مقاله درباره حقوق بشر، انتقال اطلاعات، فاعل شناسا، ساختار قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

سه‌بعدي، (تجميع) کنسول تمام سرگرميها (به‌صورت ميز سرگرميها)، عدم تمايز دنياي واقعي و مجازي، فيلمهاي چند پرسپکتيو و نهايتاً داستانهاي ديناميک به‌عنوان موارد مطلوب توسط اين مرکز تحقيقات در نظر گرفته شده است. از سويي ديگر، مواردي نظير، اعتياد به بازيهاي آنلاين به‌عنوان يک مسئله ملي، روبات‌هاي قويتر از بشر به لحاظ ذهني و فيزيکي، ارگاسم از طريق ايميل، ابزار کنترل از راه دور جاسازي‌شده در حيوانات خانگي، نخستين ازدواج آواتار با انسان، نخستين طلاق به خاطر امور مجازي با شخصيت بازي کامپيوتري، در اين تحقيق به‌عنوان موارد منفي قيد شده است.
در همين بازه زماني کاشت ويدئو و صوت در بدن، افسر فرمانده شدن رباتها، فعاليت “هولوگرافي همزاد54” در زندگي واقعي، پيوند کامل مغزي مستقيم، سوپرکامپيوترهايي به سرعت مغز انسان، مغز مصنوعي، پوست مجازي فعال و درنهايت خال‌کوبي‌هاي ويدئويي، مواردي هستند که توسط اين مرکز به‌عنوان موارد مطلوب پيش‌بيني شده است. از طرفي، نمايش‌هاي تلويزيوني به سبک فيلم “مرد دونده” با استفاده از اندرويدها، انسان شدن اولين روبات، تشخيص افکار، مرکب بودن55 بزرگ‌ترين مشاهير و همچنين مرکب بودن 30 درصد کل مشاهير، ازجمله گزارههاي نامطلوب بوده و تا سال 2020ميلادي به واقعيت خواهد پيوست. انسانهاي متعلق به دوره زماني حاضر، به‌طور همزمان، هم سوژهاند و هم اُبژه، يعني هم فاعل شناسايند و هم متعلق شناسايي. همچنين از منظري ديگر، هم‌زمان مجازند و هم حقيقت. يعني به‌طور توأمان ‌هم اين انسان‌ها قابل‌رؤيت‌اند و هم آواتاري که دارند و از خود ساختهاند، قابل‌رؤيت شده. نکته آنجاست که اين مؤلفه، در تمايز با گذشته، به‌گونه‌اي بود که تنها همين فيزيک انسان‌ها قابل‌رؤيت بود و خيال آن‌ها نه قابل‌رؤيت بود و نه مثل امروز بود که آواتار آن‌ها باهم ارتباط ميگيرند و تعامل ميکنند و اين خيالات در عالم مجاز از امکان تعامل و تشريک، برخوردارند.
اين امر پيامدهايي را در ساخت جامعه به همراه دارد. به‌عنوان‌مثال ميتوان به تغيير نهادهاي آموزشي سنتي، نابودي نهادهاي سنتي سينما و رسانه، نابودي نهادهاي سنتي بهداشت و درمان و … اشاره کرد. پيش‌ازاين تصور ميشد که انسان تکنولوژي را به وجود آورده و به‌عنوان ابزاري تحت اختيار اوست؛ حال آنکه ديگر “تکنولوژي” جداي از انسان نيست بلکه، انسان با آن ممزوج شده و تداخل با تکنولوژي صورت گرفته و انسان به‌عنوان حقيقت، با اين مجاز، به‌عنوان سوژه با ابژه و به‌عنوان اينديويژواليتي در اين کاميونيتي متداخل گشته است. که اين رخداد، از منظر علوم اجتماعي و انساني تبيين نشده است.
