مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، مسئولیت پذیری، ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه ارشد

در سال 2003 آغاز شد و زماني كه جنگ آغاز شد، تو گفتي كه اين جنگي سريع و آسان خواهد بود. تو گفتي كه ما مي دانيم سلاح هاي كشتار جمعي كجا هستند. تو اشتباه مي كردي. تو گفتي كه ما به عنوان كساني كه آزادي را به ارمغان آورده اند، مورد خوش آمد گويي قرار خواهيم گرفت. تو اشتباه مي كردي. تو گفتي كه هيچ سابقه اي از خشونت مابين شيعه و سني وجود ندارد، و اشتباه مي كردي. بنابراين، اگر مسئلۀ مدّنظرِ ما اين باشد كه چه كسي به عنوان رئيس جمهور آينده، بهتر مي تواند [سربازان ما را براي جنگ] مجهّز كند،‌ و چه كسي مي تواند تصميماتي شايسته را در بابِ نحوۀ استفادۀ ما از نيروهاي نظامي مان اتخاذ نمايد، من اين پرسش را مطرح مي سازم كه… ما چگونه مي توانيم از اين امر اطمينان حاصل نماييم كه براي [جنگ ها و] برخوردهاي آتي آماده و مهيّاييم؟’ (همان). (6)
اوباما در این قطعه، مکرّراً سه بار مک کین را با لفظِ ‘اشتباه می کردی’ موردِ خطاب و عتاب قرار می دهد. در تمامِ این موارد، توجّه اوباما معطوف به مسائلِ جنگ در عراق و شرایطِ حاکم بر این کشور است. او با به کارگیریِ مکرّرِ این لفظ، مک کین را در ذهنِ مخاطب به عنوانِ فردی که کاملاً از شرایطِ عراق و مسائلِ جنگ در این کشور ناآگاه و بی اطلاع است، یا به عنوانِ فردی که در تحلیل هایِ استراتژیکِ خویش با اشتباه و شکست مواجه شده است، برجسته می سازد، و نتیجتاً، چنین تصویری از مک کینْ ملکۀ ذهنِ مخاطب می شود. استفادۀ اوباما از ترکیبِ ‘رئیس جمهورِ آینده’، و به کارگیریِ صفاتِ ‘بهتر’ و ‘شایسته’، این معنا را به ذهنِ مخاطب متبادر می سازد که او خود را در مقامِ رئیس جمهورِ آیندۀ ایالاتِ متحده، واجدِ توانایی و قدرتِ تصمیم گیریِ بهتر و شایسته تری دربارۀ مسائلِ جنگ در عراق می داند. گویا اوباما با طرحِ پرسشِ پایانی، درصددِ طرحِ استفهامی انکاری است که تلویحاً به معنایِ آماده و مهیّا نبودنِ دولتِ ایالات متحده برای جنگ ها و برخوردهای آتی است.
مسئله ای دیگر که موردِ توجّه اوباما است، چگونگیِ تأمینِ هزینه هایِ جنگ است:
‘اجازه دهيد تا به بحث دربارۀ موضوعِ تأمينِ‌ هزينۀ نيروهاي نظامي مان بپردازيم. … سناتور مك كين با شيوه اي از تأمين هزينه كه براساسِ قانونِ مصوّب و برنامه اي از پيش تعيين شده باشد، مخالف است، چرا كه به اين چنين برنامه اي اعتقاد ندارد. من با آن شيوه اي از تأمين هزينه براي مأموريت هايمان كه داراي برنامه اي از پيش تعيين شده نباشد، مخالفم؛… [در اين شيوه گويا كه] ما چك سفيد امضايي را به جورج بوش داده ايم. اختلافِ [من با سناتور مك كين] بر سرِ برنامۀ از پيش تعيين شده است. اختلافِ ما بر سرِ [اصلِ] تأمينِ هزينۀ [نيروهاي نظامي مان] نيست، بلكه بر سر مصوّب بودن [با نبودن] آن است كه اختلاف داريم’ (همان). (7)
اوباما در این جا مک کین را به گونه ای ضمنی به سببِ مخالفت اش با برنامه هایِ چگونگیِ تأمینِ هزینه هایِ جنگ مورد سرزنش قرار می دهد. این امر به خصوص در آن جایی مشهودتر است که اوباما نه از افعالِ دوم شخصِ مفرد، بلکه از افعالِ سوم شخصِ مفرد (‘مخالف است’ و ‘اعتقاد ندارد’) بهره می جوید، در حالی که مک کین در نزدِ او حاضر است. اوباما با به کارگیریِ مکرّرِ الفاظی که دالّ بر مخالفتش با مک کین هستند، درصددِ متمایز ساختنِ رویکردِ خود نه تنها از مک کین، بلکه از دولت جرج بوش و حزبِ جمهوری خواه است، چرا که از عدمِ اعتقادِ آنان به برنامه ای مشخّص و معیّن برایِ تأمینِ هزینه هایِ جنگ ناخشنود است. آخرین جملۀ عبارتِ فوق دارای اهمیّتی اساسی است چرا که نشان می دهد اوباما علی رغمِ مخالفت اش با سیاست هایِ جنگیِ جمهوری خواهان، با اصلِ جنگ تعارض و ضدیّتی نداشته و در تحلیل نهایی، رویکردِ کلّی اش به جنگ همسان با رویکردِ جمهوری خواهان است.
