مقاله درباره ایالات متحده، استراتژی ها، خودمختاری، خاورمیانه

دانلود پایان نامه ارشد

سیاستِ خارجیِ دولتِ بوش می باشد.
اوباما خروجِ سربازانِ آمریکایی از عراق را این گونه توصیف می نماید:
‘آخرين سربازان آمريكايي با افتخار، و سربلند از موفقيّت شان، از مرزهاي عراق خارج خواهند شد، و بر اين امر آگاه خواهند بود كه مردم آمريكا در حمايت از آنان، در كنار آنان ايستاده اند. بدين گونه است كه عمليّاتِ نظاميِ آمريكا در عراق پايان خواهد پذيرفت’ (همان). (13)
استفاده از قیدهایِ ‘با افتخار’ و ‘سربلند’ و استعمالِ لفظِ ‘موفقیّت’ نشانگرِ این امر هستند که هر چند اوباما در موردِ جنگِ عراق، درصددِ متمایز ساختنِ رویکردِ خود از رویکردِ جمهوری خواهان است، امّا، از عملکردِ سربازانِ آمریکایی در عراق راضی و خشنود بوده، درصددِ حفظ، پاسداری و گرامیداشتِ دستاوردهایِ آنان می باشد. آن جا که او مردمِ آمریکا را به عنوانِ ‘حامیانی’ معرفی می نماید که در کنارِ سربازان ایستاده اند، همین معنا را در نظر دارد. به عبارتی دیگر، اوباما درصددِ برجسته ساختنِ مردمِ آمریکا به عنوانِ حامیانی است که در کنارِ سربازانی ‘سربلند’ و ‘مفتخر به موفقیّت شان’ ایستاده اند. ضمنِ این که فعلِ ‘ایستادن’ خودْ به گونه ای ضمنی اشاره به ایستادگی و مقاومتِ مردمِ آمریکا- به عنوانِ یک کلِّ واحد- در برابرِ دشمنانِ کشور و ملّتِ ایالات متحده دارد.
اوباما راهبردهایِ ایالاتِ متحده در قبالِ عراقْ پس از خروج از این کشور را این گونه اعلام می نماید:
‘[بعد از خروج از عراق،] ما با كمك ديپلمات ها و رايزنان برجستۀ فرهنگي مان، ‌به عراقي ها كمك خواهيم كرد تا به تقويت نهادهايي بپردازند كه عادل، نماياننده، و قابل اعتماد باشند. ما به ايجادِ پيوندهاي جديدِ بازرگاني، تجاري، فرهنگي، و آموزشي ای خواهيم پرداخت كه توانايي هاي مردم عراق را آشكار خواهند ساخت. ما با عراقي به همكاري خواهيم پرداخت كه به امنيّت و صلح منطقه مدد برساند، ضمن اين كه اصرار داريم كه ساير ملّت ها، حاكميّتِ عراق را به رسميت بشناسند. … آمريكا هم چنان در عراقي كه امن، با ثبات و متكي به خود باشد، منافعي را خواهد داشت’ (همان). (14)
هم چنان که مشاهده می شود، اوباما پس از خروج سربازانِ آمریکایی از عراق نیز خواهانِ حضور در این کشور است. هرچند، این حضور، نه حضوری نظامی، بل حضوری سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. به عبارت دیگر، این حضوری است در عینِ غیاب و غیابی است در عینِ حضور که راه را برایِ ‘حضوری پنهان’ یا ‘سلطه ای پنهان’ هموار می سازد. اوباما یکی از پیش شرط هایِ برقراریِ امنیّت و صلح در منطقه را ثباتِ سیاسیِ عراق و روی کار آمدنِ حکومتی متکّی به خود در این کشور می داند. بنا به گفتۀ او، این چنین وضعیّتِ سیاسی و این چنین حکومتی است که منافعِ آمریکا در عراق را تضمین خواهند نمود. تناقضِ موجود در قطعۀ فوق این است که اگر دولتِ آمریکا با استفاده از ابزارهایِ دیپلماسی و رایزنیِ فرهنگی درصددِ تقویتِ نهادهایِ عادل، نمایندۀ خواست هایِ مردم و معتمد در عراق است، و اگر خواهانِ برقراریِ روابطِ فرهنگی و اقتصادی با دولتِ عراق است، پس سخن راندن از عراقی ‘متکی به خود’ چه معنایی می تواند داشته باشد؟ به عبارت دیگر، این چنین روابطی که آمریکا درصددِ برقرار نمودن با کشور و دولتِ عراق است، خودْ استقلالِ عراق و خودمختاریِ دولتِ آن را به چالش می گیرند. موردِ دیگر این که اوباما از ‘تقویت’ و نه ‘ایجادِ’ نهادهایی عادل، نماياننده، و قابل اعتماد سخن می راند. در این جا، این امر مشخّص نیست که آیا اوباما در زمانی که آمریکا هنوز در عراق حضورِ نظامی، و نه حضوری سیاسی- فرهنگی- اقتصادی دارد، قائل به وجودِ این چنین نهادهایی در این کشور است یا خیر. به بیانی دیگر، آیا حضورِ نظامیِ آمریکا این چنین نهادهایی را ‘ایجاد’ نموده که دولتِ آمریکا پس از خروجِ نظامیان اش باید با حضورِ سیاسی- فرهنگی- اقتصادیِ خویش به ‘تقویتِ’ آن ها بپردازد؟
اوباما در سرآغازِ یکی از سخنرانی هایش که در روزِ بیست و هفتمِ ماه فوریۀ سالِ 2009 و در ارتباط با پایان دادنِ مسئولیت پذیرانۀ جنگِ عراق ایراد گردیده، این جمله را خطاب به سربازانِ آمریکایی بر زبان می آورد:
‘براي مردان و زنانِ ارتش آمريكا، و براي خانواده هاي شما، [جنگ عراق] يكي از استثنايي ترين دوره هايِ خدمت در تاريخِ ملّتِ ماست’ (اوباما، 2009 ب). (15)
استفاده از صفتِ تفضیلیِ ‘استثنایی ترین’ نشان از باورِ اوباما به کم نظیر بودنِ نقشی دارد که سربازانِ آمریکایی در طولِ مأموریتِ خود در عراق ایفا کرده اند. از آن جا که اوباما از عبارتِ ‘خانواده های شما’ استفاده می نماید، این ‘استثنایی بودنِ’ نقشِ سربازانِ آمریکایی به معنایِ رنج و مشقّتی است که آنان به دور از خانواده هایِ خویش و در راه استقرارِ نهادهایی دموکراتیک بر خود هموار کرده اند. این ‘استثنایی بودن’ حاکی از تن سپردنِ آنان به صعوبتِ فراغ از خانواده هایشان در راه ایجاد یا کمک به ایجادِ حکومتی عادل، معتمد و نمایاننده، و عراقی است که مددرسان به صلح و امنیّتِ خاورمیانه باشد:
‘من امروز اعلام مي كنم كه … ايالات متحده در جست و جوي راهبردي جديد براي پايان دادنِ جنگ در عراق، و انتقالِ كاملِ مسئوليت ها به عراقي هاست. اين راهبرد بر مبناي هدفي مشخّص و قابلِ دسترس قرار دارد كه مردم عراق و مردم آمريكا در آن سهيم اند: عراقي كه مستقل، استوار، و متكّي به خود است. براي نيل به اين هدف، ما بايد بكوشيم تا حكومتي در عراق به قدرت برسد كه عادل، قابل اعتماد، و نمايندۀ خواسته هاي مردم باشد. … ما شروع به ايجادِ آن نوع رابطه اي با مردم و حكومت عراق خواهيم نمود كه به صلح و امنيّتِ منطقه مدد برساند’ (همان). (16)