نوع جوامع نوين، اساساً از جنس جامعه اطلاعات‌محور است که به‌طور ضمني، بيشترين دامنهي رسانه‌اي را دارد. البته نه اين رسانه امروزي، بلکه رسانهاي که وارد خانه ما شده و به‌صورت تعاملي است. البته جامعه آينده، جامعهاي صرفاً اطلاعاتي نيست که با متن و اسناد و اطلاعات سروکار داشته باشد. همچنين به اين دليل که، بشر با عبور از حوزه اينفورميشن سوسايتي و سپس عبور از نالج سوسايتي به ويرچوال سوسايتي ميرسد. در ويرچوال سوسايتي، ديگر اطلاعات مطرح نيست، بلکه نسبت ميان حقيقت و مجاز مطرح است. يعني در جامعه مجازي، زندگي دوم يا Second Life، به‌واسطه آنچه حقيقت يا واقعيت ندارد، مثل آواتارها و روابط ميان آنان، محقق خواهد شد. ازآنجاکه اين روابط مجازي است، جنس آن جامعه متشکله نيز مجازي است.
در جوامع نوين، مفاهيمي موضوعيت دارند که عبارت‌اند از؛
پايداري(Sustainability)، اينديويژواليزيشن(Individualization)، خانگي(Homing)، سبک صحت(Health style)، اجتماع(Community)، جامعهي دانشي(Knowledge society)، يوموکراسي(Youmocracy)، بازيها(Game on)، اقتصاد توجه(Attention Economy)، علم زندگي(Life Science)، همگرايي(Convergence)، زمان بي‌انتها(Timeless Time)، شايتک(Shy Tech)، مجازيسازي(Virtualization) و همچنين آوترنت(Outernet)
اين مفاهيم نقاطي است که در نقشه ترند يونيورس 2012 (trend universe 2012) ترسيم شده و نسبت آن‌ها با ترندهاي خُرد آن مشخص گرديده است. با بررسي اين مفاهيم در کنار يکديگر، مفهوم جامعه‌سازي ديجيتالي که با پديدهي رسانه عجين شده است، بروز بيشتري مييابد.

تصوير 12-2 نقشه ترند يونيورس 2012
حتي اگر اين مؤلفه‌ها تنها در يک کشور تا سال 2012 محقق شده باشد، به اين معناست که بشر در سير تطور خود، از جامعه دانشي نيز عبور نموده و پس از آن به جامعه مجازي وارد شده و سپس به جامعه الحاقي خواهد رسيد. اکنون لازم است که در ادامه، به معرفي جامعه اطلاعاتي، جامعه دانشي، جامعه مجازي و جامعه الحاقي پرداخته شود.

2-7-3-2 جامعه اطلاعاتي :
واژهي اطلاعات (Information) به اواخر قرن 14 ميلادي باز ميگردد. ريشهي آن از واژهي enformacion متعلق به فرانسهي كهن ميباشد، كه به معني اطلاعات و دستورالعمل بود. اين کلمه همچنين از واژهي لاتين informationem (nominative informatio) – به معني ايده و مفهوم- نيز ريشه ميگيرد.56
در مقام تعريف، جامعهي اطلاعاتي جامعهاي است كه در آن، فنآوري و اطلاعات در بخش عمدهاي از زواياي زندگي فردي و اجتماعي استفاده ميشود و مدار اصلي امور بر محور اطلاعات ميچرخد. مهم‌ترين مؤلفهي اين جامعه، اطلاعات ميباشد و مهم‌ترين كارگزار آن فناوري اطلاعات و ارتباطات است. (محمدبيگي, مهر 83, ص. 62)
در چنين جامعه‌اي استانداردهاي زندگي، الگو‌هاي کار و فراغت، نظام آموزشي و بازار کار به ميزان محسوسي تحت‌الشعاع پيشرفت‌هايي قرارگرفته که در قلمرو اطلاعات و دانش روي داده است. در اين تعبير از جامعه اطلاعاتي، مشابهت با آراء سند شوراي عالي اطلاع‌رساني موسوم به “مروري بر رفتار توسعه نوين” وجود دارد که:
جامعه اطلاعاتي يکپارچه، تبلوري مجدد از کليه فرايند‌هاي متعارف و سنتي اجتماعي نظير کسب، و کار، آموزش و… و حتي فعاليت‌هاي شخصي نظير تفريحات و امثال آن، در قالبي نوين با استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات است. (شوراي عالي اطلاع رساني, اسفند 1381, ص. 15)
جامعهي اطلاعاتي جامعهاي فراصنعتي است كه رسانههاي جديد در آن از اهميت زيادي برخوردار است. رسانههاي الكترونيكي از ويژگيهاي جوامع مبتني بر اطلاعات است. سرعت زياد، هزينهي كم، قابل درك بودن در سطح جهان از ديگر خصوصيات رسانههاي اين عصر است. (ايماني, 1385). در حقيقت مفهوم جامعهي اطلاعاتي زماني تولد يافت كه رايانهها با مخابرات ممزوج شدند. (خان محمدي, زمستان 85, ص. 249) درواقع رشد سريع تقاضاي رايانه موجب تحول در وضعيت توزيع يا انتقال پيام از يك نقطه‌به‌نقطه‌ي ديگر شده است.