اوباما اصلی ترین پرسشِ استراتژیکی که رئیس جمهورِ آیندۀ آمریکا باید به طرح و پاسخ به آن بپردازد را این پرسش می داند:
‘… در زمان حاضر كه ما وارد جنگ شده ايم، پرسشِ استراتژيكي كه رئيس جمهور بايد مطرح سازد اين نيست كه آيا ما رويكرد خاصي را در جنگ در پيش گرفته ايم يا خير. بلكه پرسشِ [اصلي] اين است كه آيا [اين رويكرد] خردمندانه بوده است؟’ (همان). (8)
در قطعۀ فوق، اوباما با به کارگیریِ لفظِ ‘باید’ نشان می دهد که پرسش از خردمندانه بودن یا نبودنِ رویکردهایِ آمریکا در جنگِ عراق، یک الزام برایِ رئیس جمهورِ آیندۀ ایالات متحده، و امری ضروری برایِ مشخّص شدنِ چشم اندازِ استراتژی ها و رویکردهایی است که آمریکا در آینده باید در عراق در پیش گیرد. هم چنین، پرسش از خردمندانه بودنِ رویکردِ آمریکا در جنگ، تلویحاً به معنایِ ناخردانه بودنِ آن است. این امری است که اوباما در قطعۀ زیر صراحتاً به آن اشاره می نماید:
‘… من فكر مي كنم درسي را كه بايد از جنگ عراق گيريم اين است كه ما هيچ گاه نبايد در استفاده از نيروهاي نظامي ترديد نماييم، و من در مقام رئيس جمهور، و براي حفظ امنيت مردم آمريكا، در اين امر ترديد نخواهم نمود. امّا، [مسئله اي كه وجود دارد اين است كه] ما بايد از نيروهاي نظامي به گونه اي خردمندانه استفاده نماييم. و ما در جنگِ عراق، از نيروهاي نظامي مان به طور خردمندانه اي استفاده ننموديم’ (همان). (9)
آن چه پیش تر در بابِ عدمِ تعارض و ضدیّتِ اوباما با اصلِ جنگ و همسانیِ رویکردِ کلّی اش به جنگ با رویکردِ جمهوری خواهان گفتیم، در این قطعه به خوبی آشکار است. نکتۀ بااهمیّت این که اوباما در این قطعه بیانِ تأکیدیِ شدیدی دارد. استفاده از واژۀ ‘درس’، و الفاظِ ‘هیچ گاه نباید … تردید نماییم’ و ‘… تردید نخواهم نمود’ و نیز، به کارگیریِ مؤکّدانۀ الفاظِ ‘من در مقامِ رئیس جمهور’ و ‘برای حفظ امنیّتِ مردمِ آمریکا’، همگی نشان دهندۀ این هستند که هر چند اوباما رویکردها و استراتژی های جمهوری خواهان در عراق را نابخردانه می داند و در قطعۀ فوق آن را صراحتاً به زبان می آورد، امّا، رویکردِ کلان اش به جنگ در راستای همانِ سیاستِ جنگ طلبیِ دولتِ بوش است. آن جا که اوباما بر استفادۀ ‘خردمندانه’ از نیروهایِ نظامی در جنگ تأکید کرده است، معیارِ این خردمندانه بودن را مشخّص نساخته است. به بیانی دیگر، این امر در گفتارِ او دارای ابهام است که چه شاخص هایی استفادۀ ‘خردمندانه’ از نیروهای نظامی را از استفادۀ ‘ناخردمندانه’ از آن متمایز می سازند.
