مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، برجسته سازی، افراط گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

افراط گرایانی قرار داد که سرمنشأشان را- چه در گذشته و چه در حال- باید در افغانستان و پاکستان جست:
‘من این تصمیم را اتخاذ نمودم، چرا که متقاعد شده ام که امنیّتِ ما از جانبِ افغانستان و پاکستان در خطر است. [افغانستان و پاکستان] کانونِ افراط گرایی هایِ مملوء از خشونتی هستند که توسطِ القاعده صورت می پذیرند. از این کشورها بود که حملۀ یازدهمِ سپتامبر علیه ما صورت گرفت، و در این کشورهاست که حملاتی جدید علیه ما در حالِ طرح ریزی است…’ (همان). (29)
در قطعۀ فوق الذّکر، استفاده از صورتِ اوّل شخصِ مفردِ فعلِ ‘متقاعد شدن’، ترکیبِ اضافیِ ‘امنیّتِ ما’، و صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘در خطر بودن’، به همراه هر یک از واژگانِ موجود در ترکیبِ اضافیِ ‘کانونِ افراط گرایی هایِ مملوء از خشونت’، افغانستان و پاکستان را به عنوانِ بزرگ ترین تهدیدها علیه امنیّتِ ایالات متحده معرّفی نموده، اعزامِ سربازانی بیشتر به افغانستان را به عنوان امری ضروری و الزامی مطرح می سازد. علاوه بر این عبارات، که خود آشکارا دارای بارِ تأکیدیِ نیرومندی هستند، استعمالِ ترکیبِ اضافیِ ‘حملۀ یازدهم سپتامبر’- که یادآورِ دورانِ تراژیکِ توأم با رنج ها و صعوبت هایی است که دولت و ملّتِ ایالات متحده از سر گذرانیده اند- و استفاده از ترکیبِ وصفیِ ‘حملاتِ جدید’، لفظِ ‘علیه ما’، و صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘طرح ریختن’- که در قالبی استمراری استعمال گشته، و بدین وسیله خطری را گوشزد می نماید که دقیقاً در همین لحظه، متوجّه امنیّتِ ملّیِ ایالات متحده و متوجّه جان و مالِ شهروندان آمریکایی است- ضرورت و الزامیّتِ اخیرالذّکر را در اذهانِ مخاطبان برجسته و پُررنگ می سازد. در قطعۀ فوق، استفاده از ضمیرِ منفصلِ اوّل شخصِ مفرد، یعنی، ‘من’- آن هم در ابتدایِ جمله- تأکیدی چندباره بر این چنین معنایی است؛ این ‘منْ’ “گسلنده ساز” است؛ این “گسستی” است در تاریخِ روابطِ مابینِ آمریکا و افغانستان؛ این “گسستی” است در محورها و اصولِ سیاست ها و راهبردهایِ دولتِ پیشینِ ایالات متحده در قبالِ افغانستان؛ این “گسستی” است در ارجحیّت ها و اولویت هایِ امنیّت و منافعِ ملّیِ ایالات متحده:
‘من به عنوانِ فرماندۀ کلِ قوا، این امر را مشخّص ساخته ام که اعزامِ 30000 نفرِ دیگر از نیروهایِ نظامیِ آمریکا به افغانستانْ امري حياتي برايِ منافعِ ملّیِ ماست’ (همان). (30)
این ‘منْ’ همان ‘منْ’ است که این بار توأم با ترکیبِ اضافیِ ‘فرماندۀ کلِ قوا’، نقشی تأکیدی و تشدیدی را ایفا نموده، سببِ برجسته سازی و پُررنگ سازیِ ضرورت و الزامیّتِ اعزامِ سربازانی بیشتر به افغانستان می شود؛ این ‘منْ’ منی است که مقتدرانه و باصلابت، خود را حامی و ناجیِ منافعِ کشور، دولت و ملّتِ ایالات متحده معرّفی می نماید؛ این ‘منْ’ منی است که با عزمِ راسخِ خویش و با تصمیمِ قاطعِ خویش، بر جبرانِ غفلت ها، کوتاهی ها، ناکامی ها و شکست هایِ گذشته پای فشاری می کند. استفاده از صورتِ اوّل شخصِ مفردِ فعلِ ‘مشخّص ساختن’ به خوبی این اقتدار و صلابت، این راسخ بودن و قطعیّت را نشان می دهد. آن چه ضرورت و الزامیّتِ فوق الذّکر را برجسته تر و پُررنگ تر ساخته، آن را ملکۀ ذهنِ مخاطب می کند، استعمالِ دو ترکیبِ وصفیِ ‘امرِ حیاتی’ و ‘منافعِ ملّی’ است. استفاده از ضمیرِ منفصلِ اوّل شخصِ جمع، یعنی، ‘ما’- آن هم بلافاصله پس از واژۀ ‘ملّی’- سببِ تشدید و تقویتِ حسِ وحدت و هم بستگی در میانِ آمریکاییان در مقابلِ دشمنی خارجی می گردد.
