مقاله درباره حاشیه نشینی، کشورهای در حال توسعه، بخش کشاورزی

دانلود پایان نامه ارشد

آلونک ، با مصالح کهنه مختلف از قبیل‏ قطعات بی مصرف اتومبیل ، وسایل منزل ، مقوا ، حلب و نایلون ساخته می شود (همدان ، تهران ، کرمان ).
3) قمیر ، محل پختن خشت در کوره‏پزخانه‏ها (کوره‏پزخانه‏های شهرها).
4)کپر ، جایگاه سکونتی که تقریباً اساس آن از حصیر ساخته می‏شود و در بعضی از نواحی‏ اسکلت آن را از نی ساخته روی آنرا با نمد می‏پوشانند(بلوچستان ، خوزستان ).
5) زیرزمین ، پائین‏تر از سطح زمین با مصالح‏ ساختمانی ساخته می‏شود.
6) چادر ، با پارچه و نایلون و مواد مشابه برپا می‏گردد.
7) اتاق ، از خشت و گل و آجر بصورت‏ بلوک‏های ساختمانی و شکل و فرم یکسان ساخته‏ می‏شود(همدان، باختران ، تبریز ، تهران ).
8) گرگین، دارای دیوار معمولی با مصالح‏ ساختمانی و سقف حصیری است (تهران ، خوزستان ، بندرعباس).
9) اتاق حلبی ، این واحدهای سکونتی عمدتاً از پیت های حلبی ساخته می‏شوند(تهران ، تبریز )
مهمترین ویژگیهای اجتماعی حاشیه‏نشینان‏ به قرار زیر طبقه‏بندی می‏شود:
1) مناطق حاشیه‏ دربر گیرنده ی مکان‏ جغرافیائی مشخص هستند.
2) منافع مشترک ساکنین را بهم پیوند میدهد.
3) لگوهای مشترکی بر روابط اجتماعی و اقتصادی ساکنین آنها حاکم است.
4) تجانس گروهی و همبستگی نسبتاً بالائی‏ خاصه در مواجه با مسائل مشترک و افراد خارج از اجتماع خود بروز می‏دهند.
5) نهادهائی خاص خود پدید آورده‏اند.
6) یکدیگر را بخوبی کنترل می‏کنند ( پیران : 1366 ، 32-17 ).
علاوه بر مشخصه‏های فوق دارای‏ خصوصیات مشترک زیرین نیز هستند:
– عمدتاً جمعیت حاشیه‏نشین را جوانان تشکیل‏ می‏دهند.
-در ساختن محیط مسکونی خود و در برابر عملیات تخریب روحیه ی بسیار قوی همکاری دارند. -به افراد غیر ساکن در منطقه اعتماد نداشته و در مسائل خود آن ها را شرکت نمی‏دهند
-به لحاظ عدم وجود فضای کافی اغلب اوقات‏ خود را در خارج از چهارچوب مسکونی‏ می‏گذرانند.
-ناهنجاری های اجتماعی به لحاظ از بین رفتن‏ ارزشهای انسانی در حاشیه شهرها سریع پرورش‏ یافته و اعمالی چون دزدی ، اعتیاد ، قاچاق و فحشاء در آنجا بیش از متن اصلی شهر دیده می‏شود. (حسین‌زاده دلیر: 1370 ، 67 ).
