مقاله درباره رابطه نامشروع، آیات الاحکام، دانش پژوه، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

1420 )
گر چه الفاظ آن آیات هیچ صراحتی ندارد،مانند مؤمن:84 و 85؛ق:12؛ فرقان:38؛صاد:44 و …
دسته بندی آیات
بر طبق یک تقسیم بندی،آیات احکام قرآن در مورد زنا دو دسته‏اند: آیاتی که به گناه بودن زنا و مجازات اخروی آن اشاره دارند،و آیاتی که‏ به جنبه‏های اجتماعی و حیثیت جرم بودن و مجازات دنیوی این عمل‏ می پردازند.( .بخاری قنوجی، فتح العلام لشرح بلوغ المرام، 1424 )
الف)زنا گناهی است با مجازات اخروی
این دسته آیات غالبا مکّی‏اند،یعنی پیش از آنکه پیامبر(ص)در مدینه تشکیل حکومت دهد نازل شده‏اند.برخی از این آیات نیز مدنی‏اند که مربوط به اوایل حضور پیامبر در مدینه‏اند.طبیعتا در آیات مکّی سخنی‏ از مجازات دنیوی نیست،چون اعمال مجازات مستلزم وجود حکومت است، اما پیامبر در مکه قدرت و حکومتی نداشته است.به برخی از این آیات‏ اشاره می‏کنیم:
1.و عباد الرّحمن…الذین لا یدعون مع اللّه الها اخر و لا یقتلون النفس‏ التی حرّم اللّه الاّ بالحق و لا یزنون و من یفعل ذلک یلق اثاما،یضاعف له‏ العذاب یوم القیامه و یخلد فیه مهانا؛الا من اب و آمن و عمل عملا صالحا، فاولئک یبدّل اللّه سیئاتهم حسنات… (بخاری ، صحیح، 1407 ، ج 9)«و بندگان رحمان آنان‏اند…که با خدای یکتا،خدای دیگر نخوانند و کسی را که خداوند کشتن وی را حرام کرده نکشند مگر به ،و زنا نکنند،و هر که این کارها کند کیفر بزه خویش ببیند.عذاب او به روز رستاخیز دو چندان شود و در آن عذاب به خواری جاویدان باشد.مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار نیک و شایسته کنند؛پس‏ اینان‏اند که خداوند بدی هاشان را به نیکی‏ها مبدّل گرداند…»(.جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، 1406 ، ج 5 )
در این آیات،زنا در ردیف دو جرم بزرگ قتل و شرک آمده و ویژگی دو دسته از افراد بیان شده است:عباد رحمان و عباد شیطان.از فحوای آیات کاملا هویدا است که این آیات در صدد بیان زنای کافران‏ است و چنانکه از گزارش‏های تاریخی و نیز روایات دینی بر می‏آید،زنان‏ ایشان زناکار حرفه‏ای بودند و مردانشان نیز زنان و کنیزکان خود را برای‏ کسب درآمد در اختیار دیگران می‏گذاشتند.قرائنی این برداشت را تأیید می کند: الف- یضاعف له العذاب ؛اگر زنا مربوط به فرد مسلمان باشد مضاعف شدن عذاب بی معناست،چرا که وی به دلیل گناهش یک بار مجازات می‏شود.در اینجا مضاعف شدن عذاب به این معناست که ایشان افزون بر مجازات کفرشان،به دلیل ارتکاب این گناهان نیز مجازات‏ می شوند.
ب- یخلد فیه مهانا ؛بر اساس مسلّمات کلام اسلامی،مسلمان‏ هیچ گاه مخلّد در دوزخ نمی شوند،بلکه خلود در آتش مخصوص کافران‏ است.
ج- الاّ من تاب و آمن ؛از این بخش آیه روشن می‏شود که ایشان‏ تاکنون ایمان نداشته‏اند،در حالی که انسان مسلمان هیچ گاه با ارتکاب گناه‏ -هر چند بزرگ باشد-از ایمان خارج نمی شود و هیچ فرقه‏ای از مسلمانان مرتکب چنین کبیره‏ای را بی ایمان نمی دانند مگر خوارج.
