مقاله درباره ساختار قدرت، مفهوم فضا، عامل قدرت، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

همراه با مناطق ژئوپليتيک تقسيم نمود. قلمرو ژئواستراتژيک برّي بر ارتباط غير دريايي تاکيد دارد و از نظر اقتصادي درون گراست و واجد سيستم بسته مي باشد. محور قفقاز – آسياي مرکزي در چارچوب اين نظريه در قلمرو ژئواستراتژيک قدرت بري قرار داشت که در دوران جنگ سرد و قبل از آن نيز از چنين موقعيّتي برخوردار بوده و نوعي از سکون و آرامش بر آن حکمفرماست. پس از تحول در ساختار قدرت جهان اين مناطق از سيطره قدرت برّي خارج و نيروهاي ژئوپليتيک دروني آن فعال گرديد (بصيري و زمان آبادي، 1383: 102). همچنين کوهن کشورهاي جهان را از ميران آنتروپي مورد بررسي قرار مي دهد. کوهن کشورهاي جهان را بر اساس ده عامل از نظر آنتروپي مورد سنجش قرار داده است که عبارتند از: ميزان پس انداز، توليدا – ت کشاورزي، توليدات صنعتي، صادرات تحقيقات25 R and d، تعداد دانشمندان، تعداد مهندسين، کاهش ديون، کاهش وابستگي به سوخت سوخت فسيلي، مبادله علمي و تعدا اختراعات ثبت شده. بر اين اساس او کشورهاي جهان را به چهار گروه آنتروپي خيلي بالا بالا متوسط و پايين سطح بندي مي کند(Cohen, 1994: 28 – 23). بر اين اساس، او جنوب صحراي آفريقا و آمريکاي جنوبي داراي آنتروپي خيلي بالا هستند و جنوب و شرق آسيا داراي آنتروپي بالا، خاورميانه و اروپاي شرقي داراي آنتروپي متوسط و در نهايت مناطقي چون آمريکاي شمالي و حوزه در يايي کارائيب، اروپاي غربي (اتحاديه اروپا) و همچنين سواحل شرقي آسيا (ژاپن و چين) داراي آنتروپي پاييني هستند. از نگاه نظريه سيستم ژئوپليتيک جهانِ (سائل کوهن) که بر اساس قوانيني فيزيکي که بين حيات و فعا – ليّت سيستم کلان جهان تلقي مي شودکه در ارتباط با ساير کشورها و يا مناطق جغرافيايي کنش متقابل دارد. اگر سيستم بسته باشد امکان داد و ستد انرژي کاهش يافته و راه براي سقوط آن فراهم مي شود، نظير شوروي سابق. متقابلاً سيستم باز در حد بالا تبادل انرژي دارد و با قدرت توانمندي بالا به حيات خود ادامه مي دهد. از ديد کوهن به هر مقداري که سيستم بسته تر بوده و انرژي کمتر دريافت کند، آنتروپي سيستم افزايش يافته و به دنبال آن توانايي سيستم کاهش مي يابد و خطر نابودي آن را تهديد مي کند. کوهن معتقد است سيستم ژئوپليتيکي جهان تحت تاثير مجموعه اي از متغيرها از انسجام و پيوستگي برخوردار است. اين متغييرها عبارتند از: جريان سرمايه، فناوري، نيروي انساني، صنعت تخصصي شده، توليدات، ارتباطات ماهواره اي، رايانه اي، حمل و نقلي و غيره (حافظ نيا و ديگرا – ن، 1386: 87).