2-3-6- مبانی نظری در مورد شکل گیری حاشیه‏نشینی
در ارتباط با علت یابی و شناخت زمینه‏های حاشیه نشینی ، نظریات متفاوتی ارائه شده است. این نظریات متفاوت، اگرچه تا حد زیادی ناشی از وجوه مختلف حاشیه نشینی است ، لیکن تعلق صاحب نظران به دیدگاه‏ها و مکاتب فکری گوناگون، سهم مهمی در این امر دارد. در اینجا سعی می‏شود علل حاشیه نشینی از دیدگاه‏های مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
2-3-6-1- دیدگاه‏های لیبرالیستی
این دیدگاه‏ها عمدتاً خاص کشورهایی که با نظام اقتصاد آزاد اداره می‏شوند ، به ویژه ایالات متحده امریکا ، می‏باشد. این دیدگاه‏ها تحت تأثیر فلسفه‏ی پوزیتویسم قرار دارند و از بررسی سطحی علل و عوامل مختلف تجاوز نمی‏کنند. این امر شاید ناشی از تعهدی باشد که علم (به مفهوم جدید آن) نسبت به نظام سرمایه داری و طبقات حاکم و حاکمیت کشورهای کانونی برعهده گرفته است. بسیاری از محققان لیبرالیست ، که از معتقدان و مبلغان مکتب کارکرد گرایی می‏باشند ، علت عمده‏ی حاشیه‏نشینی را ناشی از کارکرد جاذبه‏های شهری و دافعه‏های روستایی به شمار می‏آورند. به نظر آنها افزایش جمعیت یکی از علل مهمی است که زمینه را برای مهاجرت مازاد نیروی کار روستایی فراهم می‏آورد. «عدم دسترسی مهاجرین به مشاغل اقتصادی شهری ، همراه با فقر اقتصادی و عدم تخصص آنها موجب می‏شود که آنها مجبور شوند آلونک‏ها و زاغه‏هایی را که در اغلب موارد ، فاقد هرگونه تسهیلات شهری ، از قبیل آب و برق و تلفن است ، برای زندگی برگزینند ( عابدین درکوش ، 1372 ، 122 ).
برخی دیگر از کارکرد گرایان به عوامل دیگری ، غیر از افزایش جمعیت تأکید نموده‏اند ، به عنوان مثال هوم هویتHome Hoyt عوامل فیزیکی ، مانند زمین‏های رها شده و اراضی نامناسب شهری ، و آبرامز (Abrams) ، بالابودن قیمت زمین و مسکن و برخی دیگر ، عوامل اقلیمی را زمینه ساز هجوم مهاجران به مناطق خاصی از شهرها و ایجاد حاشیه نشینی و زاغه نشینی می‏دانند.
2-3-6-2- دیدگاه ساختارگرایان
رادیکالیست‏ها ، که عمدتاً از دیدگاه اقتصاد سیاسی به مسائل می‏نگرند ، اگر چه در قبول این اصل ، که حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه ، نتیجه‏ی مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ می‏باشد ، با لیبرالیست‏ها هم عقیده هستند ، لیکن برخلاف لیبرالیست‏ها ، این مهاجرت‏ها را ناشی از خصوصیات کارکردی شهرها نمی‏دانند ، بلکه ساختار اقتصادی نابسامان کشورهای در حال توسعه را ، که ناشی از ادغام کشورهای مزبور در نظام اقتصادی و تجارت جهانی است ، در این امر دخیل می‏دانند. تحلیل گران اقتصاد سیاسی معتقدند: «هنگامی که مناطق دارای اقتصاد معیشتی به جرگه‏ی بازار وارد می‏شوند… تولیدات بومی… جای خود را غالباً به یکی دو محصول عمده خواهند داد و… جمعیت زیادی به علت دگرگونی ساخت‏های تولیدی ، به صورت نیروی کار آزاد شده درآمده ، موج‏های عظیم مهاجرتی را موجب می‏شوند. یکی دیگر از عواملی که به عقیده‏ی رادیکالیست‏ها ، زمینه‏ی حاشیه‏نشینی را فراهم می‏آورد ، اقتباس کشورهای در حال توسعه از الگوهای توسعه‏ی کشورهای سرمایه داری صنعتی می‏باشد. این تحلیل گران معتقدند چنین الگوهایی به دلیل آنکه صنعت محور هستند ، ساختار اقتصادی کشورهای در حال توسعه را در هم می‏ریزد. یکی از نتایج منطقی چنین الگوهایی (مانند: الگوی توسعه‏ی خطی روستو و راهبرد قطبی رشد) ، که توسط مکتب نوسازی (Modernization) تبلیغ و ترویج می‏شود ، افزایش جمعیت شهری و ایجاد شهرهای مسلط با جاذبه‏های شغلی و خدماتی ، آن هم در شرایطی است که به دلیل برهم ریختن ساختار اقتصاد سنتی ، بخش کشاورزی تحت‏الشعاع صنعت مونتاژ و فعالیت‏های بخش خدمات قرار گرفته و مازاد نیروی کار روستایی را ناگزیر از مهاجرت به شهرهای بزرگ می‏نماید.
