مقاله درباره افغانستان، دانشگاه تهران، نفت و گاز، نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

مدرک کارشناسي ارشد در دانشگاه تهران دفاع شده است. وي در اين پايان نامه به بررسي بنياد گرايي اسلامي به عنوان يك جريان تندور در منطقه آسياي مرکزي مشخصاً در کشورهاي به مركزيت سه ‏جمهوري، تاجيكستان، ازبكستان، قرقيزستان پرداخته است. علاوه بر آن به اثربخشي عوامل خارجي در اين امر توجه داشته و به نقش طالبان افغانستان توجه بويژه اي داشته است.

6 – 11 – 1 نفوذ آمريكا در آسياي مركزي وقفقاز وگسترش همكاري ايران و روسيه
اين پايان نامه توسط آقاي علي دياوندي كناري، در 173 صفحه و در سال 1379 براي اخذ مدرک کارشناسي ارشد دردانشگاه تهران دفاع شده است. اين پايان نامه به بررسي نفوذ ايالات متحده آمريکا در منطقه آسياي مرکزي و قفقاز بويژه بعد از جنگ سرد و اثر آن بر روابط ايران و روسيه مي پردازد. علاوه بر آن در اين پايان نامه بر عوامل تضاد و اشتراک روابط ايران و روسيه مورد توجه قرار مي گيرد که در اين ميان حضور ايالات متحده به عنوان مهمترين عامل مورد توجه قرار مي گيرد.

12 – 1 تعريف اصطلاحات
1 – 12 – 1 متغير مستقل: ژئوپليتيک آسياي مرکزي ژئوپليتيك داراي نقش برجستهاي در روابط بينالملل و سياست بينالملل است و از دو بخش “ژئو” به معناي زمين و “پوليتيك” (سياست) تشكيل ‌يافته است. ژئوپليتيک از نقش آفريني هاي سياسي – محيطي در چارچوب مفهوم قدرت بحث مي کند (مجتهدزاده، 1381: 21). به عبارتي ديگر ژئوپليتيک به دانشى گفته مي مى‏شود که در آن، عوامل و پديده ‏هاى جغرافيايى تأثير مستقيمى بر سياست‏هاى يک کشور مى‏گذارند. به طور كلي، ژئوپليتيک از يك طرف علم سياست جغرافياست براي درک واقعيت ‌هاي محيط جغرافيايي و عوامل جغرافيايي كه بر سياستهاي جهاني تأثير مي‌گذارد و آنها را متحول ميكند و منافع ملي را تأمين يا حفظ مي‌كند و از طرف ديگر انديشه و تفكر انسانها و نهادهاي صاحب قدرت است كه بر خط مشي سياستهاي ملّي – منطقهاي و جهاني تأثير ميگذارند. ژئوپلتيک از زمان وضع واژه آن از نظر مفهومي و از نظر موقعيت اجتماعي و علمي دچار فراز و نشيب شده و از حالتي شناور در موضوعات مورد علاقه نيز برخوردار بوده است (حافظ نيا، 1385: 21). آسياي مرکزي منطقه نسبتاً پهناوري در غرب قاره آسيا است که هيچ مرزي با آب‌هاي آزاد جهان ندارد. اگر چه مرزهاي دقيقي براي اين سرزمين تعريف نشده‌است، اما معمولاً آن را دربرگيرنده کشورهاي امروزي ازبکستان، تاجيکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقيزستان مي‌دانند. اغلب سرزمين‌هاي ديگري چون افغانستان، شمال شرق ايران، مغولستان، کشمير، شمال و غرب پاکستان ، و گاه سين کيانگ (ترکستان شرقي قديم) در غرب چين و جنوب سيبري در روسيه نيز شامل آسياي مرکزي مي‌شوند. اين ناحيه از غرب با بخش اروپايي آسيا، از شرق با “آسياي شرقي”، از جنوب با “خاورميانه” و از شمال با “سيبري” هم مرز است (احمديان شالجي، 1375: 24). وجود مقادير فراوان از ذخاير انرژي نفت و گاز و منابع معدني، در اين، منطقه بويژه در حوزه درياي خزر، آسياي مرکزي را جزء مناطق استراتژيک انرژي قرار داده است.
2- 12 – 1 متغير وابسته: جمهوري اسلامي ايران
ايران با 15 کشور مستقل و 24 دولت همجوار است، اين کشور از جنوب با دولت – ملّت هاي مستقل کويت، عربستان، بحرين، قطر، امارات متحده عربي و عمان، از شرق با افغانستان و پاکستان، از شمال با ترکمنستان و قراقستان، روسيه، آذربايجان و ارمنستان، و از غرب با ترکيه و عراق هم جوار است. اما ايران همچنين در شمال با جمهوريهاي خودمختار داغستان، نخجوان و در جنوب با شش اميرنشين تشکيل دهنده امارات متحده، اَبوظبي، دُبي، شارجه، عَجمان، اُم القوين و راس الخيمه، همسايه است (کريمي پور، 1379: 23). ايران کشوري خشک با مناطق بياباني وسيع است. تقريباً جز باريکه ساحلي درياي خزر و مناطق غرب کشور، ميزان نزولات جوي در ساير نقاط بسيار پايين است. تا حدي که در کوير مرکزي ايران، ميزان بارش کمتر از 100 ميلي متر مي باشد. اين وضعيت باعث شده است که تراکم جمعيت در مناطق مرکزي و خشک ايران در واحه هايي که بر گرد منابع آب تشکيل شده اند، متمرکز است. اين واحه ها اغلب به صورت متفرق در کوهپايه هايي که در اطراف فلات ايران قرار گرفته اند، مستقر هستند. فلات ايران حالتي مثلث شکل دارد که بين چاله هاي خليج فارس در جنوب و درياي خزر در شمال واقع شده است. مساحت فلات 2600000 کيلومترمربع است که از اين مقدار 1648195 کيلومتر مربع مساحت ايران امروزي است و بقيه به افغانستان، پاکستان و ساير کشورهاي همسايه تعلق دارند. يک چهارم مساحت ايران را بيابان ها تشکيل مي دهد و نيمي از آن کوهستاني است (قنبري، 1385: 105).
ايران به لحاظ قومي و مذهبي کشوري متفاوت و خاص مي باشد. نسبت جمعيت فارس 75 – 73 درصد جمعيّت را تشکيل مي دهد 5 – 5/3 درصد به جمعيت کردها اختصاص دارد. پس از آن به ترتيب جمعيت عرب زبانان در جنوب غربي کشور با حدود 3 درصد و بلوچ ها در جنوب شرقي با حدود 2 درصد از کل جمعيت قرار دارند. ترکمن ها در حدود 2/1 درصد از کل جمهيت قرار دارند (محرابي، 1386: 143). ايران با توجّه به توانمندي ها و پتانسيل هاي اقتصادي، فرهنگي، نظامي، جغرافيايي و در يک کلمه واقعيتهاي ژئوپليتيکي آن کشور از کشورهاي بسيار مهم منطقه به حساب مي آيد. ايران با توجه به موقعيّت هاي ارتباطي در کانون راه هاي ارتباطي و مواصلاتي اوراسيا واقع شده است. اين گستره جغرافيايي براي پيوندهاي جغرافيايي مياني و به عبارتي هارتلند هندسي اوراسيا با پهنه آبهاي آزاد و دنياي خارج از موقعيت ويژه اي برخوردار است (ولي قلي زاده و ذکي،1387 : 2). علاوه بر آن، جمهوري اسلامي ايران، به دليل موقعيّت خاص خود با مناطق جعرافيايي مهم در جهان همجور است يا در درون بعضي از اين مناطق حساس است که اين امر بر اهميّت ژئوپليتيکي جمهوري اسلامي اين کشور مي افزايد.