با توجه به این بیان،بخش پایانی آیات مورد بحث نیز وضوح‏ بیشتری می‏یابد:
یبدّل اللّه سیئاتهم حسنات. خدا پس از ایمان آوردن‏ کافران،گناهان پیشین ایشان را تبدیل به نیکی و حسنه می‏گرداند.
2. و لا تقربوا الزنی،انّه کان فاحشة سبیلا .( حر عاملی،وسائل الشیعه، ، 1403 ، ج 20 )
«و گرد زنا مگردید،که آن کاری زشت و راهی بد است».
این آیه ادامهء آیاتی است که در آن احکام عالی اسلامی به مثابه یک‏ منشور بیان شده است،چنانکه ده فرمان موسی نیز چنین است.در این‏ آیات،خداوند اصول کلی مسلمان شده را فرا روی کافران قرار داده است؛ ایشان اگر می‏خواهند مسلمان شوند باید این اصول را رعایت کنند:جز خدا را نپرستند،به پدر و مادر نیکی کنند،حق خویشاوندان و بینوایان را بدهند، فرزندان خویش را نکشند،زنا نکنند،قتل نکنند و ….( حسینی جرجانی ،تفسیر شاهی یا آیات الاحکام، 1362 ، ج 2 )
پس این آیات نیز خطاب به کافران است.
. یا ایها النبیّ اذا جائک المؤمنات یبایعنک علی ان لا یشرکن باللّه‏ شیئا و لا یسرقن و لا یزنین و لا یقتلن اولادهن…فبایعهنّ… .( خرمشاهی، دانشنامهء قرآن و دانش پژوهی، 1377 ، ج‏ اول)
«ای پیامبر،هرگاه زنان مؤمن نزد تو آیند که با تو بیعت کنند بر این شرط که چیزی را با خدا شریک نسازند و دزدی نکنند و فرزندان خود را نکشند…پس با آنها بیعت کن…».
در این آیات نیز زنا در کنار شرک،قتل نفس و قتل اولاد آمده‏ است و مراد همان اشتغال به زنا در دوران جاهلیت است.
گر چه در صدر آیه«مؤمنات»مورد خطاب قرار گرفته‏اند،اما این‏ «ایمان»به قرینهء مشارفت است،یعنی کسانی که در شرف و آستانه ایمان‏ آوردن هستند و به نزد پیامبر آمده‏اند تا ایمان بیاورند باید در ضمن بیعت‏ به این اصول عالی اسلامی متعهد شوند.
از مجموع این چند آیه چند نکته نتیجه گیری می‏شود: یک.در این آیات،زنا در کنار دو جرم بزرگ قتل و شرک قرار گرفته است.
دو.این آیات به کافران خطاب دارد و ایشان را قبل از ایمان آوردن، به اصول اسلام آشنا می‏کند.
سه.زنای مورد نظر،زنای حرفه‏ای است و به عادت زنان در دوران‏ کفر و جاهلیت اشاره دارد نه زنای اتفاقی یعنی رابطه نامشروع میان یک‏ مرد و زن
چهار.مجازات مذکور در برخی آیات،مجازات اخروی است.
ب)زنا جرمی است با مجازات دنیوی
پس از آنکه پیامبر در مدینه تشکیل حکومت داد،برای ادارهء حکومت به قانون نیاز داشت و از این رو آیاتی که مشتمل بر احکام‏ اجتماعی بودند در این دوره نازل شدند.قریب به اتفاق آیات احکام‏ اجتماعی،مانند احکام حقوقی و کیفری و احوال شخصیه،در دوران ده سالهء مدینه نازل شده‏اند.
در خصوص زنا،نویسندگان آیات الاحکام چند آیه را مطرح کرده‏اند که به بیان آنها می‏پردازیم:
و الّلاتی یأتین الفاحشة من نسائکم فاستشهدوا علیهم اربعة منکم‏ فان شهدوا فامسکوهنّ فی البیوت حتّی یتوفّاهن الموت او یجعل اللّه لهنّ‏ سبیلا .
