مقاله درباره حداد عادل، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

و پوشيدن نشان مي‌دهد که لباس در فرهنگ ما وسيله‌اي براي پوشاندن تن و ننماياندن آن است به طوري که اين مقصود و غرض به طور طبيعي در انتخاب واژه جلوه‌گر شده است. مصدر کلمه لباس نيز همين معني را در خود دارد. مصدر لبس در عربي به معني به اشتباه افتادن و چيزي را با چيز ديگر همانند پنداشتن، چيزي را به جاي چيز ديگر گرفتن و نيز شبهه و اشکال و عدم وضوح است. لباس از ريشه لبس وسيله‌اي است براي از نظر دور داشتن شکل اصلي بدن و تغيير شکل دادن و از بين بردن وضوح و مشخصات بدن.” (حداد عادل، 1359: 41-42)
معناي پوشيدگي لباس در کاربرد فقهي آن نيز مد نظر قرار گرفته است و فقها در فصل احکام نماز و نکاح به اين نکته اشاره کرده اند. در کتاب‌هاي فقهي به جاي کلمه پوشش از لغت ستر استفاده شده و از اين رو مي توان گفت مناسب‌ترين لغت براي بيان مفهوم صحيح پوشش اسلامي لغت ستر است که امروزه از واژه حجاب به جاي آن استفاده مي‌شود. واژه حجاب پوشش اسلامي است و خاص زن يا مرد نيست، هرچند اين واژه بيشترين کاربرد را درباره زنان دارد.

2-2-2- ريشه‌هاي پوشش
شهيد مطهري در کتاب “مسئله حجاب” ريشه‌هاي فلسفي پوشش اسلامي يا حجاب را ايجاد آرامش رواني، استحکام پيوند خانوادگي، استواري اجتماع و ارزش و احترام زن برمي‌شمرد. اما به نظر مي‌رسد که اين علل و عوامل ناظر به لباس زنان است و با بررسي تاريخي و عميق‌تر بتوان علاوه بر آن ريشه‌هاي ديگري براي پوشش برشمرد که شامل موارد فوق نيز مي‌باشد. به طور کلي ريشه‌هاي فلسفي پوشش را مي‌توان در پنج بخش برشمرد: (نظيفي و ديگران، 1389: 73-89)
1- فطرت: پوشش و استتار اندام بدن انسان برخاسته از نوعي تمايل دروني و انگيزه فطري است. بر اساس اين انگيزه، فطرت بيدار و سليم هر فردي به جهت برخورداري از صفت حيا و شرم و خويشتن‌داري نوعي گرايش و تمايل دروني به رعايت حدود عرفي پوشش دارد که در علم اخلاق از آن به “عفت” تعبير مي‌شود. قرآن در اين زمينه آن گاه که داستان آفرينش حضرت آدم و همسرش حوا را به تصوير مي‌کشد به موضوع نياز دروني آدم و حوا نسبت به پوشيدگي اشاره کرده است که نشان مي‌دهد قرآن تمايل به پوشيدگي را ناشي از عمق جان انسان مي‌داند.