در خصوص دامنهي مفهومي “جامعه اطلاعاتي” ميتوان گفت؛ در جوامع غربي كه اساس آن مبتني بر انسانمحوري است؛ حقوق بشر به‌عنوان يك اصل انكارناپذير پذيرفته شده و پايهي همه‌چيز را تعيين ميكند. بنابراين با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشر، مفهوم “آزادي بيان”، به‌عنوان يکي از مهم‌ترين حقوق اساسي بشر در نظر گرفته ميشود57 و به‌تبع آزادي بيان، انسان “حق انتشار كلام” مييابد. وقتي برخورداري از امکان انتشار به‌عنوان يک حق تلقي شده و در مفاد اعلاميه حقوق بشر گنجانده شود؛ ملازم با آن، بايد حق ديگري به نام “حق دسترسي به اطلاعات” نيز به رسميت شناخته شود. حق دسترسي به اطلاعات نيز تابع حق بزرگ‌تري به نام “حق تعامل و حق ارتباط58” است که سال‌هاست زمزمه آن در ميان انديشمندان غربي پيچيده است و ازجمله حقوق اساسي انسان انگاشته شده است. پس در تمدن غرب که مبتني بر جامعهي مدني و بورژوايي است، “جامعهي اطلاعاتي” براي نيل انسان غربي به اين حقوق مفروض بشر، متبلور شده است. از سويي ديگر، ازآنجاکه در جامعه اطلاعاتي مهم‌ترين ابزار انتقال اطلاعات، اينترنت است ويژگيهاي انحصاري رسانه‌هايي مثل راديو و تلويزيون كمرنگ شده و جنبه‌هاي دموكراتيك رسانهي اينترنت برجسته‌تر شده است. در تصوير زير ارتباط مفاهيم مذکور، ترسيم شده است.

تصوير 13-2 بستر مفهومي جامعه اطلاعاتي
جامعه اطلاعاتي، مورد بحث مجامع علمي و حقوقي و بينالمللي فراواني قرارگرفته، که از همه مهمتر اجلاس سران كشورهاي مختلف جهان59 در زمينهي جامعهي اطلاعاتي است كه مقدمهاي براي تكوين مفهوم و ماهيت جامعه مبتني بر اطلاعات است. (محمدبيگي, مهر 83, ص. 63) “اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي” 60WSIS مأموريت دارد تا مفاهيم و معيارهايي که ذيل اعلاميه حقوق بشر برشمرده شد را، در جامعه اطلاعاتي محقق نمايد و آن‌ها را به‌عنوان اصول رهنمود براي گذار به جامعه اطلاعاتي آينده به كار گيرد.
البته شايان ذکر است که ديدگاه حقوق بشري، در فرايند جامعه اطلاعاتي، در برخي از اصول و حقوق مهم انساني، مانند عدم تبعيض، حق توسعه، حق آزادي بيان، حق ارتباط، حق حريم زندگي خصوصي و حق مشاركت آزاد در زندگي فرهنگي جامعه، با تضاد و تعارض روبرو ميشوند. (معتمدنژاد, ص. 32)
جامعه اطلاعاتي از بُعد اقتصادي، با اقتصاد مبتني بر اطلاعات تعريف ميشود و اطلاعات به‌عنوان يك مبنا براي اقتصاد درنظر گرفته ميشود. مقوله “ثروت ملي” نيز برحسب ميزان محصولات مرتبط با اطلاعات و دانش اندازهگيري خواهد شد. نگاهي ديگر به جامعهي اطلاعاتي، نگرش سياسي است؛ بدين مفهوم كه به جامعه اطلاعاتي از منظر رابطه قدرت و ساختار قدرت نگريسته شود.