اوباما بیان می کند که:
‘اگر من فکر نمی کردم که امنیّتِ ایالات متحده و امنیّتِ مردمِ آمریکا از جانبِ افغانستان در خطر است، فردا با خشنودیِ تمام دستور می دادم که هر یک از سربازان مان به کشور بازگردند’ (همان). (31)
قطعۀ فوقْ همراه با حرفِ ربطِ if (اگر)، در قالبِ جملۀ شرطی نوعِ دوم366 ادا گشته است. بايد گفت که این نوع از جملۀ شرطی در دستورِ زبانِ انگلیسی، برایِ اشاره به موقعیّت هایی غیرواقعی367 یا نامحتمل368 در زمان هایِ حال یا آینده به کار می رود. در جمله واره ای369 که if در ابتدای آن ادا می گردد (= if-clause)، از فعلی در زمانِ گذشته استفاده می نماییم (حتی اگر معنایِ آن مربوط به زمانِ حال یا آینده باشد). در قسمتِ دیگرِ جمله نیز از فرمولِ would + infinitive without to (فعلِ وجهیِ370 would به همراه مصدرِ بدونِ to) استفاده می کنیم (سوان، 2005: 235). در قطعۀ فوق، فعلی که در if clause موردِ استعمال قرار گرفته است، did not think است که با توجّه به آن چه دربارۀ استفاده از افعالِ زمانِ گذشته در جملۀ شرطیِ نوعِ دوم و غیرواقعی یا نامحتمل بودنِ این چنین جملاتی گفتیم، اگر این فعل را در یک جملۀ غیرشرطی، دارایِ معانی ای مربوط به زمان هایِ حال و آینده بدانیم، صورتِ معادلِ فعلِ think خواهد بود. هم چنین فعلِ were در جمله ای غیرشرطی که دارای معنایی مربوط به زمانِ حال باشد، صورتِ معادلِ فعلِ are، و در این چنین جمله ای با معنایی مربوط به زمانِ آینده، صورتِ معادلِ فعلِ will be خواهد بود. هم چنین، در جمله ای که از پیِ if clause آمده است، فعلِ would order را داریم که در قالبِ یک جملۀ غیرشرطیِ دارایِ معنایی مربوط به زمانِ حال، صورتِ معادلِ فعلِ do not order، و در قالبِ یک این چنین جمله ای که دارایِ معنایی مربوط به زمانِ آینده باشد، صورتِ معادلِ فعلِwill not order خواهد بود. بنابراین، می توان جملۀ شرطیِ فوق الذّکر را به دو صورتِ غیرشرطی بازگو نمود:
من فکر می کنم که امنیّتِ ایالات متحده و امنیّتِ مردمِ آمریکا از جانبِ افغانستان در خطر است، بنابراین، دستور نمی دهم که هر یک از سربازان مان به کشور بازگردند.371
من فکر می کنم که امنیّتِ ایالات متحده و امنیّتِ مردمِ آمریکا از جانبِ افغانستان در خطر خواهد بود، بنابراین، فردا دستور نخواهم داد که هر یک از سربازان مان به کشور بازگردند.372
این دو جملۀ غیرشرطی، که مقصود و منظورِ اصلیِ اوباما از به زبان آوردنِ جملۀ شرطیِ فوق الذّکر در آنان نهفته است، تأکیدی چندباره بر ضرورت و الزامیّتِ حضورِ سربازانِ آمریکایی در افغانستان، و ضرورت و الزامیّتِ اعزامِ شمارِ بیشتری از سربازان به این کشور است. اگر به جملۀ شرطیِ فوق نظر افکنیم، متوجّه می شویم که استفاده از قیدِ ‘با خشنودیِ تمام’، و لفظِ ‘هر یک’، علاوه بر این که این چنین معانی ای را در اذهانِ مخاطبان برجسته و پُررنگ می سازند، بر عدمِ تمایلِ اوباما به برافروختنِ آتشِ جنگ نیز دلالت دارند.
