مقاله درباره ریاست جمهوری، ایالات متحده، افغانستان، تحلیل گفتمان

دانلود پایان نامه ارشد

ها
O
D1

θ = θ = θ = θ = θ = θ …
D1 D2 D3 D4 D5 D6

(منبع: لاکلاو، 2000: 303)

2- 4- روش شناسی تحقیق
فرکلاف می گوید که نگرشِ زبان شناسیِ سیستمی- نقشی به متن، هم چنین، اساسِ بالقوه محکمی است هم برای تحلیلِ آن چه در متن است، و هم برای تحلیلِ آن چه در متن نیامده یا حذف شده است. آن چه اغلب مورد توجه تحلیل متنی است، صرفاً آن چیزی است که در متن هست، و کاری به کار آن چه از متن حذف شده، ندارد. تأکید نگرش سیستمی به متن، بر گزینش است، یعنی برگزیدنِ شقوق مختلف از سیستم هایی که شامل پتانسیل های معنایی (و پتانسیل های واژی- دستوری و آوایی) می شود. گزینش هم مستلزم شمول359 است و هم عدمِ شمول360. فرکلاف در بحث از تحلیلِ بینامتنی، نگرشی را پیشنهاد می کند که به متن به مثابۀ گزینش در سطوح مختلف تحلیل می نگرد، یعنی برگزیدن از میان شقوقِ مختلف چیزی که می توان آن را پتانسیلِ بینامتنیِ یک نظامِ گفتمانی (یعنی، مجموعه های موجودِ ژانرها، گفتمان ها، و روایت ها) نامید. از همین نوع نگرش به متن می توان در مورد مشخص ساختن ‘غیاب’ هم چون حضور در سطوحی دیگر استفاده کرد (قرکلاف، 1389: 156-157).
فرکلاف بر این باور است که تحلیل های بینامتنی نقشِ واسطِ مهمی در به هم پیوستنِ متن و بافتار دارند. تحلیل های بینامتنی مرکز توجه را به عملِ گفتمانیِ تولیدکنندگان و مفسران متن معطوف می کنند که ویژگی های آن به ماهیّتِ عمل اجتماعی- فرهنگی بستگی دارد، و این ویژگی ها در متن هایی که نسبتاً همگون یا نسبتاً ناهمگون اند، متجلی می شود. در حقیقت، این نگرشِ سه بُعدی به گفتمان و تحلیل گفتمان (تحلیلِ بافت، تحلیلِ فرآیندِ تولید و تفسیرِ متن، و تحلیلِ متن) به تحکیمِ پیوستگیِ متن و بافت مدد می رساند (همان، 158).
در خصوصِ تحلیلِ بینامتنی فرکلاف می کوشد تا نشان دهد که کاربردِ آن در تحلیل های زبان شناختی، تمایزِ ‘صورت در برابرِ محتوا’ را از میان بر می دارد. مفاهیمی نظیر ‘چارچوب’، ‘سناریو’، ‘حرکت’، ‘استراتژی’، و ‘استدلال’ را می توان بدون تحلیلِ متنی در تحلیل گفتمان به کار گرفت، اما، با به کارگیریِ تحلیل متنی است که هم تحلیل ها بر پایه های محکم تری استوار خواهد شد، و هم به شناخت عمیق تری دست خواهیم یافت. باید توجه داشت که دال (صورت) و مدلول (محتوا) وحدتی دیالکتیکی و ناگزیر، جدا ناشدنی در نشانه می یابند، بنابراین، توجه یک جانبه به مدلول، وجه ذاتاً361 مادّیِ معنا را نادیده می گذارد، و توجه یک جانبه به دال (که بیشتر زبان شناسان گرفتارش هستند)، از معنادار بودنِ ذاتیِ صورت ها غفلت می ورزد (همان، 160).
البته، خودِ فرکلاف به این امر معترف است که دیدگاهی که در پیش گرفته است هم مشکلات خودش را دارد. مثلاً، شناساییِ ترکیب های ژانرها و گفتمان ها در یک متن مسلماً تفسیری است بسته به تجربه های تحلیل گر، حساسیت ها و توجه وی به نظامِ گفتمانیِ مربوطه و نیز پیش داوری های او در روش ها و تفسیرهایش. مشکلاتی هم در توجیه چنین تحلیل هایی وجود دارد و نادقیقیِ مفاهیمی چون ژانر و گفتمان، و مشکلاتی که گاه بر سر تمیزِ این مفاهیم از یکدیگر پیش می آید و نیاز به قائل شدن به مجموعه ای از تعاریف نسبتاً روشن از گفتمان ها و ژانرها برای استفاده از این تعاریف در تحلیل ها، کار را دشوارتر از آن چه هست می کند. فرکلاف می گوید که تحلیلِ بینامتنیِ پیشنهادیِ او نهایتاً درصددِ ایجادِ پیوند میان متن و بافت است (همان، 160-161).
روشِ به کار گرفته شده در تحقیقِ حاضر، استفاده از نظریه هایِ موجود در زمینۀ تحلیلِ گفتمان است، چرا که این نظریه ها توأمان نقشِ روش را نیز ایفا می نمایند. از این روی ما درصددیم تا با استفاده از نظریه- روش تحلیلِ گفتمانِ انتقادیِ مدّنظرِ فرکلاف یا تحلیلِ بینامتنی، و نظریه- روشِ گفتمانیِ لاکلاو و موف، عناصرِ مؤکّدۀ زبانی- متنی، دالِّ برتر و ‘وقته’ هاي مفصل بندي گفتماني را در گفتمانِ اوباما شناسايي كرده، و بدين طريق، به مقایسۀ سیاست ها و راهبردهایِ او در قبالِ عراق در دوران هایِ نامزدی اش برایِ ریاست جمهوری و ریاست جمهوری اش بپردازیم.