«و از زنانتان آنان که کار زشت کنند چهار تن مرد از خودتان بر آنها گواه خواهید؛پس اگر گواهی دادند آنان را در خانه‏ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خداوند راهی برای آنها پدید آورد».(خزائلی، احکام قرآن، 1358)
این آیه و آیهء بعد از آیات پیچیدهء قرآن است که مباحثات‏ پر دامنه‏ای را در تفاسیر و نیز کتب فقهی در پی داشته است.چند نکته در این آیه قابل ذکر است: مراد از«فاحشه»در این آیه به اعتقاد بیشتر مفسران زناست‏(خمینی، تحریر الوسیله، 1379 ، ج 2 )
و حتی عده‏ای در این باره ادعای اجماع کرده‏اند.( رازی،روض الجنان و روح الجنان، بی تا ، ج 20 ) با این همه برخی به دلیل اینکه این حکم فقط در مورد زنان است مساحقه را مورد نظر دانسته‏اند. طبرسی این قول را به ابومسلم،تابعی و فقیه معروف سدهء اول،نسبت داده‏ است.(.راوندی، فقه القرآن، 1405 ، ج 2)
2-3-1-2 :روایات
اولین دلیل فقهای امامیه در این مورد روایت است که به عنوان نمونه به چند مورد از آن اشاره می شود:
برای مثال در روایتی از برید عجلی نقل است که : ((… سئل ابوجعفر (ع) عن رجل اغتصب امراه فرجها قال یقتل محصنا کان او غیر محصن))
در روایت از حضرت امام باقر (ع) در مورد مردی سوال می شود که آلت تناسلی زنی راغصب کرده است که امام فرمودند:(کشته می شود ،چه محصن باشد وچه غیرمحصن.)
(حرعاملی ، تفصیل وسائل الشیعه ، 1409، ج28 ٌباب 17، صص108-109، طوسی، تهذیب الاحکام ،1407 ، ج 10، ص17)
چنانچه ازاین روایت مشاهده می شود ،مجازات قتل به موردی منصرف شده است که با غصب فرج همراه باشد.در سه روایت دیگر نیز که از امام باقر (ع) وامام صادق (ع) نقل شده است قتل برای این موارد ذکر شده اند : ((الرجل یغصب المراه نفسها ، فی رجل غصب امراه فرجها و اذا کابر الرجل المراه علی نفسها)) (همان منبع )
دلیل قتل که فقها در زنای به عنف به آن استناد کرده اند ،همین چند روایت است که مبادرت به عمل جنسی به عنف ،با واژه هایی چون ((من غصب )) و ((اذا کابر)) آمده اند که بررسی این روایات از لحاظ مفهومی در غصب فرج وتفاوت آن با واژه زنا لازم می آید.
((کابر)) از ریشه ((کبر)) (هّ)به معنی با اولجبازی کرد، براو چیره شد (مهیار ، فرهنگ ابجدی عربی – فارسی ،1410 ،ص714) براو غلبه یافت (مومن قمی ، مبانی تحریرالوسیله ،1422 ،ج 2، ص 201) و((غصب )) نیز به معنای چیزی را قهری وظالمانه گرفتن (ابن منظور ، لسان العرب ،1414 ،ج 1،ص 648) یا سلطه ظالمانه وقهری بر چیزی می باشد .(مومن قمی ، مبانی تحریرالوسیله ،1422 ،ج 2، ص 201) چنان چه مشاهده می شود ، در هیچ کدام یک از این روایات واژه زنا نیامده است ودخول با عنف وقهر وغلبه منظور بوده است ، در حالی که هم چنان که ذکر شد، در خصوص سایر مجازات های وارده برای این رابطه نامشروع جنسی ، از واژگانی استفاده شده است که همه از ریشه ((زنی)) بوده اند.
