مقاله درباره افکار عمومی، عملیات روانی، جامعه اسلامی، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

پژوهش هدف بازشناخت رفتاری دستگاه اموی برمبنای نگاه نظری خاصی بوده است که امروزه عملیات روانی نام نهاده شدست، ولی از این منظر که تاریخ رشته ای به هم پیوسته است نمی توان بخشی از آن را بدون تشریح و بیان وقایع پیشین و پسین آن به درستی ترسیم کرد، لذا در این پژوهش سعی شده است با حفظ پیوستگی تاریخی و براساس چارچوب نظری به اقدامات تبلیغاتی بنی امیه توجه داشت و فضای آن عصر را ترسیم نمود.
دیگر نكته اي كه ذكر آن قبل از ورود به مباحث اصلي لازم به نظر مي رسد آن است كه، آنجا كه ما از عملیات روانی و تبلیغی امويان سخن مي گوييم، به واقع مراد تحليل حاکمیت امویان است و در واقع شروع آن را باید در شخصی بنام “معاویه ابن ابی سفیان” دانست، چرا كه نقش ” يزيد بن ابي سفيان ” فرمانده ي سپاه اسلام در فتوحات شام را تنها باید به هنگام گشودن مرزهاي روم جست و جو كرد و پس از آن در پي يك دوره ي كوتاه سلطه ي او كه بيشتر به يك حكومت نظامي موقتي شبيه است معاويه به عنوان عامل خليفه منصوب شد و تا سال 41هجری قمری با همين عنوان بر قدرت باقي ماند.(معاويه و برادرش يزيد براي فتح سوريه ماموريت يافتند، بعد از پيروزي، معاويه فرمانرواي دمشق و يزيد استاندار اردن شد و هر يك سپاهي نيرومند براي ادامه فتوحات زير فرمان داشتند. در سال 48هجری قمری يزيد مرد و به فرمان عمر اردن نيز با لشگرش زير فرمان معاويه قرار گرفت. عثمان كه روي كار آمد پس از يك سال، فرمانداران عمر را معزول كرد، فقط معاويه را ابقا نمود. مدتي گذشت، فرماندار فلسطين (عبد الرحمن بن علقمه كناني) مرد و عثمان فلسطين را هم به معاويه وا گذاشت. باز هم پس از مدتي حاكم حمص (عمربن سعد انصاري) بيمار و مستعفي شد و حمص نيز به فرمان عثمان ضميمه ي منطقه نفوذ معاويه گرديد و لشكريان اين چهار ناحيه زير فرمان او قرار گرفتند). در اين سال پس از گذران يك دوره جنگ و درگيري مستقيم و يا خدعه و نيرنگ و صلح با خلفاي وقت امير المومنين علي (ع) و امام حسن مجتبي (ع) رسماً به خلافت رسيد، و تا 60هجری قمری حكومت كرد. پس از او نيز يزيد تنها تا سال 64هجری قمری مجال حكومت يافت و در اين چهار سال نيز سياستها همان سياستهاي جاري دوره ي معاويه بود. كارگزاران همانها بودند و يا كساني كه يزيد بنا به وصيت معاويه در شرايط خاصي كه او پيش بيني كرده بود، به كار مي گمارد لذا جز در مواردي گذرا و نادر به تفاوت خاصي در شيوه حكومتي يزيد با معاويه بر نميخوريم. پس از مرگ يزيد، دوره ي بسيار كوتاهي ” معاويه دوم ” به خلافت رسيد كه پس از چند ماه، با كناره گيري او و خلافت برادر خردسالش زمينه هاي به حكومت رسيدن ” مروانيان ” فراهم شد و بدين وسيله حدود 90 سال سلطه ي ” امويان سفياني ” در شام پايان يافت.(گودرزی،1387: 14-27) با اين نگاه گذرا روشن مي شود هنگامي كه از سياستهاي اموي (سفياني) بحث مي كنيم بايد بدانيم كه در واقع مدار اصلي بحث سياستهاي معاويه و یزید است و دوره ي كوتاه حكومت سفيانيان قبل يا بعد از معاويه، نكته ي قابل تاملي در بر ندارد.