فصل پنجم
تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایِ باراک اوباما

تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایِ باراک اوباما
در این فصل، به منظورِ تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایی که اوباما در دورانِ نامزدی اش برایِ پستِ ریاست جمهوری و دورانِ ریاست جمهوری اش در قبالِ عراق و افغانستان در پیش گرفته است، ابتدا از نظریه- روشِ فرکلاف، و سپس از نظریه- روشِ لاکلاو و موف بهره می جوییم.
5- تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایِ اوباما در قبالِ عراق
1- 5- تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهای اوباما در قبالِ عراق برمبنایِ نظریه- روشِ فرکلاف
1- 1- 5- دورانِ نامزدیِ ریاست جمهوری
بخشی از اوّلین مناظرۀ اوباما با سناتور جان مک کین362 که در روزِ بیست و ششمِ ماه سپتامبرِ سالِ 2008 انجام گردیده است، اختصاص به جنگ عراق و مسائلی دارد که دولتِ آمریکا در این کشور با آن ها روبروست. در وهلۀ اوّل، اوباما متوجّه هزینه ای است که دولت آمریکا در عراق هزینه کرده است:
‘ما هم اكنون در حال هزينه كردنِ ماهيانه 10 میلیارد دلار در عراق هستيم. در حالي كه اضافه بودجۀ آنان 79 میلیارد دلار است. به نظر من، اگر که ما بخواهيم در امور داخليِ (كشور خودمان) هم چون خارج از مرزهايمان قدرتمند باشيم، بايد اين جنگ را به پايان رسانيم’ (اوباما و مک کین، 2008). (1)
در جملۀ فوق، استفاده از قیدِ زمانیِ ‘هم اکنون’، نشانۀ تأکیدِ زبانی و اهمیّتی است که اوباما برای مسئلۀ هزینه هایِ جنگ در عراق قائل است. او با به کار بردنِ حرفِ ربطِ ‘در حالی که’ نیز درصدد است تا برایِ مخاطب، زمینه ای را برای مقایسه فراهم آورده، مجدّداً بر همان مسئلۀ پیشین، یعنی مسئلۀ هزینه هایِ جنگ، تأکید ورزد. اوباما با استفاده از لفظِ ‘به نظرِ من’، که پیش از جمله ای شرطی ادا شده است، قصد دارد تا نقطۀ افتراق و وجه تمایزِ نظرِ خود را از نظرِ رقیبِ انتخاباتی اش نشان دهد. همان گونه که به خوبی از جملۀ سومِ قطعۀ فوق، یعنی همان جملۀ شرطی، بر می آید، اوباما از تأثیری که جنگِ عراق بر امورِ داخلیِ ایالاتِ متحده دارد، آگاه است. این امر به خصوص از جنبۀ اقتصادیِ آن است؛ امری که می تواند زندگی میلیون ها آمریکایی را تحتِ تأثیر قرار داده و سببِ به وجود آمدنِ مسائلِ اجتماعیِ فراوانی شود. اوباما در این جمله ‘قدرتمند بودنِ’ ایالاتِ متحده در امورِ داخلی اش را منوط به ‘پایان دادن’ به جنگ می داند؛ پایان دادنی که نباید آن را به معنایِ ناتوانیِ دولتِ ایالاتِ متحده دانست. علی رغم این چنین