مقاله درباره افغانستان، نفت و گاز، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

کمونيستي، سهم مبادلات تجاري در ميان جمهوري ها نسبت به توليد ناخالص داخلي آنها نسبت به اتحاديه اروپا 29 درصد بيشتر بود. اين آمار نشان دهنده توفيق اتحاد شوروي و برنامه ريزان اقتصادي – سياسي آن در يکپارچه سازي اقتصادي جمهوريها بود. تخصصي شدن اقتصاد منطقه و از ميان رفتن تنوّع توليد، روندي بود که قبل از حاکميت کمونيسم در آسياي مرکزي آغاز شده بود، اجراي برنامه هاي نوسازي کمونيستي به آن شدت بخشيد (کولايي، 1384: 100).
3 – 1 – 3 تاريخچه منطقه آسياي مرکزي پس از پايان جنگ سرد و اضمحلال اتحاد جماهير شوروي با پايان جنگ سرد و اضمحلال اتحاد جماهير شوروي، جمهوريهاي پنج گانه آسياي مرکزي بعد از ساليان متبادي توانستند استقلال خود را در برابر روسها بدست آورند. روند تحولات اقتصادي پس از فروپاشي شوروي بيشترين سهم را در احياي تمايلات همگرايي در آسياي مرکزي ايفا کرد. تاثير ديگر اين گرايش تضعيف حاکميتهاي سياسي آسياي مرکزي در قبال تمايلات مسکو از سوي آنها شده است. به ترتيب ساختار اقتصادي برجاي مانده از دوران اتحاد شوروي برخلاف فروپاشي سياسي – اقتصادي – اجتماعي نظام کمونيستي، تاثيرات فافذ خود رادر منطقه تداوم بخشيده اند (کولايي، 1384: 102). با اين حال شايد مهم‌ترين ويژگي ژئوپليتيک آسياي مرکزي، پس از فروپاشي شوروي و به ويژه پس از حملات تروريستي 11 سپتامبر، تبديل شدن اين منطقه به عرصه‌ي رقابت قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي باشد. توضيح آنکه در اين زيرسيستم منطقه‌اي به جز 5 کشور آسياي مرکزي (ازبکستان، تاجيکستان، قرقيزستان، قزاقستان و ترکمنستان) 5 قدرت منطقه‌اي (روسيه، ايران، ترکيه، هند و پاکستان) و 3 قدرت فرامنطقه‌اي (آمريکا، اتحاديه‌ي اروپا و چين) به رقابت براي تأمين منافع خود مشغول هستند (حافظ نيا، 86 : 91). سراسر سال‌هاي پس از فروپاشي شوروي، آسياي مرکزي و قفقاز بستر رقابت قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي براي حضور و نفوذ در عرصه سياسي و اقتصادي اين جمهوري‌ها بوده است. منطقه آسياي مرکزي به عنوان منطقه هم مرز با جمهوري اسلامي ايران، محل تلاقي آسيا و اروپا است، عبور راه ابريشم از اين منطقه، وجود منابع عظيم نفت و گاز و اهميت ژئواکونوميک اين منطقه، وابستگي ژئوپوليتيکي اين منطقه آن به کشورهاي همسايه به عنوان کشورهاي محصور در خشکي و اينکه پس از فروپاشي شوروي سابق به عنوان عرصه تاخت و تاز کشورهاي منطقه اي همچون روسيه چين ايران ترکيه و کشور ايالات متحده آمريکا به عنوان کشور فرامنطقه اي حاضر در منطقه، زمينه هاي مهمي در مطالعات ژئوپليتيکي اين منطقه فراهم آورده است. برخلاف انتظار جمهوريهاي آسياي مرکزي، فروپاش شوري نه تنها مشکلات اقتصادي آنها را کاهش نداده بلکه سبب شدت يافتن امور اقتصادي نيز شده است.
2 – 3 آسياي مرکزي و موقعيّت جغرافيايي آن با فروپاشي شوروي و به استقلال رسيدن جمهوري هاي مستقل مشترک المنافع در سال 1991، آسياي مرکزي، به عنوان يک منطقه استراتژيک، توانست توانايي خود را در ايجاد ارتباط در زمينه هاي مختلف همچون سياسي، اقتصادي، فرهنگي و … با همسايگان خود و همچنين ساير قدرت هاي فرامنطقه اي فراهم آورد. آقاي بروس کامينکز يکي از تاريخ نويسان در سال 1991 در توصيف پايان جنگ سرد به مسابقه اي که دو اسب در حال دويدن به دور يک ميدان مي باشند، مي گويد: پاي يکي از اسبها (اتحاد شوروي/ پيمان ورشو) شکسته در حالي که ديگري ( ايالات متحده آمريکا/ ناتو) بدون توجه به اين موضوع به دويدن ادامه مي دهد (بصيري و زمان آبادي، 1383: 93).