2- زمینه های قدرت بنی امیه
اساساً ما در این پژوهش قصد نقل و گزارش یک سلسله جریانات تاریخی را نداریم، بلکه تمامی تلاش بر این است که طراحی ها و برنامه ریزی های ویژه و جوسازی های تأمل بر انگیز را که همه در جهت تحقق سلطه جویی های امویان بر جهان اسلام، آن هم با چهره ای حق به جانب و عوام فریب شکل گرفته بود با نگرشی ارتباطی بهتر بشناسیم. همان برنامه ریزی هایی که ما نام عملیات روانی دستگاه بنی امیه را بر آنها نهاده ایم. لذا به دنبال کردن گام به گام وقایع تاریخی و گزارش لحظه به لحظه تاریخ نمی پردازیم، بلکه با رعایت پیوستگی نسبی وقایع به تحلیل صحنه های خاص که به محتوای اصلی این پژوهش نزدیک است می پردازیم.
2-1 جریان سقیفه
اگر به طور قطع مي شد دريافت كه در پسِ همه اخبار ساختگي يا نقل قول هاي منسوب به چهره هاي مختلف و يا پرده هايي كه قسمت هايي از واقعيات روشنگر را مي پوشانند، حقيقتاً در سقيفه و دوره اي كوتاه پس از آن، چه گذشت، شايد بلكه تحقيقاً صحنه هاي بعدي تاريخ اسلام، به گونه هايي كه اتفاق افتاده است شكل نمي گرفت و انشقاقي كه در پي اختلاف داعيان خلافت، قرنهاست كه در جوامع اسلامي پيش آمده، ايجاد نمي گشت، زیرا از نگاه نویسنده سقیفه پشتوانه مشروعیت بسیاری از اقدامات بعدی در تاریخ اسلام بود، اقدامی که به نوعی می توان در مفاهیم کاربردی نظریه ناهماهنگی شناختی، از آن یاد کرد، زیرا اگر بخواهیم نظریه ناهماهنگی شناختی لئون فستینگر را کوتاه بیان کنیم باید بگوییم فستینگر در نظریه اش تبیین می کند که نگرش و رفتار زنجیره ای به هم پیوسته اند که در بسیاری از مواقع رفتارها به نگرش تبدیل می شوند به این معنی که بسیاری از مردم و عوام آن روز جامعه اسلامی تحت سلطه تبلیغاتی بنی امیه، خود را به موازات این حادثه هماهنگ کرده و در تلاش دائمی که فستینگر برای رسیدن به هماهنگی از آن یاد می کند، هم راستا با آن گفتمان نگرش سازی کرده و افکار عمومی در چنین فضایی شکل می گیرد و بر این اساس است که شیخین سالها بر اشتر خلافت سوار می شوند، حتی نظریه های پسینی (نظریات تولید شده پس از رخ داد یک واقعه) اهل سنت نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است.
بر این اساس روشن است كه بحث از خلافت شيخين موضوع اصلي اين نگاشته نيست، اما از سوی دیگر به این دلیل كه دوران خلافت آنها در واقع گذر گاهي است كه بني اميه براي دستيابي به قدرت و قيادت جاهلي خود در دوره پس از ظهور اسلام از آن عبور كرده اند و با سياست و هوشمنديهاي ويژه ي خود در شناخت موقعيتها و اِعمال بهترين بهره برداري ها از شرايط موجود مانند زهري كه وارد خون مي شود و در همه شريانهاي بدن انسان مي دود، به جان جامعه اسلامي چنگ انداختند و با مغتنم دانستن فرصتهايي كه در دهه اول پس از رحلت پيامبر (ص) براي آنها فراهم شد، بذري را كاشتند كه بعد ها در پي به خلافت رسيدن عثمان و سپس شورش عمومي عليه او به بار نشست و ميوه شوم خلافت سلسله اموي را به كام امت مسلمان چشانيد.