اظهارنظری، اوباما در همین جا دچار ابهام گویی می شود. در این جمله مشخّص نیست که آیا اوباما هم اکنون ایالات متحده را در خارج از مرزهایش قدرتمند می داند یا خیر. به بیانی دیگر، مشخّص نیست که آیا مقصودِ او این است که ایالات متحده صرفاً در امورِ داخلیِ خویش با مسائلی چند دست به گریبان است یا در سیاست های خارجیِ خویش نیز با مسائل و مشکلاتی مواجه می باشد؛ در این جا، هم پیوند بودن یا نبودنِ امورِ داخلی و خارجیِ ایالات متحده با ابهامِ زبانی یا ابهامِ متنی رو به روست.
اوباما صراحتاً و مؤکّداً بیان می کند که:
‘ما متوجّه اين امر نيستيم كه داريم در زماني ماهانه 10 میلیارد دلار را در جنگ هزينه مي نماييم… که در داخل كشور خودمان با رنج و محنت فراواني مواجه ايم’ (همان). (2)
‘[ما در زماني در حال هزينه كردن بودجه مان در جنگ هستيم كه مجبوريم] تا براي تأمين برخي از كاركردهايِ اساسيِ حكومت مان، از خارج وام بگيريم’ (همان). (3)
در دو جملۀ فوق الذکر، اوباما با استعمالِ ضمیرِ ‘ما’ و صورت هایِ اوّل شخصِ جمعِ افعالِ ‘متوجّه نبودن’، ‘داشتن’، ‘هزینه نمودن’، ‘مواجه بودن’، ‘مجبور بودن’ و ‘وام گرفتن’، در حقیقت، سناتور مک کین، دولت جورج بوش و حزب جمهوری خواه را خطاب قرار می دهد. همان گونه که می بینیم، افعال و الفاظِ به کار گرفته شده در این دو جمله همگی دارای وجهی سلبی هستند. استفاده از فعلِ ‘متوجّه نیستیم’ در جملۀ اوّل، و بلافاصله سخن راندن از هزینه های جنگ، و پس از آن به میان آوردنِ بحثِ رنج ها و محنت هایی که آمریکاییان با آنان دست به گریبان هستند، آن هم با استفاده از صفتِ ‘فراوان’، که حالتی تشدیدی را نشان می دهد، همگی مؤیّدِ این سلبیّت بوده، و نشان دهندۀ تأکیدِ اوباما بر مسئلۀ هزینه های جنگ و تأثیرپذیریِ اوضاعِ داخلیِ ایالات متحده از این مسئله هستند. در جملۀ دوم، استفاده از صفتِ ‘اساسی’ برایِ ‘کارکردهای حکومت’ خودْ به میزانی زیاد بر بارِ تأکیدیِ جمله افزوده است.
اوباما در ادامۀ مناظره اش با مک کین، اصلِ ورود آمریکا به جنگِ عراق را به پرسش می گیرد:
‘… آنچه كه من و سناتور مك كين در آن اختلافِ اساسي داريم اين است كه به نظر من، در درجۀ اوّل، اين امر بايد مورد پرسش قرار گيرد كه آيا ما اصولاً بايد واردِ جنگِ [عراق] مي شديم يا خير’ (همان). (4)
اوباما در جملۀ فوق، با استفاده از ترکیبِ وصفیِ ‘اختلافِ اساسی’، و بعد از آن، به کارگیریِ لفظِ ‘به نظرِ من’، درصددِ متمایز ساختن رأیِ خویش از رأیِ مک کین و جمهوری خواهان در بابِ جنگ در عراق است. لفظِ تأکیدیِ ‘در درجۀ اوّل’، و پس از آن، قیدِ ‘اصولاً’، سهمی عمده را در برجسته سازیِ زبانی ایفا کرده اند. به سببِ وجودِ همین چهار عنصرِ تأکیدی است که محتوایِ این جمله سریعاً در ذهنِ مخاطب برجسته سازی می شود. می بینیم که اوباما در جمله ای کوتاه، امّا تأثیرگذار بر ذهنِ مخاطب، حملۀ آمریکا به عراق را به پرسش می گیرد.