اين منطقه به لحاظ استراتژيک و به دليل وجود ذخاير زيرزميني نفت و گاز و موقعيت جغرافيايي مهم بين درياي خزر و درياي سياه، در حوزه اوراسياي جديد، از منطقه اي خفته، به منطقه اي مورد توجه قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي تبديل شده است. آسياي مرکزي شامل قزاقستان، قرقيزستان، تاجيکستان، ترکمنستان و ازبکستان است؛ همسايه هاي آن روسيه، چين، خاورميانه و آسياي جنوبي است (Jim Nichol :2009, 2). علاوه بر آن آسياي مرکزي،کشور افغانستان، قسمت شرقي کشور چين – بخش مسلمان نشين سين کيانگ – را نيز در بر مي گيرد. دردوره هاي تاريخي گوناگون تمام يا بخشي از اين ناحيه با نامهاي “توران”، “ترکستان” و “ماوراء النهر” مشهور بوده است (احمديان شالجي، 1375: 24). منطقه آسياي مرکزي که در برگيرنده پنج کشور ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجيکستان و قرقيزستان است به همراه ايران و افغانستان در امتداد جغرافياي طبيعي يکديگر قرار دارند و ميزاني از عوامل جغرافيايي مشترک که اشتراکاتي را در اين منطقه سبب مي شود، ساختار جغرافيايي – سياسي ويژه اي را نمايان مي سازد که اطلاق واژه جغرافياي منطقه بر اين قسمت است. اين منطقه با نزديک به 60 ميليون نفر جمعيت و 3994400 کيلومترمربع وسعت، مجموعاً نزديک به 10 درصد مساحق قاره آسيا را به خود اختصاص داده است. کشورهاي آسياي مرکزي از نظر ژئوپليتيک مسلمان، يعني افغانستان، ايران و پاکستان، آن را احاطه کرده اند (واعظي و دبيري، 1391: 29). اين منطقه را از ديدگاه جغرافياي طبيعي مي توان به چهار بخش مجزا از هم تفکيک نمود و آنها را از يکديگر بازشناخت. منطقه استپي شمال که نيمه شمالي جمهوري قزاقستان را در بر مي گيرد. ناحيه نيمه بياباني مرکز که جنوب قزاقستان و شمال ازبکستان جزء آن است، بخش خشک و بياباني جنوب که ترکمنستان و جنوب شرثي مرزهاي ايران و ترکمنستان را شامل مي شود. منطقه کوهستاني که در جنوب شرقي کوههاي مرزي ايران و ترکمنستان در جنوب شرقي کوههاي پامير مي باشد، و برفهاي و يخچالهاي آن منبع تغذيه کننده دو رودخانه سيردرريا و آمودرياست که پس از عبور از دشتهاي داخلي به بيابان هاي شمالي منتهي مي گردد (ولايتي،1390: 14). اصطلاح آسياي مرکزي به عنوان يکي از مفاهيمي بنيادين در رقابت هاي ژئوپوليتيکي که به منطقه حساس جغرافيايي اشاره دارد، يکي ازمفاهيمي است که در قرن گذشته بسيار مورد توجه قرار گرفته است؛ بويژه آنکه در سرآغاز مطالعات و رقابتهاي ژئوپوليتيکي در قرن بيستم، سر هلفرد مکيندر با عنوان مفهوم هارتلند، رقلبتهاي ژئوپوليتيکي برزگ قرن بيستم را فراهم آورد که آسياي مرکزي برآمده از فروپاشي شوروي، تطابق تقريبي نزديکي از لحاظ سرزميني، با هارتلند مکيندر دارد. يکي اين اصطلاح در داير المعارف بزرگ شوروي نيز از 1957 به بعد، نفوذ کرده و غربيان هم که از پيش اصطلاح “متصرفات روسيه در آسياي مرکزي39” را به کار مي برند از آن تاريخ بدين سو “جمهوريهاي شوروي در آسياي مرکزي” را مطرح کردند. ناگفته نماند که روسيه شوروي هيچگاه عنوان “آسياي مرکزي” را فراموش نکرد و داير المعارف نيز “سانترال ناياآزيا” ياد نمود که شامل منطقه وسيع تا آن سود کوههاي پامي بوده است (تراب زاده، 1373: 10). آنچه در نخستين گام در ارتباط با آسياي مرکزي قابل فهم است، موقعيت جغرافيايي اين منطقه است؛ اين حوزه داراي موقعيت جغرافياي بسته اي مي باشد، بدين معنا که اين منطقه به آبهاي آزاد دسترسي ندارد. از ديد جغرافيا اهميت دارد توجّه شود همه کشورهاي منطقه خزر – آسياي مرکزي از دسترسي به درياهاي آزاد محرومند (مجتهدزاده،1379: 367). استقلال پنج جمهوري آسياي مرکزي در دسامبر 1991، تعداد کشورهاي در حال توسعه محصور در خشکي را به نحو قابل توجّهي افزايش داده و به مجموع 29 کشور رسانيده است (تقوي اصل، 1373: 63). در نخستين‌ سال‌هاي پس از استقلال جمهوري‌هاي سابق اتحاد شوروي، رهايي از پيوندهاي اقتصاد مورد توجه رهبران‌ آنها واقع شد و به مرور زمان و در بستر از ميان رفتن‌ نظام دو قطبي، همکاري – ‌هاي منطقه‌اي مورد توجّه‌ کشورهاي منطقه قرار گرفت (کوزه گر کالجي، 1386: 51).

