مقاله درباره تامین مالی، درماندگی مالی، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

مالي ميداند. از آن تحت عنوان نشانه هاي درماندگی كه در حسابهاي ترازنامه اي ظهور مي كند نام مي برد . نيوتن(2009) معتقد است سرمايه در گردش ناكافي اغلب ناشي از افزايش بدهي هاي جاري براي تحصيل داراييهاي ثابت از محل اعتبارت كوتاه مدت است. توسعه تجارت بدون فراهم كردن سرمايه در گردش كافي، منجر به هزينه بالاي استقراض كوتاه مدت مي شود. سرمايه در گردش ضعيف سرانجام موجب تأخير در پرداخت بدهي هاي شركت خواهد شد. ناديده گرفتن ميزان سرمايه مورد نياز ممكن است باعث شود شركت قبل از اينكه فرصتي براي موفقيت كسب كند مجبور به توقف عمليات نماید. استفاده نامناسب از سرمايه در گردش همچون استفاده از سرمايه در گردش براي پروژه هاي بلند مدت، مي تواند منجر به درماندگی و شكست شود(نیوتون،2009).

از مهمترین عوامل ایجاد درماندگی مالی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
2-4-1- صنعت
عبارت است ازسازماندهی کلیه عوامل تولید(سرمایه،مدیریت،مواداولیه،نیروی انسانی) به منظورسازندگی ،رشدوتوسعه زندگی بشری که درترکیب وتحلیل وشکل دهی واستخراج مواد اولیه ، محصول جدیدی رابوجودمی آورد. باتوجه به تعریف مزبور می توان پروسه صنعت رابه چهاردسته مجزا تقسیم کرد.
-صنعت استخراجی 28،یعنی پروسه جداکردن عناصروموادمثل استخراج سنگ آهن اززمین وجداکردن منیزیم ازآب دریا
-صنعت شکل دهی29،یعنی تغییرشکل دادن ازخواص فیزیکی مثل صنایع فلزکاری وپلاستیکی
-صنعت تحلیلی30،یعنی تجزیه موادبه عناصر سازنده اش مثل عملیات پالایش نفت وبسته بندی وغیره
بنابراین به روال آلفرد مارشال31(1941) اگر تعدادی از بنگاه های اقتصادی محصولاتی فراهم آورند که در ذهن خریداران  بالقوه جایگزین هایی کامل یا نزدیک برای یک دیگر باشند در این صورت تمام واحدهای تولیدی را می توان متعلق به صنعت واحدی دانست. اگر تنها یک تولید کننده عهده دار کل تولید یک نوع محصول باشد که در ذهن خریدار از سایر کالاها در زنجیره ی کالای جایگزین ممکن جدا شود آن گاه آن تولید کننده انحصارگری محسوب می شود که بر تمامی آن صنعت احاطه دارد(قاسمی و علمی مقدم، 1388). در صورتی که صنایع نتواند به موقع نیاز جامعه را برطرف نماید و متناسب با شرایط روز بازار حرکت نماید از صحنه رقابت باز می ماند و دچار درماندگی مالی میشود.

2-4-1-1- چرخه عمر صنعت32
بسیاری از تحلیل گران معتقداند که صنایع دارای 3 مرحله عمر می باشند:
مرحله رشد، مرحله ی توسعه و مرحله ی تثبیت. مفهوم چرخه عمر صنعت برای صنایع با خطوط محصول داخل صنایع اطلاق می شود. مفهوم چرخه ی عمر صنعت در شکل نشان داده شده است ، هر یک از این مراحل در نمودار (2-1) نمایش داده شده اند(تهرانی و نوربخش،1386).

نمودار (2-1)- چرخه عمر صنعت- تهرانی، نوربخش،1386

با توجه به نمودار فوق میتوان گفت که شرکت های که مرحله تثبت را پشت سر بگذارند و حمایت نشود دچار درماندگی مالی می گردد. که باعث اثرات منفی بر جامعه و اعاد عموم مردم خواهد گذاشت.