قرآن کريم پس از بيان مسأله جاي گرفتن حضرت آدم و همسرش در بهشت (اعراف، 19) و تأکيد خداوند بر خودداري آن دو از نزديک شدن به درخت ممنوعه، ماجراي وسوسه و فريب شيطان را در آيه بيستم اين سوره چنين شرح مي‌دهد: “فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما و …” (اعراف، 20) پس شيطان، آن دو را وسوسه كرد تا آنچه را از عورت‌هايشان برايشان پوشيده مانده بود، براي آنان نمايان گرداند و … ” و در ادامه آيات مي‌خوانيم: فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ … پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد پس چون آن دو از [ميوه‏] آن درختِ [ممنوع‏] چشيدند، برهنگي‏هايشان بر آنان آشكار شد، و به چسبانيدن برگ [هاي درختانِ‏] بهشت بر خود آغاز كردند و… ” (اعراف، 22)
علامه طباطبايي ذيل آيه بيستم سوره اعراف مي‌گويند: ” “سوآت” جمع “سوأة” و به معناي عضوي است كه آدمي از برهنه كردن و اظهار آن شرم مي‏دارد.” (طباطبايي، 1373، ج 8: 39) خصلت فطري شرم و حيا در پيدايش و تداوم پوشش نقش اساسي داشته است و همين خصلت انساني يکي از فلسفه‌هاي اصلي پوشش آدمي بوده است. بنابراين “حيا اصل ثابتي در فطرت همه انسان‌هاست که به جنبه روحي انسان برمي‌گردد. البته مصداق‌ها و مواردي که مردم از آن حيا مي‌کنند، تابع فرهنگ و نظام ارزشي آنهاست و همه امور فطري تقريباً چنين هستند که مصاديق‌شان تابع فرهنگ‌هاست؛ ولي با اين حال، بايد آن مصداق هماهنگ با قوانين الهي باشد و اينجاست که لزوم و جايگاه شرع مقدس در امور فطري خود را نشان مي‌دهد و مصداق را در جهت معيار فطري قرار مي‌دهد”(بانکي‌پور فرد، 1383: 19)
2- امنيت: اين مسئله به تلاش انسان براي حفظ امنيت و سلامت زندگي و نيز حس خطرگريزي او باز مي‌گردد که يکي از نيازهاي طبيعي و اوليه حيات بشري است. تأمين امنيت بدن و محافظت از آن در مقابل سرما و گرما و باد و باران، گزند حشرات و حيوانات و نيز در مقابل افراد هوسباز و شرور نشان‌گر نياز انسان به پوشش و لباس مناسب است. لباس مناسب به مثابه خانه و مسکن مناسب تأمين کننده اين امنيت است. (حداد عادل، 1359: 6)
3- زيبايي‌دوستي: صفت زيبايي دوستي و خودآرايي ريشه در نهاد انسان دارد. انسان‌ها از نظر فردي و اجتماعي به لباس زيبا نياز دارند. لازمه زندگي اجتماعي و روابط اجتماعي مؤثر، داشتن ظاهري متناسب و آراسته است. خودآرايي يا زينت دادن خود بصورت معقول و مشروع در تحکيم روابط انساني و تقويت بنيان اجتماع نقش مؤثري دارد. از سوي ديگر خودآرايي و زينت کردن اثرات رواني مثبتي نيز در خود فرد دارد. افراد با توجه به سلايق، انگيزه‌ها و سنت‌هاي حاکم بر محيط در انتخاب شکل، جنس و رنگ لباس مورد علاقه خود اعمال نظر مي‌کنند و با جلوه‌گري از طريق آن به حس خودآرايي و زيبايي‌دوستي دروني‌شان پاسخ مي‌دهند.
4- اجتماع: لباس پوشيدن، نشانه اجتماعي بودن انسان است و مانند ديگر جنبه‌هاي اجتماعي بودن انسان بر اساس ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي و انتظارات جمعي شکل مي‌يابد. ضرورت همنوايي با اقتضائات فرهنگ غالب و رعايت انتظارات جمعي کم‌ترين هزينه‌اي است که زندگي اجتماعي در ساحت‌هاي مختلف بر افراد تحميل مي‌کند. در حوزه پوشش نيز جامعه انتظار خويش را نه در چارچوب قالب‌هاي معين بلکه در قالب گزينه‌هاي متنوعي مطرح ساخته است که امکان اعمال گزينش‌هاي فردي همواره وجود خواهد داشت.
پوشش و لباس نوعي مرزبندي معقول در روابط ميان افراد و تعامل اجتماعي آنان با يکديگر است که مي‌تواند تبيين کننده ويژگي‌هاي شخصيتي و هويت اجتماعي فرد و عامل تشخص او در جامعه باشد فراتر از اين لباس يکي از مؤلفه‌هاي مهم فرهنگي هر جامعه است که به نوعي با ارزش‌هاي حاکم بر آن نيز گره خورده است و به عنوان يک ابزار مهم براي شناخت فرهنگ‌ها و نيز تمايز ميان ملل مختلف و حتي نفوذ در ساختار فرهنگي و ارزشي جوامع بکار گرفته مي‌شود. علاوه بر اين مسئله حفظ عفت و حيثيت اجتماعي زنان از تعرض هوسبازان و نگاه‌هاي شهوت‌آميز که موجب به خطر افتادن سلامت و بهداشت روحي و رواني افراد جامعه مي‌شود از مهم‌ترين پيامدهاي اجتماعي لباس و پوشش به حساب مي‌آيد.