اما براستی باید پرسید سقيفه چه بود؟ سمبل دموكراسي اسلامي و اجتماع عمومي مسلمانان و يا تنها نشست اهل حل و عقد؟ كدام يك؟ نتيجه اين شورا چه بود كه پس از ورود پيروزمندانه خليفه و دو مشاور و مويدش به مسجد، بسياري از بني اميه و بني زهره بي درنگ آن را تاييد و با خليفه جديد بيعت كردند ؟ (یعقوب، بی تا: 103-102)
در سقيفه چه گذشت كه فرياد ” لا نبايع الاّ علياً ” انصار چنان فراموش شد كه آنان حتي در مقابل احتجاجات و استعانات فاطمه زهرا (س) كه هر شب به همراه علي (ع) و پسرانش سوار بر چهارپايي به در خانه آنان مي رفت و پيمانه ديرينه پيامبر (ص) با مسلمانان را بر وصايت علي (ع) به خاطرشان مي آورد، تنها با سكوتي دردناك و يا توجيهاتي نا معقول پاسخ مي گفتند.
در این گزیده چندان مجال بررسی ابعاد مختلف ماجرای سقیفه نیست و ما تنها اشاره ای گذرا به آن داریم، اما بعد از مرگ ابوبكر خلافت عمر قطعي بود، آنچنان قطعي كه عثمان كاتب وصيت ابوبكر وقتي مامور تنظيم متن وصيت نامه در مورد تعيين خليفه بعدي شد، پس از غلبه حالت اغما بر بيمار، خود راساً نام عمر را در متن نامه جاي داد و البته پس از به هوش آمدن ابوبكر، اين حسن راي مورد تاييد خليفه قرارگرفت (چرا در اينجا وصيت خليفه با مهر هذيان و تب و ياوه گويي، مردود نشد اما پيامبر (ص) به هنگام بيماري صلاحيت وصيت كردن نداشت؟ چرا اينجا كسي نگفت : «ان المر ء ليهجر اين مرد هذيان ميگويد !» (گودرزی،1387: 14-27) و البته اين عثمان همان اول كسي بود كه پس از ورود مهاجران حاضر در سقيفه به مسجد با ابوبكر بيعت كرد و سپس ساير امويان و بني زهره و ديگران به او پيوستند اكنون بديهي است كه اين بيعت كننده با خليفه اول و مويد و مبلغ خليفه دوم سومين خليفه را به خود اختصاص دهد و شورا تنها امري نمايشي باشد.
تاثیر ادراکی چنین جریانی را در جامعه آن روز مسلمین می توان با عنوان «ناهماهنگی ناشی از همنوایی اجباری» که فستینگر تحت عنوان ناهماهنگی اجتماعی به آن اشاره می کند بررسی کرد، بر این اساس اقدام خلفا در حوزه اجتماعی برخی خواص و عوام ایجاد ناهماهنگی رفتاری کرد، خواصی که به عدم حقانیت آنها آگاه بودند ولی به دلیل برخی منافع شخصی و غالباً مادی و حتی اجبار قومی و قبیله ای و نسبتهای فامیلی و طایفه ای خلافت باطل آنها را می پذیرند و منکر حقیقت می شوند و از طرف دیگر عوامی که می توان آنها را افکار عمومی جامعه آن روز دانست نه از روی آگاهی بلکه از روی نادانی و ندانسته و همان اجبار قومی و قبیله ای، فریب مشروعیت ساختگی خلیفه رسول الله و خلیفه اللهی آنان را خورده بودند وحال دیگر با چنین فریبی خو گرفته و سالها زیسته بودند و از رفتار به نگرش رسیده بودند، پس چندان نیز پیش بینی چنین جریانی که در صفین و ماجرای حکمیت یا حتی کربلا در برابر حق بوضوح نمایان می شود چندان هم دور از ذهن نیست.