جدول 1-1: تنوع قومي در ايران
گروه قومي
جمعيت (ميليون نفر)
حوزه سکونت
همسايگان
آرايش جمعيتي
مذهب
وضهيت اقتصادي
عامل فعاليت
ميزان فعاليت گسست
تُرک
25
اردبيل- آذربايجان شرقي و غربي
ترکيه -آذربايجان
پراکنده
شيعه
نسبتاً خوب
زبان
کم
کرد
5-4
کردستان- شمال خراسان- کرمانشاه – همدان – آذربايجان غربي
عراق – ترکيه
نيمه مترکز
سني و شيعه
متوسط به پايين
زبان و دين
متوسط
عرب
1
خوزستان
عراق
متمرکز
شيعه
متوسط
زبان ونژاد
کم
بلوچ
2
سيستان و بلوچستان
پاکستان و افغانستان
متمرکز
سني
خيلي پايين
دين واقتصاد
متوسط
ترکمن
1
گلستان
ترکمنستان
متمرکز
سني
متوسط
زبان و مدهب
خيلي کم
منبع: محمدي، حميدرضا و ابراهيم رومينا و نديمه سليم نژاد، تحليلي جغرافيايي منابع تهديد امنيت ملّي در ايران، فصلنامه ژئوپليتيک،سال چهارم، شماره سوم، تابستان 1387، صص 81 – 51.