دیدگاه نوسازی که در دهه‏های 1950 و 1960 به عنوان رویکردی غالب در ادبیات علوم اجتماعی مطرح شده است( ازکیا:1381، 87 ) ،یکی از عوامل مهم برهم ریختن ساختار اقتصاد سنتی و رشد شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه به شمار می‏رود. به موجب این دیدگاه «پیوندی تنگاتنگ بین شهری شدن و توسعه وجود دارد ، به گونه‏ای که توسعه یافتگی را مترادف با شهری شدن در نظر می‏گیرند( همان منبع، 55 ).
به طور کلی می‏توان گفت تحلیل گران اقتصاد سیاسی ، با اعلام این شعار که: ساختار درونی کشورهای جهان سوم بخشی از نظام جهانی تولید و مصرف است ، سعی می‏کنند نقش عوامل ساختاری در مشکلات شهری و از جمله حاشیه نشینی و زاغه نشینی را تبیین نمایند.
بحث حاشیه نشینی در ایران را باید به دو دوره تقسیم کرد؛ یکی پیش از انقلاب و دیگری بعد از انقلاب. هر یک از این دو دوره تفاوت‏هایی با یکدیگر دارند ، لیکن به لحاظ افزایش نرخ رشد جمعیت و برخی علل ساختاری ، تشابهاتی نیز دارند. شروع حاشیه نشینی در ایران را می‏توان در دهه‏های نخستین قرن حاضر و به خصوص دهه‏ی 1340 دانست ، یعنی زمانی که گسترش تأسیسات شهری و شبکه‏های ارتباطی و همچنین افزایش درآمد حاصل از نفت ، موجب رونق شهرها و ایجاد جاذبه‏های شهری گردید و از سوی دیگر ، اصلاحات ارضی و مکانیزاسیون ، دافعه‏های روستایی را تشدید نمود (ر. ک: حسین سلطان زاده ، صص 192-171 )
بعد از انقلاب اسلامی ، علیرغم تحولات ساختاری و اولویت بخشیدن به بخش کشاورزی و توجه بیشتر بر استمرار عواملی نظیر اختلاف سطح دستمزد و امکانات رفاهی بین شهر و روستا ، علل دیگری نیز به وجود آمد که از آن جمله می‏توان تقسیم زمین در نقاط شهری و افزایش سطح آگاهی روستاییان را نام برد. سرمایه گذاری‏های دولت در بخش کشاورزی و ارائه‏ی امکانات خدماتی مانند: راه ، آب و برق ، خدمات بهداشتی و آموزشی و غیره ، اگرچه موجبات دلبستگی بسیاری از روستایی را فراهم نمود ، لیکن زمینه‏ی مناسبی نیز برای مهاجرت کسانی که به لحاظ مالی تمکن بیشتری پیدا کرده بودند و یا به سطح بالاتری از سواد و تحصیلات دست یافته بودند ، فراهم می‏کرد. در عین حال باید خاطر نشان نمود که علیرغم تحولات صورت گرفته ، مع هذا به دلیل کافی نبودن امکانات زیربنایی برای ایجاد اشتغال در نقاط روستایی و سیاست‏های اقتصادی خاصی که از اواخر دهه‏ی 1360 آغاز شد ، مهاجرت به شهرها همچنان ادامه یافت ، به طوری که رشد جمعیت شهری طی دوره‏ی بیست ساله‏ی پیش ازانقلاب(یعنی بین سال‏های 55-1335)بانرخ رشدی معادل 5 درصد افزایش داشت و این روند طی دوره‏ی بیست ساله‏ی بعد از انقلاب (75-1355) با نرخی معادل 3/4 درصد ادامه پیدا کرد.
تبیین علل حاشیه نشینی در ایران ، خود نیازمند بحث مستقلی می‏باشد ، لیکن در اینجا به اختصار باید اشاره کنیم که حاشیه نشینی در ایران نتیجه‏ی منطقی روند پرشتاب افزایش جمعیت و به خصوص افزایش جمعیت شهری است ، لیکن عوامل ساختاری که منجر به تفاوت‏های سطح زندگی در شهر و روستا می‏شوند ، نباید از نظر دور بمانند. این عوامل را می‏توان در سطوح مختلف ملاحظه نمود.