3 – 2 عوامل مؤثر در ژئوپليتيك عواملي كه در ژئوپلتيك موثرند به دو دسته كلي، عوامل ثابت وعوامل متغير تقسيم بندي مي‌گردند. عوامل ثابت در حقيقت همان پديده‌هاي طبيعي و جغرافيايي هستند و عوامل متغير كه ممكن است برخي از آنها نيز منشا طبيعي داشته باشند به دليل مطرح بودن نقش كميت در آنها جزو عوامل متغير محسوب مي‌گردد. موقعيّت جغرافيايي در بين عوامل ثابت و انسان در بين عوامل متغير نقش دو قطب اصلي را در تحليل‌هاي ژئوپلتيكي ايفا مي‌كنند (عزتي، 1388: 78). اين عوامل به دو دسته تقسيم مى شود: عوامل ثابت و عوامل متغير؛ كه در ادامه به طور اجمال، توضيح داده مي شود:

نمودار 1-2 : عوامل موثر در ژئوپوليتيک

1 – 3 – 2 عوامل ثابت
1. موقعيّت: چگونگي قرار گرفتن يك نقطه در سطح كره زمين كه خود داراي دوحالت عمومي يا نسبي وخصوصي يا رياضي است. در حالي كه موقعيت عمومي در مقياس قاره‌اي، جهاني و منطقه‌اي تقسيمات ديگري دارد و از اهميّت زيادي زيادي برخوردار است. موقعيّت رياضي يا خصوصي در مطالعات ژئوپلتيکي كمتر بررسي مي‌شود (عزتي، 1380: 87). موقعيّت را به گونه هاى مختلف تقسيم كرده اند: الف. موقعيّت دريايى: از زمان هاى قديم، دسترسى به دريا يكى از عوامل مهم توسعه طلبى كشورها بوده است. اين تصور عام وجود دارد كه در اختيار داشتن آب هاى آزاد شرط لازم براى رسيدن به قدرت جهانى است. بيش تر پژوهندگان، مداخله نظامى شوروى (سابق) به افغانستان را دنباله سياست هاى پيشين روسيه تزارى براى دسترسى به آب هاى گرم دانسته اند. كامل ترين شكل موقعيّت دريايى، موقعيّت جزيره اى است كه برقرارى ارتباط زمينى با آن جز از طريق آب ممكن نيست؛ مانند ژاپن و انگلستان. همه جزاير جهان داراى نقش جغرافيايى (ژئواستراتژيك) و اهداف سياسى ـ جغرافيايي (ژئو – پليتيكى) هستند. ب. موقعيّت ساحلى: به سرزميني گفته مي شود كه هرگاه شكل هندسى مرز تماس با خشكى محدّب باشد، حالت شبه جزيره اى پيدا مى كند، اين منطقه به دليل آن كه نقطه حسّاس اتصال برّى و بحرى است، منطقه اى فعال و نفوذپذير مى باشد. بهترين نمونه آن شبه جزيره جنوبى غربى آسيا است. تاريخ چنين سرزمين هايى متأثر از آب بوده و تابع آن است. ج. موقعيّت برّى (مركزى): موقعيت برّى (مركزى) به سرزمين هايي اشاره دارد که محصور در خشكى هستند و به طور مستقيم، به آب هاى آزاد راهي ندارند؛ قابل ذکر است که اين گونه سرزمينها در ارتباط با سرزمين هاي اطراف خود،داراي وابستگي جغرافيايي هستند و به منظور نقش آفريني مناسب وداشتن کارامدي سياسي ـ جغرافيايي به سرزمين هاي اطراف خود وابسته اند؛ در صورت داشتن مناسبات و همکاري هاي درخور اين کشورها، شرايط مناسب تري را دارا خواهند بود. د. موقعيّت استراتژيك: مسلّماً هر سياست راهبردى را مى توان در نقاط يا مناطق ويژه اى كه از موقعيت حسّاس برخوردار مى باشند، اجرا كرد. نقاط استراتژيك به طور كلى، نقش ارتباطى منحصر به فردى دارند كه تابع راهبردها و فن آورى ها بوده و ثابت نيستند و برخى عوامل كمّى و كيفى در آن دخالت دارد. نقاط مزبور داراى ارزش هاى متفاوت (نظامى، اقتصادى و يا نظامى اقتصادى) هستند. نكته قابل توجه اين كه همواره نقاط بحرانى دنيا با نقاط استراتژيك منطبق اند. جغرافى دانان سياسى براى مطالعه سياسى اوضاع جهان باتوجه به ويژگى هاى قارّه اى و منطقه اى،چهار موقعيت جغرافيايى مطرح كرده اند: موقعيّت محورى (مركزى يا برّى)، موقعيّت حاشيه اى و ساحلى، موقعيّت بيرونى (جزيره اى) كه داراى نقش سرپل هاى نظامى است، و موقعيّت استراتژيك كه تاريخ ساز است.
2. فضا26: دراصطلاح ژئوپلتيك مفهوم فضا شامل سرزمين‌هايي است كه انسان توانسته درآنجا سكونت گزيند و يا به گونه‌اي درآن دخل و تصرف كند. بنابراين قلمرو فضايي ژئوپلتيك با توسعه و پيشرفت تكنولوژي گسترش مي‌يابد (عزتي، 1388: 78). فضا از آن جهت که انسان توانسته است در فضا سكونت كند و در آن به دخل و تصرف جغرافيايي ـ سياسي نمايد، موردتوجه جغرافيدانان سياسى است. بنابراين، قلمرو فضايى سياسى جغرافيايى با پيشرفت فن آورى، توسعه مى يابد. از آن جا كه فضاى جغرافيايي جغرافيايى به عنوان قسمت زمين که محل نقش آفريني سياسي انسان در حال تغيير و تحول است، به طور مستقيم، بر عوامل سياسى جغرافيايى تأثيرگذار است. اصولاً فضاي جغرافيايي، يک مقوله تاريخي، اجتماعي ـ سياسي است که در بستر محيط فيزيکي نقش بسته است (شکويي، 1382: 181).
