مقاله درباره تفکر انتقادی، ساخت گرایی، قرآن کریم، فراشناختی

دانلود پایان نامه ارشد

دست نخواهد آمد و تعاملات، چه مثبت و چه منفی، می توانند زمینه‌ساز رشد اجتماعی افراد باشند؛ با مشاهده و مطالعه ی دقیق دیگران، از آنان مطالبی خواهند آموخت و شخصیت اجتماعی خود را از این طریق توسعه خواهند داد. دیگر اینکه در پرتو تفکر انتقادی، افراد یاد می‌گیرند که به صورت صحیح با دیگران و نظراتشان برخورد کنند و به آنان احترام بگذارند و در همین حال و با حفظ فرهیختگی به نقد نظریات آنان مبادرت ورزند و هیچ اندیشه‌ای را  اندیشه‌ی نهایی و نظریه و یا به صورت مطلق صحیح تصور نکنند و از استبداد زدگی و رشد تفکرات اثبات گرایانه جلوگیری نمایند( هاشمی ، 1385).
2-9-3- آثار روانی تفکر انتقادی
یکی از مشکلات جوامع امروزی و به طور خاص جامعه‌ی ما این است که افراد کمتر نقد و انتقاد را می‌پذیرند و تاب و تحمل هیچ انتقادی را ندارند. تنها را ه اصلاح و بهسازی این جو، آموزش تفکر انتقادی در مدارس و دانشگاه‌ها است که اگر تفکر انتقادی  به فراگیران آموزش داده شود و در کلاسها شرایط برای نقد و بررسی آراء و دیدگاه‌های آنان از سوی دیگران مهیا گردد آنها به مرور به لحاظ روانی رشد می کند. به عنوان نمونه فراگیران در حین نقد و بررسی آراء دیگران با بهره‌گیری از تفکر انتقادی به مرور می آموزند که اصل اخلاقی و جو فرهیختگی را رعایت نمایند و دیگر اینکه به مرور یاد می گیرند، با سعه صدر بیشتری نظر دیگران را تحمل کنند( هاشمی ، 1385).
2-9-4- آثار علمی تفکر انتقادی
یکی از میدان گاه‌هایی که ضرورت آموزش تفکر انتقادی را به خوبی به تصویر کشیده بحث نیاز جوامع به رشد علمی است. به طور خلاصه می توان گفت آموزش تفکر انتقادی از چند جهت زمینه را برای رشد علمی مهیا می سازد:
1) اگر تفکر انتقادی مطرح شود، قطعاً با نقد آراء نظریه‌ها و اندیشه‌ها، رشد علمی سریع تر اتفاق خواهد افتاد. زیرا وقتی افراد ببینند که نظر آنها نقد می شود، می‌کوشند که به نقدها پاسخ گویند و یا تلاش خود را برای بازسازی نظریه خود به کار گیرند که در هر دو صورت، زمینه برای تحریک علمی مهیا، و تولید علم و نظریه‌پردازی سریع خواهد شد.
2) وقتی تفکر انتقادی درجامعه حاکم باشد افراد با دقت نظر بیشتری به تولید علم خواهند پرداخت.
3) وجود جو تفکر انتقادی در مراکز علمی و پژوهشی از ورود افراد غیر متخصص جلوگیری کرده با این کار شرایط لازم را برای شادابی نشاط و پویایی این مراکز مهیا، و زمینه بهتر را برای رشد علم و نظریه‌پردازی فراهم می سازد و نخبگان و شایستگان را نیز به میدان نوآوری می کشاند(هاشمی ، 1385).