در قطعۀ فوق، استفاده از ترکیبِ وصفیِ ‘راهبردِ جدید’ حکایت از تمایلِ اوباما به متمایز ساختنِ رویکردش از رویکردِ دولتِ جمهوری خواه جورج بوش در موردِ جنگِ عراق و نحوۀ خروج از این کشور دارد. راهبردی که اوّلاً، معتقد به تواناییِ عراقی ها برای پذیرشِ ‘کاملِ’ مسئولیت ها برای ادارۀ سرزمینِ خود است، و ثانیاً، هدفِ نهاییِ ‘از پیش مشخّص شده ای’ را دنبال می نماید که همانا ایجادِ عراقی است که دارایِ استقلال و حکومتی باثبات باشد. از این روی می توان گفت که در نزدِ اوباما، جمهوری خواهان نه اعتقادی به تواناییِ عراقی ها برای ادارۀ امورِ کشورِ خویش دارند، و نه معتقد به برنامه و هدفی از پیش برنامه ریزی شده برایِ آیندۀ عراق هستند. در قطعۀ فوق الذّکر، اوباما مردمِ عراق و مردمِ آمریکا را در آیندۀ عراق سهیم دانسته است. این موردْ نمونه ای از تلاشِ او برایِ پیوند دادنِ سرنوشتِ آمریکا با اوضاع و شرایطِ عراق، و از این راه، سعی در توجیه حضورِ آمریکا در این کشور است. نکتۀ ظریفی که در قطعۀ فوق وجود دارد، استفاده از ترکیبِ ‘مردمِ عراق’ مقدّم بر ترکیبِ ‘مردمِ آمریکا’ است. این گونه استفاده از ترکیبِ واژگان در ساختارِ جمله این امر را در ذهنِ مخاطب برجسته و پُررنگ می سازد که دولتِ آمریکا مسائلِ ملّتِ عراق را بر مسائلِ ملّتِ خود، و آیندۀ ملّتِ عراق را بر آیندۀ ملّتِ خود اولویت بخشیده، و در راه حل و فصلِ مسائل و مشکلاتِ ملّتِ عراق، و ساختنِ آینده ای بهتر برایِ آنان، به متحمّل شدنِ هزینه هایِ جانی و مالیِ فراوانی تن در داده است. اوباما در جایی دیگر مردمِ عراق را خطاب قرار داده، مجدّداً به همین معنا اشاره می کند:
‘ملّت هاي ما در پشت سر گذاشتن دوران هايي محنت بار با يكديگر در اشتراك اند. رابطۀ ما مبتني بر [تجربۀ] مشتركِ خونريزي ها و جناياتي است [كه عليه ما صورت گرفته اند]. دوستيِ ميانِ ملّت هايِ ما [دوستي اي] بي پايان است. ما آمريكائيان گرانبهاترين و گرانمايه ترين اندوخته مان- يعني، مردان و زنانِ جوان مان- را وقفِ همكاري با شما كرده ايم تا آن چه را كه به وسيلۀ نظامِ استبدادي به ويراني گراييده بود، بازسازي كنيم، و دشمنانِ مشترك مان را از بيخ و بُن برکنيم، و صلح و شكوفايي را برايِ فرزندان مان و نوادگان مان، و برايِ شما طلب نماييم’ (همان). (17)
استفاده از الفاظِ ‘… با یکدیگر در اشتراک اند’، ‘تجربۀ مشترک’ و ‘دشمنانِ مشترک’ از این معنا حکایت دارد که مردمِ عراق و مردمِ آمریکا دارای گذشته، حال و آینده ای مشترک اند که سرنوشتِ آنان را به یکدیگر پیوند می دهند و سببِ مودّت و دوستیِ میانِ آنان می شوند. اوباما از این طریق درصددِ رخنه در قلوبِ مردمِ عراق و موجّه ساختنِ حضورِ آمریکا در این کشور است. نکته ای ظریف که در این مورد وجود دارد این که او ملّت ها، و نه دولت های عراق و آمریکا را در داشتنِ گذشته ای محنت بار سهیم می داند. او نه از دوستیِ میانِ دولت هایِ عراق و آمریکا، بلکه از دوستیِ میانِ ملّت هایِ آنان، و آن هم دوستی ای ‘بی پایان’ سخن به میان می آورد. او با به کارگیریِ صفاتِ تفضیلیِ‘ گرانبهاترین’ و‘ گرانمایه ترین’، و استفاده از فعلِ ‘وقف کرده ایم’ درصدد است تا در مردمِ عراق، گونه ای از حسِ قدردانی و احترام را نسبت به کشور و دولتِ ایالات متحده، نسبت به سربازانِ آمریکاییِ حاضر در این کشور، و نیز، نسبت به سربازانی که در راه بازسازیِ عراق و