741، استفاده نمودهاند (دل آریسیا، ایگن و لایاون742، 2008). در برخی مطالعات از مدیران بانکها درباره استانداردهای وامدهی که در عمل اعمال مینمایند، گزارش جمعآوری شده است (مدلونی، پیدرو و اسکوپول743، 2009).
در این رساله، درباره اینکه آیا فعالیت غربالگری و نظارت کردن توسط بانی اعمال شده است یا نه از رویکرد استنباط در آمار و جریان عایدیهای حاصل از وامها، استفاده شده است. در واقع، در این رساله به منظور استنباط اطلاعات راجع به تلاش پنهانی انتخابی بانی، به دنبال تعمیم و کاربردی نمودن چارچوب استنباط بیزین در ادبیات اوراق بهادارسازی، هستیم. توجه شود که به طور کلی تاکنون مطالعهای در زمینه کاربرد استنباط آماری برای تلاشهای پنهانی (مخاطره اخلاقی) در چارچوب اوراق بهادارسازی چه در داخل و چه در خارج از کشور انجام نگرفته است.
بدین منظور در این رساله مدلهای مشخصه نهفته در رویکرد بیزین ناپارامتریک در نظر گرفته میشوند. مدلهای مشخصه نهفته به استنباط مشخصههای غیرقابل مشاهده با تعداد مجهول، از مجموعه مشاهدات هستند. اگر چه تعداد مشخصههای نهفته نامتناهی است، اما تنها یک زیر مجموعه متناهی از آنها مشاهدات را متأثر میسازند.
براي اينکه بحث منسجمتر گردد، در اين رساله از يک فرآيند تصادفي خاص جهت توصيف اطلاعات
سرمایهگذار (کارفرما) درباره بانی (کارگزار) استفاده شده است. فرآیند تصادفی IBP یک پیشین ناپارامتریک برای مدلهای مشخصه نهفته است که در آنها مشاهدات از ترکیب مشخصههای نهفته متأثر میشوند. چنانچه این مشاهدات جریان عایدیهای حاصل از اوراق بهادار با پشتوانه رهن (MBS) باشند، مشخصههای نهفته، یک مجموعه از تلاشهای پنهانی به شکل استانداردهای پذیرهنویسی هستند که بانی برای غربال کردن قرض گیرندگان از نظر کیفیت اعتباری، انجام میدهد. بر این اساس، در ابتدا کارگزار تعداد متناهي بعد از استانداردهاي پذيرهنويسي مختلف را متعهد ميشود؛ و امکان دارد که از انجام هر کدام از اين ابعاد شانه خالي کند يا بر عکس آن را انجام دهد. با استفاده از اين فرآيند تصادفي، سرمایهگذار ميتواند استنباط کند که کدام ابعاد از تلاش توسط بانی انجام شده است.
در اين رساله، ايده تعريف پيشين بر روي ساختارهاي ترکيبي نامتناهي از آمار بيزين ناپارامتريک را در نظر گرفته و آن را جهت توسعه روشهايي براي يادگيري غيرنظارتي که در آن هر شيء (مشاهده) توسط يک زيرمجموعه تنک از تعداد بيکران مشخصه بيان ميشود، مورد استفاده قرار ميدهيم. اين مشخصهها ميتوانند باينري باشند، مقادير گسسته چندگانه744 بگيرند، يا ارزشهای پيوسته داشته باشند.
مجدداً توجه شود که تاکنون در هیچ مطالعهای کاربرد استنباط بیزین ناپارامتریک و فرآیند IBP، چه در کشور و چه در خارج از کشور، برای ادبیات اوراق بهادارسازی انجام نگرفته است.
ماهیت ترکیبی فرآیند کافه هندی (IBP) رویکردهای بر مبنای نمونهگیری را با چالشهایی جدید همراه ساخته است. بنابراین در این رساله یک روش تغییر معین برای استنباط در IBP، مورد استفاده قرار گرفته است. در این رساله روش استنباط تغییر میدان میانگین برای فرآیند IBP استخراج شده است. با استفاده از این روش به استنباط توزیع بر روی ماتریس باینری Z، یا به عبارت دیگر به کشف تلاشهای انجام گرفته برای غربال کردن متقاضیان که هنگام اعطای وام توسط بانی (پذیرهنویس) در قالب استانداردهای پذیرهنویسی انجام گرفته، از دادههای ساختگی پرداختهایم.
بر طبق نتایج، رویکرد بیز تغییر، نه تنها میتواند تعداد ابعاد تلاش پنهانی (مشخصه نهفته) اعمال شده توسط بانی را استنباط نماید بلکه همزمان میتواند استنباط نماید که کدام بعد از تلاش مسئول تولید دادههای مشاهده شده (عایدیهای حاصل از اوراق MBS برای سرمایهگذاران) هستند. در این رساله یک پیشین بر روی ماتریس اختصاص مشخصههای نهفته (تلاشهای پنهانی)، Z، با استفاده از فرآیند کافه هندی (IBP) تعریف شده است.