اوباما با پرداختن به بحث دربارۀ جنگِ افغانستان، درصددِ روشن ساختنِ این امر است که آمریکا در عراق با شرایطی متفاوت از افغانستان روبروست:
‘… جنگ ما عليه تروريسم در افغانستان آغاز شد، و بايد در همان جا نيز خاتمه يابد. امّا، تا زماني كه ما [در عراق حضور داريم] و هنوز حاكميّت عراق و ادارۀ امور آن را به خود عراقي ها واگذار نكرده ايم، نمي توانيم به جنگ مان در افغانستان، [كه جنگي است عليه تروريسم،] خاتمه دهيم. ما بايد اين جنگ را به گونه اي مسئوليت پذيرانه به پايان برسانيم. ما بايد اين كار را مرحله به مرحله به پيش ببريم. امّا، بايد قادر باشيم تا ظرفِ مدّتِ 16 ماه تعداد نيروهاي نظامي مان را كاهش دهيم. … ما بايد تمامِ توانِ خود را در افغانستان به كار گيريم تا بتوانيم بن لادن را دستگير و معدوم كرده و القاعده را سرنگون نماييم’ (همان). (10)
در این جا، طرحِ کلّیِ اوباما این است که دولتِ آمریکا باید در درجۀ اوّل و هر چه سریع تر جنگ در عراق را پایان داده و حاکمیّتِ آن را به خودِ عراقی ها واگذارد. در درجۀ دوم، باید به جنگ در افغانستان پرداخت و آن را نه یک دفعه و آنی، بلکه به صورتِ تدریجی و مرحله به مرحله به پایان برد. اوباما بر این اعتقاد است که جنگ در افغانستان به لحاظِ استراتژیک بر جنگ در عراق تقدّم و اولویّت دارد، زیرا که جنگ در افغانستان، جنگی علیه تروریسم است. بنابراین، می توان گفت که در نزدِ او، پایان دادن به جنگِ عراق و واگذاریِ حکومتِ این کشور به خودِ عراقی ها پیش شرطی برای پرداختن به جنگ در افغانستان با توجّهی کامل و با تمامِ قوا است. اوباما مکرّراً از لفظِ ‘باید’ استفاده می نماید. این، نشانه ای بارز از تأکیدِ او بر پایان دادن به جنگِ افغانستان است. او به اتمام دادنِ به جنگ به گونه ای ‘مسئولیت پذیرانه’ اشاره نموده است، در حالی که معیارهای این مسئولیت پذیری را مشخّص نمی نماید. به کارگیریِ ترکیبِ ‘تمامِ توان’، نشان از ضرورت و فوریّتِ مبارزه با القاعده دارد، چرا که:
‘ما تا به حال بيش از 600 میلیارد دلار را در جنگ هزينه كرده ايم و اين رقم به زودي به یک تريليون دلار خواهد رسيد. چهار هزار نفر از سربازان ما جان خود را از دست داده اند و 30 هزار نفر از آنان دچار جراحات شده اند. از همه مهم تر، اگر از نقطه نظري استراتژيك كه مرتبط با امنيت ملّي است، جرياناتي را كه به وقوع پيوسته اند مورد مداقه قرار دهيم، متوجه مي شويم كه القاعده امروزه هم چنان بالنده، و [از زمان آغاز جنگ] در سال 2001، هم اكنون از هر زمان ديگري قدرتمندتر است. ما چشم خود را بر آن چه كه در اطرافمان مي گذرد، بسته ايم’ (همان). (11)