اوباما در نطقی که در مورخۀ یکمِ مِیِ 2012 ایراد نموده است، سربازانِ آمريكاييِ مستقر در افغانستان را این گونه خطاب قرار می دهد:
‘قربانياني را كه همۀ شما [در افغانستان] داديد، و قربانياني را كه خانواده هاي شما هر روز [در افغانستان] مي دهند، آمريكا را به كشوري آزاد و امن مبدّل ساخته است’ (اوباما، 2012 ب). (32)
استفاده از لفظِ ‘قربانیان’- آن هم در دو جملۀ پی در پی- سبب می شود تا در مخاطب، احساسِ قدردانی و احترام نسبت به سربازانِ آمریکاییِ حاضر و کشته شده در افغانستان برانگیخته شود؛ سربازانی که بدونِ هیچ چشم داشتی، رنج و صعوبتِ دوری از عزیزان و خانواده هایشان را بر خود هموار نموده اند، و گرانمایه ترین سرمایه شان، یعنی، زندگانی شان را در راه ایجادِ دموکراسی، آزادی، صلح و شکوفایی برایِ ملّتِ افغانستان، و امنیّت و آرامش برای مردمِ ایالات متحده، بر طَبَقِ اخلاص نهاده اند، و برخی از آنانْ جانِ عزیزِ خویش را در این راه مقدّس، و برایِ نیل به این اهدافِ والا از دست داده اند. استعمالِ ترکیبِ اضافیِ ‘همۀ شما’ سببِ برجسته سازیِ هر چه بیشترِ این معنا شده است. اوباما با به کارگیریِ ترکیبِ مضاف و مضافٌ الیهیِ ‘خانواده هایِ شما’ درصدد است تا در مخاطب- به گونه ای مؤکّدانه- احساسِ همدردی و تألّم نسبت به خانواده هایِ سربازانِ آمریکاییِ حاضر و کشته شده در افغانستان را برانگیزد؛ خانواده هایی که با صبر و شکیبایی، رنجِ فراقِ فرزندانِ عزیزِ خویش را تحمّل نموده اند، و برخی از آنانْ فرزندانِ برومندِ خود را بدونِ هیچ توقّعی، در راه اهدافی مقدّس و والا تقدیم نموده اند. این ایثار، گذشت و فداکاریِ سربازانِ کشته شده و حاضر در افغانستان و خانواده هایِ آنان است که برانگیزانندۀ اعلاترین درجاتِ سپاس و قدردانی نسبت به آنان می باشد. استفاده از قیدِ زمانیِ ‘هر روز’ بر بارِ تأکیدی و تشدیدیِ این چنین معنایی می افزاید.