اگر چه روشهای نمونهگیری در فضای گسسته از ماتریسهای باینری، قرار دارند اما روش تغییر، اختصاص مشخصهها را نیز تعیین میکند زیرا مسئله استنباط را به یک بهینهسازی پیوسته نزدیک میکند. در واقع، این امر موجب میشود که روشهای تغییر، پسین را سریعتر از رویکردهای بر مبنای نمونهگیری جستجو نمایند.
مدل گاوسین-خطی (LG) معرفی شده در این رساله، نشان میدهد که تعداد 6 مشخصه نهفته (6 بعد از استانداردهای پذیرهنویسی) در پس دادههای مشاهده شده (جریان عایدیهای حاصل از اوراق بهادار MBS) وجود دارد. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که بانی (پذیرهنویس) در زمان اعطای وام به متقاضیان به منظور تجمیع آنها در فرآیند اوراق بهادارسازی، تنها 6 بعد از استانداردهای پذیرهنویسی را جهت غربال کردن متقاضیان اعمال نموده است که از دید سرمایهگذار پنهان هستند زیرا سرمایهگذار در هنگام خرید این اوراق بهادار در بازار ثانویه نمیتواند تلاش صورت گرفته توسط پذیرهنویس را برای ارزیابی قرضگیرندگان و تعیین کیفیت اعتباری آنها مشاهده کند.
بنابراين فرض ميکنيم سرمایهگذار يک فرد تصميمگيرنده بيزين است که با ورود اطلاعات جديد و مشاهده آنها به استنباط بيزين راجع به ابعاد مختلف تلاش اتخاذ شده توسط بانی ميپردازد و بر اساس استنباط انجام شده اقدام به طراحي و پرداخت جبران به کارگزار ميکند. بنابراين اعتقادات از قاعده بيز، با مفروض بودن رفتار مشاهده شده، استخراج ميشوند. فرض ميکنيم که کارفرما (سرمایهگذار) اعتقادات خود راجع به سطح تلاش انتخابي کارگزار را بعد از مشاهده وضعيت اعتباري تجمیع وامهاي در MBS، به روز ميکند.
بدين منظور، در اين رساله، فرض ميشود بعد از يک دوره که کارفرما اطلاعاتي راجع به وضعيت نکول تجمیع وامهای اوراق بهادارسازي شده را مشاهده نمود، بر اساس رويکرد استنباط بيزين ناپارامتريک به استنباط ابعاد مختلف تلاش که کارگزار جهت اعطاي وامها به قرضگيرندگان اعمال نموده و از نظر وي پنهان است (ابعاد مختلف تلاش، متغير نهفته فرض ميشوند) میپردازد.
نتایج نشان دهنده آن هستند که یک جواب بهینه دوم برای برنامه جبران در مسئله سرمایهگذار، وجود دارد که تابعی است از مشاهدات مربوط به وضعیت اعتباری وامها، اعتقادات سرمایهگذار درباره ابعاد مختلف تلاش اعمال شده (ابعاد مختلف استاندارهای پذیرهنویسی) و اعتقادات سرمایهگذار راجع به میزان تأثیرگذاری هر کدام از این ابعاد بر وضعیت اعتباری تجمیع وامها. همچنین شکل برنامه جبران بهینه به ترجیحات و وضعیت ریسک گریزی کارگزار، بستگی دارد.
به علاوه شکل برنامه جبران نشان میدهد که انگیزه بانی با گرایش وی نسبت به ریسک کاهش یابنده است. در واقع، قرارداد بهینه لزوماً یک فرم ساده خطی ندارد و به طور کلی شکل بهینه برنامه جبران، تابعی از محتوای اطلاعاتی مشاهدات X و علامت Y است.
از آنجاییکه در جواب بهینه، قیدها بسته میشوند نتیجه میگیریم که چنین سیستم اطلاعاتی با کاهش عدم تقارن اطلاعات، از فرصتطلبیهای بانی هنگام اعطای وام جلوگیری کرده و بانی به احتمال بیشتر در جهت نفع سرمایهگذار عمل میکند و وظایف تعیین شده در قرارداد را هنگام اعطای وام به متقاضیان انجام میدهد.

5-3- سؤالات اساسی تحقیق
در این رساله دو فرضیه مطرح شده مورد تأیید قرار میگیرند. به عبارت دیگر
يک طراحي بهينه از اوراق بهادارسازي، ميتواند به باني براي اعمال استانداردهاي پذيرهنويسي نسبت به قرضگيرندگان، انگيزه دهد. در واقع بر اساس اینکه قید عقلانیت فردی (IR) در جواب برنامه جبران بهینه دوم بسته میشود، میتوان نتیجهگیری کرد که بانی با وارد شدن به این قرارداد به انجام وظایف تعیی

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره بهينه، قيد، رويکرد، e Next Entries مقاله درباره and، of، the، Review.