اوباما در این جا صراحتاً هزینه ها و آمارِ تلفاتِ آمریکا در جنگ را بیان می نماید. این اشارۀ مکرّر به آمارِ تلفاتِ جنگ در چند جملۀ پی در پی و استفاده از الفاظِ ‘بیش’، ‘به زودی’، ‘از همه مهم تر’ و به کارگیریِ ترکیباتِ ‘نقطه نظرِ استراتژیک’ و ‘امنیّتِ ملّی’، نشان از تأکیدِ او بر ناکارآمدی و شکستِ سیاست هایِ جمهوری خواهان در جنگ دارد، چرا که علی رغمِ صرفِ هزینه هایِ هنگفت و تحمّلِ هزینه هایی سنگین، القاعده هم چنان ‘بالنده’ و ‘قدرتمندتر’ از قبل است. او با به کارگیریِ صفتِ تفضیلیِ ‘قدرتمندتر’، به گونه ای طعنه آمیز پیامدِ سیاست هایِ جنگیِ دولتِ بوش را در جمله ای کوتاه بیان کرده است. در نتیجۀ این ‘قدرتمندتر بودن’ است که رئیس جمهورِ آیندۀ ایالات متحده باید با پایان دادنِ هر چه سریع تر به جنگِ عراق، بر جنگ در افغانستان و مبارزه با القاعده با تمامِ قوا تمرکز نماید. امری که دولتِ بوش به گونه ای معکوس در پیش گرفته است و به جای تمرکز بر افغانستان، به هدر دادنِ منابعِ انسانی و مالی در عراق پرداخته است. جملۀ نهاییِ قطعۀ فوق ناظر به همین معنا و نشان از عدمِ شناختِ صحیحِ جمهوری خواهان از اوضاع و شرایطِ استراتژیکِ منطقۀ خاورمیانه است.
1- 1- 5- دورانِ ریاست جمهوری
اوباما در یکی از سخنرانی هایِ خود که به مسائلِ جنگ در عراق و پایان دادن به آن اختصاص دارد و در روزِ بیست و یکمِ ماه اکتبرِ سالِ 2011 ایراد گردیده است، به یادآوریِ عهد و پیمانِ گذشتۀ خویش دربارۀ جنگِ عراق می پردازد:
‘آن هنگام كه نامزد رياست جمهوري بودم، قول دادم تا جنگ در عراق را به گونه اي مسئوليت پذيرانه به پايان برسانم- اين هم براي امنيّتِ ملّي مان، ‌و هم براي تقويت استيلا و رهبريِ آمريكا بر جهان بود. پس از اين كه قدرت را به دست گرفتم، راهبرد جديدي را اعلام كردم كه به مأموريّت و مبارزۀ ما در عراق خاتمه خواهد داد، و تا پايان سال 2011، تمام سربازان ما را از آنجا خارج خواهد نمود’ (اوباما، 2011). (12)
اوباما، مشابه دورانِ ماقبلِ ریاست جمهوری اش، بر پایان دادن به جنگ به گونه ای ‘مسئولیت پذیرانه’ تأکید می ورزد. هم چنان که از جملۀ دومِ عبارتِ فوق بر می آید، اوباما این ‘مسئولیت پذیری’ را متوجّه حفظِ امنیّتِ ملّیِ آمریکا و تقویت استیلایِ آمریکا بر جهان می داند. به بیانی دیگر، آن چه اوباما تلویحاً به آن اشاره دارد این است که جنگِ عراقْ امنیّتِ ملّیِ آمریکا را به خطر انداخته و در نتیجۀ هزینه هایِ جانی و مالی ای که بر دولتِ ایالاتِ متحده تحمیل نموده، سببِ به مخاطره افتادنِ نقشِ برترِ آمریکا در جهان شده است. هم چنین، شاخصۀ دیگرِ این ‘مسئولیت پذیری’، اقدامِ اوباما در جهتِ اعلامِ راهبردی جدید برای پایان دادنِ جنگ در عراق است؛ یعنی، مشخّص نمودنِ مهلت زمانی معیّن که نظامیانِ آمریکایی را ملزم به خروج از این کشور می نماید؛ اقدامی که وجه افتراقِ سیاستِ خارجیِ او از

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره ریاست جمهوری، ایالات متحده، افغانستان، تحلیل گفتمان Next Entries مقاله درباره ایالات متحده، استراتژی ها، خودمختاری، خاورمیانه