2-4-2- نرخ بهره:
عبارت است از نرخی که بابت جلوگیری از کاهش ارزش پول پرداختی در امروز و دریافتی در آینده (به دلیل ارزش زمانی پول و نرخ تورم ( از وام‌گیرنده دریافت می‌شود. همچنین در شرایط متعارف بازار، به منظور جبران فرصت‌های سرمایه‌گذاری وام‌دهنده، ممکن است مبلغی به عنوان حداقل سود مورد انتظار وام‌دهنده به این نرخ اضافه گردد.

آثار افزايش نرخ سود بانكي بر بازار سرمايه را مي‌توان در دو گروه دسته‌بندي كرد:
يكي از هزينه‌هاي مرتبط بر شركت‌ها، كه در صورت سودو زيان نيز قابل مشاهده است، هزينه‌هاي مالي است.
هزينه مالي بخشي از هزينه‌هاي شركت است كه به دليل تامين مالي و اخذ تسهيلات بايد پرداخت كند. در اثر افزايش نرخ سود بانكي، بهاي تمام شده پول و به تبع آن، هزينه تامين مالي شركت‌ها افزايش مي‌يابد كه سبب كاهش حاشيه سود آنها شده و ارزش سهام شركت‌ها نيز به همين نسبت كاهش مي‌يابد.
. علاوه بر سودآوري، يكي ديگر از عوامل موثر بر قيمت سهام، بازده مورد انتظار سهامداران و سرمايه‌گذاران است. با افزايش نرخ سود بانكي (كه در كشور ما مي‌توان از آن به عنوان نرخ سود بدون ريسك نيز تعبير كرد)، نرخ بازده مورد انتظار نيز افزايش يافته كه باعث كاهش نسبت قيمت به عايدي در بازار و افت نسبي قيمت‌ها مي‌شود.
زمانی که اقتصاد در حالت رکود قرار دارد شرکت ها در نرخهاي بهره بالا تعدادي در وضعيتي قرار ميگيرند كه توانايي بازپرداخت بدهيهاي خود را ندارند. با عدم پرداخت بدهی، شرکت ها با درماندگی مالی مواجه می شوند، که اگر این مشکل ادامه پیدا بکند وضعیت شرکت وخیم تر می شود و شرکت را به سمت ورشکستگی سوق می دهد(تهرانی، نوربخش،1386).

2-4-3- رقابت:
چنانچه بنگاه در بازار رقابت کامل فعالیت کند، رفتار او تاثیری بر بازار نخواهد داشت و بنگاه در قیمت بازار با مساله حدکثر سازی سود مواجه است. در این صورت چنانچه بنگاه کاملا همانند رقیبان خود از لحاظ تکنولوژی تولید(هزینه تولید و همگن بودن محصول ) نباشد، ناچار به خروج از بازار خواهد بود. اما در دنیای واقعی مصداق کامل رقابت وجود ندارد و بنگاه ها به طور مداوم سعی در افزایش قدرت رقابت به منظور ادامه حیات و به دست آوردن سود بیشتر هستند. با این وجود قبل از شرح عوامل موثر در ایجاد برتری(افزایش قدرت رقابت ) شرح مختصر بازار رقابت کامل سودمند می باشد.
بازاری است که :
تعداد بسیاری فروشنده و خریدار برای کالا وجود داشته باشد به طوری که هر کدام از آنها انقدر نسبت به مجموع کوچک باشند که نتوانند اثری بر قیمت کالا بگذارد.
محصولات مربوط به تمام بنگاه ها در بازار همگن باشد.
تحرک و آزادی جابجایی کامل برای منابع وجود داشته باشد.
مصرف کنندگان و صاحبان منابع و بنگاه هایی که در بازار هستند در مورد وضعیت حال و آینده قیمت ها و هزینه ها ،اطلاعات کامل داشته باشند.
در بازار رقابت کامل، قیمت منحصرا از برخورد منحنی تقاضای بازار برای آن کالا تعیین می شود.پس بنگاه در شرایط رقابت کامل ، قیمت پذیر است در نتیجه تقاضا برای ان افقی خواهد بود.