شاخصها و ويژگي‌هاي عمدهي جامعهي اطلاعاتي را ميتوان چنين برشمرد:
* متصل بودن و دسترسي مناسب به اطلاعات مناسب؛
* حضور رايانهها و فنآوريهاي اطلاعاتي ارتباطات دوربرد؛
* برتري اطلاعات بر سرمايه به‌عنوان منبعي راهبردي؛
* رشد زيرساختهاي مبنايي براي كاربرد فنآوري اطلاعات؛
* تغيير ساختارهاي شغلي از فعاليتهاي مبتني بر صنعت به فعاليتهاي مبتني بر اطلاعات. (نصيب & ک.سي.دباس, زمستان 1382)
بزرگ‌ترين اثر فنآوري تكنولوژي تغيير اجتماعي است كه جامعه را کاملاً دگرگون ميكند. (مولانا, بيتا) سازمان و جامعه يك موجود زنده و پويا تلقي ميشود و به‌عنوان يك سيستم باز، كه از ويژگيهاي جامعهي اطلاعاتي است، هم بر محيط اثر ميگذارد و هم از آن تأثير ميپذيرد. (ايماني, 1385) يکي از اثرات اجتماعي فناوري اطلاعات را ميتوان اين دانست که غالباً، فناوري اطلاعات موجب ناديده گرفتن نقش انسان در فرايند تكنولوژي ميشود. يعني جبر تكنولوژي تعيين‌کننده‌ي حيات اجتماعي است. (محمدي, ص. 249)
تکنولوژيهاي ارتباطي امروز و بهويژه اينترنت، جهان را به مثابه دهكدهي كوچكي درآورده كه با سيطره و جهانشمولي خود، دنيا را به‌سوي فرهنگ و تفكري واحد به نفع دنياي غرب ميكشاند. به‌صراحت ميتوان گفت كه شبكه اينترنت فارغ از جنبههاي مثبت آن به ابزاري مؤثر در گسترش استيلاي فرهنگي دنياي غرب در كشورهاي درحال‌توسعه و جهان سوم تبديل گرديده است. ازاين‌رو، بسياري از انديشمندان و محققان علوم اجتماعي و فرهنگي بر آن شدهاند تا با مطالعه و بررسي اين فناوري نوين، به آسيبها و تهديدهاي آن بپردازند و از سوي ديگر فرصتهاي به‌دست‌آمده در اين مجال را شناسايي و پيشنهادهايي براي آن ارائه نمايند. (نوري & سيدباقري, 1385)
انديشمندان برجسته در اين حوزه عمدتاً با نگاهي انتقادي، در پس چهرهي موجه و دوستداشتني اين جامعهي پيشرفته، به برخي از زمينههاي نابرابري، سلطه و همچنين شكاف عميق اطلاعاتي در دنياي مدرن تأکيد كرده و حتي به جنبههاي موقعيتهاي نامتوازن در خود كشورهاي پيشرفته در دسترسي و بهرهمندي از اطلاعات اشاره ميكنند.
به‌هرتقدير، جامعه غرب در زمينه فراهم‌شده بر بستر جامعه مدني و جامعهي بورژوايي خود؛ از جامعهي صنعتي عبور نموده و در وضعيت جامعهي اطلاعاتي به سر مي‌برد. تمدن غرب همگام با توسعهي تکنولوژيک خويش، با تسري اين جامعه و تسلط و سيطرهي جهاني پديدههاي ارتباطات جهاني و بهويژه اينترنت، سايهي جامعهي اطلاعاتي را بر جهان، مستولي نموده است.
تسري جامعهي اطلاعاتي، عموماً با مفاهيم کاربردي تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات، ازجمله دولت الكترونيك، تجارت الكترونيك،

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره سير، جامعهي، تصوير، مجازي Next Entries مقاله درباره منابع سازمان