این اختلاف در واژگان که دقت نظر ائمه (علیه السلام ) را می رساند، خود نشانگر این امر است که بین زنا وتجاوز به عنف تفاوت معنایی وجود دارد و به تبع این تفاوت در مفهوم ، مجازات وطرق اثبات آن جدای از هم بوده ومتفاوت می باشند.(سعدی ، تقریرات فقه 6 ، 1388، ص 6 )از این جهت که مستند فقها صرفا همین روایات بوده است ،جای سئوال دارد که چرا بین این دو قائل به تفکیک نشده اند واکثر قریب به اتفاق آنان (حلی ، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام ،1408 ،ج 4 ، ص141 ، عاملی ، مسالک الافهام ،1413 ،ج 14،ص 360،نجفی ، جواهرالکلام ، بی تا ،ج41 ،ص 315،حلی ، قواعدالاحکام فی معرفه الحلال والحرام ،1413 ،ج 3،ص 526، فاضل هندی ، کشف اللثام والابهام ، 1416 ، ج 10 ،ص 437، خویی، مبانی تکمله المنهاج ، 1428 ، ج 41 ، ص 235، موسوی خمینی ،تحریرالوسیله 1374 ، ج 2 ، ص 463 )تجاوز به عنف را تحت واژگان ((من زنی بامراه مکرها لها )) بیان کرده اند.
.به نظر می رسد عدم تفکیک فقها ،لزوما به معنای یکی دانستن آن دو نبوده است ، بلکه ممکن است به جهت عدم التفات به آثار این تفکیک بوده باشد واز این رو آن را تحت عنوان زنا بیان فرموده اند. یعنی از آن جایی که مجازات آن مانند مواردی دیگر ، قتل بوده است ، فقها در قالب زنای به عنف آورده وبه این تفاوت مفهومی توجه نداشته اند، هر چند که بر خلاف تفکیک مفهومی نیز نشر نداده اند .
البته همان گونه که اشاره شد ، شیخ مفید در المقنعه ،علی رغم این که سایر موارد را با واژگانی از ریشه ((زنی)) بیان کرده اند ،تجاوز به عنف را این طور مورد اشاره قرار داده اند : ((من غصب امراه علی نفسها و وطئها مکرها لها …)) ( مفید ، المقنعه ، 1413 ، ص 778 ) که می تواند حاکی از توجه ایشان به این تفاوت بوده باشد.
همچنین در کلام یکی از فقهای معاصر در خصوص زنای به عنف ، به غصب و اغتصاب اشاره شده است که آن را از زنای اکراهی که برخی فقها به آن اشاره کرده بودند ،متمایز می دانند .( فاضل لنکرانی ، الحدود ،1422 ، ص 156) البته اگر چه نتیجه ای که ایشان از این تفکیک می گیرند در عدم الحاق زنای اکراهی به زنای با غصب واستیلا نمود پیدا می کند ( یعنی در جایی که کسی دیگری را وعده به ایراد ضرری دهد وبا او مواقعه جنسی انجام دهد ، حد او قتل نخواهد بود بلکه باید با قهر واستیلا این عمل را انجام دهد تا حد او را قتل بدانیم ) ولی تا حدودی موید بحث ما نیز می تواند باشد که بین زنا وتجاوز به عنف تفاوت معنایی وجود دارد ، یعنی همین تفکیک قائل شدن بین زنای با غصب واستیلا با زنای اکراهی نشان می دهد که از لحاظ مفهومی بین آن دو تفاوت وجود داشته و آثار مترتب بر آن ها نیز یکسان نخواهد بود.
در این جا لازم است حیطه ئ شمول عنف را در تجاوز به عنف مورد بررسی قرار داد. بدین معنا که عنف در این خصوص ،صرفا با قهر و غلبه بردیگری حاصل می شود یا اکراه را نیز شامل می گردد.اکثر قریب به اتفاق فقها (موسوی الخمینی ، تحریرالوسیله ،1374،ج 2،ص 463،نجفی ، جواهرالکلام ،بی تا ،ج 41،ص 315،حلی ، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام ،1408 ، ج 4

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره آیات الاحکام، منافی عفت، سیر تاریخی، قانون مدنی Next Entries مقاله درباره دادرسی کیفری، حقوق کیفری، قانون مجازات، مجازات اسلامی