نمودار1-1: مناطق ژئوپوليتيک و استراتژيک همجوار با کشور جمهوري اسلامي ايران

3 – 12 – 1 متغير مداخله گر: علائق قدرت هاي مداخله گر
علاقه يا تعلق ژئوپوليتيکي عبارتند از: مکملهاي فضايي جغرافيايي مفروض در ماوراي مرزها که به لحاظ ساختاري از تجانس برخوردار بوده و به لحاظ کارکردي تمام کننده نيازها و کاستي هاي يک کشور محسوب گردد. تعلق ژئوپوليتيکي به نوعي زيربناي علائق و منافع ملّي کشورها را تشکيل مي دهد و ناظر بر مواردي است که بر تمام يا بخش از خصيصه هاي طبيعي و انساني کشور تجانس و همگرايي دارند و يا مواردي هستند که تامين کننده احتياجات کشور در ابعاد تکنولوژيکي، نظامي، امنيتي، حيثيتي يا زيست محيطي مي باشند و کشور به آنها دلبستگي و علاقه دارد (حافظ نيا، 1385: 120). در عصر کنوني ما که به دوران ژئواکونومي (اقتصاد – زمين) شهرت يافته است و عامل نظاميگري جاي خود را بر مفهوم بنيادين “اقتصاد زميني” داده است، ارتباطات کشورهاي جهان با يکديگر رو به تغيير نهاده است. ديگر کشورها دريافته اند که آنها داراي نيازها و خواسته هاي بيشماري هستند و آنها به تنهايي قادر به رفع نيازهاي خود بر مبناي “داشته هاي سرزميني” خود نيستند و براي تامين آنها، نيازمند به منابع آن سوي مرزهاي خود هستند و اين منابع مي تواند تامين کننده خواسته ها و نيازها باشد. از اين رو، نسبت به آنها علاقه نشان مي دهند و به آنها “احساس تعلق” دارند.
4- 12 – 1 متغير تعديل کننده: چالش (ژئوپليتيکي) كشورها در سياست خارجي خود از ابزارها و اقدامات سياسي، اقتصادي ، فرهنگي، اجتماعي و درنهايت نظامي، در جهت تامين حداكثر منافع خود در عرصه بين المللي استفاده مي کنند. آنها در مناسبات بين المللي، کشورها در روابط خود با کشورهاي ديگر، همواره در پي نيل به اهداف و کسب بالاترين سطح از منافع ملي خود هستند؛ در اين ميان، عوامل جغرافيايي – سياسي بر اين مناسبات بسيار اثرگذا – ر مي باشد و بر اساس اثربخشي اين عوامل، طيف گوناگوني از مناسبات را از سطح دوستانه، خصمانه، بي طرفانه و انزواطلبي قابل تغيير مي باشد. در صحنه جهاني هر طرح استراتژيک همواره بر پايه عوامل مادي متشکل از از عوامل اقتصادي، تکنيکي، نظامي و ژئوپليتيک و يک پايه پايه معنوي متکي است که به شکل ايدئولوژيهاي قومي نژادي مذهبي ويا اغلب آميزه اي از آنهاست. اين اصل در سطح خرد در تدوين استراتژيها و خط مشي اساسي اساسي کشورها دخالت داشته است (موسوي،75 : 68). از اين رو، کشورها با توجه به اصول سيات خارجي خود و همچنين اثربخشي عوامل مذکور در سمتگيري سياست هاي خارجي خود، نوع خاصي از درقبال ديگر کشورها اتخاذ مي کنند؛ بر اين اساس و جايگاه اين عوامل در کنش و واکنش بين المللي، مفهوم چالش ژئوپليتيکي، به عنوان يکي ازجنبه هاي عملياتي درمناسبا – ت ميان کشورها – و البته در مطالعات ژئوپليتيکي – مورد توجه قرار مي گيرد. چالش ژئوپوليتيکي را مي توان اين گونه تعريف کرد: “عبارتست از ايجاد وضعيت براي يک دولت يا کشور بر پايه عوامل ثابت يا متغير ژئوپليتيکي و متاثر ساختن سياست آن کشور با استفاده از متغيرها و عوامل جغرافيايي” هدف اوليه هر چالش ايجاد انفعال در طرف مقابل به منظور تغيير رفتار آن مي باشد (حافظ نيا، 1385: 121).

13 – 1 همگرايي و واگرايي تشريک مساعي همواره يکي از خواستارها و علقه هاي نهادينه شده در درون هر انساني است؛ بطوي که هر انساني علاقمند به انجام کارها به کمک ديگر انسانها است. اين امر که از ملزومات و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درباره افغانستان، نفت و گاز، موازنه قدرت Next Entries منابع پایان نامه درباره نفت و گاز، کانون توجه، مصرف کننده، نفت وگاز