5- دين و مکتب: تمام اديان الهي بويژه دين مبين اسلام پوشش را نياز طبيعي زندگي انسان و به عنوان يک ارزش قلمداد کرده و لذا ابعاد معنوي آن را مطرح کرده‌اند، که مي‌توان گفت ديدگاه اسلام در اين رابطه منحصر به فرد است. دين اسلام به در نظر گرفتن ويژگي‌ها و امتيازات انسان نسبت به ساير موجودات در همه احکام و تعاليم رهايي بخش خود نيازهاي مادي و معنوي و خواسته‌هاي متعالي او را در نظر گرفته است.

3-2-2- عوامل مؤثر بر الگوي پوشش در جامعه
گستره زماني و مکاني لباس از سويي و نيز پيوند خوردن آن با جنبه‌هاي مختلف فردي و اجتماعي سبب شده است تا عوامل متعددي بر اين پديده اثر گذار باشند به طوري که مي‌توان به لباس از منظرهاي متفاوتي نگريسته و مورد مطالعه قرار داد. “لباس پوشيدن شأني از شئون انسان است و پديده‌اي است که تقريباً به اندازه طول تاريخ بشر سابقه و به قدر پهنه جغرافيايي امروزين زمين گسترش دارد. اين پديده با خصوصيات مختلف فردي و اجتماعي انسان در ارتباط است و مي‌توان آن را از ديدگاه‌هاي مختلفي مورد مطالعه قرار داد”(حداد عادل، 1359: 5). بر الگوي پوشش افراد در جامعه عوامل متعددي اثر مي‌گذارد. در کنار عوامل فردي مؤثر بر الگوي پوشش در جامعه مانند سلايق و شرايط سني و جنسي ساير عوامل غيرفردي مؤثر بر پوشش افراد را مي‌توان تحت عناوين ذيل گنجاند: عوامل (نظام) اقتصادي، عوامل (نظام) سياسي، عوامل (نظام) اجتماعي، عوامل (نظام) فرهنگي و نيز عواملي مانند جغرافيا و اقليم آب و هوايي.
الگوي پوشش و کيفيت لباس در هر جامعه بيش از آنکه از شرايط اقليمي، موقعيت تمدني، اوضاع اقتصادي، نظام سياسي، موقعيت سني، جنسي و شغلي افراد و خواسته‌هاي شخصي و زيباشناختي افراد اثر بپذيرد از فرهنگ جامعه اثر مي‌پذيرد. لباس انسان نخست تابع فرهنگ جامعه اوست. “همه تغييراتي که در لباس از ناحيه عوامل غير از فرهنگ ايجاد مي‌شود تابع رابطه لباس و فرهنگ است. اختلاف بين تن‌پوش مردم جوامع مختلف گذشته از خصوصيات جغرافيايي، اقليمي و عوامل اجتماعي، اقتصادي، حرفه‌اي و سنتي ناشي از فرهنگ و جهان‌بيني آن جامعه نيز هست.”(دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي، 1372: 9)

4-2-2- پوشش و فرهنگ
آنچه در مورد لباس از اهميت خاصي برخوردار است، رابطه‌اي است که بين آن و فرهنگ هر جامعه‌اي وجود دارد، چرا که لباس هر فرد عمدتاً تابع فرهنگ جامعه‌اي است که فرد در آن زندگي مي‌کند. هيچ جامعه‌اي بدون فرهنگ وجود ندارد و هر جامعه‌اي ولو کوچک و عقب مانده داراي فرهنگ خاص خود است که مختص همان جامعه مي‌باشد و براي مردم جوامع ديگر که داراي زمينه‌هاي فرهنگي متفاوت هستند، بيگانه و حتي گاهي غريب به نظر مي‌رسد.