3. وسعت خاك: در گذشته، جغرافى دانان از جمله راتزل، وسعت زياد را عامل قدرت مى دانستند. بر اساس اين تفكر، كشورهاى كوچك، محكوم به فنا بودند، اما مطابق تفكر نوين، وسعت سرزمين به تنهايى ارزش ذاتى ندارد، بلكه عوامل اقتصادى و ويژگى هاى ملى و وسعت هماهنگ با توزيع جمعيت كشور، در توسعه و نيل به قدرت، تأثير عمده دارند. وسعت خاك از نظر سياسي اقتصادي و نظامي در سرنوشت كشورها اثر به سزايي دارد. چنانچه اين وسعت با عوامل مساعد ديگري از قبيل حاصلخيزي خاك، آب و هوا، منابع طبيعي و جمعيّت كمي و كيفي مناسب توام گردد باعث قدرت و پيشرفت مي‌گردد و نقش آن در مسايل جهاني بسيار تاثير خواهد داشت. امروزه طبق اعتقاد عمومي، وسعتي ايده‌ال است كه با توزيع جمعيت آن هماهنگي داشته باشد؛ زيرا اگر وسعت كشوري زياد ولي از جمعيت كمتري برخوردار است مساله دفاع از آن كشور با مشكل مواجه خواهد شد (عزتي، 1388، 89).
4. توپوگرافي 27: آنچه در توپوگرافي موضوعيت ميابد،”ترسيم عوارض سطح زمين” است. در مباحث ژئوپليتيک، مباحث توپوگرافيک، با عنايت به مرزها و شبکه آبها و ناهمواريها، بدان لحاظ مورد مطالعه قرار مي گيرد که عوامل موثر در شکل گيري مسائل سياسي و نظامي کشورها هستند (اطاعت، 1386: 40). شكل بيرونى زمين شامل مرزها، شبكه آب ها و ناهموارى ها به نحوى در جغرافياى سياسى بسيار حياتي و مؤثر است.
5. شكل كشور: عامل مهم ديگري كه در سرنوشت سياسي كشورها سهم بسزايي دارد شكل هندسي آنهاست مقصود از شكل هندسي فاصله قطرهاي يك كشور تا مركز جغرافيايي آن است. مهمتر – ين تاثير شكل هندسي، در نحوه اعمال قدرت حكومت مركزي بر پهنه كشور است. با توجّه به گوناگو – ني شكل هندسي كشورها، گردانندگان حكومت هر كشور با مسائل و مشكلات ويژه‌اي در اين خصوص مواجه اند (عزتي، 1388، 93). الف. كشورهاى فشرده28: كشورهايى كه در آن ها فاصله مركز جغرافيا با مناطق پيرامون آن در تمام جهات هم شكل است؛ مانند فرانسه. ب. كشورهاى طويل29: معمولاً كشور طويل به کشورهايي گفته مي شود که طول آن حداقل شش برابر عرض متوسط آن باشد. بهترين مثال براي اين گون کشورها، شيلى، نروژ، توگو، گامبي، ايتاليا، پاناما و مالوي است (ميرحيدر، 1387: 103)؛ ج. كشورهاى دنباله دار30: حالتى كه در آن بخشى از يك كشور به صورت يک زايده اضافه وارد كشور ديگر شده باشد، مانند: تايلند؛ د. كشورهاى تکه تکه31: كشورهايى كه مشتمل بر دو پا چند قسمت جدا از يكديگر مى باشند كه توسط خشكى يا آب هاى بين المللى از هم جدا شده اند؛ کشورهاي فيليپين و اندونزي را مي توان از اين دست کشورها دانست؛ ه. كشورهاى منگنه اى32: اين کشورها به گونه اي از کشورها اطلاق مي شود که همه يا بخشى از يك كشور را در خود جاى داده اند. از جمله اين کشورها مي توان به كشور آفريقاى جنوبى اشاره داشت که کشور لسوتو را در برگرفته است.
2 – 3 – 2 عوامل متغيّر

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره وزارت امور خارجه، سلسله مراتب Next Entries مقاله درباره نفت و گاز