2-10- نظریه های یادگیری همسو با تفکر انتقادی
2-10-1- نظریه شناختی
نظریه های شناختی ابعاد مختلف تفکر را تبیین می‌کنند. طبق این نظریه‌ها در فرایند یادگیری، فراگیران مانند پردازش‌کنندگان فعال اطلاعات عمل می‌کنند، کسانی که خود تجربه کرده و در جهت حل مسائل، اطلاعات مورد نیاز را جستجو می کنند و آنچه را برای حل مسئله جدید کاربرد دارد، تشخیص داده، آنها را به کار می گیرند. و اطلاعات اضافی را حذف می کنند و به عبارتی به طور فعال انتخاب، توجه و یا چشم‌پوشی می کنند و این تئوری‌ها یادگیرنده را در رابطه با چگونگی کسب اطلاعات و تجزیه و تحلیل درونی یا پردازش اطلاعات ملاحظه می‌کنند و مراحل رشد شناختی فراگیر، هوش، حل مسئله، تفکر (تفکر انتقادی و خلاق) و مفهوم آفرینندگی یا خلاقیت را مورد توجه قراد می دهند(هانکیز  ، 1993؛ نقل از هاشمیان نژاد ، 1383).

2-10-2- نظریه ساخت گرایی
یکی دیگر از نظریه های مرتبط، با تفکر انتقادی، نظریه ساخت‌گرایی است که ریشه در تفکر شناختی دارد. ساخت‌گرایان موقعیت یادگیری را یکی از مهمترین عوامل مؤثر در فرایند یادگیری می دانند و بر این اساس مراحل خطاپذیری معرفت انسان معتقدند، به این دلیل که با توجه به سنتی بودن ادراک انسان، همه ی معرفت ها و شناخت های او خطاپذیرند(کوپر 1992 ؛ نقل از هاشمیان نژاد، 1383).
زائوریک (1995) در این مورد می گوید: معرفت امری بیرونی نیست؛ انسان در فرایند معرفت نقش فعال دارد و از طریق تجربه است که به سبک معرفت نائل شده و یادگیری انجام می شود. در فرایند تجزیه نیز خود انسان فعالانه به ساختن و کسب معرفت دست میزند. بر اساس نگرش ساخت‌گرایان معلمان باید در کلاس محیطی ایجاد کنند که در آن دانش آموزان بتوانند به بحث های استدلالی پرداخته و ازطریق تعامل با هم کلاسی‌ها  با معلم و همچنین تحلیل مواد آموزشی، در اجرا و فراگیری مهارت ها تفکر انتقادی تسلط لازم را کسب کند. ساخت‌گرایان امتحانات را به عنوان یک وسیله‌ی خود تحلیلی _ ابراز تفکر انتقادی _در نظر می گیرند آن چه در نظریه ساخت‌گرایی اهمیت دارد. و تمایل علمی و تحصیل افکار و اندیشه‌هاست، زیرا یادگیری صحیح در سایه تقابل فکری است که صورت می گیرد(کوپر 1994 ؛ نقل از شعبانی و دیگران، 1379) کوپر اضافه می کند محور نگرش این نظریه بر مبنای یادگیری تعاملی، یادگیری در یک محیط صحیح و مسئله‌دار و توجه به حل مسئله و پرورش اعمال متفکرانه، تأکید بر فرایند ساختن دانش تمرکز بر فراشناخت و آگاهی فراگیر می باشد(زائریک ، 1995نقل از شعبانی و دیگران ، 1379).
 نظریه ساخت گرایی که خود ریشه در نظر شناختی دارد. پایه‌های فلسفی چنین رویکردی به اصل خطاپذیری معرفت‌شناسی استوار است. براساس چنین نگرشی تمام معرفت‌های بشری به دلیل محدودیت و نسبی بودن ادراک انسان خطا پذیرند( کوبران89، 1992).
معرفت ساخته ی ذهن انسان است. معرفت مجموعه ای از حقایق، مفاهیم با قوانینی که انتظار می‌رود کشف شوند نیست. آن چیزی نیست که خارج از فرد و مستقل از او وجود داشته باشد. انسان، خلاق و سازنده معرفت در فرایند تجربه است. به همین دلیل تخمینی‌اند و قطعیت ندارند. ساخت‌گرایان نیز همچون روانشناسان شناختی یادگیری را یک فرایند ادراک حاصل از تجربه می‌دانند و معتقدند که مجریان برنامه‌های درسی باید موقعیتی فراهم سازند که در آن دانش‌آموزان از طریق مباحثه‌ی استدلالی که عمل تعامل و تحلیل را سریع‌تر و تسهیل می‌کند، به تفکر انتقادی بپردازند( زاوریک90 ، 1995). تأکید بر فرایند ساخت دانش به جای تولید پرورش اعمال متفکرانه، آموزش  یادگیری مشارکتی، توجه به فراشناخت وخود تنظیمی91 دانش آموزان، یادگیریی در یک محیط کلی و معتبر حل مسأله همواره در مرکز ثقل رویکرد ساخت گرایی قرار دارد( کوبران ، 1992).