بر این اساس شرکتها در رقابت به دو دسته تقسیم بندی می شود:
اولین دیدگاه مربوط به مدل مسولیت محدود است .در آن دیدگاه ، زمانی که بدهی مسئولیت محدودی دارد، شرکت هایی که حداکثر سرمایه و بازار محصول متغیری دارند ،تلاش می کنند تا با افزایش بدهی ،سهم بازار خود را افزایش دهند و در واقع یک مزیت استراتژیک به دست آورند. همان گونه که شرکت ها بدهی بیشتری ایجاد می کنند .این انگیزه را خواهند داشت تا استراتژی های از تولید رابه کار برند که در موقعیت های مناسب ،بازده بیشتر و در موقعیت های نامناسب بازده کمتری به دست آورند(برندر و لویس33،1986)
دومین دیدگاه مربوط به مدل شکار است . این مدل بیان می کند که شرکت های بدون بدهی،تمایل دارند تا با رفتار تهاجمی (افزایک تولید یا کاهش قیمت)،سایر شرکت ها را از بازار بیرون کنند.این مدل در زیر تشریح میشود.:

ورشکستگی استراتژیک:
شرکتهای تازه وارد به بازار نسبت به شرکتی که مدت هاست در بازار فعالیت می کند(شرکت متصدی)، ساختار مالی آسیب پذیری دارند. در توجیه آسیب پذیری شرکتهای تازه وارد میتوان به طور ضمنی به نقایص بازار سرمایه و شرایط مالی آن، اشاره نمود. شرکت متصدی با نفوذ زیادی که در بازار دارد، می تواند دست از طریق رفتار های تهاجمی او را از بازار بیرون کند(تلسر34،1966)،در نتیجه شرکت جدید مجبور به کاهش بدهی ها است.

نقایص بازار محصول:
در یک صنعت با رقابت ناقص ، جایی که شرکت ها با تسهیم غیر مساوی بازار محصول مواجه اند، استراتژی بازار محصول بهینه ی یک شرکت به تولید رقبایش بستگی دارد. شرکتی که دسترسی به منابعی دارد که باعث می شود. بهای تمام شده نهایی محصولاتش کمتر از رقبا باشد. از یک مزیت استراتژیک برخودار است که با استفاده از ان می تواند سهم بزرگتری از بازار را به دست آورد و سود بیشتری را نصیب خود کند.شرکتی که چنین مزیتی ندارد ، می تواند با وام گرفتن از بانک ، تولید خود را افزایش داده و به حدی استراتژیک برسد.توانایی عمل کردن به تعهد ، شرکت را قادر می سازد تا تهدیدی برای رقبایش بوده و صنعت را مساعدتر برای خود سوق دهد . به هر حال ،نقایص بازار محصول ، ویژگی های قرار داد های وام در صنعت قرض گیرندگان را تحت تاثیر قرار می دهد(ماکسیمویک35،1990)