1 ) در سطح فراملی
برون زا بودن اقتصاد و وابستگی به نظام اقتصاد جهانی؛ هر چند با تحولات بعد از انقلاب ، تلاش‏های موفقیت‏آمیزی در جهت کاهش این وابستگی به عمل آمده است.
2 ) در سطح ملی
عدم توجه کافی به نقاط روستایی و بخش کشاورزی در برنامه‏های توسعه‏ی اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی کشور ( ر. ک: قانون برنامه‏های اول ، دوم و سوم توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی کشور ) در این مورد باید اشاره کنیم که در سال‏های بعد از انقلاب اسلامی اقدامات اساسی زیادی در جهت خدمات رسانی به نقاط روستایی صورت گرفت ، ولی به دلیل همراه نبودن این اقدامات با گسترش زمینه‏های اشتغال در نقاط روستایی و همزمان با آن ، افزایش جاذبه‏های اقتصادی و اجتماعی در شهرهای بزرگ ، روند مهاجرت روستاییان کماکان ادامه پیدا کرد.
3 ) در سطح محلی
با توجه به تأخیری که در موج شهرنشینی ایران نسبت به کشورهای غربی صورت گرفته است ، مدیریت‏های شهری ، تجربیات و ابزار علمی کافی برای مقابله با مشکلات شهری و از جمله حاشیه نشینی را نداشته‏اند. اگر چه اقدامات موثری در سال‏های بعد از انقلاب ، جهت تقویت مدیریت‏ها و سازمان‏های شهری به عمل آمده است لیکن به دلیل کافی نبودن این اقدامات از سویی و انتقال دائمی مشکلات روستایی به شهرهای بزرگ از سوی دیگر ، مدیریت‏های شهری موفقیت چندانی کسب نکرده‏اند. شوماخر در ارتباط با انتقال مشکلات روستاها به نقاط شهری اظهار می‏دارد: بیکاری روستایی موجب مهاجرت‏های توده‏وار به شهرها می‏گردد… ( و در حقیقت ) بیکاری روستایی به بیکاری شهری مبدل می‏شود (شوماخر ، 1378 ، 134 ).
2-4- چگونگی گسترش و توسعه کلان شهرها
راینر در سال1963م انواع توسعه های ایده ای کلانشهری را با توجه به نظریات مختلف ارائه شده برای مناطق کلان شهری در سه دسته زیر خلاصه می‌کند:
الگوهای متمرکز توسعه که بر اساس نظریات چاستمن مورد توجه قرار می گیرد، در این شکل تمرکز دوایر متحدالمرکز به دور هسته اصلی مادرشهر شکل می گیرد و هر قدر به جهت بیرون از حلقه متمرکز مرکزی پیش می رویم تمرکز کاهش می یابد.
الگوهای پخشی،شامل الگو هایی که ادواردز مطرح می سازد و توسعه به شکل بخش های جداگانه در اطراف هسته اصلی و متراکم مادر شهر شکل می گیرد و یا الگوهای ستاره ای که کامی مطرح می‌کند و در این الگو ، توسعه در اطراف محور های منتهی به مرکز کلان شهر شکل می گیرد.
الگو های خطی ، که شامل الگو های خطی نظیر انچه سوریای ماتا پیشنهاد می‌کند و یا الگوهای چند منظوره ای که سرت پیشنهاد می‌کند در این الگوها توسعه در اظراف یک محور اصلی به شکل خطی ادامه می یابد(Reiner,1963: 114).
2-4-1- توسعه گسترده یا پراکنده
در این نوع گسترش توسعه شهری به طور کاملا یکنواخت و پراکنده انجام می شود. نمونه این بافت را در منطقه شهری لس انجلس می توان دید. نمونه دیگر آن به

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره حاشیه نشینی، کشورهای توسعه یافته، نیروی انسانی Next Entries مقاله درباره توسعه شهر، ساختار فضایی، سازمان یابی