جدول شماره 1-3: کشورهاي آسياي مرکزي
کشور
وسعت (کيلومترمربع)
جمعيت (2009)
تراکم جمعيت (هرکيلومترمربع)
پايتخت
زبانهاي (رسمي)
قزاقستان
2724900
????????
6
آستانه
قزاقي، روسي
ترکمنستان
448100
???????
10
عشق آباد
ترکمني
ازبکستان
447400
????????
62
تاشکند
ازبکي
قرقيزستان
199900
???????
27
بيشکک
قرقيزي، روسي
تاجيکستان
143100
???????
51
دوشنبه
تاجيک
source: http://fa.wikipedia.org/wiki

از جمله کشورهاي منطقه اي مي توان به کشورهايي چون روسيه، چين و ترکيه و از کشورهاي فرا منطقه اي مي توان به ايالات متحده آمريکا اشاره نمود. يک راه حل منطقي در اين برخورد را مي توان در ايده ارتباط دادن جمهوري هاي خزر – آسياي مرکزي و افغانستان از کشورهاي آسياي مرکزي به خليج فارس از راه ايران جستجو کرد. پيوند دادن شبکه راه آهن و ديگر راه هاي ارتباطي اين جمهوري ها و ايران يک منطقه پرخروش اقتصادي را واقيت خواهد بخشيد (مجتهدزاده، 1379: 369). لذا جمهور – ي اسلامي ايران از نقطه ‌نظر ترانزيت و حمل و نقل براي اين کشورها حايز اهميت است، چرا که‌ کشورهاي آسياي مرکزي تلاش گسترده‌اي دارند تا از طريق تنوع بخشيدن به مسيرهاي سنتي دوره شوروي، وابستگي خود را به اين راهها که اکثراً فاقد ظرفيت رقابت‌ با مسيرهاي مشابه است و توجيه اقتصادي ندارند را کاهش دهند. از اين ‌رو در پي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و استقلال کشورهاي مشترک المنافع، بار ديگر موقعيت راهبردي ايران در حمل و نقل و ترانزيت منطقه‌ افزايش يافت (کوزه گرکالجي، 1386: 51). از ديد تاريخي مردم ايران، تاجيکستان، ازبکستان و بخش هايي از قزاقستان و قزقيزستان، تجربه اي طولاني از زندگي در کنار هم دارند؛ وجود عوامل تاريخي، فرهنگي، جغرافيايي مشترک ميان هم? اين ملت ها، مي تواند به زمينه هاي همکاري و گسترش مراودات را براي ايجاد اين کشورها فراهم آورده است. نبايد از ياد برد مردم کشورهاي ايران، افغانستان جمهوري هاي خزر -آسياي مرکزي و تا حدودي پاکستان در امپراتوري مشترک المنافع هخامنشي، اشکاني، ساساني، در خلافت عباسي، در امپراتوري سلجوقي و غزنوي و مغولان، و تا همين اواخر در مشترک المنافع امپراتوري صفوي زندگي مشترک دراز مدتي را تجربه کرده بودند (مجتهدزاده،1376: 367).
نقشه 1-3: کشورهاي آسياي مرکزي

ويژگي‌هاي ژئوپليتيكي آسياي مركزي، به لحاظ پهناور بودن و گستردگي حوزه جغرافيايي آن و گسترش مرزها ي منطقه از فراسوي آسياي شرقي تا اروپا و حوزه بالكان، قرابت جغرافيايي و نزديكي منافع و معناي مشترك جمهوري‌ها، عنصر جغرافيا را در تشكيل مجموعه امنيتي منطقه‌اي تقويت مي‌كند. توضيح آنکه در اين زيرسيستم منطقه‌اي به جز 5 کشور آسياي مرکزي (ازبکستان، تاجيکستان، قرقيزستان، قزاقستان و ترکمنستان) 5

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره ماوراءالنهر، قرن نوزدهم، انقلاب اکتبر، وزارت امور خارجه Next Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، استان گلستان، حوزه نفوذ، افغانستان