واکنش های مالیات محور بین بازار مالی و بازار محصول:
این واکنش ها زمانی برجسته می شودکه تصمیم گیری در مورد سطوح بدهی برمبنای وضعیت بازار محصول اتخاذ شود. دوتان و راوید36(1985) معتقدند که تصمیم گیری در مورد میزان تولید و بدهی باید به طور هم زمان انجام شود، در زمان بالا بودن مالیات ، شرکت ها به دلیل مزایای مالیاتی ، میزان بدهی خود را افزایش می دهند. از سوی دیگر ، در بازار محصول سطوح بالاتر بدهی ممکن است منجر به آسیب پذیری شرکت شود. در نتیجه رقبا با اقزایش تولید خود تهاجمی تر رفتار کرده و شرکت اهرمی تر(که به دلیل مزایای مالیاتی ، بدهی خود در بازار افزایش داده) مجبور خواهد بود تا از طریق کاهش تولید ، از میزان شدت رقابت خود در بازار بکاهد . پس مالیات بیشتر منجر به بدهی بیشتر و تولید پایین تر خواهد شد(جاگاناتان و سرینی واسان37،2000).
در نتیجه رقابت در بازار محصول، هزینه های نمایندگی را کاهش داده ،باعث اتخاذ تکنولوژی پیشرفت دهنده توسط شرکت شده و به طور کامل منجر به رشد می شود(جاگاناتان و سرینی واسان،2000)
شرکت اگر نتواند خود را با شرایط روز جامعه هماهنگ نماید به مرحله افول روبرو می شود که باعث ناتوان شدن در رشد خواهد شد و این به نوبه خود باعث انباشت بدهی و عدم فروش محصولات می شود، رقبا او را از رقابت باز میدارند. ادامه فعالیت برای آن مشکل خواهد بود و به ورشکستگی منجر می شود. و همچنین رقابت بين المللي باعث ميشود محصولات جدیدی با تکنولوژی روز دنیا به عرصه بازار جهانی وارد شود هر شرکتی که نتواند با وضعیت خود را متناسب با این شرایط تغییر دهد از رقابت باز می ماند.وباعث می شود هزينه هايي به شركتها تحميل شوند و افزايش اين هزينه ها مي تواند مشكلاتي را در پرداخت ايجاد نماید.

2-4-4- نسبت بدهي به سرمايه:
از نسبت‌های مالی است و یکی از مقیاس‌های اندازه‌گیری اهرم مالی شرکت می‌باشد. این نسبت از طریق تقسیم کل بدهی‌های شرکت، به حقوق صاحبان سهام بدست می‌آید، که نشان می‌دهد، یک شرکت برای تامین مالی دارایی‌هایش چه درصدی از حقوق صاحبان سهام و بدهی استفاده می‌کند. نسبت بالای بدهی به حقوق صاحبان سهام می‌تواند، منجر به پرداخت هزینه بهره مازاد شود و معمولا به این معنا می‌باشد، که شرکت بیشتر از بدهی، در تامین مالی استفاده نموده است.
اگر مقدار بدهی زیادی در تامین مالی شرکت استفاده شود و باعث افزایش نسبت بدهی به حقوق صاحبان گردد؛ شرکت بالقوه باید درآمد بیشتری نسبت به وقتی که تامین مالی خارجی نکرده بود، تولید کند. اگر به این طریق درآمد شرکت به مقدار قابل توجهی نسبت به هزینه بدهی (هزینه بهره) افزایش پیدا کند، سهام‌داران از درآمد بیشتری با مقدار سرمایه‌گذاری قبلیشان در شرکت بهره‌مند می‌شوند.در غیر این صورت شرکت با مشکلات مالی مواجه خواهد شد. تامین سرمایه از محل وام های بهره دار دارای چندین نقطه قوت بدین شرح است.نخست انکه بهره وام هزینه قابل قبول مالیاتی است و همین امر باعث می شود که هزینه موثر وام کاهش یابد و به ویژه اگر نرخ بازدهی حاصل از به کار گیری این منابع بیش از هزینه تامین مالی آن باشد دارندگان سهام عادی از سود بیشتری نسبت به قبل برخوردار می شود،بنابراین الزامی ندارند که وام دهندگان را نیزدر این سود اضافی سهیم نمایند و سر انجام وام دهندگان دارای حق رای نمی باشند. سهام داران می توانند با پول کمتر کنترل بیشتری رابر شرکت اعمال نمایند. از جنبه های دیگر بدهی های بلند مدت دارای نقاط ضعف می باشد که نخست از یک سو تعهدات مالی برای شرکت ایجاد می نمایند و اتکای بیش از حد به آن به افزایش اهرم مالی و به تب

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره درماندگی مالی، مدیریت سود، ورشکستگی، بورس اوراق بهادار Next Entries مقاله درباره مدیریت سود، ورشکستگی، پیش بینی ورشکستگی، گزارشگری مالی