2-2 خلافت عثمان، خون رگهای بنی امیه
خلافت عثمان به بار نشستن شجره كهن آمال امويان بود. خلافت او زمينه را براي به قدرت رسيدن كساني كه تا آخرين لحظات ممكن از دشمني با پيامبر (ص) كوتاهي نكرده بودند و از آن پس نيز از خليفه تنها به عنوان پلي براي نفوذ و گسترش سلطه خويش بهره جستند و در وقت مقتضي حتي از نابودي خود او هم فروگذار ننمودند.
بازتاب خلافت عثمان در محافل خصوصي امويان تامل بر انگيز و البته روشنگر است. اباسفيان پس از انتخاب عثمان خطاب به او گفت: «قدرت پس از تيم و عدي از آن شما گشت. پس آن را چونان يك گوي در ميان خويش دست به دست كنيد و پايه هاي آن را در بني اميه استوار سازيد كه اين قدرت (اسلام) جز نوعي سلطنت چيزي نيست و در نظر من بهشت و جهنم معنايي ندارد». (یعقوب، بی تا: 103-102)
امویان گــروهی فــرصت طلب و مــوقعیت شناس بودند که در زمان به مقتضــای منافع خــود عمل می کردند و هیچ پایبندی به معتقدات دینی یا سنت عشیره ای یا ارتباط قوی نداشتند. نه پیشنهاد همکاری شان با علی تعهد به وحدت بنی عبد مناف بود و نه حمایتشان از عثمان به خاطر تحقق آمال مشترک ابنای امیه. بنابراین اگر روزی احساس می کردند که وجود عثمان دیگر نفعی به حالشان ندارد بلکه اعتراض عمومی به سابقه سیاه او ممکن است امویان را برای همیشه از صحنه سیاست خارج کند، دیگر چه لزومی در حمایت از عثمان بود؟ بلکه صلاح کار، رهبری و سوق دادن افکار عمومی جامعه اسلامی به سویی بود که کار در نهایت باز هم به نفع امویان تمام شود. مهم کام روایی فرزندان ابوسفیان بود یا سوار بر عثمان یا پیراهن خونین عثمان به دست، فرقی نمی کرد. عثمان بخش اعظم اعتبار و حیثیت خود را در جهت بهره برداری های امویان خرج کرده بود. چنانچه زنده می ماند و آخرین قدمها را هم در این مسیر می پیمود، دیگر راهی برای ادامه حیات سیاسی امویان باقی نمی ماند اما اگر با همین اندک تتمه اندک آبرو، از میان برداشته می شد باز هم مجالی برای ایجاد دودستگی و طبعاً بهره برداری سیاسی از اختلاف امت، وجود داشت، لذا امویان در دو جناح به دامن زدن اغتشاش پرداختند، دسته ای در میان مردم و گرداننده گرونه اعتراض (با حساس تر و جری تر کردن مردم) آنچنان که چهره عمر و عاص را در این میان می بینیم که نخست تخم فتنه را در مدینه کاشت و سپس از مدینه خارج شد و دورادور اخبار را پی گرفت (ولهاوزن، 1958: 45) و دسته دیگر در درون بیت خلافت، کسانی که عثمان را علیه مردم تحریک می کردند و هرگاه در مقابل اعتراضات مــردم انعطاف نشان می داد بار دیگر او را به عکس العمل های شدیدتر از قبل وا می داشتند و چشم و گوش او را نسبت به جریانات جامعه، واقعیت های تلخ و اندرزهای خیرخواهان بسته نگاه می داشتند.
امویان عثمان را گام به گام در منجلابی فرو بردند که بیرون آوردن او نه با خیرخواهی خیراندیشانی چون امام علی (ع) میسر بود و نه عثمان حاضر بود که دست از تأیید و حمایت امویان بردارد و با توجه به خواستهای مردم خشم آنان را فرو نشاند. عثمان با وجود آنکه باید در می یافت که امویان نه دوستان

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره عملیات روانی، تغییر نگرش، تغییر رفتار، افکار عمومی Next Entries مقاله درباره عملیات روانی، امیرالمومنین، افکار عمومی، عبدالله بن زبیر