2-10-3- نظریه فراشناخت
فراشناخت یکی از رویکردهای ویژه است که به عنوان آموزش و پرورش اندیشیدن بزرگترین کشف آموزش و پرورش در دهه 1980 به حساب می آید. به عبارتی به فراشناخت نمایه‌ی عقل تربیت شده با تفکر تربیت شده است(کاستا،1984نقل از اسلامی ، 1382). رویکرد فراشناختی نیز در تقویت و پرورش تفکر انتقادی نقش اساسی دارد. از دیدگاه فراشناخت فراگیر باید بر فرآیند ذهنی خود نظارتی فعال داشته باشد و فعالیت های ذهنی خود را شخصاً تنظیم و بازسازی کند. در تفکر فراشناختی دانش شرطی92 که یکی از عناصر مهم فراشناخت می باشد جزء اجزای تفکر انتقادی دربرنامه‌ریزی درسی قلمداد شده است(مارزانو و دیگران ، 1998؛ نقل از شعبانی ، 1389). فراشناخت آگاهی یک فرد درباره فرایند های تفکر، آگاهی او از فرایند ها و پیامدهای تفکر و نیز توانایی ارزشیابی و بازبینی فرآیند تفکر خود است. از این رو فراگیرانی که توانایی انتقاد از آموخته‌های جدید را ندارد در انتخاب روشی مناسب به منظور استفاده از  فرایندها و میان موفقیت در بهره‌گیری بهسازی آنها برای تحقق هدف مشکل خواهند داشت(اکردولو 1975، نقل از هاشمیان نژاد 1383).

2-11- جایگاه تفکر انتقادی در اسلام
عقل در کتاب خدا به صورت”عقلوه” یک بار، “یعقلون” 24 بار، “تعقل” یک بار، “یعقلها” یک بار و “یعقلون” 22 بار آمده است که از دقت در آن‌ها به‌دست می‌آید که در تمامی موارد به معنی فهم و درک است. در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، توجه به عقل و پرورش تفکر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. آیات قرآن مجید با الفاظ و تعابیر متفاوت، کلام معصومین(ع) و گفتار دانشمندان اسلامی در نوشتارهایشان موید این ادعاست؛ به همین سبب آیات متعدد با مضامین گوناگون انسان را به تعقل و تدبر و در یک کلام به عقل‌گرایی و خردورزی دعوت و تربیت انسان را با مبنا و اساس تعقل و تفکر پایه‌ریزی می‌کنند؛ برای مثال در سوره‌ی حج، آیه‌ی 46 ؛ بقره، آیه‌ی 164؛ آل عمران، آیه‌ی 190؛ رعد، آیه‌ی 3؛ و انعام، آیه‌ی 5 ، ناظر به تشویق، ترغیب و توجه دادن اسلام به خردورزی است(سلطان‌القرایی، 1384،ص 139).