به ارمغان آوردنِ صلح و شکوفایی برایِ این کشور جانِ خود را از دست داده اند، برانگیزد. استعمالِ واژۀ ‘اندوخته’ و استفاده از صفتِ ‘جوان’ در ترکیبِ وصفیِ ‘مردان و زنانِ جوان مان’ هر کدام به نوبۀ خودْ به تشدیدِ این امر مدد می رسانند. اوباما می کوشد تا با به کارگیریِ صورتِ پیوستۀ ضمیرِ ملکیِ اوّل شخصِ جمع- یعنی، ‘مان’- در دو واژۀ ‘فرزندان’ و ‘نوادگان’، و بلافاصله، خطاب قرار دادنِ مردمِ عراق با ضمیرِ دوم شخصِ جمع- یعنی، ‘شما’- و در این میان، استفاده از حرفِ ربطیِ ‘و’ برایِ پیوند دادنِ میانِ ‘ما’- یعنی، صورتِ منفصلِ ضمیرِ ‘مان’- و ‘شما’، میانِ ملّتِ آمریکا و ملّتِ عراقْ پیوند و همبستگی، و در درجه ای بالاتر، یگانگی ای را متصوّر شده، این امر را در ذهنِ مخاطب برجسته سازد. او در جایی دیگر نیز درصددِ انتقالِ معنایی مشابه است:
‘من در نخستين روزهاي رياست جمهوري ام،‌ گروهي را با عنوانِ گروهِ امنيّتِ ‌ملّي، مأمورِ فراهم آوردنِ گزارشي جامع در مورد راهبردها و اقداماتي كردم كه ما تا آن زمان در عراق انجام داده بوديم. هدف من، هم تقويتِ بنيادهايِ در حالِ شكل گيريِ عراقي نو،‌ و هم تقويتِ ‌امنيّتِ ملّيِ آمريكا بود’ (همان). (18)
اوباما در جملۀ نخست و دومِ قطعۀ فوق الذّکر، با به کارگیریِ صفتِ ‘ملّی’ در ترکیبِ وصفیِ ‘امنیّتِ ملّی’، و استفاده از حرفِ ربطیِ ‘و’ در دومین جمله، بر پیوند و توأم بودنِ مسائلِ حالِ حاضرِ عراق و چشم اندازهایِ آیندۀ این کشور با استراتژی هایی تأکید می ورزد که دولتِ ایالاتِ متحده باید برایِ حفظ و تقویتِ امنیّتِ داخلیِ خود و پاسداری از ثباتِ سیاسی اش در پیش گیرد. این چنین است که حضورِ آمریکا در عراق توجیه گشته، به عنوانِ امری ضروری مطرح می گردد. این حضوری است که در بیانِ اوباما خطاب به سربازانِ آمریکاییْ به عنوانِ یک ‘فرصت’ مطرح می شود:
‘مردان و زنانِ اونيفورم پوشِ‌ آمريكا خانه به خانه، استان به استان، و سال پس از سال جنگيده اند تا به مردمِ عراق فرصتِ انتخابِ يك آيندۀ بهتر را بدهند. هم اكنون ما بايد از مردم عراق بخواهيم تا از اين فرصت بهره ببرند’ (همان). (19)
‘… ما مردم عراق را [در حالي] ترك خواهيم كرد كه [آنان] از فرصتي به سختي حاصل شده براي يك زندگيِ بهتر بهره مند گشته اند- اين موفقيّت از آنِ شماست؛ اين دورنمايي است اميدواركننده كه شما آن را ممكن ساخته ايد’ (همان). (20)
اوباما در دو قطعۀ فوق، با استفاده از واژۀ ‘فرصت’ در ترکیبِ مضاف و مضافٌ الیهیِ ‘فرصتِ انتخاب’ و به کارگیریِ این واژه به همراه فعلِ ‘بهره مند گشته اند’ و استفاده از آن در ترکیبِ موصوف و صفتیِ ‘فرصتِ به سختی حاصل شده’ و نیز، استعمالِ صفتِ ‘بهتر’ برایِ موصوفاتِ ‘آینده’ و ‘زندگی’، استفاده از لفظِ ‘موفقیّت’ و ترکیبِ وصفیِ ‘دورنمایِ امیدوارکننده’ مصمّم است تا نیروهایِ آمریکایی را به عنوانِ

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، مسئولیت پذیری، ریاست جمهوری Next Entries مقاله درباره ریاست جمهوری، ایالات متحده، مفصل بندی، افغانستان