فرهنگ هر ملتي تأثيري قوي در جنبه‌هاي مختلف زندگي آنها دارد به طوري که اقوام بر اساس فرهنگ خود، بينش خاصي پيدا مي‌کنند و ارزش‌هايشان براساس فرهنگ‌شان شکل گرفته و مشخص مي‌شود. به عبارت ديگر فرهنگ يک قوم در تمام وجوه مختلف زندگي مردم متجلي مي‌شود. “يکي از عناصر مادي فرهنگ، پوشاک و شيوه پوشيدن آن است که در هر منطقه يک کشور با توجه به آداب و رسوم، سنت‌ها و ارزش‌هاي جامعه از الگوهاي خاصي پيروي مي‌کند و نمايانگر عادات و افکار هر فرد و رسوم و آيين‌هاي حاکم بر جامعه مي‌باشد و تحت تأثير عوامل و شرايط اقتصادي، اجتماعي و اقليمي شکل مي‌گيرد.” (قائدي شرفي، بي‌تا: 10-12)
پوشش و فرهنگ رابطه‌اي دو سويه و متقابل دارند. پوشش و لباس از سويي تابعي از فرهنگ است و از سوي ديگر خود به عنوان نماد فرهنگ و ارزش‌هاي خاص هر جامعه و فرهنگ به شمار مي‌رود. لباس مانند خط يا زبان نشانه و نمادي براي فرهنگ به شمار مي‌رود. همانطور که گفتار و نوشتار شيوه‌هايي هستند که به کمک آنها مي‌توان معاني فرهنگي را بيان کرد و هر جامعه‌اي خط و زبان خاص خود را داراست، شکل، فرم و رنگ پوشاک نيز داراي معاني خاصي است که بستگي تام به فرهنگ جامعه توليد کننده و مصرف کننده آن دارد.
پوشش يکي از زيربخش‌هاي نظام فرهنگي است که هر چند با نظام‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي پيوند خورده است، اما پيش از هر چيز و از اولين و برجسته‌ترين نقش‌هاي آن، نقش و زمينه فرهنگي آن است. به عبارتي هر چند پوشش در آغاز شکل‌گيري اجتماعات بشري نقش حفاظتي داشته اما با توسعه فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي زمينه و نقش فرهنگي آن برجسته و نمادين شده است.

1-4-2-2- پوشش نماد فرهنگ
در جوامع اوليه پوشاک نقش حفاظتي داشته است اما با توسعه فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي در جوامع و شکل‌گيري عقايد ديني، پوشاک و نوع رنگ و جنس و شکل و سبک دوخت آن زمينه و نقش فرهنگي يافت و کارکرد اجتماعي و فرهنگي و نمادين آن برجسته شد. (بلوکباشي، 1382: 17)
يکي از نمودهاي اصلي فرهنگ هر جامعه‌اي شکل پوشش آن جامعه است. سرنوشت لباس به فرهنگ جامعه و نظام حاکم بر آن گره خورده و ريشه در جان باورهاي ديني و ملي و عقايد و رسوم اجتماعي مردم دارد. پوشاک تحت تأثير ارزش‌ها و هنجارهاي حاکم بر جامعه و به طور کلي فرهنگ جامعه مي‌باشد و مي‌توان گفت نشانگر و مبين فرهنگ آن جامعه است. مثل لباس مردم شرقي مانند هند، چين و ژاپن و لباس‌هاي محلي ايراني که هم نشان دهنده شرايط جغرافيايي و هم نشان دهنده شرايط فرهنگي جوامع است. حتي نقوش روي لباس‌ها نيز تحت تأثير فرهنگ مشخص مي‌باشد.
رابطه لباس و فرهنگ به اندازه‌‌اي قوي است که وقتي يک خارجي و غريبه وارد محيطي مي‌شود نخستين علامتي که او را مي‌شناساند همان لباس اوست. لباس انسان نخست تابع فرهنگ جامعه اوست سپس تابع سليقه خود او.

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد حجاب و عفاف، مشارکت زنان، دولت اصلاحات Next Entries مقاله درباره حداد عادل، پوشش زنان، رسول اکرم (ص)