قرآن کریم کسانی را که تن به تقلید کورکورانه می‌دهند ملامت می‌کند: “قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا او لو کانو آباءهم لا یعقلون شیئاَ و لا یهتدون” و نیز می افزاید که پیروی نابخردانه و وانهادن تعقل، سرانجامش گمراهی است: و قالو ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبیلا”. همچنین امام محمد غزالی بارها در آثارش به مفهوم و ارزش و کارایی و گونه‌های عقل پرداخته و عقل و عاقل و تعقل را ستوده است و عقل را عالم اعلای آدمیت می‌خواند و همچنین غزالی، عقل را ترازوی خداوند در زمین می‌نامد و در ادامه می‌گوید: عقل آینه‌ای است که هر نیک و بد را می‌نماید و هر چه خوب است زاده‌ی اندیشه است. هر که خرد دارد، خرد او را به علم رهنمون می‌شود و هر که دانش دارد و خرد ندارد، کارهایش جملگی واژگونه است و هرکه خرد و دانش تمام دارد یا رسول است، یا حکیم یا امام. همچنین غزالی برای پرورش و تربیت عقلانی مردم، آموختن علم و حکمت را ضروری می داند و برای راهنمایی معلمان و متعلمان، کتا العلم را در احیاء می‌نویسد و از علم و آداب تعیم و تعلم می‌گوید. وی همچنین به تفکر درست و مطالعه و آموختن روش تفکر منطقی از راه آموزش منطق وری فرا می‌خواند و برای گسترش و تعمیق تفکر منطقی، “محک النظر” و “معیارالعلم” را تحریر می‌کند و برای دعوت خردمندان به فراگیری منطقِ قرآن، کتاب ابتکاری “القسطاس المستقیم” را می‌نگارد و در آن، پنج میزان: تعادل اکبر، تعادل اوسط، تعادل اصغر، تلازم، تعاند را از قرآن کریم برمی‌گیرد و بشرح وامی‌کاود(رفیعی، 1390، صص 200-204)
با توجه به اهمیتی که اندیشه و تفکر در اسلام دارد، تقلید کورکورانه و بدون پشتوانه عقلی و منطقی بارها در قرآن مورد تقبیح واقع شده است و کسانی که از روی عناد و لجاجت به شیوه‌ی آبا و اجداد خویش رفتار می‌کنند و اسیر تقلید هستند، مورد مذمت واقع شده‌اند چنان‌که در سوره‌ی بقره آیه‌ی 171 چنین بیان می‌شود:
چون به آن‌ها گفته شود که از آن‌چه خدا فرو فرستاده است پیروی کنید، می‌گویند ما از پدران خود پیروی می‌کنیم. آیا از پدرانشان پیروی می‌کنند؛ اگر چه آن‌ها تعقل نمی‌کردند و هدایت نشده بودند؟
در سوره‌ی زخرف آیه‌ی 23 بیان می‌کند که هیچ پیامبری رسالت خویش را به مردم ابلاغ نکرد مگر این‌که با این سخن روبرو شد که ما پدرانمان را بر آیین و عقایدی یافتیم و البته به آنان اقتدا خواهیم کرد. در بررسی این دو آیه آن‌چه آشکار کرد توجه به نبودن نگرش انتقادی به سنت و عاداتی است که از گذشتگان به افراد منتقل شده است و آن‌ها بدون تحلیل و نقادی و صرفاَ از روی تعصب به پذیرش آن اقدام کرده‌اند؛ اما آزادی بحث و انتقاد حتی درباره‌ی مسائل مذهبی از ویژگی‌های منحصربه فرد مکتب اسلام به شمار می‌آید. مخالفان دین اسلام در حوزه‌ی نظر با حفظ آداب مباحثه و مناظره آزاد بودند که هر پرسشی را مطرح کنند و این پرسش‌ها حتی شامل تشکیک در اصول دین نیز می‌شد؛ اما شیوه‌ی تربیتی اسلام بر خلاف شیوه‌ی تربیتی بسیاری از مکاتب با سرمشق قرار دادن روحیه‌ی تسامح و تساهل به پاسخگویی این شبهات می‌پرداخت بدون این‌که اهانتی به پرسش‌کننده شود. قرآن کریم در جایگاه کتاب آسمانی دین اسلام می‌فرماید: “بندگانم را بشارت ده، آنان‌که چون سخنی بشنوند به نیکوترین آن‌ها عمل کنند؛ آنان هستند که خداوند به لطف خاص خود هدایتشان فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند”(زمر 17 و 18). با توجه به جایگاه خطیری که در اسلام به خردورزی و تفکر عاقلانه اختصاص یافته است می‌توان با کمی کاوش در قرآن و

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره تفکر انتقادی، رشد شناختی، تغییر رفتار، تعاملات اجتماعی Next Entries مقاله درباره تحلیل محتوا، تفکر انتقادی، برنامه درسی، آموزش و پرورش