در قطعۀ فوق، به کارگیریِ ترکیبِ وصفیِ ‘ کشورِ آزاد و امن’ بر نقشِ اساسی و مؤثرِ سربازانِ آمریکایی در برقراریِ آزادی و امنیّت در افغانستان، و به تبعِ آن، در ایالات متحده دلالت دارد. این تركيبْ مؤیّدِ به هم پیوستگی و ارتباطِ تنگاتنگِ اوضاع و شرایطِ استراتژیک و امنیّتیِ دو کشورِ افغانستان و آمریکا با یکدیگر است. این تركيبْ یادآورِ استراتژیِ اوبامایِ نامزدِ ریاست جمهوری برایِ اعزامِ سربازانِ بیشتر به افغانستان است. امّا، آن چنان که اوباما- در مقامِ رئیس جمهور- می گوید این حضورِ سربازانِ بیشتر را نباید به معنایِ جنگ طلبیِ ایالات متحده قلمداد نمود:
‘ما اين جنگ را انتخاب نكرديم. اين جنگ در يازده سپتامبر بر ما تحميل شد… . ما طالبِ جنگ نيستيم. امّا، هنگامي كه ببينيم وطن مان موردِ تجاوز قرار گرفته، هنگامي كه ببينيم شهروندان مان جانِ خود را از دست مي دهند، آن گاه به اين پي خواهيم برد كه بايد واردِ عمل شويم’ (همان). (33)
استفاده از صورتِ منفی و اوّل شخصِ جمعِ فعلِ ‘انتخاب کردن’، ترکیبِ اضافیِ ‘یازده سپتامبر’، صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘تحمیل شدن’، و صورتِ منفی و اوّل شخصِ جمعِ فعلِ ‘طالب بودن’- همگی- بر مداخلۀ نظامیِ ایالات متحده در افغانستان علی رغمِ میلِ باطنیِ آن دلالت دارند. هم چنین، دومین و سومین لفظِ اخیرالذّکر به الزامی بودنِ این چنین مداخله ای اشاره دارند. صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘مورد تجاوز قرار گرفتن’، صورتِ سوم شخصِ جمعِ فعلِ ‘جان از دست دادن’، و صورتِ اوّل شخصِ جمعِ فعلِ ‘وارد عمل شدن’- که پس از لفظِ ‘باید’ به کار رفته است- نیز ضرورت و الزامیّتِ توأمانِ این چنین مداخله ای را در اذهانِ مخاطبان برجسته و پُررنگ می سازند. به کارگیریِ الفاظِ ‘وطن’ و ‘شهروندانْ’ بر بارِ تأکیدی و تشدیدیِ این چنین معانی ای می افزاید، چرا که دولتِ ایالات متحده را به عنوانِ دولتی مسئولیت پذیر در قبالِ امنیّت و صلحِ ملّی نشان می دهد. لفظِ ‘وطن’ دارایِ بارِ احساسیِ نیرومندی است؛ این احساسی است برخاسته از ذخیرۀ نیروهایِ ریشه دار در خاک و خونِ ملّتِ ایالات متحده در ژرف ترین سطحِ آن؛ این احساسْ نيرويي را سبب مي شود که ملّتِ ایالات متحده را به عمیق ترین صورت بر می انگیزد و به گسترده ترین صورت به حرکت در می آورد. آن چه این احساسِ عمیق و نیرومند را به بهترین وجه تشدید می سازد، استعمالِ صورتِ پیوستۀ ضمیرِ اوّل شخصِ جمع- یعنی، ‘مان’- در دو واژۀ ‘وطن’ و ‘شهروندان’ است. این ضمیرْ برانگیزانندۀ احساسِ وحدت و هم یگانگی ای است که شهروندان و دولتِ ایالات متحده را با اهداف، آرمان ها، خواسته ها و دشمنانی مشترک، در کلّی واحد- یعنی، مامِ وطن- هم بسته و هم پیوند می سازد.
اوباما در ادامه، از توافقنامه ای که با دولتِ افغانستان به امضاء رسانیده است، سخن به میان می آورد:
‘من اخيراً ‘توافقنامۀ همكاريِ استراتژيك’ را با افغانستان به امضاء رساندم كه به موجبِ آن، مسئوليتي را كه ما در قبالِ امنيّتِ افغانستان داشتيم، به خودِ افغاني ها محوّل مي شود. ما اين امر را به طور ناگهاني صورت نخواهیم داد. ما درصددِ آن نيستيم تا اين كار را به نحوي كه حاكي از مسئوليت ناپذيري باشد،‌ به انجام رسانيم. ما بايد اطمينان حاصل كنيم كه دستاوردهايمان، دستاوردهايي كه به سختي [در افغانستان] كسب كرده ايم، حفظ خواهند شد. امّا، تنها دليلي كه ما را قادر به انجام اين كار خواهد كرد، شما هستيد. تنها دليلي كه مردم افغانستان فرصتي براي فردايي تازه دارند، شما

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، ریاست جمهوری، یازده سپتامبر Next Entries مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده