مقاله درباره تحلیل گفتمان، ریاست جمهوری، ایدئولوژی، مفصل بندی

دانلود پایان نامه ارشد

بوديم كه اصولاً خود را براساس مرزبندي ضديّتي ميانِ مديريت مردمي- مديريت منفك از مردم مفصل بندي مي كرد38. گفتمان اصول گرا با ترسيم مرزهاي مشخّصِ ضديّتي ميان خود و ديگري، دست به توليد ديگري(ها) زد و از اين رو، مفصل بنديِ هژمونيكِ39 تازه اي را تأسيس كرد كه بر اساسِ آن، هويّت هاي تازه اي برساخته شدند، و امكانِ تصميم گيري در فضاي بي تصميمي، و از اين رو، انجامِ كنش فراهم گرديد.
خلیلی و حمیدی (1390) در تحقیق شان که با استفاده از نظریه- روشِ تحلیل گفتمانیِ مدّنظرِ فرکلاف به انجام رسیده است، درصددند تا مفهومِ صدورِ انقلاب را در متنِ مذاکراتِ مجلسِ خبرگانِ قانونِ اساسی (آفرینندگانِ قانونِ اساسیِ 1358) بازسازی و تفسیر کنند. آنان بیان می کنند که در تمامی این متن، ارزش هایِ لیبرال- دموکراتیک در تقابل با ارزش هایِ دینی قرار گرفته اند. در این متن، ارزش هایِ لیبرال- دمکراتیک که با توسّل به مفهومِ مصلحتِ کشور، درصدد دور شدن از گفتمانِ غالب بر متن هستند، دوباره به مفاهیمِ اسلامی رجعت می کنند. گفتمانِ حاکم بر این دوره، آرمان گراییِ اسلامی یا اسلامِ انقلابی است که مؤلفه هایِ اساسی اش عبارتند از تشکیل امّتِ جهانیِ اسلام و وحدتِ جهانی بر مبنایِ ایدئولوژی. بنابراین، در این متن، نشانه ها و مفاهیمِ حاویِ صدورِ انقلابْ حضورِ جدّی دارند.
سلطانی (1390) می کوشد تا در تحقیق خود با نام قدرت، گفتمان و زبان: ساز و کارهای جریان قدرت در جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از نظریه لاکلاو و موف به این پرسش کلی پاسخ دهد که چگونه قدرت در متون مطبوعاتی جریان می یابد. مطالعات وی در خصوص بازتاب تحولات و منازعات معنایی میانِ محافظه کاران و اصلاح طلبان در مطبوعات وابسته به آنها در دو مرحلۀ هفتمین انتخابات ریاست جمهوری و هفتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان می دهد که مطبوعات شدیداً تحت تاثیر تحولات کلانی بوده اند که در جامعه روی می دهد. وی در مطالعه خود، مفصل بندی های گفتمانی محافظه کار و اصلاح طلب را در دوره های مختلف پس از انقلاب ترسیم نموده و نشان داده است که چگونه براساس نظریه گفتمان لاکلاو و موف در هر دوره یکی از صورت های گفتمانی محافظه کار و اصلاح طلب توانسته است با در هم شکستن مفصل بندی رقیب در عرصۀ سیاسی کشور به پیروزی دست یابد. از جمله دستاوردهای مهم این مطالعه، به کارگیری نظریه لاکلاو و موف در عرصه مطبوعات و نیز نشان دادن این امر است که می توان با بررسی مطبوعات به درستی، صورت های گفتمانی در عرصۀ سیاست را در هر دوره ترسیم نمود. وی به این نتیجه می رسد که نظام گفتاری مطبوعات، تحت تاثیر نظام معنایی گفتمان های کلان سیاسی- اجتماعی شکل می گیرند.
فرقانی و زردار (1391) در تحقیق شان، که با استفاده از رویکردِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی40 به انجام رسیده است، با هدفِ بررسیِ میزانِ تطابقِ پیام هايِ نوروزيِ باراك اوباما با شعار تغییر، به سیر تحول گفتمان اوباما در زمینه رابطه با ایران و حل و فصل اختلافات میان آنها می پردازند. آنان به این منظور، پیام هاي نوروزي اوباما به ملت ایران را به روش تحلیل گفتمان مورد بررسی قرار می دهند. بررسیِ پیام ها حاوي این نکته است که گفتمان اوباما در محورها و اصولْ همانند رؤساي جمهور سابق ایالات متحده بوده، و هدفِ حفظ و تقویتِ قدرت ِهژمونیکِ آمریکا را دنبال می کند. در حقیقت، ‘تغییرِ’ موردِ نظرِ اوباما تنها در شیوه هایی تجلّی پیدا کرده که براي تحقّقِ این هدف به کار گرفته شده اند.
2- 2- پیشینۀ خارجی
باروس و کاستگنولا41 (2000) در تحقیق شان که در ارتباط با وقایعِ رویداده در آرژانتین در بینِ سال هایِ 1955 تا 1973 به انجام رسیده است، می کوشند تا با استفاده از نظریۀ گفتمانیِ مدّنظرِ لاکلاو و موف، راهی بدیل را برای ادراکِ آن بن بستِ سیاسی ای بگشایند که اصلاحاتِ پس از سالِ 1955 ایجادکنندۀ آن بود. آنان این بن بست را نه ناشی از بحران هایِ پی در پیِ اقتصادی می دانند، و نه ناشی از چیرگیِ عقلانیّتِ درون زادیِ برخی از نهادهایِ خاص. در نزدِ آنان، علّتِ آن بن بستِ سیاسی ای که تاریخِ سیاسیِ آرژانتین را در طیّ نیمۀ دومِ قرنِ بیستم تحتِ تأثیر قرار داد را صرفاً باید در خودِ منطقِ سیاست جست و جو نمود.
کلوهِسی42 (2000) در تحقیقی که دربارۀ ایرلند شمالی، و با استفاده از نظریۀ لاکلاو و موف به انجام رسانیده است، بر واضح و آشکار بودنِ این امر تأکید دارد که سیاست همواره خواستارِ زیر پا گذاشتنِ قاعدۀ محاسبه ناپذیر بودنِ عدالت است. این امر به وسیلۀ تغییر در معانیِ دال هایی43 نظیرِ عدالت، دموکراسی و حقیقت صورت می پذیرد. وظیفۀ نظریۀ گفتمان، ارزیابیِ انتقادیِ این مسئله، و فراهم آوردنِ شرایطی برای چیرگی یافتنِ معانیِ اصلیِ این دال هاست.
چولیاراکی44 (2005) در تحقیق خود، که با استفاده از چارچوبِ نظریِ فرکلاف به انجام رسیده است، تلویزیون را به مثابۀ یک متن45 در نظر می گیرد. هدف او، ادراک این امر است که تجربۀ ما از رسانه، به خصوص تلویزیون، چگونه از لحاظ معنایی ساخته می شود. هدف او متوجه مفصل بندی های معنا- قدرت، به ویژه در گونۀ به خصوصی از برنامه های تلویزیونی، یعنی مباحثات عمومی46 است. فرض او این است که مباحثات عمومی، در درجۀ اوّل، با ایجاد افقِ معنایی ای سر و کار دارند که برای آن چه که ما می توانیم بگوییم و بدانیم، حد و مرز تعیین کرده، و به توجیهِ ‘راستین و اصیل’ بودنِ دسته ای از معانی و دانش هایِ به خصوص، به گونه ای که موجبِ خسرانِ سایرِ معانی و دانش ها می شود، می پردازند. او به شیوه هایی علاقه مند است که برنامه های تلویزیونی با فعالیت های ژورنالیستی قرابت پیدا می کنند. او به بررسی این امر می پردازد که یک مباحثۀ تلویزیونی چگونه آن چه را که در گفت و شنودهای عمومی جریان می یابد، تعیین می کند. او می نویسد که مباحثۀ تلویزیونی از طریق مطرح ساختن موضوعی غیر- سیاسی در یک مجلۀ به نام، سیاستِ معینی را به عنوانِ‘سیاستِ حقیقت’47 بسیج کرده، و از این راه در جهت مشروعیت بخشی به خود گام بر می دارد. کارکردی را که این مباحثه در حوزۀ عمومی48 ایفا می کند، می توان به عنوانِ کنشی حکومتی که مرتبط با حوزه های سیاست و اخلاق است، در نظر گرفت.
موتیر49 (2005) می کوشد تا در تحقیقِ خود، که مبتنی بر نظریۀ گفتمانیِ فرکلاف است، از نقشی که گفتمانِ متخصصِ اصلاحِ نژاد در برساختِ دولتِ رفاهِ سوئیس، و هم چنین، نقش آن در برساختِ هویتِ ملّیِ سوئیس، ایفا کرده است، تحلیلی ارائه دهد. بررسی وی، تأثیرِ این گفتمان را در سیاست های اجتماعی کشور سوئیس نشان داده، و این را آشکار می سازد که چگونه ایده ها و عملکردهای سیاستیِ مبتنی بر اصلاحِ نژاد، مبدّل به مبنایی برای ساز و کارهای طرد و محرومیت سازی در قبالِ شهروندانی گردیدند که فاقدِ صلاحیت تشخیص داده شدند.
درولیول50 (2008) با استفاده از نظریۀ گفتمانِ لاکلاو و موف، درصددِ ارزیابیِ انتقادیِ جشن هایی در اسپانیا است که به مناسبتِ سقوطِ دیکتاتوریِ ژنرال فرانکو51 و رویِ کار آمدنِ حکومتی دموکراتیک در این کشور برگزار می شوند. او به انتقاد از ‘همه جا حاضر بودگیِ’52 یادمانِ گذار به دموکراسی پرداخته، بر این اعتقاد است که این یادمان دارایِ قدرتی مرجعیّتی است که به زمانِ حالْ معنا بخشیده، به فایق آمدن بر بحران ها مدد رسانده، و سیاست ها و خط مشی ها را مشروعیّت می بخشد.
سالومون53 (2009) درصدد است تا با استفاده از چارچوب نظریِ لاکلاو و موف، به تحلیلِ چگونگیِ (باز) برساخته شدنِ54 ‘عراق’ به عنوانِ تهدیدی بپردازد که دولتِ بوش از طریقِ آن جنگ علیه تروریسم را در سال 2003 در این کشور آغاز نمود. سالومون علاقه مند است تا قدرتِ تولیدیِ گفتمان هایِ برسازندۀ ‘عراق’ در این چنین معنایی را در واژگانِ پرسش هایِ مطرح شده در آن دست نظرسنجی هایی جست و جو نماید که رسانه هایِ دولتیِ آمریکا دربارۀ جنگِ عراق به عمل آورده اند. او می گوید که این پرسش ها نشان از بازتولید55 و طبیعی سازیِ56 گفتمان هایِ مسلّط در موردِ جنگِ عراق و جنگ علیه تروریسم در این کشور دارند. علاوه بر این، این نظرسنجی ها ابزارهایی هستند که گفتمان هایِ مسلّط در موردِ امنیّت و سیاستِ خارجی را تحکیم نموده و طبیعی جلوه می دهند.

فصل سوم
چارچوب نظری

چارچوب نظری
در این فصل، چارچوبِ نظریِ موردِ استفاده در این تحقیق، یعنی، نظریاتِ تحلیلِ گفتمانیِ نورمن فرکلاف، ارنستو لاکلاو و شانتال موف مرور می گردد تا از این طریق، به یک چارچوب نظریِ جامع برای بررسی گفتمان اوباما در دو دورۀ نامزدی ریاست جمهوری و ریاست جمهوری اش برسیم.
1- 3- نورمن فرکلاف و تحلیل گفتمان انتقادی
رویکردِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی57 از اوایلِ دهۀ 1990 میلادی پدیدار گشت، و امروزه، در قرن بیست و یکم، به یکی از رشته های پرسابقه و معتبرِ علوم اجتماعی تبدیل گشته است. به طور کلی، تحلیلِ گفتمانِ انتقادی را می توان به عنوان یک برنامۀ تحقیقاتیِ میان رشته ایِ (یا فرا رشته ای، آن گونه که خواهیم دید) مسئله محور تعریف نمود (وُداک، 2011: 38).
توجّه عمدۀ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی، به قدرت، و به خصوص قدرتِ بازتولید شدۀ نهادی معطوف است. هدفِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی، تحلیلِ روابطِ ساختاریِ سلطه، تبعیض، قدرت و کنترلی است که در زبان تجلّی می یابند. تحلیلِ گفتمانِ انتقادی بر این امر تأکید دارد که گفتمان، ابزاری در خدمتِ قدرت است که معمولاً درکِ نحوۀ کارکردِ آن دشوار می باشد. هدفِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی، آشکار ساختن و بر ملا کردنِ این نحوۀ کارکرد است (بلومائرت، 2005: 24-25). تحلیلِ گفتمانِ انتقادی نه تنها در برابرِ “خودِ” قدرت واکنش نشان می دهد، بلکه به تحلیلِ “اثراتِ” قدرت، پیامدهایِ قدرت، آنچه که قدرت بر سرِ مردم، گروه ها و جوامع می آورد، و این که این اثرات “چگونه” روی می دهند، نیز می پردازد. پیچیده ترین و بغرنج ترینِ این تأثیرات، “نابرابری” است؛ آن هنگام که سازوکارهایِ قدرت به گزینش و تمایزگذاریِ میانِ “خودی”ها و “غیرخودی”ها، یعنی طرد شدگان و محروم گشتگان، می پردازند (همان، 1-2).
مقولۀ دیگری که موردِ توجه زیادِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی قرار دارد، مقولۀ زبان است. این رویکرد، به زبان به مثابۀ کرداری اجتماعی توجه نموده و به شیوه هایی علاقه مند است که ایدئولوژی ها و روابطِ قدرت از طریقِ زبان ظهور و بروز می یابند (بیکر و اِلِس، 2011: 26). در حقیقت، تحلیلِ گفتمانِ انتقادی در صددِ کشفِ این موضوع است که زبان چگونه برای ایجاد و حفظِ روابطِ قدرت و ایدئولوژی ها به کار گرفته می شود، و چگونه آنان را به چالش می کشد؟ (همان، 167).
نورمن فرکلاف یکی از اندیشمندان برجستۀ رویکردِ تحلیلِ گفتمانِ انتقادی است که در سال های اخیر کوشیده است تا به کمکِ این رویکرد، به بسطِ شیوه های تحلیلِ زبانی ای بپردازد که عملکردهای جوامعِ سرمایه داریِ معاصر را مورد توجه قرار می دهند. او صراحتاً کار خود را در قالبِ سنتِ تحقیقِ اجتماعیِ انتقادی قرار می دهد؛ سنتی که تمرکزِ اصلی اش، پرسش از این امر است که سرمایه داریِ معاصر، چگونه و چرا از بهزیستیِ انسان و شکوفاییِ او ممانعت به عمل می آورد، یا آن را محدود می کند، هم چنان که گاهی هم آن را تسهیل می کند. پاسخ بدین پرسش است که در شرایطی مساعد، به غلبه یافتن بر این موانع و محدودیت ها، یا حداقل، به کاستن از شدّت و حدّتِ آنان مدد می رساند (فرکلاف، 2010: 1-2).
1- 1- 3- تحلیل گفتمان انتقادی
فرکلاف تحلیلِ گفتمانِ انتقادی را دارای سه خصوصیتِ اصلی می داند: این دست از تحلیلِ گفتمان، رابطه ای58، دیالکتیکی و فرا رشته ای59 است. تحلیلِ گفتمانِ انتقادی، گونه ای “رابطه ای” از تحقیق است، بدین معنا که تمرکزِ اصلی اش نه بر موجودات یا افراد، بلکه بر روابطِ اجتماعی است. روابطِ اجتماعی بسیار پیچیده و “لایه بندی شده”60 هستند. لایه بندی شده به این معنا که آنها دربرگیرندۀ “روابطی میانِ روابط” م

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره ریاست جمهوری، افغانستان، انتخابات ریاست جمهوری، ایدئولوژی Next Entries مقاله درباره روش شناسی، جامعه شناسی، برساخت گرایی، میان رشته ای