اوباما سابقۀ این مخالفتِ خود با جنگ آمریکا در عراق را مربوط به سال هایِ پیش از نامزدیِ خود برایِ ریاست جمهوری می داند:
‘من شش سال پيش در برابرِ [موافقانِ] جنگ [در عراق] ايستادم، و مخالفت خود را با اين جنگ اعلام كردم؛ اقدامي كه آن زمان از نظر سياسي مخاطره آميز بود، چرا كه من اين نكات را گوشزد كردم: [اوّل اين كه] ما نسبت به مقدار هزينه اي كه بايد در جنگ متحمّل مي شديم، بي اطلاع بوديم. [دوم،] عدم شناخت ما از استراتژي اي بود كه بايد براي خروج [از عراق] در پيش مي گرفتيم. [سومين نكته] متوجّه اين مسئله بود كه جنگ چگونه روابط ما در سطح جهاني را تحت تأثير قرار مي داد… . چرا كه ما هنوز مأموريت خود را در افغانستان به پايان نرسانده بوديم. … و همين بود كه سببِ سردرگميِ ما مي شد’ (همان). (5)
استفاده از فعلِ ‘ایستادن در برابر…’، و بلافاصله بعد از آن، آوردنِ جمله ای که با لفظِ ‘مخالفت’ آغاز می شود، و اذعان به ‘مخاطره آمیز بودنِ’ چنین اقدامی، همگی نشان دهندۀ تأکیدِ زبانی و بیانیِ اوباما بر ایستادگی اش در برابرِ تصمیمِ جمهوری خواهان به آغازِ جنگ در عراق است. او که به خوبی از هزینه های جنگِ عراق آگاه است، فعلِ ‘متحمّل شدن’ را استعمال می نماید که فعلی است که حالتی تشدیدی داشته، و بر بارِ تأکیدیِ جمله می افزاید. اوباما هر چند که در جملاتِ قطعۀ فوق الذکر از ضمایر و افعالِ اوّل شخصِ جمع استفاده می کند، امّا، در حقیقت، جمهوری خواهان را مخاطب خویش قرار داده، و به همین دلیل است که با بهره گیری از الفاظی نظیرِ ‘… بی اطلاع بودیم’، ‘عدمِ شناختِ ما’، و ‘سردرگمیِ ما’ طرفِ مقابل را به سببِ ناآگاهی اش از شرایطِ جنگ و شرایطِ جهانی موردِ انتقاد و سرزنش قرار داده، و به گونه ای تلویحی و ضمنی، بر آگاهیِ خویش و تسلّط اش بر اوضاعِ منطقه و جهان تأکید می ورزد. هم چنین، در سومین نکته، فعلِ ‘به پایان نرساندن’ را به کار می برد که نشان از این است که اوباما جنگ در افغانستان و پایان دادن به آن را بر آغاز نمودنِ جنگ در عراق مرجّح می داند.
اوباما در ادامه این گونه مک کین را خطاب قرار می دهد:
‘جنگ

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره مفصل بندی، ایدئولوژی، روش شناسی، نظریه پردازی Next Entries مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، مسئولیت پذیری، ریاست جمهوری